"مقدمه: کدهای استاندارد و تعاریف آنها ابزار مهمی در تحقیقات، طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه های کنترل صدمه و زیر مجموعه های آن می باشند. هدف از این مقاله تعیین میزان اجرای دستورالعمل های کد گزاری صدمات، سوختگی ها و مسمومیت ها در بیمارستان های آموزشی منتخب بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی ـ مقایسه ای پرونده 735 بیمار با تشخیص صدمات، سوختگی و مسمومیت از بیمارستان های آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران، و شهید بهشتی مورد بازبینی قرار گرفت. پرونده ها به روش نمونه گیری منظم از میان پرونده کلیه بیماران مورد نظر در 6 ماه اول سال 1385 انتخاب شد. در این انتخاب از 33 بیمارستان آموزشی موجود، 9 بیمارستان به علت عدم بستری بیماران صدمه، سوختگی و مسمومیت و 2 بیمارستان به علت عدم کاربرد کتاب ICD-10 از لیست کنار گذاشته شد. داده ها ازطریق مشاهده مستقیم و تکمیل چک لیست جمع آوری و اعتبار چک لیست با استفاده از نظر خواهی از خبرگان در رشته مورد نظر تعیین شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: در این پژوهش میانگین درصد میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری صدمات در دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی به ترتیب 80/77، 64/67 و 11/70 و میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری علت های خارجی صدمات به ترتیب 80/57، 03/70 و 17/62 درصد بود. میانگین درصد میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری سوختگی ها در دانشگاه های علوم پزشکی ایران و شهید بهشتی به ترتیب 33/58 و 77/55 درصد و علت خارجی آن 17/54 و 33/53 درصد بود.
نتیجه گیری: تطابق لازم در میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری صدمات، مسمومیت و سوختگی ها در بین کد گذاران بیمارستان های مورد مطالعه دیده نمی شود و لازم است بر نامه های مداخله ای مد نظر قرار گیرد"
در دهه گذشته مفهوم بازارگرایی و اثرات آن بر عملکرد مورد مطالعه و توجه گسترده ای قرار داشته است. هر چند که تحقیقات انجام شده نشان می دهد که هنوز در مورد تاثیر بازارگرایی بر عملکرد به خصوص در کشورهای در حال توسعه جای تردید وجود دارد. این تحقیق، نحوه اندازهگیری سازه بازارگرایی را براساس مفهوم پردازی نارور و اسلیتر (Narver and Slater، 1990) در شرایط خاص محیطی ایران مورد توجه قرار داده و تاثیر بازارگرایی را بر عملکرد شرکت های ایرانی بررسی می کند. همچنین نقش تعدیل کننده عوامل محیطی شدت تغییرات بازار، شدت رقابت و قدرت خریداران را در این رابطه آزمون می نماید. داده های میدانی در خصوص بازارگرایی و عملکرد از طریق پرسشنامه هایی که بین 373 شرکت عضو سازمان بورس و اوراق بهادار تهران توزیع شده جمع آوری گردیده است. با توجه به 141 پرسشنامه تکمیل شده و قابل استفاده، نرخ پاسخگویی 8/37 درصد بوده است. داده های عملکرد عینی از صورتهای مالی سالیانه این شرکت ها استخراج شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بازارگرایی بر عملکرد ذهنی، عینی و کلی تاثیر معنادار و مثبت دارد. قدرت خریداران، نقش تعدیل کننده در رابطه بین بازارگرایی و عملکرد ذهنی و کلی دارد ولی عوامل شدت رقابت و شدت تغییرات بازار، تعدیل کننده این رابطه نیستند.
امروزه مشارکت یکی از مفاهیم عمده و اصلی توسعه پایدار به شمار می رود. مدیران و برنامهریزان شهری همواره سعی کرده اند تا با جلب مشارکتهای مردمی به اهداف خود در زمینه اجرای طرحها و برنامهها به بهترین نحو ممکن نائل آیند. این مقاله نیز در راستای همین هدف به بررسی عوامل مهم در زمینه مشارکت شهروندان پرداخته است و سعی شده است با شناسایی برخی عوامل مهم مسئولین شهری را برای تقویت آنها تشویق نماید. عوامل مورد نظر در این تحقیق عبارتند از: سودآور بودن فعالیت مشارکتی، اوقات فراغت، اعتماد اجتماعی مردم به یکدیگر، اطلاع رسانی و پاسخگویی مدیران شهری. نوع روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی میباشد. به نظر می رسد با توجه به نتایج مشاهده شده در جامعه آماری، اگر مدیریت شهری بتواند از یک طرف فرهنگ مشارکت عمومی را گسترش دهد و از طرف دیگر در ساختار مدیریتی خود، مدیریت مشارکتی را اعمال نماید، بهتر بتواند به نتایج لازم از اهداف و برنامههای خود برسد. توجه به نیازهای شهروندان و دادن آموزشهای لازم به آنان، برنامهریزی برای اوقات فراغت شهروندان و برگزاری همایشها و هماندیشیها، گسترش اطلاعرسانی به شهروندان، تقویت روحیه اعتماد بین مردم و پاسخگو بودن مسئولین شهری، از جمله راهکارهایی است که می توان با تقویت و تاکید بر آنها، زمینه مشارکت افراد در امور شهر را فراهم ساخت.
آشفتگی روند تجاری، افزایش رقابت در میان شرکت های تجاری، محیط پیرامون سازمان ها را بسیار متفاوت تر از گذشته نموده است. شناخت مسیرهای آتی تجاری و حرکت در راستای آنها به نحوی که منافع سازمان را به همراه داشته باشد، ضرورت وجود تحقیقات بازاریابی را التزام می بخشد. به نظر می رسد بنابر باور برخی از صاحبنظران، بازارگرایی با تاثر از تحقیقات بازاریابی بتواند نتایج عملکردی سازمان را به نحو مطلوبی بهبود بخشد. از این رو به منظور بررسی فرضیه هایی که مبتنی بر مدل این مطالعه می باشند، پرسش نامه ساخته شده پس از تایید روایی و پایایی، بین آژانس های مسافرتی شهر مشهد به عنوان جامعه آماری توزیع گردید. تحلیل داده های احصایی از پرسش نامه ها مبتنی بر روش تحلیل مسیر می باشد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، حاکی از آن بود که تحقیقات بازاریابی اثر بسزایی بر بازارگرایی و همچنین عملکرد دارد، از طرفی بازارگرایی نیز از اثر زیادی بر عملکرد دارد. با این وجود، اگر چه نتایج حاصل از تحقیق تمامی فرضیه ها را مورد تایید قرار می دهد؛ اما فرضیه اصلی تحقیق که همانا نقش واسطه گری بازارگرایی در میان تحقیقات بازاریابی و عملکرد بود با تردید روبرو گردید.
ارزیابی عملکردکارکنان تحت تاثیر بافت اجتماعی سازمان قرار دارد. بافت اجتماعی از دو متغیر دور و نزدیک ساخته میشود. متغیر دور متشکل از ساختار سازمانی، ارزشها و فرهنگ است. متغیر نزدیک به دو دسته فرعی یعنی متغیرهای ساختاری و فرایندی تقسیم میشود. متغیرهای ساختاری شامل مستندسازی ارزیابیها، اهداف سیستم ارزیابی، استانداردهای عملکردی و تعداد ارزیابیها است. متغیرهای فرایندی نیز در برگیرنده تعهد سازمانی، انسجام و همبستگی، رابطه رئیس و مرئوس و رهبری است. تحقیق حاضر به بررسی رابطه عوامل فرایندی با سیستم ارزیابی عملکرد میپردازد. نتایج این تحقیق که حاصل جمعآوری اطلاعات از یک نمونه 98 نفری در شرکت محورسازان ایران خودرو است نشان میدهد در جامعه مورد بررسی درخصوص عوامل فرایندی در شرایط موجود و مطلوب تفاوت معناداری وجود دارد. علاوه بر این در سطح 99 درصد ارتباط میان رهبری و رابطه رئیس- مرئوس با سیستم ارزیابی عملکرد تایید میشود. لیکن رابطه معنی داری میان تعهد کارکنان و انسجام و همبستگی با سیستم ارزیابی عملکرد مشاهده نمیشود. بطور کلی رابطه معناداری میان مولفههای اجتماعی (فرایندی) سازمان شامل ارتباط رئیس- مرئوس و رهبری با سیستم ارزیابی عملکرد وجود دارد. این نتایج در مطالعات دیگر نیز تایید شده است.
تحقیق حاضر برای فراهم آوردن شواهدی در ارتباط با نقش سرمایه گذاران نهادی از این منظر که آیا مالکیت نهادی سهام بر شیوه مدیریت سود شرکت تاثیر دارد، صورت پذیرفته است. در مطالعات پیشین، پیرامون رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و مدیریت سود، فرض شده است که شرکت ها دارای توانایی یکسانی برای ایجاد اقلام تعهدی غیر عادی به منظور مدیریت سود می باشند و تاثیر عوامل حاکمیت شرکتی در توانایی مدیران برای مدیریت سود، نادیده گرفته شده است. سرمایه گذاران نهادی، کیفیت حاکمیت شرکتی را در گزارشگری مالی بهبود می بخشند. شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دهند. دو نوع آزمون مختلف شامل آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون مقطعی چندگانه، برای بررسی ارتباط بین مدیریت سود و مالکیت نهادی مورد استفاده قرار گرفته است. به طور کلی نتایج این تحقیق بیانگر وجود رابطه منفی معنادار بین سطح مالکیت نهادی و تمرکز آن با مدیریت سود می باشد.
با توجه به اهمیت روز افزون برنامهریزی استراتژیک و وجود عواملی که موفقیت فرایند برنامهریزی استراتژیک را تحت تاثیر قرار میدهند، پیش نیاز تدوین و اجرای درست استراتژی برای شرکت ملی گاز ایران، شناسایی این عوامل و لحاظ نمودن آنها در فرایندبرنامهریزی است. در این تحقیق تلاش شده است با تکیه بر تجربیات مدیران و کارشناسان شرکت ملی گاز و سایر منابع اعم از کتب، مجلات، مقالات جدید و... این عوامل قبل از پرداختن به برنامهریزی استراتژیک شناسایی شده و به منظور موفقیت در این فرایند مهم و حیاتی اعمال گردند. تحقیق حاضر که از نظر هدف، کاربردی و از نظرگردآوری و پردازش اطلاعات، توصیفی است، با هدف شناسایی عوامل موثر بر موفقیت برنامهریزی استراتژیک در شرکت ملی گاز ایران درصدد است تا نقش عوامل سازمانی را در اثربخشی این فرایند نشان دهد و مدیران این شرکت با عنایت به این عوامل بتوانند راهبردهای مناسب را جهت طراحی، تدوین و اجرای برنامهریزی استراتژیک به درستی پیادهسازی نمایند. در این تحقیق ارتباط هشت عامل عمده با موفقیت برنامهریزی استراتژیک در شرکت ملی گاز ایران مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت تاثیر پنج عامل مشارکت مدیران ارشد در فرایند برنامهریزی استراتژیک، آگاهی مدیران ارشد از دانش و اهمیت برنامهریزی استراتژیک، مشارکت تیمی کارکنان در فرایند برنامهریزی استراتژیک مدیریت تغییر در فرایند برنامهریزی استراتژیک و ارزیابی درست محیطی درموفقیت برنامهریزی استراتژیک در شرکت ملی گاز ایران مورد تایید قرار گرفت.
تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطه میان بستهبندی و رفتار مصرفکنندگان محصولات غذایی، در سطح فروشگاههای زنجیرهای رفاه تهران صورت گرفته است. در این مطالعه با توجه به گستره تحقیق بر آن سعی شد، که میزان تأثیر عوامل مختلف بستهبندی بر رفتار مصرفکنندگان محصولات غذایی در طی مراحل پیش ازخرید، در حین خرید و پس از خرید مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرد. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش در زمره تحقیقات توصیفی پیمایشی طبقهبندی میشود. به منظور بررسی فرضیه اصلی تحقیق از آزمون طرح اندازههای تکراری و به منظور بررسی تفاوت در دیدگاهها و نظرات پاسخگویان براساس مؤلفههای جمعیتشناختی، از آزمون مقایسه دو جامعه وآزمون مقایسه میانگین چند جامعه استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در میان متغیرهای جمعیتشناختی تنها سن و وضعیت تحصیلی پاسخگویان در زمره متغیرهای معنادار قرار داشته و از نظر خریداران محصولات غذایی، کلیه مؤلفههای بستهبندی از اهمیت زیاد و تأثیرگذاری قابل توجهی بر رفتار مصرفکنندگان برخوردار میباشند.