اعتماد عمومی در مدیریت دولتی بر مبنای آموزه های نامه 25 نهج البلاغه اعتماد به عنوان یک مفهوم، منعکس کننده اعتبار، شایستگی، مشروعیت و درستکاری ادراک شده از یک فرد، سازمان یا نهاد است ) (Lewellyn & Brookes, 2013, p.19 . هاردین (2004) اعتماد را به عنوان موضوعی که با دانش و باور سر وکار دارد، مطرح می کند. مورونو و همکارانش (2009) معتقدند که اعتماد عبارت است از انتظارات، که هسته مرکزی بیشتر تعاریف اعتماد را تشکیل می دهد .
تمدن نوین اسلامی از سوی حضرت آیتالله خامنهای (مدظله العالی) بهعنوان چشمانداز فرا راهبردی امت اسلامی مطرح گردیده است و طلایهدار این سیر را نظام جمهوری اسلامی ایران میدانند. با شناخت ابعاد و مؤلفههای تمدن نوین اسلامی و الزامات شکلگیری آن در بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است که میتوان بهدرستی این چشمانداز را درک و برنامهریزی و هدفگذاری و بسیج منابع در مدیریت کلان کشور را با آن مطابق کرد. لذا در این پژوهش، که از نوع تحقیقات بنیادی است با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون به تجزیه و تحلیل بیانات معظمله در حوزه تمدن نوین اسلامی پرداختیم. بهمنظور تدوین الگوی تمدن نوین اسلامی از نرمافزار پژوهش کیفی MAXQDA برای تحلیل مضمون استفاده شده است. براساس شناسههای استخراجی، دو بعد سختافزاری و نرمافزاری و پنج مؤلفه برای تمدن نوین اسلامی مشخص شد. همچنین الزامات شکلگیری تمدن نوین اسلامی نیز تبیین شد که شامل دو بعد ملی (دارای هشت مؤلفه) و فراملی (دارای دو مؤلفه) است.
در چند سال اخیر، فرهنگ جهادی به عنوان یک الگوی مدیریتی و راهکاری برای عبور از بن بست ها و مشکلات پیش روی سازمان ها و شرکت ها در کانون توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته است. تحقیق حاضر با هدف طراحی مختصات فرهنگ جهادی در شرکت های متوسط و بزرگ شهرک های صنعتی شهر آران و بیدگل انجام گرفت. به منظور دستیابی به این هدف، مدل فرهنگ جهادی ازطریق اجرای سه مرحله طراحی شده است؛ در مرحله اول، ازطریق مطالعه و مرور ادبیات و پیشینه مرتبط با مفهوم فرهنگ جهادی، شاخص های اولیه طراحی مدل، شناسایی شد. در مرحله دوم ازطریق اجرای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 20 نفر از خبرگان علمی مرتبط با حوزه جهاد و باتوجه به پیش فرض های مدل فرهنگ، مختصات اولیه فرهنگ جهادی به شیوه ای کیفی طراحی شد. در مرحله سوم، اعتباریابی مدل ازطریق دو دور دلفی در میان 30 نفر از خبرگان و تحلیل داده های حاصل انجام گرفت. درنهایت، مختصات فرهنگ جهادی در شرکت های متوسط و بزرگ شهرک های صنعتی شهر آران و بیدگل درقالب چهار بعد اصلی (فردی شخصیتی، ساختاری، رفتاری و ارزشی جهادی) و 56 شاخص با تحلیل عاملی اکتشافی طراحی و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و فن مدل معادلات ساختاری (نرم افزار لیزرل) پیشنهاد شد.
تاریخ کهن بشر و خصوصاً تاریخ معاصر کشورمان سرشار از رویارویی با بحران های متعدد است. ذهن تک تک افرادی که در این پهنه از جهان سکونت دارند سرشار از تجربه بحران های طبیعی و انسانی است که تنها بصورت شفاهی بیان شده و تا بحال این تجربه گران سنگ مکتوب و گردآوری نشده است. به گواه تاریخ، عدم کفایت در مواجهه با بحران و تصمیم گیری های بدون پشتوانه علمی (حکمرانی در تعلیق) به بحران بعدی موکول و کمافی السابق تنها در زمان اوج بحران به مدیریت آزمون و خطایی تبدیل می گردد. این نوع از برخوردها، آسیب های غیرقابل جبرانی را به جامعه تحمیل کرده است. از ابتدای شیوع ویروس کرونا در جهان، جامعه علمی بدنبال آن بوده است تا ساز و کار گسترش این بیماری، تأثیرات اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی آن را کشف نماید و سیاست هایی در راستای بهبود و سازگاری با این بیماری اتخاذ کنند. گزارش پیش رو به دنبال تحلیل ابعادی از سیاست گذاری دولت است که در فرآیند حکمرانی شهری، مهار بحران ها را با مشکلات زیادی مواجه کرده است. به طور مشخص سیاست فاصله گذاری اجتماعی در بحران پاندمیک کرونا یکی از مهم ترین مواردی است که می توان در صورت اجرای صحیح و به موقع آن تا حد زیادی از شیوع این بیماری کاست و مرگ و میر را کاهش داد. شاهد این مدعا تجارب جهانی سال های دور و نزدیک در جهان و داخل کشور است. کرونا اولین بحران اپیدمیک نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود. در مواجهه با بحران های بعدی، شهرها نباید بدون برنامه باشند و به یکباره حیرت زده شوند. چرا که شهرها تنها برای مواقع عادی ساخته نمی شوند، بلکه در بحران ها هم باید کارآمد باشند. شهر سرپل ذهاب در طی سه سال گذشته بحران های متعددی را پشت سر نهاده است که به دلایل مختلف به فاجعه تبدیل شده اند. زلزله آبانماه 1396 سرپل ذهاب و تخریب شدید آن به دلیل ناکارامدی در حکمرانی به فاجعه تبدیل شد. چنان که تبعات اجتماعی، اقتصادی، روحی- روانی و ... آن هنوز هم پابرجاست. سیل فروردین ماه 1398 نیز به نوبه خود چالشی جدی برای حکمرانی شهری بود که باعث غافلگیری مردم و مسئولان شد. در نهایت بحران کرونا نیز با مشکلات مختص به خود، به گونه ای دیگر لایه های مختلف نظام حکمرانی را به چالش کشیده است.
این پژوهش با هدف ارائه و تحلیل الگوی رهبری تحول آفرین از منظر قرآن کریم انجام پذیرفته است و در پی پاسخ به این پرسش است که الگوی رهبری تحول آفرین از منظر قرآن کریم چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش و برای استخراج مفاهیم رهبری به قرآن مراجعه و از روش تفسیر موضوعی و تحلیل مضمون استفاده شده است. برای استخراج مفاهیم و کدگذاری در ابتدا دو بار کل قرآن کریم مرور شده که 618 آیه شد. در پاسخ سؤال ها یافته های تحقیق عبارت اند از 251 مضمون پایه، 48 مضمون سازمان دهنده و 7 مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر در قالب مفاهیمی مانند مبانی فکری، اصول رهبری، رفتارهای تحول آفرینانه، بازخورد رهبری تحول آفرین، نتایج رهبری تحول آفرین و در نهایت مؤلفه های رهبری شکل گرفت. آنچه از مجموع آیات بررسی شده به دست می آید این است که در مواردی آیات قرآن کریم نظریات اندیشمندان مدیریت را مورد تائید قرار داده و در مواردی، نگاهی اصلاحی و در برخی موارد نیز نظریات خاصی ارائه می دهد که ناشی از جهان بینی متفاوت بین این دو دیدگاه است.
یکی از مهمترین عارضه های مدیریت در دوره کنونی، ایجاد فاصله بین مدیران و کارگزاران دولتی با عامه مردم و در پی آن، عدم درک صحیح از نیازهای واقعی مردم و مسئله محور نبودن سیاستگذاریها ست. یکی از سازوکارهای اجرایی در این زمینه، که در آیات و روایات اسلامی نیز به آن توجه شده، بازدیدهای میدانی و حضور مدیر در میان ذی نفعان سازمانی بویژه کارمندان و ارباب رجوع است. مدیران باید با بهره گیری از سبک مدیریت بر مبنای سرکشی به بازدیدهای سرزده از حوزه تحت امر خود اقدام کنند و بدون تکلّف با کارکنان و ارباب رجوع به گفتگو بپردازند. این روش باعث بهبود سطح اعتماد بین شهروندان و مدیریت می شود و راه های ارتباطی جدیدی را باز می کند. بنابراین مدیران علاوه بر شناسایی مسائل از طریقگزارشات و واسطهها، خودشان نیز باید چهره به چهره با افراد جامعه و سازمان در قالب بازدیدهای سرزده و یا جلسات پرسش و پاسخ ارتباط برقرار کنند و اجازه دهند تا افراد مشکلات خود را بدون ترس و واهمه بیان کنند و حتی اگر در بیان مشکلات نیز از زبان تند و جسورانه استفاده می کنند، مدیر باید با سعه صدر و متواضعانه، شنوای انتقادات و مسائل آنها باشد تا بدون سانسور با مشکلات واقعی افراد آشنا شود و برای حل آنها تصمیمات مناسب را بگیرد.
چشم انداز حکمرانی دیجیتال، پیوسته در حال تغییر است. در همین راستا تحولات ناشی از دولت الکترونیک سبب وقوع مجموعه ای از تغییرات سازمانی و فرهنگی شده است. عدم تبعیت این تحولات از یک مدل تکامل یافته مانع از تحقق بایسته حکمرانی دیجیتال می گردد. یکی از مدل های معرفی شده در این زمینه مدل مفهومی تحول گرایی حکمرانی (T-Gov) است. نوشتار حاضر بدنبال معرفی این مدل مفهومی و نقش آن در تحول حکمرانی می باشد. در این مطالعه کیفی، مرور نظام مند 35 پژوهش صورت گرفته، در حوزه "حکمرانی دیجیتال" طی سال های 2000 تا 2021 نشان می دهد که مدل تحول گرایی حکمرانی یک مدل تطبیقی با قابلیت فراهم سازی شرایط سازمانی و فرهنگی لازم در جهت حرکت از "دولت الکترونیک" بسمت "حکمرانی دیجیتال" می باشد؛ همچنین در گذار تدریجی و برنامه ریزی شده این مدل، مردم در مرکز ساماندهی مجدد مکانیسم های حکمرانی قرار می گیرند. لذا این مطالعه نتیجه گرفت که مشارکت شهروندان مهمترین هدف استراتژی های تحولی می باشد و مدل تحول گرایی حکمرانی با مفهوم سازی حکمرانی دیجیتال این مهم را میسر می سازد.
پدیده گردشگری همواره حائز اهمیت بوده و بر اساس پیش بینی های انجام گرفته به سودآورترین صنعت جهان مبدل خواهد شد و در این بین حوزه گردشگری سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است. گردشگری سلامت عبارت است از سفر افراد به کشورهای دیگر به منظور دریافت خدمات سلامت که اغلب با گذراندن اوقات فراغت همراه می شود و دلیل انجام این کار فهرست های انتظار طولانی در کشورهای توسعه یافته و هزینه پایین دریافت خدمات مراقبت سلامت در کشورهای درحال توسعه می باشد. [1 ]در قرن هجدهم تا بیستم، بیماران ثروتمند از کشورهای درحال توسعه به مراکز درمانی کشورهای توسعه یافته سفر می کردند، اما این روند در اواخر قرن بیستم شروع به معکوس شدن کرد و کشورهای درحال توسعه شروع به رقابت شدیدی به منظور جذب گردشگر سلامت کرده اند، به طوری که گردش مالی این صنعت در جهان نزدیک به 55 بیلیون دلار هست که این مقدار سالانه 20 درصد افزایش پیدا می کند [2 ]و سهم سالانه کشور ایران بین 400 تا 500 میلیون دلار برآورد شده است. [3 ] در برنامه های چهارم و پنجم توسعه ایران نیز در زمینه بهداشت و درمان، حضور فعال در بازارهای جهانی با اهداف اشتغال زایی، رشد کیفی در بخش سلامت کشور، نزدیک شدن به استانداردهای جهانی، کسب درآمد و ارزآوری، حمایت از رشد اقتصادی در کشور و تبدیل شدن به قطب گردشگری سلامت منطقه در نظر گرفته شده است. با توجه به اینکه اقتصاد کشور ایران عمدتاً متکی به نفت است، لزوم توجه به گردشگری سلامت دوچندان می گردد و از طرفی نیز کشور ایران با دارا بودن آب وهوای مطبوع، جاذبه های گردشگری فراوان، مراکز درمانی مدرن و به همراه نیروی انسانی متخصص دارای شهرت جهانی، محیط مناسب برای کشورهای مسلمان، تقاضای بالای بیماران کشورهای منطقه برای جراحی های زیبایی، برتری در زمینه سلول های بنیادی، ترمیم ضایعات نخاعی و درمان ناباروری، از پتانسیل نسبتاً مناسبی در این زمینه برخوردار است.[4 ] درمجموع می توان گفت که با توجه به محدود بودن بودجه نظام سلامت، سهم پایین بخش بهداشت و درمان از تولید ناخالص داخلی، افزایش هزینه های نظام سلامت، بدهی صندوق های بیمه ای و فشار روزافزون به بیمارستان ها در راستای کنترل هزینه ها، [5] درآمدزایی و مستقل شدن، به نظر می رسد که فعالیت مراکز درمانی کشور در سطح بین المللی و در راستای جذب گردشگر سلامت گام مهمی در راستای رونق اقتصاد سلامت کشور خواهد بود. همچنین، باید به این مسئله مهم اشاره گردد که ایجاد زیرساخت های جذب گردشگر سلامت موضوعی ملی بوده و علاوه بر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان متولی اصلی و انجام سیاست گذاری های مناسب در این سازمان، سایر نهادها و ارگان های کشوری نیز باید به درستی نقش خود را در زمینه خدمات بازاریابی، حمل ونقل، خدمات رفاهی و تفریحی ایفا کرده و از طرفی درصدد رفع چالش ها و موانع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی گردشگری سلامت ایران در سطح بین الملل برآیند. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که علاوه بر تاسیس بخش پذیرش بیماران بین الملل (IPD (International Patient Department)) در بیمارستان، در قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه کشور به بحث گردشگری سلامت توجه بسیاری شده است، اما اقدامات انجام گرفته در این راستا باید سرعت بیشتری به خود بگیرد و از طرفی در کنار همه مزایای اشاره شده، بهتر است به تهدیدهای مهمی که در این زمینه متوجه کشور است در مطالعه ای جامع پرداخته شود (برای مثال ورود گردشگران سلامتی که از سایر نقاط دنیا یک بیماری خاص بومی یا آندمیک را با خود به همراه آورده و امکان شیوع آن در کشور وجود داشته باشد). درنهایت باید خدمات ارائه شده به گردشگران خارجی تعرفه ای متفاوت از گیرندگان داخلی خدمات داشته باشد و تحلیل این موضوع با مشورت اقتصاددانان سلامت انجام گیرد. تضاد منافع: نویسندگان اظهار داشتند که تضاد منافعی وجود ندارد. تشکر و قدردانی: از تمامی اساتید اقتصاد سلامت دانشگاه علوم پزشکی ایران نهایت تشکر و قدردانی به عمل می آید.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام مند پژوهش های انجام گرفته در حوزه آینده پژوهی رسانه و فناوری (فراجهان، واقعیت تعمیم یافته، غوطه وری 360 درجه، جهان بیش متصل، فرا انتقال و چندحسانه ای ها) اجرا شده که زمینه ساز انجام پژوهش های بین رشته ای آتی میان مدیریت رسانه، مدیریت فناوری، آینده پژوهی و... است. روش: مرور نظام مند، شیوه ای تحلیلی بر پایه منابع ثانویه است که با بهره گیری از کارکردهای تنوع و تکرار، به تجمیع و تحلیل داده ها می پردازد. در غربالگری اولیه با بهره گیری از تحدید روشمند دامنه تحقیق و بنا به نظر جمع پنل خبرگی، از میان 4,653,810 رکورد ثبت شده، به بیش از 700 سند علمی آینده پژوهی رسانه از پایگاه های علمی وب آوساینس، اشپرینگر، امرالد، الزویر، اسکوپوس و ساینس دایرکت دست یافتیم. در غربالگری ثانویه، 42 سند از 700 سند باقی ماند که مضمون ها، مفهوم ها، کلیدواژه ها، روندها و سناریوهای موجود در آن ها استخراج، نقد و بررسی شد.یافته ها: شناسایی ضرورت های نگاه اکوسیستمی به فناوری های نوین و پروتکل اینترنت آینده، رویکرد پنج شرکت فناوری بزرگ موسوم به گافام (گوگل، اپل، فیس بوک، آمازون، مایکروسافت)، سه سناریو آینده متاورس، ابهام زدایی از مفاهیم نوظهور آینده پژوهی رسانه، شناخت پیامدها، تهدیدها و نگرانی های اینترنت افکار و... از یافته های این پژوهش بوده اند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که کاربست فناوری های نوظهور در حوزه بازاریابی، به ویژه در سه سال اخیر، رشد تصاعدی داشته است و احتمالاً این رویکرد در سناریوهای آینده این حوزه نیز نقش اساسی ایفا خواهد کرد. همچنین می توان دریافت که علی رغم نگاه های خوش بینانه ای که با رویکرد حال امتداد یافته است، به نگاه هایی واقع نگرانه تر از جنس آینده های نااندیشیده نیازمندیم. از آنجایی که شایسته نیست تنها نظاره گر فرازها و فرودهای فناوری آینده باشیم، بایستی در این حوزه به سهم خود کنشگری فعال را تمرین کنیم، از این رو، شناخت اکوسیستم فناوری های جدید و اتخاذ راهبردهای حکمرانی پلتفرمی با برنامه های سه، پنج و هفت ساله در افق ده ساله، ضرورت ملی خواهد بود.
سلامت سازمانی، از موضوعات مهم جامعه و سازمان هاست و از پیش نیازهای اولیه برای ظهور آن، پذیرش ارزش های محوری سازمان و وجود وجدان کاری می باشد. در این پژوهش، ضمن بررسی تأثیر وجدان کاری بر سلامت سازمانی، نقش ارزش محوری نیز به عنوان متغیر میانجی مورد مطالعه قرار گرفت. این پژوهش کاربردی ازلحاظ روش، توصیفی پیمایشی است و جامعه آماری، مدیران و کارشناسان سازمان های منتخب شهرهای مراغه و زنجان به تعداد 2706 نفر می باشند. داده های تحقیق ازطریق پرسشنامه که با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، بین 443 نفر از کارکنان سازمان های موردمطالعه توزیع شد، انجام گرفت. پرسشنامه ها دارای پایایی و روایی مناسب بوده و پس از گردآوری اطلاعات، جهت آزمون فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای 20SPSS و PLS استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد وجدان کاری بر سلامت سازمانی با شدت (218/0) و وجدان کاری با نقش متغیر میانجی ارزش محوری بر سلامت سازمانی با شدت (657/0) تأثیرگذار است. همچنین میانگین نمره متغیرهای وابسته وجدان کاری، سلامت سازمانی و ارزش محوری مدیران و کارکنان سازمان های منتخب با استفاده از آزمون آنووا برابر با 30/4، سلامت سازمانی برابر با 64/3 و ارزش محوری برابر با 47/3 است.
هدف این پژوهش فهم الگوی تعالی معنویت سازمانی با تأکید بر آموزه های اسلامی و ارائه راهکارهایی به منظور تعالی معنویت در سازمان بیمه سلامت ایران است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبی به شناسایی اجزای الگوی تعالی معنویت سازمانی با رویکرد اسلامی و ترسیم روابط آنها پرداخته شده است. در بخش کیفی با استفاده از اطلاعات مصاحبه و نظر خبرگان و روش تحلیل مضمون، ابعاد الگوی تعالی معنویت در سازمان با رویکرد اسلامی شناسایی شده است. در ادامه با روش الگوسازی ساختاری تفسیری، سطح بندی معیارهای الگوی تعالی معنویت سازمانی با رویکرد اسلامی طراحی شد. این امر بر اساس توزیع پرسشنامه بین اعضای سازمان بیمه سلامت ایران انجام شده است. بر اساس روش تحلیل مضمون، 53 مضمون پایه نهایی و هشت مضمون سازماندهنده و سه مضمون فراگیر استخراج شده است. یافته های تحلیل مضمون نشان می دهد که اجزای اصلی الگوی تعالی معنویت در سازمان با رویکرد اسلامی فضائل اخلاقی، بنیانهای معرفتی سازمان، رعایت اصول اخلاقی و وجدانی نسبت به کارکنان، عملکرد سازمان با رویکرد اسلامی، فضای معنوی مؤثر بر عملکرد سازمان، اصول اخلاقی سازمان نسبت به ذی نفعان، عدالت محوری و رشد و ارتقای فرهنگی و معنوی کارکنان است. نتایج روش الگوسازی معادلات ساختاری حاکی است که "بنیانهای معرفتی" دارای بیشترین قدرت نفوذ و "عملکرد سازمان با رویکرد اسلامی" دارای بیشترین وابستگی است.
امروزه بازاریابی به عنوان دانشی فراتر از حوزه کسب و کار شناخته می شود. کاربست اصول و ابزارهای این رشته علمی در موضوعات غیر تجاری گسترش یافته است. یکی از این حوزه ها استفاده از دانش بازاریابی در حل مسائل اجتماعی است که از آن با عنوان بازاریابی اجتماعی یاد می شود. به جرأت می توان فقر و محرومیت را یکی از مهمترین معضلات جوامع انسانی دانست. رشته های گوناگون علمی از ابعاد مختلف سعی کرده اند راهکارهایی برای این مسئله ارائه کنند. یکی از این رشته های علمی که توانایی ارائه راه حل برای مسئله فقر دارد، بازاریابی اجتماعی است که تلاش می-کند با استفاده از ابزارهای خود اقدام به جلب مشارکت های عمومی و مردمی برای کمک به محرومین نماید. این پژوهش به دنبال طراحی الگویی برای تبلیغات اجتماعی به منظور جلب کمکهای مردمی در حل مسئله فقر است. برای این کار با استفاده از روش تحلیل مضمون، همه آیات قرآن با کلیدواژه انفاق مورد بررسی قرار گرفت تا چارچوب تبلیغی قرآن در موضوع دعوت برای محرومان مشخص شود. در گام دوم با استفاده از شیوه تحلیل سلسله مراتبی به وزندهی و اولویت بندی ابعاد اقدام شد. در نهایت مشخص شد پرداختن به مؤلفه های دانشی و نگرشی برای دعوت به خیر و نیز پرداختن به نیت و چرایی رفتار به عنوان دو مؤلفه اصلی محتوایی برای ساخت تبلیغات اجتماعی انفاق است.
هدف این پژوهش ساخت و اعتباریابی مقیاسی به منظور بررسی گرایش کارکنان اداری نسبت به امر به معروف و نهی از منکر بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارکنان اداری آموزش و پرورش خراسان شمالی شامل 635 نفر تشکیل می داد. 315 نفر (47 زن، 268 مرد) از این کارکنان با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و مقیاس محقق ساخته گرایش کارکنان اداری نسبت به امر به معروف و نهی از منکر و پرسشنامه جهتگیری دینی آلپورت را تکمیل کردند. از آلفای کرونباخ، ضریب دو نیمه کردن، ضریب همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که این مقیاس از اعتبار مطلوبی برخوردار است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با الگوی مؤلفه های اصلی و چرخش پروماکس نیز نشان داد که این مقیاس، دو عامل «گرایش به امر به معروف» و «گرایش به نهی از منکر» را با واریانس تبیین شده 29/63 درصد در بر می گیرد. تحلیل عاملی تأییدی از این ساختار حمایت می کرد. همبستگی معناداری نیز میان گرایش به امر به معروف و نهی از منکر و جهتگیری دینی درونی به دست آمد. بر اساس نتایج این مطالعه مقیاس گرایش به امر به معروف و نهی از منکر را می توان به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش گرایش کارکنان به امر به معروف و نهی از منکر به کار برد.
بروز رفتارهای اخلاقی مدیران و کارکنان در سازمان، منجر به افزایش سرمایه اجتماعی در سازمان می شود. به طور کلی، رعایت اخلاق در سازمان، اعتبار و شخصیت سازمان را بهبود بخشیده و تصویری مناسب از سازمان در جامعه، برجای می گذارد ازاین رو، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با مراجعه به متون کتب نهج البلاغه و غررالحکم و دررالکلم، مضامین اخلاقی در فرایند مدیریت منابع انسانی به دست آید. با مراجعه به این کتب، با روش تحلیل مضمون، 448 کد اولیه و درنهایت 9 مضمون فراگیر اخلاقی به دست آمد. این مضامین فراگیر اخلاقی که پایایی و روایی آن ها به دست آمد عبارتند از «رویکرد توحیدی»، «نظارت برمبنای اجرای حق و عدالت»، «روحیه خدمت گزاری»، «الگوبرداری اخلاقی از یکدیگر»، «عدم قضاوت و حفظ آبروی دیگران»، «خوش خویی و دوری از زشتی ها»، «تلاش در جهت خودسازی»، «حفظ اموال بیت المال و سازمان» و «شایسته سالاری». پس از آن، هرکدام از مضامین فراگیر اخلاقی در فرایندهای مدیریت منابع انسانی، مورد بررسی قرار گرفتند. درواقع، هرکدام از مضامین فراگیر اخلاقی، به منزله نمودهای اخلاقی مدنظر امام علی(علیه السلام) و قابل تجلی در این فرایندها هستند. به طور کلی می توان این مضامین فراگیر اخلاقی را به منزله سنجه هایی جهت تعیین اخلاقی یا غیراخلاقی بودن هرکدام از این فرایندها درنظر گرفت.