موضوع ارزیابی عملکرد سازمانی، از پدیده های قابل بحث ومهمی است که همواره ذهن مدیران بخش های مختلف را به خود مشغول داشته است. پیرامون ارزیابی عملکرد سازمانی و متغیرهای مورد بررسی در این امر مهم، نقطه نظرات متفاوتی ارائه شده است. الگوها و ابعاد بسیاری در طول دهه های گذشته مورد شناسایی قرار گرفته اند و بعضأ در سازمانهای مختلف به اجرا در آمده اند. بنابراین این مقاله به دنبال الگویی بومی و چند معیاره برای ارزیابی شرکت های دولتی است. بر همین اساس بعد از مطالعات ادبیات و پیشینه موضوع مؤلفه های مورد نظر در قالب ابعاد درون و برون سازمانی طبقه بندی شدند و با استفاده از روشهای آماری، آزمون تحلیل واریانس یک عاملی و آزمون توکی بی در جامعه آماری 170 نفری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در نتیجه مشخص شد در بعد درون سازمانی مهمترین عامل اثرگذار بر ارزیابی عملکرد سازمانی نقش رهبری و در بعد برون سازمانی برنامه ریزی و بکارگیری ارزش های اسلامی- اجتماعی در ایران می باشد.
بورس بازی یکی از رفتارهای شایع در بازارهای مالی است. با توجه به گسترش بازارهای سرمایه در ایران و مبتلابه بودن این موضوع برای سرمایه گذاران، این مقاله به تحلیل فقهی و اقتصادی بورس بازی بر اساس دو ملاک قیمت عادلانه و عدم ایجاد ضرر می پردازد. ازاین رو، در ابتدا با مرور تعاریف متداول بورس بازی و بررسی انواع بورس بازی در بازارهای کالا، ارز و سهام، مهم ترین نظرهای بزرگان پیرامون بورس بازی را بیان می نماییم. سپس، با توجه به اجماع نظرهای بزرگان در مورد برخی از بورس بازی های حرام، این مصادیق را برشمرده و برای تعیین میزان انطباق سایر انواع بورس بازی با مبانی اسلام، با بررسی آثار بورس بازی در بازارهای کالا، ارز و اوراق سهام (با توجه به «اصل لا ضرر») انواعی از بورس بازی را که معیار قیمت عادلانه را رعایت ننموده اند یا موجب ایجاد نابسامانی در بازارها می شوند، مخالف با تعالیم شریعت اسلام دانسته ایم.
مقدمه: شاخص پذیرش دانشجو به طور اساسی به نیازهای جامعه در خصوص تخصص خاص و بستر مناسب آموزشی از قبیل تعداد استادان، فضای آموزشی، منابع آموزشی و تسهیلات آموزشی برای آن رشته ی تحصیلی بستگی دارد. بنابراین این مقاله حاصل پژوهشی است که با هدف تعیین شاخص پذیرش دانشجو، اشتغال و آموزش در مقاطع مختلف رشته ی مدارک پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1385 انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه از دسته ی مطالعات تحلیلی بوده است. جامعه ی پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان پذیرفته شده، دانش آموختگان، مدرسین گروه مدارک پرشکی و شاغلین واحدهای مرتبط با مدارک پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از بدو تأسیس دانشکده ی مدیریت و اطلاع رسانی (یعنی از سال 1368 تا سال 1385)، مؤسسات و سازمان های مختلف در استان اصفهان تا سال 1385 بود. ابزار جمع آوری داده ها، چک لیستی بود که بر اساس اهداف پژوهش طراحی و روایی آن به وسیله ی متخصصان تأیید شد. یافته ها به کمک آمار توصیفی و تحلیلی و نرم افزار SPSS تحلیل گردید.
یافته ها: از سال 1368 تا پایان سال 1385، 586 دانشجو در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد پذیرفته شده اند و در نهایت تا پایان سال 1386 تعداد 526 دانشجو در مقاطع ذکر شده دانش آموخته شده اند. بیش از نیمی از شاغلین در واحدهای مدارک پزشکی استان اصفهان دارای مدرک تحصیلی دیپلم و کمتر هستند که هیچگونه سنخیتی با شغل آنها ندارد. نتایج آزمون Chi-Square نشان داد که پست های سازمانی مدارک پزشکی اشغال شده با تخصص افراد مطابقت نداشت. اما از شاخص های مربوط به پذیرش دانشجو، شاخص تخصیص منابع و امکانات به دانشجویان در حد خیلی خوب و شاخص تعداد هیأت علمی در حد مطلوب بود.
نتیجه گیری: نسبت شاخص های مربوط به پذیرش به تخصیص منابع و امکانات برای دانشجویان در حد خیلی خوب بوده است. اما با توجه به افزایش جذب دانشجو در دوره ی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی و از طرفی پیوسته شدن دوره ی کارشناسی، و از طرفی اشغال بیش از نیمی از مشاغل مربوط توسط غیر متخصصین در این رشته شایسته است بین سیاستهای جذب دانشجو و اشتغال دانش آموختگان با وزارتخانه مرتبط برای احداث دوره، تعداد پذیرش دانشجو و دفتر امور استخدامی در استانداری، کارگزینی و سایر سازمانهای مربوط، هماهنگی و تدابیری صورت و اصلاحاتی در این خصوص منظور گردد.
مقدمه: خود- استنادی به عنوان یکی از بارزترین کاستی شاخص های علم سنجی مبتنی بر تحلیل استنادی مطرح است. اگر چه خود- استنادی برای مجلات تا حدودی طبیعی است، اما میزان نامتعارف آن باعث حذف مجله در بررسی و ارزیابی توسط پایگاه های اطلاعاتی می شود. این پژوهش به بررسی میزان خود- استنادی مجلات علمی- پژوهشی انگلیسی زبان ایران در حوزه ی پزشکی که در فاصله ی سال های 09-2005 در پایگاه Scopus نمایه شده بودند، پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه از دسته مطالعات توصیفی بود که در آن از تحلیل استنادی استفاده شد. جامعه ی مورد پژوهش عبارت از مجلات علمی- پژوهشی انگلیسی زبان ایرانی در حوزه ی پزشکی بودند که تا زمان انجام این پژوهش (اسفند 1388) در فاصله ی سال های 09-2005 در پایگاه Scopus نمایه می شدند که شامل 16 عنوان مجله بود. ابزار جمع آوری داده ها، فهرست کنترلی محقق ساخته بود که روایی آن به تأیید رسید. جمع آوری داده ها به صورت مشاهده ی مستقیم و با مراجعه به وبگاه نمایه نامه ی استنادی Scopus و جستجوی عناوین مجلات و بررسی منابع آن ها صورت گرفت. داده ها بعد از جمع آوری و ورود به رایانه توسط نرم افزارهای SPSS و Excel تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میانگین نرخ خود- استنادی در میان مجلات مورد بررسی 64/29 درصد و در مجموع 43/14 درصد از کل استنادها، مربوط به خود- استنادی بود. مجله ی Hepatitis monthly با 100 درصد، بالاترین نرخ خود- استنادی و مجله ی Iranian journal of medical science با 88/6 درصد خود- استنادی، پایین ترین نرخ خود- استنادی را داشتند. بیشترین میزان خود- استنادی مجلات در سال 2009، 34/42 درصد و کمترین میزان در سال 2005، 95/13 درصد بوده است.
نتیجه گیری: میانگین نرخ خود- استنادی در مجلات به نسبت بالا است. این میزان بسیار نزدیک به سقف معمول خود- استنادی ها در جهان است. نرخ خود- استنادی در فاصله ی سال های اولیه، روندی افزایشی و در فاصله ی سال های پایانی (09-2008) رشدی300 درصدی داشته است. بنابراین، مجلات بایستی در کاهش این نرخ و تلاش در جهت جذب استناد از سایر مجله ها بیشتر تلاش کنند.
مقدمه: جو اخلاقی بخشی از فرهنگ سازمانی است. ارزش های سازمانی به مسایل اخلاقی سازمان می پردازند و آنچه را که در جو اخلاقی سازمان، اخلاقی محسوب می شود، تعیین می کنند. جو اخلاقی سازمان می تواند پیش بینی کننده ی رفتارهای اخلاقی و غیر اخلاقی کارکنان باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط علمی و الگویابی معادلات ساختاری بین جو اخلاقی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی با نیت ترک خدمت در بین کارکنان بیمارستان های خصوصی شهر شیراز انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر کاربردی و از دسته ی مطالعات همبستگی بود که به صورت مقطعی در سال 1389 انجام گرفت. جامعه ی پژوهش 299 نفر از کارکنان بخش های درمانی، اداری و پیراپزشکی و مسؤولان بخش های بیمارستان های خصوصی شهر شیراز را شامل می شد که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات چهار پرسش نامه ی استاندارد بود (که پایایی آن ها با Cronbach's alpha و روایی سازه ی آن ها با تحلیل عاملی تأییدی) و تحلیل داده های پژوهش در سطح آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار 16SPSS و تحلیل مدل معادله ی ساختاری با استفاده از نرم افزار 5/8lisrel انجام گرفت.
یافته ها: بین جو اخلاقی با رضایت شغلی (325/0 = r) و تعهد سازمانی(334/0 = r)، رابطه ی مثبت و معنی دار و با نیت ترک خدمت (114/0- = r)، رابطه ی منفی و معکوس وجود داشت. همچنین بین رضایت شغلی با تعهد سازمانی (625/0 = r)، رابطه ی مثبت و با نیت ترک خدمت (359/0- = r)، رابطه ی منفی و بین تعهد سازمانی با نیت ترک خدمت (292/0- = r)، نیز رابطه ی منفی و معکوس مشاهده شد. مدل معادله ی ساختاری، تأثیر مستقیم رضایت شغلی و تعهد سازمانی را بر روی نیت ترک خدمت نشان داد.
نتیجه گیری: مدل سازی معادله ی ساختاری چهارچوبی را در ارتباط با متغیرها فراهم می کند که به واسطه ی آن جو اخلاقی تعهد و رضایت کارکنان بیمارستان های خصوصی شهر شیراز را بهبود می بخشد و این توانمندی، رشد و توسعه و کاهش نیت ترک خدمت آن ها را به دنبال خواهد داشت.
مقدمه: در ارزیابیهای علم سنجی، اصلیترین معیار برای تعیین جایگاه علمی و رتبه بندی کشورها، مراکز علمی و به ویژه دانشگاه ها، میزان مشارکت در تولید علم، نوآوری، فن آوری و به طور کلی مشارکت در روند توسعه ی علم جهانی عنوان شده است. در این پژوهش با بهره گیری از روش های علم سنجی، به مطالعه ی میزان تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی همدان در طی 11 سال پرداخته شده است.
روش بررسی: این مطالعه، پیمایشی- مقطعی و از نوع کاربردی بود. کلیه ی تولیدات علمی نمایه شده ی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی همدان در پایگاه های استنادی Scopus و Web of science (WOS) در فاصله ی زمانی 2008-1998 (472 رکورد)، جامعه ی این پژوهش را تشکیل داد. برای گردآوری اطلاعات، از جست وجوی پیشرفته ی هر دو پایگاه با محدودیت زمانی 11 ساله استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای تحلیل گر ISI و Scopus.exe و آمار توصیفی استفاده شد.
یافته ها: بیشترین تعداد تولیدات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان مربوط به سال 2008 (61 مدرک در WOS و 79 مدرک در Scopus) بود. فعال ترین نویسنده ی این دانشگاه، آقای مهرداد حاجیلویی (با 17 مقاله در WOS و 17 مقاله در Scopus) بود. دانشگاه علوم پزشکی تهران بیشترین همکاری (23 مدرک در WOS و 51 مدرک در Scopus) را با دانشگاه علوم پزشکی همدان در تولید علم داشته است. مجله ی Saudi medical journal با 9 مدرک در WOS و مجله ی Iranian biomedical journal با 13 مدرک در Scopus، انتشار بیشترین تعداد تولیدات علمی این دانشگاه را به خود اختصاص داده اند. حوزه های موضوعی علوم اعصاب (با 26 مقاله در WOS) و پزشکی عمومی (با 196 مقاله در Scopus) فعال ترین حوزه های پژوهشی در تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی همدان بوده اند.
نتیجه گیری: هر چند تولید علم دانشگاه علوم پزشکی همدان نسبت به دانشگاه های تیپ یک علوم پزشکی کشور کمتر است، اما در کل با روند به نسبت مطلوبی در حال افزایش است که ادامه ی این روند، وابسته به عوامل مختلفی همچون تعامل پژوهشگران دانشگاه با دانشمندان و دانشگاه های داخلی و خارجی، افزایش بودجه ی پژوهشی دانشگاه، برگزاری دوره های آموزشی شیوه های نگارش مقالات علمی به زبان انگلیسی و ... میباشد.
مقدمه: بخش مرجع در کتابخانه ها از مهم ترین بخش ها و خدمات مرجع، نمود عینی کلیه ی تلاش هایی است که در یک کتابخانه به عمل میآید. با توجه به این که هدف عمده ی تأسیس کتابخانه ها، خدمت به استفاده کنندگان از کتابخانه و برآوردن نیازهای اطلاعاتی آن ها و در نتیجه، تأمین رضایت استفاده کنندگان می باشد، آگاهی از تأثیر این فن آوری ها بر خدمات مرجع مهم و ضروری است. تعیین تأثیر فن آوری های اطلاعاتی بر استفاده ی کاربران از خدمات مرجع کتابخانه های دانشگاهی، مهم ترین هدف این پژوهش بود.
روش بررسی: این پژوهش به صورت پیمایشی در سال 1387 انجام شد. جامعه ی پژوهش شامل همه ی کتابداران کتابخانه های مرکزی تحت پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری (66 نفر) بود. اطلاعات مورد نیاز به وسیله ی پرسش نامه ی محقق ساخته گردآوری گردید. روایی به وسیله متخصصان کتابداری واطلاع رسانی تأیید گردید و سنجش پایایی آن نیز از روش هم سانی درونی (Cronbach's alpha) با ضریب 96/. به دست آمد. فن آوری هایی، که در این تحقیق تأثیر آن ها مورد بررسی قرار گرفت، عبارت از فهرست های رایانه ای (اپک)، پایگاه های اطلاعاتی، پست الکترونیکی و وب بودند. خدمات مرجعی، که تأثیر فن آوری های پیش گفت بر روی آن ها سنجیده شد، عبارت از آموزش فردی، آموزش گروهی، مشاوره ی خوانندگان، کتاب درمانی، راهنمایی تحقیقات درسی، اشاعه ی گزینشی اطلاعات، پاسخ گویی به پرسش های مرجع فوری، بررسی کتابشناختی، امانت بین کتابخانه ای، خدمات ارجاعی و پاسخ گویی به پرسش های پژوهشی بودند. از نسخه ی نرم افزار آماری 5/11SPSS و به کارگیری آزمون های آماری اندازه گیری مکرر و آزمون t وابسته به تجزیه و تحلیل داده ها جهت پاسخ گویی به سؤالات تحقیق استفاده شد.
یافته ها: از دیدگاه کتابداران مرجع کتابخانه های مرکزی دانشگاهی، استفاده ی کاربران از فن آوری های اپک، پایگاه های اطلاعاتی، پست الکترونیکی و وب، آن ها را از هیچ یک از خدمات مرجع، بی نیاز نمی کند. یافته های دیگر پژوهش حاکی از وجود تفاوت معنی داری بین تأثیر فن آوری های اپک و پایگاه اطلاعاتی، اپک و وب، پایگاه های اطلاعاتی و وب و نیز پست الکترونیکی و وب؛ و نبود تفاوت معنی دار بین تأثیر اپک و پست الکترونیکی و نیز پایگاه های اطلاعاتی و پست الکترونیکی بود. همچنین از میان فن آوری های اطلاعاتی، وب بیشترین تأثیر و اپک، کمترین تأثیر را بر خدمات مرجع داشتند.
نتیجه گیری: دیدگاه کتابداران مرجع کتابخانه های دانشگاهی، استفاده ی کاربران از فن آوری های اطلاعاتی اپک، پایگاه های اطلاعاتی، پست الکترونیکی و وب، آن ها را از هیچ یک از خدمات مرجع کتابخانه های دانشگاهی به طور کامل بی نیاز نمی کند. مواردی از قبیل نداشتن سواد رایانه ای کافی، عدم شناخت کافی پست الکترونیکی و نیاز به برقراری رابطه ی رو در رو با کتابدار مرجع را می توان در نیاز کاربران به خدمات مرجع در عین دسترسی به پست الکترونیکی دخیل دانست.
مقدمه: رشد اقتصادی همواره به عنوان یکی از آرمان های اساسی دولت ها و شاخصی برای ارزیابی عملکرد آن ها مطرح بوده است. دستیابی به رشد اقتصادی، بیش از هر چیز در گرو شناخت صحیح مسیرهای بالقوه و عوامل تأثیرگذار بر آن است. یکی از عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی، سلامت جوامع و نیروی کار است که در کنار آموزش، دو محور اصلی سرمایه ی انسانی را شکل می دهند. با در نظر گرفتن اهمیت رشد اقتصادی و مهم تر از آن شناسایی عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی در استان ها، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مخارج سلامت خانوار بر رشد اقتصادی و آزمون سایر عوامل تأثیرگذار بر روی آن، در استان های ایران پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع نظری- علمی بود و و در آن از مدلی استفاده شد که برگرفته از مدل رشد درون زای Romer (Romer’s endogenous growth model) بود. الگوی مورد نظر پس از بررسی تکنیک ها و انجام آزمون های اقتصادسنجی، با استفاده از تکنیک داده های تابلویی یعنی ادغام سری زمانی دوره ی 86-1379 و داده های مقطعی 27 استان ایران برآورده شده است.
یافته ها: یافته های این پژوهش مؤید اثر مثبت رشد مخارج سلامت خانوار در کنار اثر مثبت سرمایه گذاری عمرانی دولت و نیز اثر منفی رشد شاخص قیمت مصرف کننده بر رشد اقتصادی استان های ایران بود.
نتیجه گیری: با توجه به معنی دار بودن اثر رشد مخارج سلامت خانوار بر رشد اقتصادی استان های ایران و نیز سهم این مخارج در بودجه ی خانوار در مقایسه با سایر کشورها، بهبود سطح سلامت در استان ها می تواند به عنوان عاملی مهم و اثرگذار در رشد و توسعه ی اقتصادی آن ها مورد توجه و تأکید قرار گیرد.
مقدمه: استفاده از شبکه های عصبی و الگوریتم های ژنتیک در بررسی مسایل و متغیرهای پر کاربرد در زمینه ی سلامت، این روزها بیش از پیش رواج یافته است. مجهز شدن علم پزشکی به ابزارهای هوشمند در تشخیص و درمان بیماری ها می تواند اشتباهات پزشکان و خسارت جانی و مالی را کاهش دهد. در این مقاله کاربردهای نوعی شبکه ی عصبی در پزشکی مورد بررسی قرار گرفته است، تا هم برای محققان هوش مصنوعی و هم برای پزشکی قابل استفاده باشد.
روش بررسی: در این مطالعه از نمونه ی داده های موجود در نرم افزار SPSS به نام Patient_los.sav که شامل ثبت درمان یک نمونه از بیمارانی است که برای بیماری قلبی درمان دریافت نموده اند، استفاده خواهیم کرد و با به کارگیری فرایند پرسپترون چند لایه برای ساختن یک شبکه ی عصبی، به پیش بینی هزینه و طول درمان بیماران پرداخته شده است. متغیرهای طول مدت بستری شدن و هزینه ی درمان به عنوان متغیرهای وابسته و سایر متغیرها را نیز به عنوان عامل یا فاکتور وارد مدل شده اند.
یافته ها: شبکه ی عصبی می تواند نتایج بیمارانی که عمل شده باشد یا عمل نشده باشند، را بررسی کند و سپس شبکه های جداگانه می تواند هزینه ی درمان و مدت بستری شدن را پیش بینی کند، به شرط این که بدانیم روی چه بیماری جراحی انجام شده است.
نتیجه گیری: شبکه ی عصبی طراحی شده در این قسمت به خوبی مقادیر معمول بیماران را پیش بینی میکند و با به وجود آوردن شبکه ی عصبی چند لایه می توان بیمارانی که قبل از عمل جراحی می میرند، را به خوبی به تصویر کشید. شبکه ی عصبی به خاطر خاصیت مدل سازی غیر خطی می تواند کمک مؤثری در مدل سازی و پیش بینی باشد.
مقدمه: بهره وری هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به ذخیره ی دانش، مهارت، خلاقیت و تجربه ی نیروی انسانی آن سازمان بستگی دارد. از این رو، ضروری است که هر سازمان با تنظیم برنامه ی آموزش، نیازهای توسعه ی فردی، شغلی و سازمانی را استخراج و تأمین کند. این مقاله به صورت گزارش موردی، برنامه ی ارتقای عملکرد مدیران شاغل در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را از طریق مسلح ساختن آن ها به دانش، بینش و مهارت های مدیریتی مورد نیاز مأموریت سازمانی تشریح نموده است.
روش بررسی: توانمندسازی مدیران بر اساس رویکرد «آموزش مبتنی بر شایستگی»، در سال های 87-1381، با طراحی برنامه ی 7 مرحله ای و تشکیل کمیته ی تخصصی آموزش و راه اندازی 7 مرکز آموزش- پژوهش- مشاوره در وزارت بهداشت انجام شد و کلیه ی مدیران شاغل در این وزارتخانه را تحت پوشش قرار داد. در هر مرحله، از یافته های مطالعات قبلی و یا اجرای پژوهش های جدید استفاده شد. کمیته ی آموزش با استفاده از ابزارها و روش های علمی، صحت اطلاعات ثانویه و اولیه ی هر مرحله و همچنین شیوه ها و نتایج اجرای دوره های آموزشی را مورد تأیید قرار داد.
یافته ها: نیازهای آموزشی استخراج شده، بسته های آموزشی تدوین شده و دوره های آموزشی اجرا شده به تفکیک سطوح مدیریت، در راستای اهداف، راهبردها و فرآیندهای کلان و اهم مسایل وزارتخانه بودند و تکالیف قانونی و ظرفیت های شغلی و سازمانی مورد نیاز مدیران را پوشش می دادند. ارزیابی عملکرد مدیران در دوره ی زمانی 6 ماهه و یک ساله نشان داد که رتبه های مدیران آموزش دیده، نسبت به دوره ی زمانی قبل از خود و نسبت به مدیرانی که دوره ی آموزش را سپری نکرده بودند، به ترتیب رشد متوسطی معادل 25 درصد و 37 درصد داشته است و عملکرد آن ها بهتر بوده است. این در حالی بود که اغلب مدیران شاغل، از دانش، مهارت و تجربه ی مدیریتی مناسب با مأموریت های سازمانی خود برخوردار نبودند.
نتیجه گیری: برای ارتقای عملکرد مدیران، توجه به مأموریت سازمانی و تواناییهای علمی و اجرایی مورد نیاز آن ها ضروری است. این تجربه نشان میدهد که الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی، شیوه ای مناسب برای ارتقای عملکرد فردی، شغلی و سازمانی به حساب میآید و میتوان با استفاده از ظرفیت های موجود، آن را در سطوح سازمانی و مدیریتی وزارت بهداشت به کار گرفت.
مقدمه: اجرای یک نظام مدیریت دانش در سازمان، یک حرکت جمعی و سازمانی است که همه ی افراد در رده های مختلف باید درگیر آن شوند. هدف از این پژوهش، شناسایی میزان تأثیر عوامل مؤثر (استراتژیهای سازمان، فن آوری اطلاعات، مدیریت منابع انسانی و ارتباطات فراسازمانی) بر پیاده سازی مدیریت دانش در بیمارستان های خصوصی شهر اصفهان بود.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی- پیمایشی، از گروه میدانی و از نوع کاربردی بود. جامعه ی آماری تحقیق، شامل کلیه ی مدیران و سرپرستان سه بیمارستان خصوصی سینا، سعدی و بهارستان شهر اصفهان (142 نفر) در سال 1389 بود؛ که با استفاده از جدول Kerjcie و Morgan، تعداد نمونه 104نفر به دست آمد و به شکل تصادفی طبقه بندی شده از جامعه ی مورد نظر انتخاب گردیدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ای محقق ساخته با 35 سؤال بسته بود که جهت سنجش روایی آن از روایی محتوایی و صوری استفاده شد و ضریب پایایی آن از طریق شاخص Cronbach's alpha معادل 95/0 برآورد گردید. در بخش تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون های One sample t test، Independent t test، Tukey، One way anova و t2 Hotteling با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: از میان عوامل مؤثر بر پیاده سازی مدیریت دانش، تنها تأثیر عامل استراتژیهای سازمانی در بیمارستان های خصوصی بالاتر از سطح متوسط بود و تأثیر بقیه ی عوامل کمتر از سطح متوسط بود.
نتیجه گیری: استراتژیهای سازمانی بیمارستان های منتخب خصوصی شهر اصفهان، نسبت به سه مؤلفه ی دیگر تحقیق، نقش بالاتری در پیاده سازی مدیریت دانش در این سازمان ها، ایفا مینماید و به پیاده سازی مدیریت دانش در آن ها کمک میکند.
مقدمه: امروزه بسیاری از سازمان ها از جمله بیمارستان ها دریافته اند که به کارگیری مدل ها و سیستم های مدیریت کیفیت بهترین راه رقابت، بقا و توسعه ی آن ها است. در این راستا، در بیمارستان 515 تخت خوابی امام رضا(ع) با اجرای نظام آراستگی در سه بخش مدارک پزشکی، تغذیه و بخش بستری جراحی، تأثیر مدل 5S بر خدمات واحدهای مختلف ارایه ی خدمات بیمارستانی مورد سنجش قرار گرفت.
روش بررسی: این پژوهش به روش نیمه تجربی و به صورت بررسی قبل و بعد، در مرکز آموزشی درمانی امام رضا(ع) کرمانشاه در سال 1389 صورت گرفت. جامعه ی پژوهش، کلیه ی کارکنان سه بخش تغذیه، جراحی و مدارک پزشکی (در مجموع 81 نفر) بودند. ابتدا با استفاده از چک لیست ارزیابی نظام آراستگی و همچنین پرسش نامه ی رضایت سنجی بیماران، کارکنان بخش های مورد مطالعه و کارکنان سایر بخش ها از عملکرد واحدهای پیش گفت، که روایی آن با نظرسنجی از متخصصان و پایایی آن از طریق تکرار آزمون (Test retest)تأیید شده بود، اقدام به انجام پیش آزمون گردید. سپس با آموزش کارکنان و اجرای 5S و استقرار آن در این واحدها، تغییرات لازم طی دو ماه اعمال گردید و پس از آن به کمک ابزارهای ذکر شده جهت جمع آوری اطلاعات، پس آزمون انجام شد. نتایج حاصل از مطالعه قبل و بعد از اجرای نظام آراستگی به کمک جداول و نمودارهای توصیفی ارایه گردید و تغییرات ناشی از اجرای 5S با استفاده از آمار تحلیلی (t مزدوج و Wilcoxon) به وسیله ی نرم افزار 15SPSS تحلیل شد.
یافته ها: استقرار نظام آراستگی نقش مؤثری در ارتقای کیفیت خدمات و عملکرد سه واحد تغذیه، مدارک پزشکی و بخش بستری جراحی داشت؛ به طوری که میزان رضایت مندی کارکنان و بیماران در قبل و بعد از اجرای 5S در هر سه بخش تفاوت معنی داری را نشان داد (برای هر سه بخش 00/0 = P). همچنین تفاوت قبل و بعد از وضعیت آراستگی سازمانی (شامل سامان دهی، نظم و ترتیب و پاکیزه سازی محیط)، از نظر آماری برای بخش تغذیه با مقادیر 000/0 = P برای S1، 000/0 = P برای S2، 011/0 = P برای S3؛ و در بخش مدارک پزشکی 001/0 = P برای S1، 000/0 = P برای S2، 009/0 = P برای S3 و همچنین برای جراحی نیز به ترتیب مقادیر 001/0 = P برای S1، 003/0 = P برای S2 و 033/0 = P برایS3 معنیدار بود.
نتیجه گیری: نظام آراستگی سازمانی، مدلی مؤثر و پایه ای در ارتقای کیفیت خدمات در بین بخش های مورد مطالعه بود و تأثیر این مدل همانند توفیق آن در بخش های صنعتی، تأیید می شود. بنابراین، پژوهشگران به کارگیری این نظام را در کلیه ی بخش های بیمارستانی و واحدهای ارایه دهنده ی خدمات بهداشتی درمانی پیشنهاد می کنند.
مقدمه: طول مدت اقامت یکی از مهم ترین و کاربردی ترین شاخص های بیمارستانی است که امروزه، به طور گسترده ای در بیمارستان ها به کار گرفته می شود و بیانگر میزان کارایی و عملکرد فعالیت های بیمارستانی می باشد. از طرفی تکنیک تحلیل سلسله مراتبی یکی از فنون تصمیم گیری گروهی است که جهت تعیین الویت ها به کار می رود. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر طول مدت اقامت به کمک تکنیک تحلیل سلسله مراتبی در مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) انجام شده است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی– مقطعی است. جامعه ی پژوهش شامل مدیریت، ریاست، سوپر وایزر آموزشی و مسؤولین کلیه ی بخش های بستری بیمارستان الزهرا (س) (25نفر) در سال 1388 بودند که تمامی آن ها به صورت سرشماری، به عنوان نمونه ی پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی مقایسه های زوجی بود که روایی آن با نظر استادان فن مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله ی نرم افزار Expert Choice صورت گرفت.
یافته ها: به طور کلی بیماری های زمینه ای بیمار (245/0)، آماده بودن تخت بیمار (203/0)، ترخیص در روزهای قبل از ایام تعطیل (657/0)، هماهنگی واحد های پاراکلینیکی با بخش های درمانی (294/0)، آگاهی کارکنان درمانی (241/0)، انجام دادن گرافی های مختلف در بیمارستان (286/0) و برقراری ارتباط روحی پرستار با بیمار (517/0)، بیشترین تأثیر را در طول مدت اقامت بیمار در بیمارستان الزهرا (س) داشتند.
نتیجه گیری: شناخت عوامل تأثیرگذار بر کاهش طول مدت اقامت بیمار، از وظایف اصلی مدیران در بیمارستان است. در این میان عوامل مرتبط با ویزیت بیمار، هماهنگی بخش های دیگر و ویژگی های بیمار دارای اهمیت بیشتری است و نیاز به برنامه ریزی و توجه بیشتری از طرف مسؤولین بیمارستان ها دارد.
مقدمه: در عصر اطلاعات، ارایه ی خدمات کتابخانه ای یکپارچه و سرویس دهی به جامعه ی نیازمند اطلاعات، مستلزم آشنایی کتابداران با وب و نحوه ی به کارگیری آن، امکانات کاربردی و تکنولوژی های جدید آن است. این پژوهش با هدف بررسی میزان آشنایی و استفاده ی کتابداران حوزه ی علوم پزشکی سطح شهر تهران با تار جهانگستر (وب) در خدمات کتابخانه ای در سال 1388، انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر، از نوع پیمایشی- توصیفی بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی کتابداران شاغل در کتابخانه ی مرکزی و کتابخانه های تابعه ی سه دانشگاه تیپ یک سطح شهر تهران شامل دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی در سال 1388 بود. تعداد 70 نفر از جامعه ی مورد پژوهش با استفاده از فرمول استاندارد تعیین حجم نمونه به صورت تصادفی انتخاب و در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه ی حاوی سؤالات بسته و باز بود که روایی و پایایی آن به تأیید صاحب نظران رسید. داده های به دست آمده بعد از ورود به کامپیوتر توسط نرم افزار SPSS و روش های آماری مناسب مانند مقیاس لیکرت مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند.
یافته ها: از بارزترین یافته های این پژوهش می توان به این موارد اشاره کرد: بیش از نیمی از کتابداران با امکانات معمول وب مانند مرورگرهای اینترنت، موتورهای جستجو و گروه های بحث آشنایی دارند، اما حدود 34 درصد از آن ها (03/1 از 3 در مقیاس لیکرت) با امکانات وب 2 مانند Padcast، Wikis، شبکه های اجتماعی و (Really Simple Syndication) RSS آشنا هستند. در نهایت حدود 41 درصد کتابداران از امکانات کاربردی وب های نسل جدید در سرویس دهی به کاربران کتابخانه ها استفاده می کردند.
نتیجه گیری: میزان آشنایی کتابداران با وب، به خصوص وب های نسل جدید وامکانات آن، پایین است. میزان استفاده ی کتابداران از وب جهت خدمت رسانی به مراجعین چشم گیر نیست. برگزاری دوره های بازآموزی و حین خدمت با موضوع وب،ترغیب کتابداران حوزه ی علوم پزشکی نسبت به شناخت وب و به کارگیری آن در خدمات کتابخانه ای، از مواردی است که لازم است به آن ها پرداخته شود.
مجلات علمی محملی را برای بررسی، چاپ و انتشار نتایج اکتشافات و یافته های نوین علمی فراهم می آورند که هیچ محمل دیگری نمی تواند جایگزین آن گردد. با توجه به نقش بسیار مهم نشریات علمی در انتشار دانش، مدیریت آن ها از اهمیت بسزایی برخوردار می گردد. مدیریت صحیح در مجلات علمی تنها با توجه به مسؤولیت های گوناگون و متعدد افراد از جمله نقش سردبیر، نویسندگان، داوران و خوانندگان مقالات امکان پذیر خواهد بود. هدف مقاله ی حاضر، بحث پیرامون وظایف و نقش های گوناگون افراد فوق در مدیریت مجلات علمی در حوزه ی سلامت بوده است.
مقدمه: نظر به اهمیت نقش کاربران در موفقیت یا شکست یک سیستم اطلاعات بیمارستانی و همچنین سهم شرکت های نرم افزاری به عنوان عرضه کننده ی «خدمات سیستم های اطلاعاتی» نه فقط «فروشنده ی محصولات»، این مطالعه با هدف ارزیابی سیستم های اطلاعات بیمارستانی بر اساس نیازهای کاربران در ایران انجام شده است.
روش بررسی: از طریق یک مطالعه ی توصیفی، 5 شرکت که بیشترین نقش را در عرضه ی نرم افزارهای سیستم اطلاعات بیمارستانی در مراکز آموزشی درمانی داشتند، انتخاب شدند. نرم افزارهای HIS (Hospital Information System) با استفاده از چک لیست و از طریق مشاهده در 8 بیمارستان بر اساس معیارهای تعیین شده، مورد ارزیابی قرار گرفتند. چک لیست اولیه بر اساس نوشته جات و کاتالوگ/بروشور شرکت های عرضه کننده ی نرم افزار HIS تهیه شد و طبق دیدگاه کاربران و متخصصین، مورد ویرایش قرار گرفت. جهت تأمین پایایی چک لیست، مطالعه ی پایلوتی انجام شد تا نرم افزارهای HIS را مورد ارزیابی قرار دهد. جهت تعیین روایی چک لیست نیز از شیوه ی آزمون- بازآزمون استفاده شد. داده ها از طریق مشاهده ی مستقیم، مصاحبه با کاربر و مسؤول واحد IT بیمارستان جمع آوری شد و به وسیله ی آمار توصیفی و نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نرم افزار شرکت طراحان بوعلی با 67 درصد، بیشترین نیاز کاربران را برآورده نموده است. هر چند همین شرکت انتظارات کاربران را به صورت متناسب تأمین نمیکرد؛ مدارک پزشکی (5/74 درصد)، داروخانه (6/58 درصد)، آزمایشگاه (5/74 درصد)، پرستاری (3/23 درصد) و مالی (4/65 درصد). حداقل نیاز کاربران (29 درصد) توسط شرکت نرم افزار میکرو افزار قشم برآورده شده است. اگر چه بیشترین نیاز کاربران در بخش های داروخانه (6/58 درصد)، آزمایشگاه (69 درصد) و پرستاری (60 درصد) توسط همین شرکت تأمین شده است.
نتیجه گیری: هیچ یک از نرم افزارهای مورد ارزیابی، نیاز کاربران را به طور کامل در کلیه ی بخش ها برآورده نمیکنند. شکست در برآوردن انتظارات کاربران در این سیستم ها را میتوان به مشارکت ضعیف کاربران در طراحی این سیستم ها نسبت داد؛ شاید بتوان اذعان داشت که طراحی سیستم های اطلاعاتی در کشورمان هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد. از این رو با توجه به اهمیت نقش کاربر در موفقیت سیستم اطلاعاتی، به کارگیری رویکرد های جامع جهت طراحی این سیستم ها بر اساس اهداف و فرایندهای سازمان و نیاز کاربر ضرورری به نظر میرسد.
کتابخانه های بیمارستانی، کتابخانه ای برای استفاده بیماران و گاهی کارمندان، که به وسیله بیمارستان یا سازمانی علاقه مند اداره می شود. این کتابخانه ها عهده دار ارایه خدمات اطلاع رسانی دانش مدار در زمینه علوم پزشکی و بهداشتی است. این یادداشت بر اساس روش کتابخانه ای و مبتنی بر مباحث توصیفی با نگرشی به متون پیشین درباره کتابخانه های بیمارستانی در زبان فارسی نوشته شده است. بر این مبنا، بررسی متون موجود و مستندات علمی به ضرورت کتابخانه های بیمارستانی در حوزه خدمات بهداشتی کشور مورد توجه قرار می گیرد.کتابخانه های بیمارستانی در متون فارسی از طریق روش های توصیفی و ارایه خدمات این نوع کتابخانه ها به منزله ارکان اطلاع یابی در کشور و مراکز اطلاعاتی مورد شناسایی قرار گرفت. محور این نوع کتابخانه ها در چارچوب طرح تکفاب و توانمندی محور کتابخانه های دیجیتالی تداوم یافت. فرایند و توسعه زیربنایی ساختار بیمارستان ها و ضرورت کتابخانه های بیمارستانی موضوعی حایز اهمیت در مجرای خدمات بهداشت، درمان و علوم پزشکی است، که نیازمند برنامه ریزی در حوزه علوم پزشکی و بهداشتی کشور می باشد.