هدف دانشگاه جامع علمی - کاربردی، فراهم آوردن موجبات مشارکت سازمان ها و دستگاه های اجرایی دولتی و غیردولتی برای تربیت نیروی انسانی متخصص و مورد نیاز بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور ممکن است، به نحوی که فارغ التحصیلان هر یک از مؤسسات وابسته به این دانشگاه بتوانند برای کاری که به آنها محول می شود دانش و مهارت لازم را کسب کنند. تحقیق حاضر ازنظر طبقه بندی بر مبنای هدف، نوعی تحقیق کاربردی محسوب می شود. تحقیق حاضر بر مبنای طبقه بندی تحقیقات بر اساس روش و ماهیت، تحقیقی همبستگی محسوب می گردد. در این تحقیق برآورد و تخمین های آماری مدل ها و تأثیرات کلیه متغیرها با استفاده از نرم افزار Eviews صورت می گیرد. در این راستا در تحقیق پیش رو سعی شده با یک مدل اقتصادسنجی با استفاده از داده های مقطعی - سری زمانی (پانل) تأثیر ساختارهای آموزشی و مهارتی نظیر(محتوای عملی، سازماندهی برنامه ریزی آموزش های علمی - کاربردی، فضای آموزشی) بر عوامل درونی - بیرونی نظام آموزش عالی علمی کاربردی را در 30 مرکز جامع آموزش عالی علمی کاربردی استان های کشور در یک دوره 3 ساله 1399_1396 مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاکی است که تأثیر هر سه متغیر توضیحی با عوامل درونی - بیرونی در نظام آموزش عالی علمی کاربردی رابطه معنی دار و مثبتی دارد و در میان متغیرهای توضیحی متغیر محتوای عملی در سطح 5 درصد و متغیرهای فضای آموزشی و سازماندهی برنامه ریزی آموزش های علمی _کاربردی در سطح 10 درصدمعنی دارهستند. معنی داری کل مدل باتوجه به 38/2 =F ، 80/0= R2، 88/1= D.W تأثیر قابل ملاحظه ای داشت.
ادغام تکنولوژیک به معنای ایجاد و توسعه « فناوریهای پیوندی » است و داعیه آن دارد که هیچ صنعت پویا و رقابت جویی نباید صرفاَ بر فناوری اختصاصی خود تکیه کرده و اعتبارات تحقیقات خود تکیه کرده و اعتبارات تحقیقات خود را فقط در حوزه تخصصی خویش هزینه کند ، زیرا دیگر اصل « یک صنعت - یک فناوری » مدتهاست که منسوخ شده و جای خود را به « یک صنعت - دهها فناوری » سپرده است . صنعتی که بر اساس پیوند دهها فناوری شکل می گیرد . باید چشم خود را به روی همه پیشرفتها و نوآوریهای تکنولوژیک ، در اینجا و آنجا و به ویژه در خارج از محیط تخصصی خود بازکرده و ببینند که چگونه می تواند آنها را با فناوریهای در حال استفاده خود پیوند داده و محصولات نوآورانه را روانه بازار کند ...
یکی از موضوعات اصلی در مدیریت زنجیره تامین، برنامه ریزی یکپارچه تولید- توزیع است که نقش مهمی را در کاهش هزینه های زنجیره بر عهده دارد. علاوه بر این، انتخاب محل بهینه مراکز توزیع می تواند دست یابی به این هدف را تسهیل کند. از سوی دیگر، قوانین و مقررات زیست محیطی که توسط دولت ها مصوب شده است، محدودیت هایی را برای فعالیت های تولید و توزیع ایجاد کرده و اتخاذ رویکرد زنجیره تأمین سبز را بیش از پیش ضروری ساخته است . در این مقاله، یک مدل جدید برای مسئله مکانیابی - تولید - توزیع یکپارچه در یک زنجیره تأمین سبز سه سطحی شامل کارخانه های تولیدی، مراکز توزیع و مشتریان برای چند نوع محصول و در طی چندین دوره زمانی ارائه شده است. تابع هدف شامل کمینه سازی کل هزینه های زنجیره و همچنین کمینه سازی میزان انتشار گاز CO2 در طول زنجیره می باشد. همچنین مقادیر تقاضا و سطح سرویس مشتریان در مدل پیشنهادی به صورت اعداد فازی Z بیان شده تا قابلیت اطمینان اعداد تصمیم گیری نیز در کنار آنها از کارشناسان اخذ شود. از طریق ارائه یک مطالعه موردی، کاربردپذیری و کارایی مدل پیشنهادی با در نظر گرفتن دو شاخص سطح سرویس مشتریان و رویکرد سبز در تولید و توزیع، مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفته است. همچنین به منظور حل مدل پیشنهادی، از نرم افزار تجاری گمز استفاده شده است. نتایج بدست آمده بیانگر عملکرد مطلوب مدل پیشنهادی در کاهش هزینه ها در زنجیره تامین سبز می باشد.
با درنظرگرفتن شرایط عصر جدید، مبحث تعاملات دو سویه و هم آفرینی برای افزایش کیفیت خدمات و حفظ و ایجاد ارزش برای مشتریان اهمیتی روزافزون یافته است. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر ارزش های تجربی بر نگرش هم آفرینی و رفتارهای هم آفرینی ارزش مشتریان است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش توصیفی - پیمایشی و ازنوع مقطعی است. جامعه این پژوهش، گردشگران شهر اصفهان است که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه 186 نفری انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است که به صورت حضوری توزیع شده است. در این پژوهش، روایی محتوا و روایی سازه سنجش و بررسی شده و پایایی پرسشنامه ازطریق محاسبه ضرایب بارهای عاملی آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی به دست آمده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عامل تأییدی و از نرم افزار Spss25 و Smart Pls2.0 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد ارزش لذت گرایانه و ارزش اجتماعی و ارزش اخلاقی بر نگرش هم آفرینی تأثیری مثبت و معنادار دارد؛ ولی ارزش شناختی بر نگرش هم آفرینی تأثیری معنادار ندارد. نگرش هم آفرینی بر رفتار شهروندی و رفتار مشارکتی مشتری تأثیری مثبت و معنادار دارد.
منشور شهروندی یک سند رسمی است که تعهدهای سازمان های دولتی را به شهروندان از طریق وضع معیارهای شفاف سازی مشخص می کند. نیازی به توضیح نیست که استقرار منشور شهروندی در دستگاه های اجرایی یکی از مطالبات مردم است. از این رو، سنجش میزان رعایت منشور شهروندی و شناسایی عوامل بازدارنده آن در این پژوهش مدنظر قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نوع میدانی و پیمایشی است. نمونه موردنظر به صورت تصادفی نظام مند انتخاب و پرسشنامه ها بین دستگاه های اجرایی توزیع شد. نتایج امر گویای آن است که میزان رعایت ابعاد پاسخگویی، توجه و واکنش به طور نسبی مطلوب و برای شفافیت و مشارکت چندان مطلوب نیست. در ضمن، با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، چهار عامل موثر بر استقرار منشور شهروندی به شرح زیر شناسایی شد: 1. فرآیندگرایی؛ 2. کیفیت گرایی؛ 3. نیازگرایی و 4. باز بودن سازمانی. بررسی تأثیر عوامل چهارگانه بر ابعاد منشور شهروندی همچنین نشان داد که باز بودن سازمانی بر شفافیت، پاسخگویی و مشارکت؛ فرآیندگرایی بر شفافیت و مشارکت؛ نیازگرایی بر توجه و واکنش، مشارکت و شفافیت تأثیرگذار هستند؛ و کیفیت گرایی تنها دو متغیر توجه و واکنش و پاسخگویی را تحت تاثیر قرار داده است.
هدف از پژوهش حاضر محاسبه کارایی هزینه و سود بانک های تجاری ایران و بررسی رابطه بین کارایی هزینه و سود با متغیرهای اندازه، نسبت کفایت سرمایه، نسبت هزینه به سود و سودآوری است. این پژوهش در دو مرحله انجام شد. در مرحله نخست با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها، کارایی هزینه و سود 10 بانک در دوره زمانی 1385-1392 مورد محاسبه قرار گرفت و در مرحله دوم با بهره گیری از رگرسیون داده های ترکیبی (پانلی) به بررسی رابطه میان کارایی هزینه و سود با متغیرهای پیش گفته پرداخته شد. در مرحله نخست بانک های مورد بررسی به طور نسبی در دو گروه کارا و غیر کارا از لحاظ هزینه و سود طبقه بندی گردید و مشخص شد که بانک های مورد بررسی از لحاظ کسب سود و کسب منافع کارایی بیشتری نسبت به صرف یا هزینه کردن منابع دارند. همچنین، از دیگر یافته های این مرحله از پژوهش، ارائه راهکاری برای بانک های ناکارا به منظور حرکت به سمت مرز کارایی بود. در حقیقت، تکنیک تحلیل پوششی داده ها، واحدهای مرجع (از میان بانک های کارا) را برای بانک های ناکارا جهت تعیین هزینه و سود بهینه مشخص کرد. نتایج به دست آمده از اجرای مرحله دوم پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای نسبت کفایت سرمایه و سودآوری بر کارایی هزینه تأثیر معناداری ندارند ولی متغیرهای نسبت هزینه به سود و اندازه در سطح خطای 5% به ترتیب دارای تأثیر معکوس و مستقیم معناداری بر کارای هزینه هستند. این نتایج به این معنی است بانک هایی که تمایل بیشتری برای کنترل هزینه ها دارند کارایی هزینه بالاتری داشته و بانک های بزرگتر نیز از صرفه جویی ناشی از مقیاس بیشتری برخوردارند. همچنین از نتایج دیگر پژوهش این بود که به استثنای متغیر سودآوری هیچکدام از دیگر متغیرهای مورد بررسی یعنی، نسبت کفایت سرمایه، نسبت هزینه به سود و اندازه تأثیر معنی داری بر کارایی سود ندارند.
با توجه به شیفتگی پسانوگرایی، سکوت و تنهایی، گردشگری بیابان ارزش معنوی و جدیدی از گشت وگذار در مناطق ساکت و بایر ایجاد کرده که این امر باعث رشد پیوسته آن در مناطق مختلف جهان شده است. از طرفی توسعه اکوتوریسم علاوه بر ایجاد درآمد برای افراد محلی و به طورکلی افزایش GDP، می تواند در حفاظت از اکوسیستم بیابان ها تأثیر به سزایی داشته باشد. از این رو پژوهش حاضر به تدوین راهبردهای توسعه اکوتوریسم بیابان در دشت لوت پرداخت. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر روش بررسی، جزء تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش را 30 نفر از کارشناسان مرتبط با صنعت گردشگری استان کرمان و همچنین افراد آشنا به دشت لوت تشکیل دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و در نتیجه ارائه راهبردهای مناسب از روش تحلیلی SWOT و ماتریس کمّی QSPM استفاده شد. پژوهش در پنج فاز انجام گردید. نتایج حاصل از اجرای چهار فاز نخست نشان داد که منطقه تهاجمی به منزله موقعیت راهبردی برتر در توسعه اکوتوریسم دشت لوت است. در فاز پنجم از طریق ماتریس کمّی QSPM راهبردهای منطقه تهاجمی به ترتیب جذابیت الویت بندی شد و راهبرد اول این منطقه به مثابه جذاب ترین راهبرد تعیین گردید.
مداخله دولت و حضور اشخاص سیاسی در هیات مدیره، می تواند تصمیم گیری شرکت و مسیر کسب و کار را متاثر سازد. بازار سهام باید کارایی اطلاعاتی را نمایان کند، بنابراین بایستی هر گونه ارزش ارتباطات سیاسی را در صورت وجود، بازتاب دهد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ارتباطات سیاسی بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت با تاکید بر میزان رقابت در بازار محصول می باشد. در این راستا، تعداد 60 شرکت برای دوره زمانی 1395-1390 انتخاب شده است. برای اندازه گیری مسئولیت پذیری اجتماعی از رتبه بندی مؤسسه پژوهشی کیندر، لیدنبرگ و دومینی استفاده شده است. هم چنین، فرضیه های پژوهش با استفاده از الگوی داده های ترکیبی آزمون شده است. نتایج نشان داد که افزایش ارتباطات سیاسی موجب افزایش تعهدات اجتماعی می شود و مدیران تمایل بیشتری به پاسخگویی دارند. همچنین شرکت ها با توجه به رقابت بازار محصول به دو گروه تقسیم شدند و نتایج نشان داد که تاثیر ارتباطات سیاسی بر مسئولیت پذیری اجتماعی برای شرکت هایی که محصولات آن ها در بازارهای رقابتی تر به فروش می رسد، مثبت است در حالی که چنین تاثیری برای شرکت های با رقابت بازار محصول پایین برقرار نیست. رقابت بیشتر عاملی موثر در افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی است.
سامانه های راداری مدرن با استفاده از تکنیک های پیشرفته راداری و به کارگیری همزمان مقدورات دفاع الکترونیکی مؤثر و مدرن، تهدیدی جدی علیه سامانه های تهاجمی هواپایه گردیده است. اثرگذارترین و پرکاربردترین تکنیک ردیابی، تکنیک ردیابی مونوپالس است که در حال حاضر اکثر سامانه های راداری از جمله S-300، S-400، پاتریوت و... از این روش استفاده می کنند. خواص ذاتی این نوع تکنیک ردیابی در کنار تکنیک های دفاع الکترونیکی از جمله ARGPO، آرایه فازی، چابکی فرکانس و... آن را به چالشی اساسی برای سامانه های اخلالگر تبدیل کرده است. این موضوع سبب گردید در بسیاری از کتب و مقالات جنگ الکترونیک انواع تکنیک های حمله الکترونیکی مؤثر بر رادارهای ردیاب مونوپالس بررسی و تحلیل های گوناگونی نیز انجام گردد. هر یک از این تکنیک های حمله الکترونیکی بر پایه ضعف های ساختاری رادار و یا با الهام گرفتن از پدیده های فیزیکی از جمله گلینت و چند مسیری ایجاد شده اند. در این مقاله ضمن تشریح عملکرد رادارهای مونوپالس و شیوه های فریب آن، مرور کاملی بر انواع تکنیک های حمله الکترونیکی علیه رادارهای مونوپالس انجام شده است. همچنین سه نوع تکنیک حمله الکترونیکی اخلال قطبش متقاطع، دکوی و اختلال دوبینی که اهمیت و تأثیر بیشتری داشته به طور کامل تری بیان و مزایا و معایب آنها نیز مطرح شده است.
موسسه های اقتصادی عموما بخشی از دارایی های خود را به صورت موجودی های نقدی نگهداری می نمایند و تعیین اینکه چه میزانی از دارایی ها باید به صورت وجه نقد نگه داشته شود، از تصمیمات مهمی است که مدیریت واحد تجاری اخذ می کند. علیرغم اینکه در ادبیات حسابداری، شناسایی عوامل تعیین کننده ی سطح نگهداشت وجه نقد در شرکت ها، به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته؛ با این حال تأثیر رقابت در بازار محصول بر رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت و سطح نگهداشت وجه نقد شرکت ها تا حد زیادی ناشناخته است. به همین دلیل در این پژوهش ما به بررسی این رابطه پرداختیم؛ و با بررسی 84 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های1390-1396 از طریق آزمون مدل رگرسیون با داده های ترکیبی به این نتیجه رسیدیم که رقابت در بازار محصول و مسئولیت پذیری اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر سطح نگهداشت وجه نقد دارند. علاوه بر این نتایج پژوهش حاکی از آن است که رقابت در بازار محصول تأثیر منفی و معناداری بر رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و سطح نگهداشت وجه نقد دارد.
انتخاب سبد سرمایه گذاری بهینه یکی از مهم ترین چالش های علوم مالی است. هدف این مطالعه بکارگیری الگوریتم چرخه آب چند هدفه (MOWCA) برای یافتن ترکیبی کارآمد از سبد سرمایه گذاری است. مسئله مورد مطالعه یک مسئله چند هدفه غیر خطی است که توابع هدف آن شامل حداکثر سازی بازده و حداقل سازی ریسک است. الگوریتم چرخه آب از فرآیند چرخه آب در طبیعت شبیه سازی شده است و نخستین بار توسط مرادی و همکاران (2017) از این الگوریتم برای بهینه سازی سبد سهام در چهار بورس بزرگ دنیا بهره گرفته شده است. در این تحقیق از اطلاعات روزانه طی سال های1392 تا 1394، 30 شرکت بزرگ بورس تهران استفاده شده است. به علاوه عملکرد MOWCA برای حل مسائل بهینه سازی چندهدفه با سایر بهینه سازهای چندهدفه از قبیل الگوریتم ژنتیک چندهدفه (MOGA) و الگوریتم پرندگان چندهدفه (MOPSO) مقایسه شده است. به منظور مقایسه از چهار معیار عملکرد برای مقایسه نتایج الگوریتم ها از چهار معیار مرسوم استفاده شده است: فاصله، یکنواختی، تنوع و پوشش. یافته ها حاکی از آن است که بر اساس اغلب معیارهای ارزیابی عملکرد مورد استفاده در این تحقیق، MOWCA درمقایسه با سایر الگوریتم های فرا ابتکاری برای مسائل بهینه سازی سبد سرمایه گذاری کارآمدی بیشتری دارد.