عرصه سازندگی در کشور بسیار پرتلاطم و محل نزاع بازیگران و عوامل مختلفی است که هر یک به نحوی درگیر آن هستند. سؤال اصلی مقاله این است که چگونه و با چه چارچوبی می توان نوع مداخله و اثرگذاری مطلوب را برای بسیج سازندگی به عنوان یکی از بازیگران کلیدی این عرصه طراحی کرد؟ در این مقاله از «چارچوب تحلیل نهادی» که مؤلفه های آن با استفاده از شاخص های بومی تکمیل و تدوین شده، استفاده می شود. این شاخص ها در مصاحبه با ده نفر از متصدیان بسیج سازندگی و استخراج 17 بند از بیانات امام خمینی و مقام معظم رهبری و با استفاده از روش «تحلیل مضمون» استنتاج شده است. مهم ترین نتیجه و یافته این مقاله ارائه چارچوبی است که به مثابه یک نقشه راه عملیاتی است و با توجه به شاخص های طراحی شده، وضعیت نهادی عرصه های سازندگی در کشور قابل شناخت است. از طرف دیگر در چهار سطح راهبردهایی برای اقدام کارآفرینانه متناسب با شرایط موجود در نظر گرفته شده است. این راهبردهای کلی متناسب با هر شرایط و موقعیت خاص مکانی و زمانی، جهت کلی حرکت بسیج سازندگی را مشخص می کند
هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که جهانی شدن چگونه از طریق مهاجرت های بین المللی بر زبان ها تأثیر می گذارد. جهانی شدن با سرعت بخشیدن، گسترش دادن و تنوع بخشیدن به این گونه مهاجرت ها، موجب جدا شدن فرد از جامعه زبانی خود و پیوستن به دنیای زبانی جدیدی می شود. در این مقاله زبان و مهاجرت و تأثیر متقابل آنها از دو نظر بررسی می شود؛ نخست از زاویه سیاستگذاری های مهاجرتی کشورهای میزبان که طبق قوانین خود، مقررات سخت گیرانه ای را در حوزه زبان برای تازه واردان اعمال می کنند و دوم از زاویه فرهنگ پذیری و ادغام در جامعه میزبان توسط مهاجران. نمونه های مطرح شده در ذیل هر کدام نحوه تأثیرگذاری مهاجرت بین المللی بر زبان مهاجران را نشان می دهد و بدین طریق مشخص می شود که مهاجرت بین المللی چگونه در مقیاس وسیع می تواند عامل همگونی زبانی باشد.
موضوع این نگارش نقد اثر بزرگ حقوقدان شهیر آلمانی کارل اشمیت به نام مفهوم امر سیاسی است.مفهوم امر سیاسی اثری تاثیرگذار و مهم در عرصه ی تفکر سیاسی ، حقوقی و فلسفه سیاسی می باشد. این اثر از جمله نقاط عطفی است که مباحث حقوقی را به حوزه ی سیاست و روابط قدرت به صورت بسیار جذاب و حیاتیی مربوط می سازد. برای درک این اثر ابتدا شناخت اندکی از مولف آن ضروری به نظر می رسد و سپس به ساختار خود متن کتاب خواهیم پرداخت. از این رو در بخش اول به سراغ اشمیت می رویم.
برنامه های نوسازی متمرکز دولتی گفتمان پهلوی دوم از آغاز دهه 1340، به دنبال تغییر ساخت قدرت اجتماعی - اقتصادی و سامان سیاسی به طبقه جدید با ایدئولوژی مطابق با نظام معنایی تبلیغی خود و نظارت بر گروه های منتقد با ایدئولوژی متضاد پیاده گردید. با رویکرد گفتمان انتقادی فرکلاف مقاله حاضر می کوشد به تبیین مفاهیم دوگانه مستضعفین – مستکبرین در منظومه فکری امام خمینی و دولت آرمانی مورد نظر ایشان بپردازد. امام خمینی (ره) با توصیف گفتار حکومت متناسب با سنن مذهبی کوشید در متن جامعه رفتارهای سیاسی گفتمان حاکم را متضاد با فرهنگ دینی رایج معرفی کند و زمینه های حرکت انقلابی را مهیا سازد. با تفسیر ژانرهای مستضعفین (اکثریت مردم)و مستکبرین(گروه حاکم) به عنوان نشانگان رایج در متن جامعه ایران و با دو قطبی سازی جامعه براساس متون دینی و تشبیه گروه حاکم با نمادهای منفور در حیات سیاسی و دینی به نفی رقیب حاکم مبادرت کرد و الگوی حکومت اسلامی و زعامت ولی فقیه سیاسی را به عنوان یک آلترناتیو مطلوب برای جامعه بازتفسیر و محقق نماید.
این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که کشف گاز چه تاثیری بر تغییر معادلات قدرت در منظومه امنیتی مدیترانی شرقی و غرب آسیا داشته است؟ با عنایت به اهمیت انرژی در امنیت اسرائیل و شکل دهی به منظومه امنیتی مناطق یادشده، کشف گاز در مدیترانه شرقی باعث ارتقای جایگاه رژیم صهیونیستی در منظومه امینیت منطقه شده و این رژیم سعی دارد تا از گاز به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف منطقه ای خود استفاده نماید. به طور کلی کشف گاز سومین منبع تنش را در کنار دو منبع دیگر یعنی زمین و آب، به منابع تنش منطقه ای اضافه نموده است. کشف گاز در سرزمین های اشغالی باعث شده تا رژیم صهیونیستی به منظور حفظ وابستگی فلسطینی ها نه تنها مانع از دستیابی به منابع گازی آنها شود، بلکه با عقد قرارداد فروش گاز، وابستگی فلسطینی ها را به خود شدت بخشد. از طرف دیگر، این امر تشدید تنش بین اسرائیل و لبنان را در پی داشته است و هم زمان باعث تشکیل ائتلاف های جدید منطقه ای شده است. با عنایت به ظرفیت بالای ایران در تامین انرژی مورد نیاز کشورهای پیرامون این رژیم، اسرائیل سعی دارد تا با استفاده از ابزار جدید خود یعنی گاز، جلو وابستگی احتمالی کشورهای پیرامون خود و همچنین شرکای غربی اش به منابع گازی ایران را بگیرد، اما با توجه به ذخایر عظیم گازی ایران، در صورت توجه جدی جمهوری اسلامی ایران به این موضوع، به ویژه در شرایط پساتحریم، اسرائیل قادر نخواهد شد تا از گاز به عنوان ابزاری برای اهداف منطقه ای خود به ویژه در برابر ایران استفاده نماید.
خاورمیانه؛ منطقه ای پیچیده، با ساختاری درهم تنیده و متکثر از ساختار نظام بین الملل است که دربرگیرنده امنیت منطقه و همچنین زمینه ساز روابط بین الملل دولت ها در آینده می باشد. ازاین رو هدف پاسخ به این سؤال است که تحولات قطب بندی ها در نظام بین الملل در بازه زمانی 2021-1980 چه تأثیری بر مناقشات و امنیت خاورمیانه داشته است؟ می توان بیان کرد منطقه خاورمیانه با توجه به شرایط داخلی و همچنین ساختار نظام بین الملل با یک ناامنی فراگیر و همه جانبه روبرو هستند بنابراین این گونه مناطق نمی توانند در بعد امنیتی، از تأثیر نظام بین الملل بر سمت گیری ها و سیاست ها و استراتژی های خود ممانعت به عمل آورند. در دوره کنونی نظام بین الملل این تأثیرپذیری بر زیرنظام خاورمیانه بسیار ویژه بوده است. یافته های این پژوهش بر این مبنا است که با محو نظام دوقطبی در سال 1991 و همچنین ظهور نظام تک قطبی به رهبری آمریکا، خاورمیانه دچار آشوب سیستمی شده است، و نظام تک قطبی (آمریکا) در سال های 2021-1991 بیش از نظام دوقطبی (آمریکا و شوروی) در سال های 1991-1980 در ایجاد منازعه و جنگ در خاورمیانه تأثیرگذار بوده است. گسترش عمق و دامنه بی ثباتی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی در خاورمیانه یکی از پیامدهای چنین وضعیتی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می باشد.
اجتماع گرایی به عنوان گفتمان رقیب و منتقد لیبرالیسم، یکی از مهم ترین مضامین فلسفه سیاست در دهه های اخیر بوده است. ضعف ساختارهای سنتی اجتماع مانند خانواده، کلیسا و مدارس، افزایش چشمگیر طلاق و تولدهای نامشروع، گسترش ادیان نامتعارف، افزایش استعمال مواد مخدر و افزایش ناگهانی بی سوادی در کشورهای غربی، از مهم ترین زمینه های اجتماعی شکل گیری اجتماع گرایی بوده است. اجتماع گرایی با کمک مبانی فلسفی ویتگنشتاین دوم انتقادات تأثیرگذاری در آرای اندیشمندان لیبرال معاصر وارد کرده است. پرسش اصلی این مقاله این است که مهم ترین نقد اجتماع گرایان بر لیبرالیسم چیست؟ فرضیه این است که نقد تلقی لیبرال از فرد، مهم ترین انتقادی است که اجتماع گرایان از لیبرالیسم کرده اند و نقدهای دیگر در نهایت به همین انتقاد رسیده است. انسان غیرموقعیت مند، فردگرایی غیراجتماعی، جهانشمول گرایی، ذهنی گرایی و بی طرفی مهم ترین مواضع لیبرالیسم است که اجتماع گرایان آن را نقد کرده اند. اجتماع گرایان معتقدند فرد را نمی توان بدون در نظر گرفتن زمینه و متن فرهنگی و اجتماعی ای تصور کرد که فرد خود بخشی از آن است. همان گونه که زبان و فلسفه زمینه محوراست، فرد نیز در زمینه های بسیار متفاوت فرهنگی تبیین و تعریف می شود. بنابراین، نمی توان برای آن ویژگی های جهانشمول ارائه کرد. اجتماعی بودن «خود» موجب می شود نتوان آن را از ویژگی هایش جدا کرد و قواعدی بی طرف و غیرمرتبط با برداشتی از خیر برای بنا نهادن اجتماعات سیاسی ارائه کرد. سیاست و سعادت از نظر اجتماع گریان بر خلاف لیبرال ها، تفکیک ناپذیرند.