فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
زنان پدیدآورنده در حوزه ی قالب های ادبی کتاب های کودک و نوجوان ایران در قرن حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی میزان فعالیت زنان پدیدآورنده (زنان نویسنده، تصویرگر و مترجم) در حوزه ی قالب های ادبی کتاب های کودک و نوجوان ایران در قرن حاضر است و بر اساس بررسی کتاب های کودک و نوجوان که در طول نه سال (از دی 1378 تا دی 1386) در ایران به زبان فارسی چاپ شده اند، تحقق یافته است.
روش بکاررفته دراین پژوهش تحلیل محتواست.
بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان می دهند که از مجموع 633 عنوان کتاب تالیفی، 264 کتاب (7/41 درصد) به وسیله ی زنان به نگارش درآمده است. از مجموع 329 کتاب ترجمه شده نیز 177 کتاب (7/53 درصد) به وسیله ی زنان ترجمه شده بود. افزون بر این، 197 کتاب (6/31 درصد) را هم زنان تصویرگری کرده اند.
نتایج پژوهش نشان می دهد که از سه فرضیه ی مورد نظر فقط فرضیه ی نخست که نشان می دهد بین جنسیت نویسندگان و انتخاب قالب های ادبی کتاب های کودک و نوجوان تالیفی رابطه ی معنادار وجود دارد، تایید شده است
گستره ى مشارکت زنان در تاریخ اسلام
حوزههای تخصصی:
با ظهور اسلام، زنان جانى تازه یافتند و با رهبرى رسولاللّه صلىاللهعلیهوآله در صحنههاى مختلف مسابقه رسیدن به کمال، حضور یافتند و گاه گوى سبقت را از بسیارى مردان نیز ربودند و مشمول آیه «السّابقون السّابقون اولئک المقربون»(2) شدند. پس از رحلت پیامبر صلىاللهعلیهوآله تلاش دیرینهى شیفتگان مال و جاه براى تحریف حقایق احیا شد و یکى از نمونههاى آن ممانعت از رشد و تعالى زنان بود که این تلاش یا در جهت منزوى ساختن زنان از صحنهى جامعهى اسلامى بود یا در جهت تبدیل نمودن زنان به عنوان وسیله تلذذ مردان بود تا تمام شرافت انسانى خویش را فداى شهوات حیوانى گردانند. و تنها در هر برهه از زمان که امت، تابع راهنمایان حقیقى خود مىشدند، زنان چون دیگران جایگاه حقیقى خویش را مىیافتند و در نتیجه راه کمال را درمىنوردیدند. در این مقاله به بررسی تحولاتی که زنان در حوزه های مشارکتی خود به واسطه پیشرفت اسلام یافتند، می پردازیم.
بررسی ساختار اشتغال صنعتی زنان در ایران با استفاده از تکنیک داده
حوزههای تخصصی:
حدود 3/1 زنان شاغل در ایران در بخش صنعت به کار اشتغال دارند. ولی توزیع زنان شاغل در این بخش تصادفی نیست و کاملاً چوله است. 1/88 درصد زنان در بخش منسوجات و 3/5 درصد در بخش پوشاک و تنها 61/6 درصد زنان در سایر بخش های صنعت به کار اشتغال دارند. قسمت عمده ی شاغلین این بخش تحصیلات کمتر از متوسطه دارند و 5/92 درصد شاغلین این بخش در بخش خصوصی صنعت به کار اشتغال دارند.
در این مقاله با استفاده از تکنیک داده – ستانده و با به کارگیری جدول ادغام شده 15 بخشی اقتصاد ایران، به محاسبه ی ضرایب اشتغال زنان در بخش های مختلف صنعت با سطوح مختلف تحصیلی و مهارت های مختلف در سه بخش دولتی، خصوصی و تعاونی پرداخته شده است. هم چنین رتبه بندی بخش های مختلف صنعت بر اساس قدرت ایجاد شغل برای زنان (درسطح تحصیلی – مهارت های مختلف) در سه بخش دولتی – خصوصی – تعاونی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به مسیر رو به افزایش عرضه نیروی کار زنان (خصوصاً زنان تحصیل کرده) از یک سو و تداوم فرایند خصوصی سازی از دیگر سو، تغییر ساختار بخش صنعت برای جذب زنان (خصوصاً زنان با تحصیلات عالی) ضروری به نظر می رسد.
دلالت های جمعیت شناختی نظریه فمینیستی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرایند نوسازی با دگرگونی های ژرفی در عرصه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی انسان ها همراه بوده و خانواده را به عنوان ساحتی مهم حوزه زندگی بشر، دچار دگرگونی نموده است. یکی از پیامدهای این تغییرات، تحولاتی جمعیتی بود که جوامع بشری را با چالشی جدی مواجه ساخت. نوسازی در نیم قرن اخیر، از طریق عوامل گوناگون بر کاهش باروری جوامع انسانی تأثیر گذاشته است. یکی از این عوامل، اشاعه اندیشه های فمینیستی است. این نوشتار، با روش اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی دلالت های جمعیت شناختی نظریه فمینیستی می پردازد. یافته ها حاکی از این است که نظریه فمینیستی، با اشاعه اندیشه هایی چون فردگرایی، نگرش منفی به ازدواج، تولید مثل و نقش مادری و تجویز سقط جنین و آزادی های کامل جنسی، و تحقیر کارخانگی و تشویق زنان به کسب تحصیلات عالیه و اشتغال خارج از خانه و نیز تشویق زنان به بازتعریف هویت زنانه، بر تحولات جمعیتی و کاهش باروری تأثیر گذاشته است. به نظر می رسد، دلالت های فمینیستی، موجب مسائل نوینی برای جوامع شده و به دلیل ناسازگاری با آموزه های دینی و الگوی اسلامی – ایرانی خانواده، نمی تواند مورد پذیرش قرار گیرند.
بررسی عوامل برون فردی مؤثر بر طلاق عاطفی در میان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی یک پدیده پنهان در زندگی زوج هاست که می تواند منجر به پیامدهایی ناگوار برای خانواده شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی برخی عوامل برون فردی مؤثر بر طلاق عاطفی در زنان ایرانی انجام شده است. بدین منظور از میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره ی شهر همدان که به سبب اختلافات زناشویی مراجعه کرده بودند، 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه پژوهشگر ساخته طلاق عاطفی و مؤلفه های اثرگذار بر آن پاسخ دادند. سپس داده های پژوهش به روش تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شدند. میزان پایایی پرسش نامه بکار رفته در پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 95/0 محاسبه گردید. یافته ها نشان داد که همه گیری طلاق به عنوان یک متغیر اجتماعی بر طلاق عاطفی تأثیر مثبت دارد. همچنین، یکنواختی زندگی و کوشش برای داشتن حقوق مساوی به ترتیب دارای اثر مثبت و منفی بر طلاق عاطفی بودند. یافته ها نشانگر تأثیر مثبت اختلاف سطح خانوادگی بر میزان طلاق عاطفی بود. بر اساس آن چه که در این پژوهش بدست آمد می توان استنتاج نمود که در سال های اخیر به سبب همه گیر شدن طلاق در میان جوانان، نوعی اپیدمی گسستگی خانوادگی و تزلزل پیوندی ایجاد شده که موجبات جدایی عاطفی و احساسی بین زوجین شده است. از سویی مصرف گرایی و گرایش به تشریفات و تجملات در میان خانواده ها موجب شده تا تفاوت میان خانواده های غنی و فقیر نمود بیشتری بیابد و اختلاف سطح خانوادگی به عنوان یکی از عوامل جدایی ساز میان زنان و مردان هویدا گردد.
بنگاه های کسب و کار زنان و نقش آنان بر توسعه پایدار در استان مازندران
حوزههای تخصصی:
یکی از نشانه های جوامع توسعه یافته، کارآفرینی زنان است. هدف از اجرای تحقیق حاضر، تبیین مدل معادله ساختاری عوامل مؤثر بر فرآیند کارآفرینی زنان و بررسی نقش آنان بر توسعه پایدار در استان مازندران بوده است. براین اساس ضمن مروری جامع بر ادبیات موضوعی مربوط به کارآفرینی زنان و توسعه پایدار، از میان جامعه آماری 1511 عضوی انتخاب شده، از نظرات تعداد 291 نفر استفاده شده، سپس با جمع آوری داده های مورد نیاز با استفاده از ابزارهای مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه و پرسش نامه با ضریب پایایی 91 درصد، در قالب روش تحقیق غیرآزمایشی پیمایشی، به استخراج مدل معادله ساختاری تبیین کننده عوامل مؤثر بر کارآفرینی زنان با استفاده از آزمون های آماری همبستگی و روابط مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرها و نیز معادلات رگرسیون تعاملی در قالب تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel پرداخته شده است.
نتایج تحقیق نشان داده است که از چهار گروه متغیرهای تبیین کننده فرآیند کارآفرینی زنان در قالب یک مدل معادله ساختاری، یعنی متغیرهای فردی، شغلی، رفتاری و محیطی، ضمن تأیید کلیت مدل مستخرجه، هر کدام با شدت و ضعف خاص خود، به صورت مستقیم، غیرمستقیم و تعاملی، بر فرآیند کارآفرینی زنان تأثیرگذار بوده اند. مستند به ضرایب مدل معادله ساختاری، بیشترین اثرگذاری مستقیم بر روی فرآیند کارآفرینی زنان مربوط به متغیر رفتاری بوده و از این نظر متغیرهای شغلی، محیطی و فردی در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
در پایان مقاله، بحث و مقایسه، نتیجه گیری، پیشنهادات کاربردی مدیریتی و پیشنهادات مرتبط با ادامه و پی گیری تحقیقات مشابه در آینده ارائه شده است.
بررسی نقش سقف شیشه ای بر کاهش عدالت سازمانی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره دوازدهم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
حوزههای تخصصی:
استفاده از منابع انسانی در جوامع توسعه یافته یکی از عوامل کلیدی دستیابی به توسعه پایدار محسوب می شود. این در حالی است که وضعیت عمومی سازمان ها هنوز از باقی ماندن زنان در رده های پایین مدیریتی و اثر سقف شیشه ای حکایت دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سقف شیشه ای بر کاهش عدالت سازمانی ادراک شده انجام شد. در این مطالعه با استفاده از روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 83 نفر از کارکنان زن دانشگاه ارومیه به طور تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده است. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه های سقف شیشه ای و عدالت سازمانی بودند. داده های پژوهش پس از جمع آوری بر اساس فرضیه های پژوهش و با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی و تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین سقف شیشه ای و کاهش عدالت سازمانی ادراک شده و ابعاد آن (عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت تعاملی) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. 29% از واریانس کاهش عدالت سازمانی ادراک شده به وسیلِه سقف شیشه ای تبیین پذیر است. همچنین نتایج نشان داد که از بین ابعاد عدالت سازمانی، درصد بالایی از تغییرات واریانس عدالت رویه ای (58/0)، توسط سقف شیشه ای قابل تبیین و پیش بینی است.
بررسی مطالبات اجتماعی زنان در جراید عصر مشروطه (با تأکید بر نامه نگاری های زنان در روزنامه ی ایران نو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی مطالبات اجتماعی زنان در مطبوعات عصر مشروطه با تأکید بر روزنامه ایران نو در سال 1327 قمری 1288 شمسی و شمارگان سال نخست این روزنامه می باشد. روزنامه ای که باچاپ نگارش های زنان که بیشتر رویکرد مطالبه گری حقوق اجتماعی آنان را دارد نقشی اساسی در بیداری، آگاهی و به ثمر رسیدن، مطالبات اجتماعی زنان ایرانی را داشته است. این پژوهش به روش اسنادی و با شیوه توصیفی- تحلیلی گردآوری شده است. اهمیت پرداختن به این دوره نیز به دلیل حضور فعال اجتماعی زنان برای نخستین باربه شکل شبه صنفی می باشد. دوره ای که زنان به مطرح کردن درخواست های اجتماعی خود می پردازند که در این بین ایجاد مدارس برای دختران و تلاش برای فراهم کردن زمینه های سوادآموزی دختران از اصلی ترین یافته ها و نتیجه گیری های آنان بوده است. این تحقیق به ثمر رسیدن تلاش اجتماعی زنان و احقاق حقوق اجتماعی آنان را در شکل ایجاد مدارس دخترانه نشان می دهد.
اثربخشی آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر بهزیستی شخصی زنان متأهل شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر بهزیستی شخصی زنان متأهل شهر تهران انجام شد. طرح پژوهش نیمه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه زنان متاهل شهر تهران را در بر می گیرد که طی سال 1392 با مراجعه به مراکز مشاوره، خواستار دریافت خدمات مشاوره ای بودند. از بین داوطلبان واجد شرایط به روش تصادفی ساده 30 نفر انتخاب و با استفاده از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. جلسات آموزشی آنها طی 10 جلسه 2 ساعته برگزار شد و در خاتمه هر دو گروه مجدداً مورد آزمون قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی شخصی 9 سؤالی کامینز و لو (2006) بود. به منظور تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر، بهزیستی شخصی زنان را به طور معناداری در پس آزمون و آزمون پیگیری افزایش داده است (05/0p<). با توجه به داده های پژوهش این نتیجه حاصل می شود که از آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر می توان در افزایش بهزیستی شخصی زنان استفاده کرد.
زنان، مادری و شیردهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروزی بیماری های واگیر نسبت به گذشته کاهش چشمگیری یافته، اما بیماری های غیر واگیر و انواع سرطان ها رو به افزایش است. تحقیقات مختلف نشان می دهد که تغذیه با شیر مادر یکی از عواملی است که از بسیاری امراض پیشگیری می کند. بنابراین، ترویج تغذیه با شیر مادر می تواند مادران و کودکان را از ابتلا به بسیاری از بیماری های مزمن مصون کند. در سال های اخیر اهداف تغذیة انحصاری با شیر مادر در کشور به طور مطلوب محقق نشده است. از آن جا که پدیدة شیردهی با سازه های فرهنگی ـ اجتماعی درهم آمیخته است، برای شناخت عوامل مؤثر در آن بایستی به بستر و زمینه های آن در جامعه توجه کرد. از این رو، شناخت الگوهای اجتماعی ـ فرهنگی مؤثر در تغذیه با شیر مادر می تواند راه مؤثری برای ترویج تغذیه با شیر مادر باشد. روش به کار گرفته شده در این پژوهش به صورت کیفی و به شیوة مردم نگاری است. جامعة آماری 37 نفر از کارکنان بهداشتی و مادرانی است که مورد مصاحبة عمیق و نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته های این پژوهش در قالب سه کد تبیینی ـ که حاصل استخراج و مقوله بندی داده در 365 کد باز، 68 کد محوری، و 10 کد گزینشی است ـ عبارت است از: عوامل فردی مؤثر در تغذیه با شیر مادر، عوامل فرهنگی مؤثر در تغذیه با شیر مادر، و عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر در تغذیه با شیر مادر. یافته های این مطالعه نشان می دهد که عوامل روانی و مادری، آگاهی و آمادگی مادر، باورهای مادر، و حمایت اجتماعی از جمله مهم ترین عوامل تأثیرگذار در شیردهی مادران است. این مطالعه نشان می دهد که اگرچه عوامل زیست ـ فیزیکی از جمله عواملی است که در شیردهی مادران تأثیر می گذارد، این عوامل خود تحت تأثیر احساسات مادرانه، آرامش و اعتماد به نفس مادر، و باورهای فرد است. از آن جا که باورهای فرد تحت تأثیر شبکة روابط اجتماعی و از جمله خانواده است و با توجه به این که در جامعة ایرانی هنوز خانواده نقشی تعیین کننده در باورها و رفتارهای افراد دارد، پدیدة شیردهی ارزشی اجتماعی به شمار می رود. همچنین، حمایت اجتماعی اطرافیان از جمله مادر، همسر، پزشک، و کارکنان بهداشتی نقش تعیین کننده ای در روند شیردهی مادران دارد. از طرفی، در زنان شاغل، علاوه بر عوامل ذکرشده، حمایت اطرافیان و رعایت قوانین شیردهی از عوامل مؤثر در شیردهی مادران است.
تاثیر ادراک دشواری کار بر کیفیت زندگی پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، به منظور پیش بینی کیفیت زندگی پرستاران و بر اساس ادراک دشواری کار انجام شده است. نمونه پژوهش را 132 پرستار شاغل در بیمارستان های شهر شیراز (شامل 114 نفر زن و 18 نفر مرد) تشکیل می دهند و برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش نیز ازیک پرسش نامه پژوهش گر ساخته به منظور بررسی میزان دشواری کار و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ و روایی آن ها به روش تحلیل عاملی به دست آمده است.نتایج نشان می دهد میزان سال های خدمت، پیش بینی کننده کیفیت زندگی در گروه مورد بررسی نیست و پرستارانی که دشواری کار بیش تری را ادراک می کنند، با برخورداری کم تراز سلامت روان شناختی، نسبت به محیط زندگی خود دیدی منفی دارند. نتایج این پژوهش با توجه به یافته های پژوهش گران دیگر در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی برای انجام پژوهش های بیش تر ارایه شده است.
بررسی مقایسه ای بهزیستی روان شناختی و دل زدگی زناشویی و ابعاد آنها در زنان شاغل و غیر شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به حضور روزافزون زنان در عرصه اجتماع و اهمیت سلامت روانی آنها و ارتباط آن بازندگی زناشویی، این تحقیق با هدف مقایسه بهزیستی روان شناختی و دل زدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل در سال 1393 انجام شده است.
روش: به همین منظور تعداد 175 نفر از معلمان ابتدائی شاغل در مدارس شهر کرج و 175 نفر زنان خانه دار شهر کرج به صورت خوشه ای و تصادفی انتخاب شده است. سپس آنان با استفاده از پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف و دل زدگی زناشویی پاینز مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از جمع آوری داده ها از روش های آمار توصیفی و آزمون تی مستقل برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: تحلیل های آماری گویای آن بود که زنان شاغل بهزیستی روانشناختی بالاتری برخورداربودند (p<0/01)؛ ولی در دلزدگی زناشویی این تفاوت در زنان خانه دار بیشتر بود (p<0/05). همچنین زنان شاغل در همه مولفه های بهزیستی روانشناختی به غیر از مولفه های رشد شخصی و خود مختاری از زنان خانه دار وضعیت بهتری داشتند. مقایسه ابعاد دلزدگی زناشویی نشان داد زنان شاغل فقط در بعد دلزدگی روانی تفاوت معنی داری با زنان خانه دار داشتند و در ابعاد دیگر تفاوت معنی داری بین این دو گروه وجود نداشت.
بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد اگر شغل دارای ویژگی منفی مثل ساعات کاری طولانی و استرس و فشارهای زیاد نباشد تأثیرات مثبتی بر بهزیستی روان شناختی زنان دارد. از سوی دیگر اشتغال باعث خستگی و دل زدگی زناشویی بیشتری در زنان شاغل نشده بود، لذا فراهم نمودن زمینه های مشارکت اجتماعی و اشتغال زائی متناسب با شأن زنان در تأمین بهزیستی آنان مؤثر است.