ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۶۴۱ تا ۴۰٬۶۶۰ مورد از کل ۸۲٬۸۷۶ مورد.
۴۰۶۵۱.

دگراندیشانی که خود را اصلاحگران دینی می‌نامیدند

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶۵
وقتی که بحث اصلاح‌گری دین مطرح شد برخی جریان‌های فکری نیز با هدف اصلاح در امور دینی به فعالیت‌ مشغول شدند. این عده که ابتدا تنها شعار بازگشت به قرآن و رجوع به ویژگی‌های مذهبی سال‌های نخست اسلام را مطرح می‌کردند کمی بعد با طرح این موضوع ـ که یکی از مهم‌ترین زمینه‌های اختلاف موجود میان مسلمانان بحث تفاوت‌های مذهبی و گسترش خرافه است ـ کار خود را آغاز کردند و اندکی بعد شاخه‌ای از همین گروه با طرح این موضوع جعلی که خرافات در میان طیف‌های شیعه گسترش پیدا کرده بنا را بر مخالفت با اعتقادات شیعی گذاشتند. این مقاله درآمدی کوتاه بر چگونگی حضور این جریان در عرصه اجتماعی و فرهنگی ایران است.
۴۰۶۵۴.

رویکرد ملک الشعرای بهار به دین و عرفان

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان ادبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات شخصیت ها شاعران معاصر
تعداد بازدید : ۳۵۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۵۷
این مقاله که گوشه ا ی از یک پژوهش دانشگاهی با عنوان «جامعه شناسی ادبیات در دیوان ملک الشعرای بهار» است، از چگونگی بازتاب مسایل دینی و عرفانی در شعر بهار سخن می گوید. بهار در آغاز شاعری، به اقتضای وظیفه ملک الشعرایی آستان قدس رضوی، قصاید دینی بسیاری سروده است. اما بعدها هم که به تهران تبعید و در آن جا ساکن می شود، به رغم غلبه گرایش های سیاسی و کم رنگ شدن عنصر دین در ساختار فکری اش، بر باورهای دینی تاکید می ورزد و هم چنان «دین را اساس تمدن جهانی بشر می داند». او به خدایی که «بیرون ز حد» است و «ارغنون جهان را می نوازد» باور دارد و از ما می خواهد که «یک لحظه در هر کار» از وی غافل نشویم. به قرآن که می تواند ابزار اتحاد و اتفاق مسلمانان باشد ولی اینک فروغی ندارد هم اعتقاد دارد. بهار به مثابه مسلمانی شیعه، غالب حساسیت های شیعه را دارد. او در بلندترین قصیده دیوانش به حاکمیت شیعه در عصر صفوی اشاره کرده، آن را« رسمی همایون» دانسته است. در باور بهار «مسند شرع و سریر حکم» توامان اند و با جدایی «دین که هم کاسه سیاست بود و به قهر از آن جدا شد»، موافقت ندارد. او عامل اصلی این جدایی را سرمایه داری دانسته، معتقد است اینان سبب شدند که دین به دست عوام که «عدوی دین و کتاب پیمبر» و «بدعت آوردند»، بیفتد. او در یک قصیده طنز آمیز، استفاده ابزاری از دین را محکوم می کند و از کسانی که به مخالفان خود به جرم پرداختن به «کار ادارات دولتی» «وکیل شدن و از مشروطه حرف زدن» یا «روزنامه نویس و چیز فهم شدن» حمله می کنند، انتقاد می کند. او در جای جای دیوانش به اختلاف مسلمانان اشاره می کند و از «اخلاق تباه مرد و زن» سخن می گوید. بهار، به رغم مشغله های سیاسی بسیارش که او را به آدمی برون گرا و اجتماعی تبدیل می کند. به مثابه انسانی متامل از لحظه های شهودی و عارفانه غافل نمی ماند و هرگاه فرصتی می یابد، چونان «سلطانی نامور بر تختگاه تجرد» تکیه می زند و خود را «سلطان ملک فنا و منصوردار بقا» می یابد و « از دیده، طریق دل می بندد و از اشک روان به گِل» می نشیند.
۴۰۶۵۵.

نگاهی بر احوال و آثار جمال السالکین، میرزا علی آقا قاضی طباطبائی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۳۶
عارف نامی و علامه بی نظیر سید علی قاضی طباطبایی در ذی الحجه 1285 قمری در تبریز دیده به جهان گشودند. از دوران کودکی نبوغ و ذکاوت ایشان زبانزد عام و خاص بودند، علامه تحصیلات اولیه را در محضر پدر بزرگوارش سید حسین قاضی و استادانی چون حاج میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراجه داغی به پایان رسانید ولی روح ایشان آرام نگرفتند، به ناچار برای فراگیری عرفان نظری و عملی روی آوردند و از محضر اساتیدی چون ملا محمد کاظم خراسانی، فاضل شربیانی، سید ابوالحسن اصفهانی کسب فیض نمودند. مرحوم قاضی در کسب مقامات عرفانی به مقاماتی والا دست یافتند تا جایی که از ایشان کراماتی نیز نقل کرده اند، مقام کشف و شهود ایشان زبانزد شاگردانشان بوده است. در هنر شعر، بویژه شعر عربی، از جایگاه والایی برخوردار بوده اند و گاهی «مسکین» تخلص می نمودند. کوشش های خستگی ناپذیر ایشان در کسب کمال و دانش و طی منازل سیر و سلوک سبب شد شاگردان جاوید نامی چون: علامه سید محمد حسین طباطبایی، شیخ محمد تقی آملی، سید هاشم حداد را به جامعه بشریت تحویل نمایند. آثاری چون تفسیر قسمتی از قرآن مجید، و تالیفاتی در فقه و اصول از خود به یادگار گذاشتند و بعد از 81 سال عمر با برکت و مجاهدت با نفس در حالی که این بیت ورد زبانشان بودند: گفت من مستسقی ام آبم کِشد گرچه می دانم که هم آبم کُشد به مرض استسقا جان به جان آفرین تسلیم کردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان