نوع حکومت ها و نظام های اداره جوامع با حقوق انسان ها و در نتیجه حقوق و جایگاه زنان در طول تاریخ جهان، ارتباط مستقیم داشته است. زنان از ابتدا در پی بدست آوردن حقوق خود تلاش می کرده اند اما در پاره ای از زمان ها شکاف بین زنان و مردان کم بوده و حتی گاهی زن سالاری وجود داشته است. بتدریج رشد اقتصاد و توسعه مالکیت و انباشت کالا، تمرکز ثروت در دست عمدتاً مردان، گرایش به سمت تمرکز تصمیم گیری و سیاست گذاری را به همراه آورد و رفته رفته زنان را در جایگاهی نابرابر قرار داد به نحوی که برای تعدیل وضعیت موجود گاهی نیاز به تبعیض مثبت به نفع زنان است. گسترش توجه جهانی به حقوق بشر و دستاوردهای گوناگون همراه با حرکت های استعمار زدایی، پیشرفت زنان را تقویت کرده است. آثار این تحولات در کشورهای جهان اسلام نیز بازتاب یافته است.
علی رغم مخالفت برخی از فیلسوفان و نظریه پردازان با مدل حکومتی دموکراسی، اساساً یکی از دغدغه های اصلی جامعه بشری به ویژه برخی ازروشن-فکران و فیلسوفان مهم عصر جدید، مسئله دموکراسی سازی و تحکیم دموکراسی بوده است؛ زیرا نخست اینکه دموکراسی مؤثرترین سیستم رسیدن به تعادل و تنها نظمِ متضمنِ کمترین بدی است و دوم اینکه به تعبیر آلفرد اسمیت، «همه نارسایی های دموکراسی را می توان با دموکراسی بیشتر درمان کرد». با این حال میزان و درصد نارسایی ها و نقص ها در همه کشورها یکسان نیست؛ به همین دلیل می باید به لحاظ تحلیلی میان نظام هایی که همه شروط دموکراسی را به میزان زیادی محقق ساخته اند، نظام هایی که برخی از شروط دموکراسی را تحقق بخشیده اند و نظام هایی که گاهی حتی واجد شروط حداقلی دموکراسی نیستند، تمایز قائل شد. معمولاً نظام های با ویژگی های نخست، «دموکراتیک»، نظام های دارای ویژگی های دوم، «هیبریدی» و نظام های با ویژگی های سوم، «غیردموکراتیک» نا م گذاری می شوند. هر یک از این روش های حکومتی، رابطه ای مستقیم و یا غیرمستقیم با فرایند دموکراتیزاسیون و تحکیم دموکراسی دارند. در اصل، مسئله و پرسش اصلی در این پژوهش هم به تبیین و توضیح رابطه «روش حکومتی» با «فرایند دموکراسی سازی و تحکیم دموکراسی» بر می گردد (مسئله و پرسش). نیل به این هدف، به کمک روش «توصیفی- تحلیلی» و با استفاده از منابع کتابخانه ای و دیجیتالی دنبال می شود (روش). به نظر می رسد که از میان مدل های مختلف دموکراسی، «دموکراسی حداقلی» قرابت بیشتری با دوره های حکومتی نظام جمهوری اسلامی ایران و «دموکراسی حداکثری» بیشترین تأثیرگذاری مثبت در «فرایند دموکراسی سازی و تحکیم» دارد (یافته).
هویت به عنوان محور اصلی کنش بازیگران در محیط رقابتی در دوران بعد از جنگ سرد به شمار می آید. هویت یابی بازیگران در سال های پس از جنگ سرد از اعتبار و کارآمدی بیشتری در روند امنیت سازی برخوردار شده است. از رهگذر گفتمان های امنیتی مانند نظریات امنیت موسعِ باری بوزان و قدرت نرمِ جوزف نای، تأثیر خودآگاهی جدید شیعه در شکل بندی قدرت در خاورمیانه مشخص می شود و می توان آثار آن را بر امنیت ملی ایران بررسی کرد. به این منظور پس از تجزیه و تحلیل مختصر علل هویت یابی شیعیان، به مؤلفه های این هویت یابی پرداخته شده و این مؤلفه ها در 3 محور رشد فزاینده جمعیتی، مشارکت در قدرت، و جغرافیای سیاسی (ژئوپلتیک شیعه) بررسی شده است. هرگونه هویت یابی دارای آثار و پیامدهای خاص خود می باشد؛ بنابراین تأثیر این هویت یابی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در قالب تهدیدها و فرصت ها ارزیابی شده است. هویت یابی شیعیان می تواند آثار سیاسی دیگری را در حوزه کنش سایر بازیگران منطقه ای به وجود آورد. نشانه آن را می توان در دگرگونی های سیاسی و تحولات اخیر خاورمیانه ملاحظه کرد.
مطالعات پدافند غیرعامل یک فرآیند راه گشا است که در آن از فن های تحلیل و امتیازدهی متنوعی جهت فراهم سازی بستر تصمیم گیری آگاهانه استفاده می شود. در واقع هدف اصلی تحقیق ارزیابی معیارهای مکان گزینی پادگان نظامی صفر پنج کرمان با تأکید بر پدافند غیرعامل، از دیدگاه کارشناسان نظامی هست. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات و داده های مورد نیاز با استفاده از روش های اسنادی و میدانی (پرسشنامه) جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل 20 کارشناس نظامی که در پادگان صفر پنج کرمان خدمت می کنند، می باشند که با استفاده از تکنیک دلفی به طور تصادفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS، از آزمون آماری کلموگوروف اسمیرنوف و آزمون تی تک نمونه ای و همچنین جهت اولویت بندی و ضریب اهمیت معیارها از تکنیک DEMATEL با استفاده از نرم افزار Excel استفاده شده است. یافته های تحقیق با توجه به آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد که پادگان صفر پنج کرمان وضعیت مطلوبی از لحاظ ارزیابی ابعاد مکان گزینی با تأکید بر پدافند غیرعامل در پادگان صفر پنج کرمان دارند. همچنین از بین ارزیابی معیارهای مکان گزینی پادگان نظامی با تأکید برپدافند غیرعامل از دیدگاه کارشناسان نظامی شاخص دسترسی، با مقدار 795/15بیشترین تعامل و شاخص امنیت با مقدار 211/14 کمترین تعامل، شاخص طبیعی- جغرافیایی-زیست محیطی بامقدار 24/0 مؤثرترین عامل و شاخص کالبدی- فضایی با مقدار 208/0تأثیرپذیرترین عامل هستند.
بیوتروریسم به مثابه یک رفتار ضد-امنیتی، مولود فرا-فرآیندهای جهانی شدن می باشد که تهدیداتی برای جوامع انسانی، ساختارهای حکومت و امنیت بین الملل به بار می آورد. طبق چنین فهمی، تقدیس سیاست مرگ و گفتمان نفرت- ارعاب به مثابه شالوده رفتار بیوتروریستی، باعث شد تا قرن بیست و یکم به مثابه دوران گذار از عصر اطلاعات به عصر تروریسم تلقّی شود. با توسعه مطالعات و فنون بیولوژیک، پیوند بین قدرت و دانش به یک موضوع ژانوسی بدل شد که علاوه بر مصارف پزشکی، برای اهداف سیاسی هم به کار می رود. هم افزایی کارکرد دیالکتیکی بیوتروریسم با رشد منابع مالی-فنی، سازمانی-لجستیکی و کاهش انزوای سیاسی- ایدئولوژیک، آن را به یک پدیده استراتژیک امنیتی بدل ساخت. نگاشته جاری به تحلیل پیوند بین بیوتروریسم و امنیت به مثابه پرسش اصلی می پردازد. فرضیه پژوهش با تأکید بر همسبتگی منفی بین امنیت و بیوتروریسم، رشد یکی را ملازم با کاهش دیگری می پندارد. از این رو، تکمیل زنجیره نهادی سیاست پزشکی و فهم سیاست به مثابه پزشکی سیاسی به عنوان راهکار پیشنهادی پژوهش جاری است که با امنیتی سازی سلامت و پزشکی سازی امنیت، ضمن رشد امنیت جامعه ای، منجر به تکثیر نیروهای اجتماعی سلامت در سیاست بین الملل می شود. نگاشته جاری با روش تحلیلی و تئوری مسئولیت حفاظت و مدیریت منازعات به آزمون فرضیه جاری می پردازد.
مجموعه بیانات امام خمینی(ره)، از گنجینه های عظیم معارف اسلامی و انقلابی دوران معاصر و منشور تمام نمای انقلاب اسلامی است. در این منشور، نگاه تمدن ساز و غایت-محور امام خمینی(ره)، به مثابه ی سرمایه های اجتماعی تمدن ساز قابل رویت است. سرمایه اجتماعی تمدن ساز مجموعه ای از ادراکاتی است که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک جامعه می شود و ظرف وجودی آن را آماده پذیرش تمدن بزرگ می کند. از این رو، هدف مقاله حاضر علاوه بر تبیین مفهوم، ابعاد، دیدگاه ها، نظریه ها و مدل هایی برای سرمایه اجتماعی و تمدن بزرگ اسلامی از نگاه صاحب نظران، بر سیره نظری- انتزاعی اندیشه امام، بنا نهاده شده است. در این مطالعه، مهم ترین عوامل سرمایه اجتماعی تمدن ساز انقلاب اسلامی از منظر امام بررسی شده است؛ که عبارتند از: قیام برای خدا، اعتقاد و باورداشت به وجود مقدس ولی عصر(عج)، مردمی بودن رهبری انقلاب، احیاء تفکر ظلم ستیزی و عدالت خواهی اسلام، اراده و استقامت اسطوره ای و شگفت ملت بزرگ ایران، باور به امدادهای غیبی و نظام سازی اسلامی- انقلابی.
پایداری مجموعه ای از عوامل در سال های بعد از فروپاشی، زمینه ی شکل گیری اصول بنیادین و چارچوب رفتاری روسیه در خاورمیانه شد. با توجه به نقش فزاینده ی روسیه در خاورمیانه و فرصت ها و تهدیدهای آن، هدف این پژوهش مفصل بندی متغیرهای شکل دهنده به سیاست خاورمیانه ای روسیه و شناسایی الگوی بنیادین رفتاری روسیه در منطقه است. در این نوشتار تلاش شده نمای فراگیری از متغیرهای تداوم بخش یا تحول آفرین در سیاست خاورمیانه ای روسیه در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی ارائه شود؛ بنابراین پرسش بنیادین این است که «عوامل و رانه های تحول یا تداوم در سیاست خاورمیانه ای روسیه چیست»؟ فرضیه ی نویسندگان این است که تحول و تداوم سیاست خاورمیانه ای روسیه، برآیند تحول در نگرش حاکم بر کرملین، مسائل سیاسی-امنیتی-اقتصادی «خارج نزدیک» و چگونگی موازنه سازی ژئوپلیتیک روسیه در برابر غرب است. با واکاوی این رانه ها در سه سطح یادشده، می توان به اصول پایدار و شکل بندی عمومی رفتار سیاست خارجی خاورمیانه ای روسیه دست یافت. نتیجه این که نوع سیاست ورزی روسی در منطقه، دستاوردها و چالش های مشخصی را برای این کشور به ارمغان آورده است. اصول سیاست ورزی روس ها الگویی برای اصلاحات سیاست خارجی از آرمان گرا به واقع گرا است؛ امری که ضرورت درک آن را در همسایگی کشور ما نشان می دهد. پایان بخش این نوشتار، بررسی دستاوردها و چالش های روسیه در پیشبرد اهداف خاورمیانه ای آن است. روش پژوهش نویسندگان توصیفی-تبیینی-تحلیلی است.
The medical tourism industry comprises a combination of tourism and medical services and has attracted the attention of most developed and developing countries during the last decades. This industry has capacities which guarantee progress not only in the economic field, but also in the cultural and political spheres; capacities that can deliver great advantages and opportunities in promoting the power of countries. The main purpose of this study was to investigate the effectiveness of the elements of medical tourism on the creation of new economic and political opportunities. Consistent with this purpose, the focus of this article was to investigate the reasons for the presence of Azerbaijani medical tourists in Iran and the common interests between the two countries. Following an analysis of prominent articles in this field, several factors such as culture, quality, infrastructure, cost, and destination image were identified and discussed in detail. The identified factors were used as the basis of a questionnaire seeking the views of experts active in the field of medical tourism, and the results evaluated using the AHP (Analytic Hierarchy Process) method. The factors driving medical tourism were then classified according to their relative priority. The analysis of the experts’ points of view confirmed Iran's current position and future opportunities in the medical tourism industry.
اندیشة اجتماعی ابن خلدون پس از بازیابی در قرن نوزدهم همواره موضوع بحث و اختلاف نظر محققان و مفسران غربی و غیرغربی بوده است؛ هم از این حیث که آیا می توان او را بنیان گذار جامعه شناسی دانست و هم از این جنبه که چگونه می توان با استفاده از نظریات وی، مکتبی غیرغربی در جامعه شناسی تأسیس کرد. به موازات مباحث فوق، تلاش هایی برای کاربست مفهوم عصبیت در خصوص پدیده های معاصر صورت گرفته که برخی از آن ها نیز در قالب تلفیق آراء وی با نظریات معاصر بوده است. پژوهش حاضر ابتدا با رویکردی فرانظری و با تأکید بر ویژگی های پارادایمی و ابعاد معرفت شناختی، به مطالعه شماری از تفاسیر، کاربست ها و تلفیق های نظری می پردازد که بر مبنای نظریه عصبیت ابن خلدون صورت گرفته اند تا محدودیت ها، ظرفیت ها و حوزه های پژوهشی مرتبط با این مفهوم را آشکار سازد. در انتها، پیشنهادهایی برای چگونگی کاربست این مفهوم در پدیده های سیاسی-اجتماعی معاصر و تلفیق آن با نظریات جدید ارائه می شود.
در عصر جدید، کارکرد دانشگاه ها تنها در آموزش، پژوهش، کارآفرینی و مانند آن خلاصه نمی شود؛ بلکه در نقش یک پایگاه معرفتی به فرهنگ سازی و تمدن سازی نوین می پردازند. این مقاله سعی بر دارد تا با تبیین و تعریف لوازم و شاخص های لازم برای این مهم، نظریه پردازی مناسب صورت پذیرد. از میان انواع راهبردهای پژوهش کیفی، راهبرد «نظریه پردازی داده بنیاد» (به طور خاص راهبرد نظریه داده بنیاد متنی) به عنوان راهبرد تحقیق انتخاب گردیده است. منابع مورد استفاده، با توجه به مسیر پژوهش در رجوع به منابع اسلامی و نیز جهت گیری بنیادی آن از یک سو و اقتضائات سیاستی و راهبردی پژوهش از سوی دیگر، اندیشه بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) است. از مجموع 336 کدباز شناسایی شده، 100 کد مربوط به سؤال تحقیق، یعنی کارکرد و رسالت دانشگاه در جامعه بر اساس آرمان های اسلامی یا همان نظام آرمانی اسلام، تشخیص داده شد. پس از کدگذاری گزینشی صورت گرفته براین 100 کد محوری از بیانات امام خمینی (ره)، پنج مقوله اصلی شامل انسان سازی، استقلال فکری و تحقق فرهنگ توانستن، پی ریزی و ساختن آینده، تضمین سعادت ملت ها و هدایت گری جامعه و حفظ و تداوم انقلاب اسلامی به عنوان کارکردهای اصلی و رسالت دانشگاه بر اساس آرمان های اسلامی در اندیشه امام خمینی (ره) شناسایی شد.
خاستگاه تکوین سیکل های هژمونی در نظام جهانی به روندهای پیچیده جهش های ذهنی و عینی سرمایه داری در دوره های بلندمدت تاریخی مربوط می شود. از این حیث برتری قدرت آمریکا در سومین روند ساختاری سیکل های هژمونیِ نظام جهانی سرمایه داری محقق شد. در مقابل شاخص های عینی و ذهنی افول جهانی هژمونی آمریکا و احتمال تحقق پذیری سیکل چهارم هژمونیک در تداوم بحران متأخر سرمایه داری از اوایل دهه 1970 به منصه ظهور رسیده است. سؤال محوری محققان این است: روند ساختاری افول احتمالی نظام هژمونیک آمریکایی چگونه است و پیامد(های) سیستمی آن چیست؟ نتایج نهایی می تواند به اثرات بحران متأخر نظام جهانی سرمایه داری، مالی شدن سرمایه داری آمریکا و افزایش مخارج نظامی ایالات متحده از سال 2000 معطوف باشد. جابجایی کانون جغرافیایی انباشت به چین و تکوین احتمالی سیکل چهارم هژمونی از پیامدهای دیگر این روند بلندمدت شمرده می شود. واکاوی این پژوهش با تلفیق روش تحلیل سیستمی سیکل های هژمونیک و نظریه اقتصاد نظامی کندی خواهد بود.
بررسی تاریخ سیاسی ایران بعد از اسلام نشاندهنده آن است که ایلات و قبایل در تاریخ ایران تا دوره پهلوی همواره نقشآفرین بودهاند. در انقلاب مشروطه نیز اقوام نقش مهمی در پیروزی و سپس شکست آن ایفا کردند. این انقلاب با پشتیبانی بخشهای زیادی از مردم و طبقات اجتماعی به پیروزی رسید؛ اما سیر حوادث نشان ، داد که نهتنها امنیت و قانون تحکیم نیافت، بلکه دورهای طولانی از هرجومرج تضعیف منافع اقتصادی طبقات گوناگون و بیثباتی چشمگیر ، درگیریهای قومی سیاسی به وجود آمد. صاحبنظرانِ شکافهای اجتماعی مختلف مانند شکاف دین و دولت، شکاف نسلها و شکافهای قومیتی را از علل مهم بیثباتیهای این دوره ذکر کردهاند .هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شکاف قومیتها بر بیثباتی سیاسی دوره مشروطه است. در این راستا این سؤال مطرح میشود که شکاف قومیتها چه تأثیری بر بیثباتی سیاسی عصر مشروطه داشته است؟ این تحقیق با این فرضیه که تنوع فکری و فرهنگی و منازعات قومی و قبیلهای باعث ایجاد بیثباتیهای گستردهای قبل و بعد از پیروزی مشروطه گردید که نهایتاً به شکست آن انجامید، در نظر دارد با روش تبیینی- تحلیلی و با استفاده از دادههای تاریخی شکافهای قومیتی و بیثباتیهای ناشی از آن را در دوره مشروطه بررسی نماید.