هویت به عنوان یک عامل معنا ساز، نه یک امر ثابت که سیّال و متغیر است. مولّفه های اساسی هویت در طی زمان و تحت تأثیر برخی حوادث و اندیشه ها دچار تغییر و دگرگونی می شوند. مؤلفه نژاد و تبار مشترک به عنوان یک مولّفه هویت بخش برای ایرانیان در سده اخیر به ویژه در دوران جنگ جهانی اول و سال های پس ازآن، به مولّفه های هویت بخش اضافه گردیده است. این مقاله زمینه ها و چگونگی برسازی هویت ایرانی بر اساس مولّفه نژاد را با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی و با بهره گیری از نظریه برساخت گرایی مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش بر آن است که طرح مولّفه نژاد به عنوان یک عامل هویت ساز برای ایرانیان، تحت تأثیر اندیشه های نژادی اروپا، از دستاوردهای شرق شناسی بوده است. دوران جنگ جهانی اول به خاطر شرایط سیاسی و اجتماعی خاص ایران و ارتباط با آلمانی ها در این فرایند بسیار تأثیرگذار بوده است. با به قدرت رسیدن رضاشاه، ناسیونالیسم مبتنی بر نژاد تبدیل به ایدئولوژی دولت پهلوی گردید.
در بررسی حیات و اندیشه سیاسی آخوند خراسانی، سه نوع منبع قابل ذکر است: 1. تألیفات و آثار نوشتاری آخوند در عرصة سیاسی؛ 2. نقل های معاصرانِ آخوند دربارة ایشان؛ 3. آثار تحقیقی و تحلیلی دربارة آخوند (با تأکید بر حیات و اندیشة سیاسی). درمیان منابع تحقیقی و تحلیلی دربارة اندیشة سیاسی آخوند، دو طیف مهم وجود دارد: گروهی از نویسندگان، که مبنای مشروعیت حکومت را خواست مردم می دانند، با تکیه بر برخی اسناد، گزارش ها و ارائة تحلیل هایی از مواضع سیاسی آخوند در دورة نهضت مشروطیت، تلاش کرده اند تفکر ایشان را به نوعی، سازگار با اندیشه های مردم سالار غربی، و در تقابل با اندیشة سیاسی دیگر فقهای شیعه قرار دهند. در نقطة مقابل این رویکرد، دیدگاه و تفسیری متفاوت و البته صحیح وجود دارد که آخوند را همچون فقهای دیگر، موافق انحصار مشروعیت حکم رانی به فقیهان در عصر غیبت بیان کرده، مشروطه خواهی آخوند را (به عنوان یک الگوی سیاسی که مبتنی بر اندیشة سیاسی ثابت دربارة ولایت عامّه فقهاست)، در طول و نه در عرض آن معرفی می نماید.
امامان شیعه بر اثر اوضاع اجتماعی حاکم بر جامعه شان، برنامه ای برای ارشاد و هدایت مردم روزگار خود و تمدن سازی پیش گرفتند و به فرهنگ سازی و تربیت شاگردان بسیار، همّت گماردند تا مدنیّت اسلامی ماندگار شود. امام جواد (ع) نیز در این میان برای دست یابی به چنین هدف هایی، شاگردانی تربیت کرد که برخی از آنان ایرانی تبار بودند. این گروه بیش تر، راوی حدیث و ناقل اندیشه های ناب تشیع به شمار می رفتند که آثار و روایات بسیاری در این زمینه از آنان بر جای مانده است. بسیاری از این روایات، فقهی اند و آنها را در کتاب های چهارگانه شیعیان می توان یافت. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی از طریق مطالعه کتاب خانه ای، به پرسش های زیر پاسخ می گوید: 1. چند تن از اصحاب ایرانی امام جواد (ع) در زمینه حدیث و روایت از دیگران فعال تر بوده اند؟ 2. آیا یاران ایرانی امام جواد (ع) در زمینه حدیث شیعه آثاری پدید آورده اند؟ 3. چند روایت (مستقیم یا به واسطه امام جواد (ع) و دیگر امامان) در چه موضوعی، از اصحاب ایرانی امام جواد (ع) در کُتب اربعه آمده است؟ 4. چند درصد از روایات کتب اربعه، از طریق یاران ایرانی امام جواد (ع) نقل شده است؟
در ایران قاجاری پناه بردن به امام زادگان برای دادخواهی و حل اختلاف امری معمول بود تحقیقات مختلف علت رواج بست نشینی در این دوره را درضعف حکومت قاجاری و نبود دستگاه قضایی کارآمد منحصر کرده اند. این مقاله رخداد بست نشینی را در کنار رخدادی دیگر، قسم خوردن در بقعه امام زاده، در قالب کارکردی واحد با عنوان رفع تعارضات اجتماعی تعریف می کند وبا رویکردی میان رشته ای و بر اساس تفسیر شواهد تاریخی و کالبدی به تبیین اسباب مختلفی که این کارکرد را ممکن کرده می پردازد و حیثیت مکانی دو رخداد یاد شده را طی مطالعه موردی یکی از امام زادگان عمده تهران، آشکار می کند. فهم ارتباط میان کالبد و فضای امام زاده با کارکرد یادشده نشان می دهد که چگونه ذهنیت عامه ایرانیان در باب یک نهاد اجتماعی بر شیوه تجلی کالبدی و فضایی این نهاد در شهر تأثیر می گذارد. این تظاهر کالبدی چه اثر متقابلی بر نهاد اجتماعی مذکور دارد.