یکی از مباحث کلیدی در فلسفه سیاسی بحث تکالیف و اختیارات دولت و جامعه است. مکاتب و نظریه پردازان گوناگون بسته به خداشناسی، هستی شناسی و انسان شناسی خویش درکی متفاوت از تکالیف و اختیارات این دو در برابر یکدیگر دارند. مقاله حاضر کوشیده است تا با استفاده از روش مقایسه ای اندیشه سیاسی مبتنی بر نهج البلاغه و اندیشه سیاسی حاکم بر الاحکام السلطانیه را در این باب مقایسه نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از شباهت های هر دو کتاب آن است که، برای دولت و مردم در جامعه اسلامی تکالیف و اختیاراتی قائل هستند و هر دو کتاب تکالیف مردم در برابر حکومت را مطلق ندانسته و مشروط- همچون حرکت دولت بر مسیر شرع - قلمداد می کنند. مهمترین تفاوت بین این دو کتاب را در این زمینه می توان چنین برشمرد که احکام السلطانیه اختیارات وسیع تری در حوزه عمومی و خصوصی جامعه برای دولت به رسمیت می شمارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که علی رغم شباهت هایی که بین این دو کتاب در این زمینه دیده می شود اساسا این دو به ارائه دو روش حکمرانی متفاوت از یکدیگر منجر می شود. همچنین تفاوت دیدگاهها در علت موجده دولت (ضرورت عقلی دولت در نهج البلاغه و ضرورت شرعی آن در احکام السلطانیه) از مبانی اختلاف بین این دو نگاه به تکالیف و اختیارات دولت و جامعه است.
دیدگاه های امام خمینی(ره) به مثابه معیاری تعیین کننده در تشخیص دامنه الزامات یا بایسته های فرهنگی تحقق تمدن نوین اسلامی، از یک سو، به درستی درک نشده و از سوی دیگر، وزن آن در میانه معیارها، مورد سنجش قرار نگرفته است، از این رو، مقاله حاضر در پی پاسخ گویی به بایسته های فرهنگی تمدن سازی نوین اسلامی-ایرانی از دریچه فکری امام خمینی(ره) است.معظم له هیچ گاه تمدن را مستقلا واکاوی نکرده اما با کاربست روش تحلیل محتوا می توان نگاهش را در این زمینه واکاوی نمود. در نظریه های دگرگونی اغلب، اولویت به توسعه سیاسی و اقتصادی داده می شود اما در دیدگاه امام خمینی(ره) تمدن یا پیشرفت تنها بر پایه مقولات فرهنگی دینی استوار می شود.یافته های مقاله نشان می دهد که تأکید بر قرآن به عنوان نقطه کانونی و بر پایه آن، همسانی دین و سیاست،لزوم حکومت خوب، کاربست انتقادی تمدن غربی و آزادی مثبت یا مشروط بخشی از بایسته های فرهنگی تمدن سازی نوین اسلامی-ایرانی اندیشه امام خمینی(ره) است.
غذای حلال و تأثیر آن بر تربیت انسان و داشتن نسلی پاک و صالح، همواره در آموزه های دین اسلام مورد تأکید بوده است. هدف این پژوهش، بررسی و تبیین نقش غذای حلال بر رشد جنین و شکل گیری شخصیت اخلاقی کودک است. بدین منظور، این نوشتار با رویکرد توصیفی و تحلیلی، به مطالعه و بررسی آیات قرآن کریم، روایات و آثار مرتبط و استنباط از آنها پرداخته است. نتایج تحقیق بیانگر این است که بین تغذیه و شکل گیری شخصیت اخلاقی کودک هم رابطه مستقیم و هم رابطه غیر مستقیم وجود دارد. غذای حلال یا طیبی که مادر در دوران بارداری مصرف می کند، به صورت مستقیم از طریق خون و وراثت به جنینی که از مادر تغذیه می کند، منتقل می شود. در این صورت، هم بر رشد جسمی و تکامل اندام های جنین مؤثر است و هم به دلیل تأثیر گذاری مستقیم بر رفتار و کردار مادر، در بروز رفتار آتی کودک و بینش ها و گرایش های عملی او نیز تأثیرگذار است. همچنین، غذای حلال به صورت غیر مستقیم بر خلق و خوی مادر تأثیرگذار بوده و توسط حامل های وراثت منتقل شده، در منش و رفتار آتی کودک ظهور می یابد.
هدف از تحقیق حاضر ارائه الگوی عوامل موثر محتوایی پیام تبلیغات چاپی براساس رویکرد پدیدارشناسی است. در این تحقیق از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. در این مطالعه کارمندان شرکت آی سودا به عنوان مصاحبه شوندگان مورد بررسی قرار گرفتند که با انجام مصاحبه با 4 نفر، اشباع نظری اتفاق افتاد. برای تایید پایایی تحقیق در این مطالعه به داده های خام رجوع شد تا ساخت بندی نظریه با داده های خام مقایسه و ارزیابی شود. همچنین از تکنیک ممیزی نیز استفاده گردیدو جهت ارزیابی اعتبار از روش زاویه بندی استفاده شده است. نتایج حاصل از استخراج مفاهیم و مقوله ها و مضمون های حاصل از 4 مصاحبه با مدیران و فعالان صنعت شکلات، منجر به شناسایی متغیرها (مضمون ها) و مولفه های هر متغیر از دید فعالان و مدیران صنعت شده است. همچنین، با توجه به اینکه تمامی مصاحبه شوندگان از جمله فعالان در شرکت آی سودا می باشند، لذا کدهای به دست آمده حاصل از مصاحبه آزمودنی ها، قابلیت اتکای بیشتری پیدا می کنند. 9 مولفه تعیین کننده متغیر (مضمون) محتوای پیام تبلیغاتی شامل موارد ذیل است: نگرش به صنعت تبلیغات، نگرش به برند، نگرش به صنعت تولید، نگرش به بازار، نگرش به بسته بندی، نگرش به واردات، نگرش به صادرات، نگرش به خرید، نگرش به مصرف.
درباره مسخ اصحاب سبت دو دیدگاه وجود دارد؛ بیشتر علما و مفسران معتقد به مسخ جسمانی، و گروه اندکی با اتکا به روایت مجاهد تابعی، معتقد به مسخ معنوی هستند. در عصر حاضر، محمد عبده و رشید رضا در تفسیر المنار با رویکرد عقلانی به تفسیر و تأکید بر جنبه هدایتی قرآن، ضمن نفی ظاهر قرآن با تکیه بر خبر واحدِ منقول از مجاهد و با بی توجهی به فلسفه مسخ، بار دیگر باور به مسخ معنوی را قوت بخشیدند. پژوهش حاضر، دلایل مطرح شده توسط مؤلفان المنار را با کمک منابع کتابخانه ای و بر مبنای آیات قرآن، روایات، معانی لغوی و نظر عموم علمای شیعه و سنی مورد تحلیل و نقد قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ادله و شواهد مطرح شده در المنار برای باور به مسخ معنوی، با ظواهر آیات قرآن، روایات متعدد فریقین و سیره علما مخالف بوده و مسخ جسمانی با هدف از عذاب مسخ سازگارتر است.
در این نوشتار تلاش شده تا منابع و مآخد راجع به آزاداندیشی معرفی توصیفی شوند. در خصوص آزادی منابع و مآخذ زیادی وجود دارد لکن راجع به مآخد آزاداندیشی( به عنوان یکی از مشتقات آزادی) وضعیت اینگونه نیست. نوشتار حاضر به توصیف منابع راجع به آزاداندیشی پرداخته است این منابع اعم از کتب مستقل، مقالات گرد آوری شده در کتب، پایان نامه ها و هم چنین مقالات و مصاحبه های مندرج در نشریات است.
خانواده و ساختار آن نقش بسزایی در رشد، شکل گیری شخصیت و سلامت روان اعضای آن به خصوص فرزندان ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ساختار خانواده (تک همسری، چندهمسری) بر گرایش به رفتارهای پرخطر و سازگاری دانش آموزان دبیرستانی انجام شده است. روش پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای (پس رویدادی) و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 79 دانش آموز پسر (از خانواده تک همسری) و 71 دانش آموز پسر (از خانواده چندهمسری) بین سنین 14 تا 17 سال به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در پژوهش حاضر، پرسشنامه رفتارهای پرخطر و مقیاس سازگاری دانش آموزان دبیرستانی بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تی مستقل و رگرسیون) انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین دو گروه به لحاظ رفتارهای پرخطر و سازگاری تفاوت معناداری وجود دارد (01/0p≤) و در میان دانش آموزان خانواد ه های چندهمسری میزان سازگاری، کم و گرایش به رفتارهای پرخطر، زیاد است. بر پایه نتایج به دست آمده، آگاهی دادن به خانواده ها در زمینه اثرات منفی ساختار همسرگزینی چندهمسری می تواند بر کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر و سازگاری دانش آموزان مؤثر باشد.
مقاله ی حاضر در صدد بررسی زبان اخلاقی جدید از منظر ارزش ها و فضایلی که مورد نظر آنهاست و مقایسه ی آن با زبان اخلاقی سنتی میباشد. هر یک از این دو، واژه نامه ای مختص به خود دارند که کاملا با دیگری متفاوت ویا حتی ناسازگار می باشد. در زبان اخلاقی جدید، به فضایل خارجی از جمله عدالت، آزادی، تسامح، عقلانیت و خود مختاری فردی توجه شده است که طبیعتا این انتخاب، لوازم و آثاری از جمله عدم التفات به فضایل نفسانی و کمالات نفس، داشتن یک زبان خنثی و مشتمل بر بی طرفی و عدم توجه به ضعف عقل آدمی و لحاظ آن به عنوان معیار نهایی در انتخاب صور مختلف زندگی، در مقابل اخلاق ارسطویی ابتدا به بحث از نفس و کمالات آن و فضایل نفسانی پرداخته و سپس آن ها را پلی برای کسب خیرات خارجی قرار میدهد علاوه بر اینکه ملاک راعقل عملی می داند که در سایه ی تلبّس به حکمت، صاحب آن قادر به تشخیص صحت و سقم افعال میباشد.
ایمان اساسی ترین عنصرحیات معنوی، گوهرزینت بخش روح بشری و درخشان ترین پرتو عالم علوی است، یکی از مهم ترین مباحث کلامی، ایمان وعناصر وابسته به آن است، به گونه ای که نمی توان نقش بنیادی آن را درشکل گیری باور دینی در معناداری زندگی نادیده گرفت. پژوهش حاضر در پی آن است که نقش مولفه های دینی مانند، نبوت، امامت و عبودیت را برایمان ولوازم آن در معناداری زندگی را دردو بعد شناختی وعملکردی، باروش توصیفی- تطبیقی از دیدگاه دو اندیشمند بزرگ با دوسنت متفاوت اسلامی تسنن و تشیع مورد بررسی قرار دهد. برای جمع آوری داده ها ازطریق کتاب خانه ای استفاده شده است، داده های پژوهش ازگرد آوری تشابه و تفاوت های دیدگاه این دو متفکر بزرگ بر پایه مبانی انسان شناسی آنان مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. نتایج یافته ها نشان داد که هر دواندیشمند، ایمان را معنا بخش به زندگی می دانند، هرچند دربیان جزئیات برپایه مبانی اندیشه هایشان تفاوت هایی وجود دارد، درمساله عبودیت غزالی بیشتر بر روی بعد فردی عبادات، ولی علامه بعد فردی و اجتماعی عبادات هر دو تأکید دارد. مهم ترین اختلاف این دو دانشمند در مساله امامت است که غزالی درحد مدیریت دنیوی و یک امر فقهی و فرعی تلقی می کند. علامه امامت را استمرار نبوت وعهد الهی می داند.
Surah Ikhlas, (Oneness):Chapter 112, Number of Verses: 4 - The name of this chapter “al-Ikhlas” means the purification (in God worshipping). Another name of that is “Tawhid” which means Oneness and Unity (of God).
با توجه به اهمیت وثیقه المدینه به عنوان اولین قرارداد اجتماعی مکتوب از سوی مسلمانان و ارتباط مفاد آن با جنبه های مختلف زندگی، بسیاری از پژوهشگران مسلمان و مستشرقان با گرایش های مختلف به مطالعه آن پرداخته اند. در عین حال برخی از مناقشات مسشرقان با محتوای وثیقه و شواهد تاریخی سازگار نیست. بیشترین مناقشات در خصوص آن، به تاریخ گذاری وثیقه، حضور قبایل سه گانه یهود در آن و جایگاه پیامبر 2 و قدرت اجرایی او در به کارگیری مفاد وثیقه مربوط می شود. بیشتر مستشرقان تلاش می کنند ارتباط نداشتن یهود با رسول خدا 2 را به هر شکل و صورتی اثبات کنند تا جنگ پیامبر 2 با آن ها را جنگی تجاوزگرانه گزارش کنند. در این پژوهش، تلاش شده است ضمن بیان مهم ترین دیدگاه ها درباره صحیفه، برحسب مسائل مطرح شده مانند اعتبار صحیفه، تاریخ گذاری صحیفه، حضور قبایل یهودی در صحیفه و جایگاه پیامبر 2 و اصطلاح امت به مناقشات مطرح شده درباره این سند حدیثی پاسخ داده شود.
مفسران شیعه طی قرون متمادی به لحاظ تاریخی، اجتماعی و فرهنگی شرایط یکسانی نداشته اند. از آنجا که تأثیر کلی فضای زمانه بر گرایش، سبک و محتوای تفسیر امری انکارناپذیر است؛ تفسیر تبیان نیز از این امر مستثنی نیست. در نگاهی کلی و با ملاحظه شرایط فرهنگی و تاریخی عصر شیخ طوسی می توان تصدیق کرد رویکرد حاکم بر این تفسیر، رویکرد عقلی کلامی است، این مهم حتی نحوه نگرش شیخ طوسی را در مواجهه با روایات تحت تأثیر قرار داده است. در تحلیل این رویکرد عقل گرایانه، شرایط عصری سده پنجم هجری، و تحولات تاریخی حاکم بر تبادلات علمی فرهنگی آن را در بغداد نباید نادیده گرفت. نقطه عطف این تحول فکری در گفتمان شیعی آن عصر است و باید آن را در مواجهه خاص عالمانی نظیر شیخ مفید و سید مرتضی با معرفت دینی و تفسیری - حدیثی جستجو نمود. با صرف نظر از برخی اختلافات فرعی شیخ طوسی با آن دو متفکر، باید خاطر نشان کرد که او در کلانِ قضیه، پیرو مکتب فکری آنها بوده و بازتاب این پیروی را در مواجهه او با روایات تفسیری ملاحظه می کنیم. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی در مقام تبیین چرایی و چگونگی تأثیر فرایند تاریخی بر روند بهره گیری این مفسر، به ویژه در حوزه روایات تفسیری است.
عرفان، پدیده یا شاخه ای از تفکر انسان است که در میان افکار ملل دنیا به گونه های مختلف وجوددارد. هرملتی بنا به مَشرب ها و آمال نهایی خود، لباسی بر عرفان پوشانده، آن را بهترین و زیباترین تجلیگاه اندیشه های هنری جامعه شناسی و فضیلت انگاری خود قرارداده است. هنرهای زیادی در پیدایش و تکوین عرفان، نقش دارند موسیقی یا هنرِ موسیقی، یکی از مهمترین آن هاست که در عرفان ایران و جهان دیده می شود. عرفا و متصوفه ایرانی از بدو پیدایش گرایش عرفانی، با موسیقی همراه بوده اند یا موسیقی را به خدمت گرفته اند تا بتوانند به زبان رمز و ایماء، سخن خود را در قالب عرفان و ارکان آن بزنند. عرفان ایرانی به عرفان مانوی، مسیحی، بودایی و نگرش اسلامی تکیه دارد، بر این اساس در هر تفکر عرفانی، موسیقی، ابزارها، آلات، لحن ها، موسیقی دانان، نوازندگان و هنرمندانی حضوردارند که در هزاره عرفان ایرانی زیسته اند. شیوه بررسی در این مقاله، تحلیل محتوایی است که با استفاده از آن و تجزیه و تحلیل داده های متن، به ابعاد گوناگون سؤال های طرح شده، پاسخ داده شده است.
یکی از چالشهای مهمّ فراروی گفتمان مهدویت، مسئله «یأس و ناامیدی» از ظهور و قیام منجی موعود، به جهت طولانی شدن غیبت است. این چالش زمانی جدّیتر میشود که در برخی روایات، فرا رسیدن زمان ظهور منجی موعود با تحقق یأس و ناامیدیِ مردم پیوند خورده است. این روایات در ظاهر با روایت علوی «انتظروا الفرج و لا تیأسوا من رَوح الله فإنّ أحبّ الأعمال إلی الله انتظار الفرج» که مبیّن پیوند مبنایی آموزه انتظار فرج با اصل قرآنیِ «حرمت یأس از رَوح الله» است، منافات دارد. پرسش اصلی این است که این روایات را چگونه باید تبیین نمود که با اصل مذکور منافات نداشته باشند؟ پاسخ این پرسش در گرو تبیین ارتباط مبنایی و معنایی انتظار فرج با اصل قرآنی حرمت یأس از روح الله است. توجه به تأکید تعالیم دینی بر مطلوبیت امید به رحمت الهی که موجب حرکت، پویایی و مجاهده در راه حق است و نیز، نهی از یأس و ناامیدی که سکون، رخوت و مسئولیتگریزی را به دنبال دارد، در کنار روایات پرشماری که به ترسیم سیمای حقیقی منتظران ظهور منجی موعود پرداخته و انتظار فرج را ملازم با حرکت، تلاش و مجاهده در راه حاکمیت حق و عدالت میداند، ارتباط مذکور را مبیّن میسازد. بر این اساس، روایاتی که ظهور منجی موعود را مقارن با تحقق یأس و ناامیدی میدانند هرگز به معنای جواز یأس و ناامیدی نبوده بلکه میتوان این روایات را بدین معنا دانست که ظهور منجی موعود زمانی خواهد بود که مردم از همه حکومتها و سیاستها برای اجرای کامل عدالت در جهان، ناامید شوند و به اندازهای از رشد معرفتی و فکری برسند که درک کنند تنها حکومت منجی موعود است که میتواند تأمینکننده عدالت حقیقی باشد.