هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه سازگاری زناشویی با به زیستی روانی دانشجویان متاهل دانشگاه الزهرا است و جامعه آماری شامل 201 نفر از دانشجویان زن متاهل این دانشگاه است، که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش، از آزمون های سازگاری زناشویی (دو نفره) اسپانیر و بهزیستی روان شناختی، و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری هم بستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. جز خرده مقیاس معنویت، که فقط با خرده مقیاس هم بستگی دونفره رابطه ای معنادار داشت، نتایج، رابطه ای معنادار بین خرده مقیاس های به زیستی روانی و خرده مقیاس های سازگاری زناشویی بود. مدت زمان ازدواج و سازگاری زناشویی، 0.206 از تغییرات به زیستی روانی را پیش بینی می کند.
نوشتار حاضر بر آن است تا بر اساس پژوهشی پیمایشی، اثر ویژگی های فردی و اجتماعی را بر میزان مشارکت اجتماعی زنان، به عنوان یکی از عوامل اصلی موثر بر توسعه، مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری پژوهش را زنان 16 ساله و بالاتر ساکن در شهر کرمان تشکیل داده اند، که از میان آن ها نمونه به حجم 300 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده است. ابزار پژوهش، پرسش نامه است و مشارکت اجتماعی در دو بعد رسمی و غیررسمی مورد بررسی قرار گرفته است. پس از آزمون فرضیه هایی که با استفاده از نظریه کنش اجتماعی پارسونز مطرح شد، برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی و آزمون های معناداری استفاده شد.
بررسی ها نشان می دهد که میزان مشارکت اجتماعی زنان در بعد غیررسمی، بیش تر از مشارکت آن ها در بعد رسمی است، هم چنین ویژگی هایی مثل عام گرایی، فعال گرایی، امید به آینده، خردگرایی، تحصیلات، ارزیابی فایده های مشارکت، و مشارکت اعضای خانواده، رابطه مستقیم و معنادار با میزان مشارکت اجتماعی زنان دارد.
نوشتار حاضر بر آن است که با تاکید بر تغییرات سیاسی - اجتماعی دهه های اخیر در ایران، به بررسی سیمای زن در ادبیات کودکان بپردازد. تغییرات سیاسی - اجتماعی در این مقاله، با مولفه های جنگ، دوره سازندگی، و دوره موسوم به اصلاحات مشخص شده و پس از مقایسه با واقعیات (آمارهای رسمی)، تغییر سیمای زن در 22 داستان نمونه، مورد بررسی قرار گرفته است. منابع مورد بررسی، کتاب های داستانی منتشر شده به وسیله کانون پرورش فکری کودکان در طی سال های 1358 تا 1384 است و در بررسی نمونه آماری از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. نتیجه به دست آمده بیان گر عدم تغییر نگرش نویسندگان نسبت به نقش های جنسیتی طی سه دوره زمانی، به رغم تغییر در واقعیت ها، است. حضور کمی، نقش های خانوادگی، سواد، اشتغال، و فعالیت های سیاسی و اجتماعی زنان، شاخص های مربوط به سیمای زن در این مقاله است.
ازدواج یکی از حساسترین وقایع زندگی انسان و از مهمترین نهادهای حقوقی جوامع بشری است. لزوم آمادگی و بلوغ جسمانی و رشد قوای عقلانی افراد برای آغاز زندگی مشترک و اقدام به ازدواج تا حدی است که بسیاری از نظامهای حقوقی جهان، حداقلی از سن را برای آغاز این مرحله از زندگی، ضروری دانستهاند. نظام حقوقی ایران از ابتدا تاکنون درخصوص شرط حداقل سن برای اقدام به ازدواج، دستخوش تحولات متعددی شده و مقررات متنوعی را تجربه نموده است. در این نوشتار بعد از تبیین سن نکاح و رشد، به بررسی تحولات نظام قانونگذاری ایران، آثار و تبعات آن پرداخته شده، در نتیجه معلوم می¬گردد فاصله ایجاد شده در قانون بین سن نکاح و رشد باعث مشکلاتی برای زوجین می¬شود؛ لذا پیشنهاد اصلاح ماده 1041ق.م. داده شده است.
نکاح معاطاتی در فقه و حقوق به معانی مختلفی آمده است. یکی از معانی رایج آن عدم اجرای صیغه ایجاب و قبول است. سؤال مهم این است که آیا عقد نکاح را می¬توان بدون اجرای صیغه ایجاب و قبول انشاء نمود؟ مشهور فقها، لفظی بودن ایجاب و قبول را در عقد نکاح شرط می¬دانند و معتقدند نکاح معاطاتی باطل است، بلکه در این مورد ادعای اجماع شده. قانون مدنی نیز بر لفظی بودن ایجاب و قبول در عقد نکاح صراحت دارد. اما برخی با توجه به دلایلی مدعی صحت نکاح معاطاتی شده¬اند؛ این نوشتار به بررسی مفهوم معاطات در عقد نکاح، ارزیابی ادله بطلان و صحت نکاح معاطاتی و نقش طریقی یا موضوعی لفظ در عقد نکاح پرداخته و به این سؤال پاسخ می¬دهد که آیا جایگزینی برای صیغه در عقد نکاح می¬باشد؟
نظریه های جرم شناسی و تجربه تاریخی کشورهای توسعه یافته صنعتی بیان گر آن است که با توسعه یافتگی بیش تر و افزایش مشارکت اجتماعی زنان، نسبت جنسیتی جرم تغییر می کند و سهم زنان در جرایم ارتکابی افزایش می یابد.در این نوشتار، که به بررسی این موضوع در جامعه ایران می پردازد، پیوند شاخص های توسعه اقتصادی اجتماعی و مشارکت اجتماعی زنان با میزان جرم آنان (نسبت زنان محکوم به کل محکومان) در یک دوره زمانی 20 ساله (1360 تا 1380) و نیز میزان دستگیرشدگان زن در استان های مختلف برای سال های 1375، 1377، 1380، و 1382 (بر اساس آمار دستگیرشدگان نیروی انتظامی) و رابطه آن با سطح توسعه یافتگی استان بررسی شده است.یافته های پژوهش نشان داد که هرچند در سطح کشوری و در طول دوره مورد بررسی، بین توسعه اقتصادی اجتماعی و مشارکت و نسبت جرم زنان رابطه یی منفی وجود دارد، مقایسه استان ها از نظر توسعه یافتگی نشان می دهد که نسبت جرم زنان در استان های دارای سطح توسعه پایین کم تر از بقیه استان ها است و رابطه مثبت ضعیفی بین این متغیرها وجود دارد، بنابراین، نتایج به دست آمده در سطح کشوری با نظریه های مطرح در خصوص جرم زنان و تجربه کشورهای غربی متفاوت است و باید با دقت و بررسی بیش تر، راه کارهای مناسب برای آن ارایه شود.
از اواخر دوره قاجار و هم زمان با انقلاب مشروطیت و علی رغم عدم حضور زنان در صحنه سیاست رسمی و محدودیت در ایفای نقش به عنوان صاحبان قدرت سیاسی شاهد فعالیت سیاسی زنان در صحنه های غیر رسمی و تلاش آنان برای تشکیل سازمان ها و احزابی که اهداف خاص زنان را پیگیری کند، هستیم که این مهم با تحولات بسیار تا زمان انقلاب اسلامی و پس از آن نیز ادامه پیدا کرده است. بر این اساس، سوال اصلی که این پژوهش درصدد پاسخگویی به آن می باشد، این است که آیا سازمان ها و احزاب زنان که در ایران در دوره انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی تشکیل شد دارای استقلال از حکومت بودند یا اینکه بیشتر به صورت نهادهایی وابسته به نهاد دولت تشکیل می شدند و عمل می کردند؟ فرضیه ای که به این پرسش پاسخ می دهد، این است که سازمان ها و احزاب سیاسی زنان که در دوره مشروطه تا انقلاب اسلامی تشکیل شدند، هر چند شاید در آغاز مستقل از دولت می بودند، اما با گسترش فعالیت هایشان با مانعی به نام دولت مطلقه روبه رو می شدند. بدین ترتیب، اهداف و عملکردشان تابع کنترل دولت قرار می گرفت و استقلال خویش را تا حد زیادی از دست می دادند. برای انجام این پژوهش، از روش تاریخی استفاده شده و به ویژه اساسنامه دو سازمان مهمی که در دوران پادشاهان اول و دوم پهلوی، یعنی کانون بانوان و سازمان زنان ایران، به فعالیت پرداختند، مورد بررسی قرار می گیرد.