دفتر انقلاب اسلامی آن قدر بزرگ و نفیس و پربار است که شرح آن در مجال های کم و فرصت های کوتاه ممکن نیست و همچنین هنوز ناتمام و بگشوده است و هر دم پربارتر و پرمایه تر می شود. یکی از شگفتی های حاصل از انقلاب اسلامی این است که با وجود انواع دشمنی، توطئه و کارشکنی بیگانگان در مسیر توسعه و رشد جامعه انقلابی ایران، پیشرفت های ارزنده و تحسین برانگیز علمی و فنی در کشور را شاهدیم.توسعه آموزش و پژوهش، شکوفایی صنعتی، انقلاب نرم افزاری اسلامی، گسترش نشر و مطبوعات و کتاب خوانی، پیشرفت های حیرت آور در زمینه نانوتکنولوژی، تحولات عظیم در صنعت خودروسازی، پیشرفت های عظیم پزشکی، جایگاه ممتاز در عرصه سلول های بنیادی، دستیابی به فضا و فناوری ساخت و پرتاب ماهواره و... همگی برگ های زرینی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصه علم و فناوری اند که افق های روشن تری را نیز در مقابل ما خواهد گشود.
ازآنجا که حوادث و رخدادها در بستر مناسبات اجتماعی شکل می گیرند؛ شناخت گونه های مختلف رفتاری، در چگونگی پیدایش، روند و سرانجام حوادث و رخدادها، تاثیر بسزایی دارد. شهر کوفه با توجه به ویژگی خاص و نوع رفتار بزرگان آن با حاکمیت مرکزی، وجود گونه های مختلف رفتاری در دعوت از حسین بن علی(ع)، بیعت با نماینده وی و حادثه کربلا، می تواند نمونه مناسبی برای بررسی با دیدگاه های جامعه شناختی باشد. بررسی این موضوع با رویکرد جامعه شناختی، مسئله را به سمت استفاده از شاخص های نظریه دوسوگرایی مرتون، قدرت و اقتدار گرث و میلز و سایر آرای جامعه شناختی هدایت کرده است. براین اساس، گونه های رفتاری چون؛ انقلابیون عدالت خواه، انقلابیون نیمه راه، سنتی نیمه راه و سنتی، در کوفه شناسایی شده اند. در این مقطع زمانی، نظام اجتماعی برگرفته از ساختار قبیله ای و نوع مناسبات سیاسی آن با حاکمیت مرکزی، از عوامل مؤثر پیدایش گونه های رفتاری فوق، در قیام حسین بن علی(ع) بوده است.
رشوه و اقسام آن یکی از پدیده های شوم اجتماعی است که در تاریخ ایران – به ویژه در دوره معاصر- همواره مطرح بوده است. نشانه ها و آثار این پدیده را تقریباً در بیشتر امور جامعه و سیاست های این دوره می توان مشاهده کرد. این مقاله در پی روشن کردن زمینه ها و شیوه دریافت و پرداخت رشوه و پیشکش، موضوعات و موارد رشوه دهی و رشوه گیری است. این نوشتار که به شیوه توصیفی – تحلیلی و بر پایه برخی از منابع دست اول همچون خاطرات سیاستمداران، گزارش سیاحان و مأموران خارجی و همچنین برخی از کتب تحقیقی تدوین شده است به بحث فساد بر محور رشوه و پیشکش می پردازد و نشان می دهد که موضوع رشوه و اقسام آن تقریباً از مهم ترین موضوعات فساد در تمامی ارکان جامعه است و نقش بسیار مهمی در روابط بین بیشتر دولت مردان و صاحب منصبان دارد. رشوه و پیشکش با توجه به مقتضیات زمان و ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دوره قاجار انواع و اسامی متعددی پیدا کرده است و حتی در بسیاری از موارد نیز شکل قانونی، عرفی و شرعی به خود گرفته تا جایی که به عنوان یکی از منابع مهم و تأثیرگذار مالی و مداخل عمومی کشوری شمرده می شود
در تکاپویی که در آستانه به قدرت رسیدن پهلوی اول،برای چاره اندیشی توسعه نایافتگی ایران صورت گرفت،ایلات و عشایر ایران در معرض اتهام قرار گرفتند که با مرکزگریزی،تمرد،غارت و ستیزه های مداوم ایلی و عشیره ای ایران بر پایه سه اندیشه دولت سازی،ملت سازی و مدون سازی اقدام به خط مشی گذاری برای ایلات و عشایر نمودند و پس از آرام سازی و خلع سلاح،اسکان و سلب قدرت از روسای آنان برای ساماندهی فرهنگی ایلات و عشایر چاره جویی هایی کردند. این پژوهش قصد بررسی این موضوع را دارد که دولت پهلوی اول چه برنامه ریزی های فرهنگی ای برای ایلات و عشایر کرده و این برنامه ها و با چه مقاصدی بوده است؟ اساس فرضیه پژوهش حاضر به این قرار است که در تکمیل سیاست عشایری،سیاست فرهنگی برای ایلات و عشایر بر محور سیاست سلبی،متحدالشکل ساختن لباس مردان و تغییر پوشش زنان که از آن به نام فرهنگ زدایی یاد شده و سیاست ایجابی،ایجاد مدارس و دارالتربیت های عشایری،که از آن به فرهنگ سازی تعبیر شده،قرار گرفت. از دید این پژوهش اهداف اساسی سیاست فرهنگ زدایی عبارت بود از: 1.القای قدرت دولت مرکزی. 2.از میان بردن مظاهر تکثر و تنوع.3.مدرن سازی و ستیز با سنت گرایی. انگیزه های دولت از اجرای سیاست فرهنگ سازی به قرار زیر توصیف و تحلیل شده است:1.تربیت فرزندان ایلات و عشایر و تقویت خوی شهر نشینی در آنان. 2.تربیت نیروی مبلغ و هوادار حکومت در بین ایلات و عشایر. 3.گروگان گیری خوانین زادگان در مدارس عشایری. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین سیاست گفتناری و سیاست کرداری دولت در این زمینه تفاوت وجودداشت و به علل نارسایی برنامه به ویژه عدم توجه به عامل زمان و شتابزدگی از سیاست فرهنگی دولت استقبال نشد،همچنین برنامه ریزی های فرهنگی دولت برای ایلات و عشایر اهداف دولت را تامین نکرد و به دلیل،تصورات قالبی سیاست گذاران درباره زندگی ایلی و عشیره ای،کمبود اعتبارات،ریشه داری سنت های ایلی و خشونت مجریان به سیاست ناکام و غیرموثری تبدیل شد
داروغه از مناصب حکومتی است که از دوره تیموری تا پایان عصر قاجار، در قالب اشکال مختلف چون داروغه دفترخانه، داروغه ایلات و داروغه شهر وجود داشت. این منصب از دوره تیموری تا قاجار، به تناوب دارای اختیارات سیاسی و قضایی شد. داروغه به عنوان حاکم شهر یا ایالت، معمولاً با مقوله نظم و امنیت عمومی جامعه در ارتباط بود. این منصب در دوره قاجار تا پایان عصر ناصری (1212 تا 1313ق/1۷96 تا 1۸96م) همچنان نقش اساسی، در تامین نظم و امنیت عمومی جامعه داشت. در این مقاله برآنیم تا به این پرسش بپردازیم که در این دوره، داروغه از چه ساختاری برخوردار بود؟ کارکردهای این منصب، تا چه اندازه در تداوم کارکردهای پیشین بود و تا چه میزان این کارکردها دچار دگرگونی شد؟برای پاسخ به پرسش های فوق تلاش کرده ایم به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای و آرشیوی، به بررسی تحولات منصب داروغه در دوره قاجار بپردازیم. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد در این دوره در مقایسه با ادوار پیش، منصب داروغه از نظر ساختار و محتوا دچار تغییر شد و تا حد چشمگیری تنزل یافت؛ اما اهمیت و نفوذ خود را در امور عمومی نظم و امنیت جامعه که مهم ترین کارکرد آن بود، حفظ کرد. داروغه از اواخر دوره ناصری به تدریج با تنزل جایگاه مواجه شد. علت این امر شتاب گیری روند نوسازی و تجدد متاثر از غرب و ورود برخی نهادهای نظامی جدید تامین کننده نظم عمومی بود؛ سرانجام نیز در سال های پایانی دوره قاجار و آغاز عصر پهلوی به کلی از میان رفت.
در نخستین سال های دوره جمهوری اسلامی، جریان های انقلابی به دلیل غلبه گفتمان سوسیالیستی، عدالت آموزشی را به دولتی کردن مراکز آموزشی و برچیدن مراکز و مؤسسات آموزشی خصوصی تفسیر کردند. بااین حال و برخلاف این تفسیر به تدریج از سال 1361 مقابله با آموزش عمومی و عالی دولتی آغاز و عدالت آموزشی به خصوصی کردن مراکز و مؤسسات آموزشی تفسیر شد. درحالی که این موضوع با برداشت نخستین انقلابیون از عدالت آموزشی و با سیاست های دولت چپ گرای مهندس میرحسین موسوی در تعارض بود. ازهمین رو مسئله این پژوهش آن است که درنتیجه چه شرایط و فرایندی تعریف و مصادیق عدالت آموزشی در دهه نخست دوره جمهوری اسلامی دچار چرخش شد و خود به مسئله تبدیل شد؟ فرضیه این پژوهش آن است که در آغاز دوره جمهوری اسلامی، غلبه گفتمان سوسیالیستی و دولت گرایی موجب معناکردن عدالت آموزشی به آموزش کاملاً دولتی شد، ولی در سال های نخستین دهه 1360 افزایش جمعیت و تقاضا، و مشکلات فزاینده مالی حکومت به دلیل جنگ، موجب چرخش گفتمانی و گرایش به خصوصی سازی آموزش و معناکردن آن به عدالت آموزشی شد.
مشخص نبودن منابع دهقانان در سطح ملی و مشکلات سازماندهی آنان در روستاهای جدا و پراکندة ایران مانع از آن شد که دهقانان به عنوان یک طبقه در جریان انقلاب مشروطیت شرکت داشته باشند اما در عصر مشروطه، جنبشهای دهقانی چندی در برخی از مناطق کشور رخ داد. سرزمین گیلان یکی از مناطقی بود که دهقانان آن، بهطور جدی، تقریباً در سراسر منطقه، درگیر جنبش دهقانی بر علیه اربابان بودند. دهقانان در طی جنبش اقدامات متفاوتی جهت مبارزه با اربابان انجام دادند و از حمایت گروهها و احزاب سیاسی همچون اجتماعیون عامیون، انجمن عباسی و سوسیال دموکراتهای گیلان بهرهمند شدند . هدف مقاله بررسی مسئلة تحقیق، یعنی چگونگی اقدامات دهقانان در طی جنبش بر علیه اربابان، با توجه به حمایتهای احزاب سیاسی، براساس منابع تاریخی و برخی از روزنامههای عصر مشروطه به روش توصیفی تحلیلی است. دستاوردهای تحقیق نشان داد دهقانان طی مراحل مختلف جنبش، به اقداماتی نظیر نپرداختن بهرة مالکانه، زدوخورد و درگیری با مالکان و اخراج آنان ازروستاها، و تشکیل انجمنهای روستایی دست زدند. پس از دوسال درگیری دهقانان با مالکان، علیرغم پیروزیهای موقت دهقانان، بهدلیل عدم حمایت مجلس و انجمن ولایتی گیلان از دهقانان، جنبش دهقانی با شکست به پایان رسید و بار دیگر نظام ارباب رعیتی بر گیلان حکمفرما شد#,
یکی از دستاوردهای مدرنیته پس از نهضت مشروطه، ساختاری شدن تدریجی عرفی گرائی و موضع گیری ضد دینی و سنتی دولت پهلوی بود؛ حرکتی با هدف تضعیف ارزش های دینی و اخلاقی یا اسلام زدائی در شرق. در ادامه نهضت های سلفی و وهابی و با پیدائی بحران هویتی ایران معاصر، آرای غرب و اهداف سلطه گران اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ، روشنفکران عرب و ترک و ایرانی را به تامل واداشت. در این فضا که با آثار برخی روشنفکران آغاز و در دوره رضاشاه به اوج خود رسید، طیفی برآمدند که افکار و آرمان هایشان رنگی از انسان گرائی و اندیشه غیردینی داشت . در پرتوی تساهل دولت و همسوئی روشنفکران نوگرا ، کسانی نظیر: کسروی، شریعت سنگلجی، حکمی زاده و ... با سخنرانی ها و نوشته هائی انتقادی و بدیع، اسلام و مظاهر سنتی آن را نشانه گرفتند؛ زیرا می پنداشتند قادرند با نقد سطحی و تند از چهارچوبه های شریعت ، اصول سیانتیسم (علم زدگی) و عقل گرائی اروپائی را در جامعه سنت گرای شرقی پیاده نمایند. بویژه در شرائطی که دولت رضاشاه با هدف حاکمیت الگوهای جامعه مدرن غرب بر شئون اجتماعی ایران یک رشته دگرگونی ها را صورت داد؛ مانند: شکل گیری بوروکراسی(دیوانسالاری جدید)، ایجاد مدارس نوین، تاسیس دادگستری و برچیدن محاکم شرع و ... و در نهایت باورداشت های غرب گرایانه در قالب جهان بینی شاهنشاهی یک به یک به مورد اجرا گذارده شد. بررسی کوشش تنی چند از تجددگرایان دین ستیز یا نواندیشان دین خواه برای جایگزین کردن خردگرائی غربی بجای تعبد دینی و یا تاویل مدرن و روزآمد از دین، موضوع اصلی این مقاله است که همراه با ارائه کارنامه سیاست مذهبی رضاشاه ، مشکل اصلی بخشی از جریان روشن فکری معاصر را به بحث کشانده است.
با ازمیان رفتن حکومت تیموریان و آق قویونلوها، در ایران یک خلاء قدرتی بوجود آمد به طوری که در سرتاسر کشور، انواع و اقسام خاندان های محلی درصدد توسعه و بسط قدرت خود بر آمدند یکی از این خاندان های محلی در دزفول، خاندانی به نام خاندان رعناشی، به سر کردگی، ملأ قوام الدین رعناشی، با بر قراری رابطه نزدیک با مشعشعیان توانست، به عنوان معلّم اولاد سیّد محسن مشعشعی و به نیابت از آنان، در دزفول حکومت کنند. از طرف دیگر این زمان مصادف با آغاز قدرت گیری صفویان، است که آن ها درصدد سرکوبی و به اطاعت در آوردن دیگر حکمرانان محلی در سراسر کشور بودند، به همین دلیل فرصت سروسامان دادن به این نقطه از کشور تا سال 914 ه . ق به تأخیر افتاد. در این سال، دربار صفوی با برنامه ریزی دقیق به مشعشعیان حمله وپس از نابودی آنان، به دزفول آمدند، ملأ قوام الدین رعناشی با پسرانش، تسلیم شاه اسماعیل شدند، با تسلیم شدن آنان، شاه اسماعیل، علاوه بر حکومت دزفول، حکومت شوشتر را نیز به آنان داد. در این پژوهش، با روش توصیفی و بر پایه منابع کتابخانه ای به مسائل تاریخی پیرامون خاندان رعناشی پرداخته ایم و تحولات سیاسی – اجتماعی دزفول در دوره حاکمیت این خاندان را بررسی نموده ایم.
در عصر ناصری قحطی های مکرری در ایران رخ داد که هر بار فجایع ناگواری به همراه داشت.با بروز قحطی ها، اوضاع جامعه دچار آشفتگی، بی نظمی و هرج ومرج می شد و پدیده هایی مانند تقلب و دزدی و راهزنی گسترش می یافت؛ گاه شدت گرسنگی، فقر، فلاکت و فشار روانی ناشی از غم از دست دادن عزیزان به حدی می رسید که عده ای خودکشی می کردند.از دیگر پدیده های شومی که در این دوران به چشم می خورد، مسئله آدم خواری است که گرسنگی و تنگدستی شدید مردم اشاره دارد.حضور فعال زنان در اجتماعات از دیگر مواردی است که در این مقاله به آن اشاره شده است