هدف پژوهش حاضر بررسی میزان و عوامل مؤثر بر انگیزش طلاب برادر سطح یک شهر مشهد می باشد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه طلاب برادر سطح یک مشهد مقدس در سال تحصیلی 99-98 است که از این جامعه به طور تصادفی خوشه ای 139 نفر از طلابِ مشغول به تحصیل از پایه اول تا پنجم انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی ISM و مصاحبه نیمه ساختار یافته با اساتید، مدیران مدارس و مسئولین آموزش حوزه علمیه مشهد استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و آزمون رتبه بندی فریدمن و تحلیل واریانس استفاده شده. نتایج پژوهش نشان داد که 5/6 درصد از طلاب دارای انگیزش کم، 5/88 درصد دارای انگیزش متوسط و 5 درصد دارای انگیزش زیاد بودند. از بین مؤلفه های انگیزش تحصیلی، میانگین گرایش به کار و تحصیل، گرایش به پیشرفت، هدف مداری، عزت نفس، اتکابه نفس، پاداش های معنوی و همیاری اجتماعی در حد مطلوب است. همچنین نتایج مصاحبه های صورت گرفته با مدیران و اساتید سطح یک نشان داد که جهل به هدف و آینده شغلی، حجم زیاد دروس و در برخی موارد نامتناسب بودن دروس و انتخاب دوست بی انگیزه و نامناسب، از مهم ترین عوامل کاهش انگیزه و ارائه کاربردی دروس، دادن شخصیت و کرامت به طلاب، الگوی مناسب و توجه به امور معنوی و توسل، از مهم ترین عوامل افزایش انگیزش طلاب از نظر اساتید است.
الفاظ در زبان عربی و تمدن اسلامی در بستر زبان شناسی تولید شده اند و در قالب محتوای ارزشمند انسانی گسترش یافته اند.هر لفظ و اصطلاح، سرگذشت و خاستگاه متمایزی نسبت به دیگر الفاظ داشته است. الفاظ در بافت زبان شناختی فرهنگ و تمدن اسلامی ، ریشه ی فرهنگی مستحکم دارند.بررسی خاستگاه بومی کلمه و اصطلاح بنیادین در فرهنگ اسلامی -ایرانی و پیش از اسلامی بر اساس فرایندهای واجی در « جناح » افزایش و یا کاهش واج ها مورد نظر است.در این مقاله به خاستگاه بومی لفظ بنیادین جناح ، در زبان مفسران اسلامی و لغت شناسان قدیم و معاصر پرداخته شده است.ریش هی معناشناختی این لفظ با توجه به فرایند حذف ، ک اهش و افزایش معناشناختی در زبان شناسی مراحل انتقال معنایی از زبان هند و اروپایی به شاخه زبانی سامی را طی کرده است. این مقاله به فرایند حذف آواشناختی، صرفی،واجی، معناشناختی در لفظ قرآنی با توجه به اهمیت ماهیت و محدوده معنایی گناه دراعتقادات بنیادین اسلامی « جناح » به ایجاد مفهومی عمومی در میان تمامی انسان ها در هر نقطه « جناح » پرداخته است. لفظ از زمین در حرکت به سمت خوبی ها و دوری از تاریکی مطلق اشاره دارد.مفهوم گناه در ریشه های عقلی و نقلی با مشابهت میان الفاظ مختلف گناگ،گناه،جناح، سیر تحول معنایی و مفهومی را از شاخه زبانی هند و اروپایی به شاخه زبان های سامی طی کرده است.
یکی از استعاره های عارفانه در اشعار شاعران عرفان گرا، تطبیق لفظ و مفهوم بت با خدای متعال است. در این استعاره چند وجه شبه می توان جست: نخست نگاهی جمالی به بت؛ زیبارویی پرستیدنی که هر آنچه را زیبنده کمالش است داراست. دوم رویکرد جلالی به بت؛ معشوق عشوه گر و پُرنازِ بی توجه به عاشقان خویش، با دلی از سنگ که البته بی توجهی ظاهری او به مشتاقانش به سبب مصلحت خود آنان است. توصیف خدای متعال با لفظ بت، تناقض آشکار با بخش اعتقادات دین اسلام دارد. معنای موردنظر عارفانی همچون حافظ و امام خمینی از بت و صفات و ظهورات نسبت داده شده به او در خصوص خدا چیست؟ فرضیه این تحقیق این است که با قطع نظر از معنای منفی بت که در مواردی اندک در آثار این دو شخصیت بازتاب یافته است، در نگاه عرفانی آنان، بت در خصوص خدای متعال، حقیقت و درباره بتی که مشرکان می آرایند و می پرستند مجاز است.
ویروس کرونا که از اواخر سال 1398 در ایران شیوع یافت و متعاقب آن در تمامی استان ها و شهرهای کشور همه گیر شد. در کنار شرایط تحریم های بین المللی به بحرانی اجتماعی تبدیل شده است که تمامی بخش های جامعه را درگیر خود کرده است. در این تحقیق با در نظر گرفتن چارچوب نظری حکمرانی خوب در حوزه سلامت و بهره گیری از مدل منافی و همکاران(2019) و با روشی تحلیلی – انتقادی، سعی در ارزیابی سیاست های اتخاذ شده توسط نهادهای تصمیم گیر دولتی در زمینه بیماری کرونا داشتیم که با تحلیل واقعیت های میدانی بر اساس اصول در نظر گرفته شده، می توان گفت که سیاستگذاری های اتخاذ شده در غیاب جامعه مدنی و بخش خصوصی نشان از عدم موفقیت دولت در مقابله با این ویروس می باشد.
بطن و تأویل آیات قرآن، از دیرباز یکی از مسائل بحث برانگیز و مورد توجه اندیشمندان بوده که حجم گسترده ای از روایاتِ ذیل آیات را به خود اختصاص داده است. تطبیق بخش عمده ای از روایات بر امامت، دوستان و دشمنان آن ها در تأویلات شیعه، دستاویز برخی مخالفان شده است؛ ذهبی از جمله نویسندگان منتقدِ معاصر اهل سنت در کتاب «التفسیر و المفسرون»، شیعه را به تأویلات ناصحیح و افراطی آیات بر اهل بیت(ع) درراستای تحمیل آرائشان بر قرآن، متهم نموده که آیت الله معرفت از شخصیت های بارز معاصرِ قرآن پژوهی شیعه کتاب «التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب» را درراستای نقد و پاسخ به ذهبی در دفاع از شیعه نگاشته است. این پژوهش در راستای انتقادات ذهبی بر تأویلات شیعه، با تبیین مفهوم صحیح بطن و تأویل، و یافتن ضوابط صحیح در تبیین لایه های درونی قرآن، به بررسی و نقد اتهامات ذهبی با تأکید بر آرای آیت الله معرفت پرداخته است. یافته های حاصل از پژوهش این است که تفاوت نگرش ذهبی در تبیین ماهیت بطن و تأویل، منجر به انتقاداتی بر تأویلات شیعه شده و آیت الله معرفت در پاسخ به این انتقادات، باتوجه به جاودانگی و جهان شمولی قرآن، بطن را همتای تأویل، مفهوم عامی دانسته که با الغای خصوصیات از آیه، قابل انطباق بر مصادیق نوظهور است. تطبیق مفهوم عام بر مصادیق مختلف مطابق با معیارهای صحت تأویلی است که مورد قبول ذهبی نیز می باشد.
نصر حامد ابوزید ( نماینده جریان نومعتزله) برخلاف دیدگاه اکثر فلاسفه و متکلمان اسلامی در موضوع وحی، گاهی وحی را مترادف با الهام و گاه یکسان با تجربه دینی می انگارد و نقش فاعلی پیامبر در فرایند وحی را تقویت و با ادعای گفتمانی بودن و تأثیرپذیری از فرهنگ زمانه، تاریخ مندی قرآن را توجیه می کند. مسأله تحقیق حاضر این است چه اشکالات عقلی و نقلی بر ادّعاهای وی خصوصاً ادعای اصالت فاعلیت پیامبر و گفتمانی و تاریخ مندی قرآن مترتب است؟ در تحقیق حاضر با بررسی تطبیقی دو دیدگاه فوق به روش توصیفی تحلیلی، به یافته های زیر دست می یابیم: الهی بودن توأمان محتوا و الفاظ وحی، نقش قابلی پیامبر در فرایند وحی، فراتاریخی بودن قرآن، غیریّت مقوله مواجهه ملازم با دریافت حقائق (تجربه وحیانی) از مقوله حقائق دریافتی از عالم غیب؛ بطلان گفتمانی بودن و تاریخ مندی قرآن به دلیل مغایرت مبانی و لوازم آن با اصول مسلم عقلی ( ادله برون دینی ) و مخالفت با ادله نقلی(ادله درون دینی).
موضوع این مقاله ضعف اراده یا شکاف بین نظر و عمل است و مسئله آن، چگونگی تحلیل وجودی این مسئله بر اساس نظریه وحدت تشکیکی وجود. در تحلیل ماهوی، مبادی فعل ارادی دارای ترتب علّی و زمانیند اما در تحلیل وجودی، آنها مراتب حقیقت واحد وجودند. با این تفسیر، علم و عمل وجوه یک حقیقتند که وقتی از ذات نشئت میگیرد، در مرحله یی نام علم به خود میگیرد و در مرحله یی دیگر، نام اراده یا شوق. در نتیجه، علم و عمل ارادی دو رشته بهم متصل هستند که ریشه واحدی در ذات انسان دارند؛ ریشه یی از سنخ محبت و ابتهاج. در دید ماهوی، ضعف اراده را باید در ضعف اعضای زنجیره علّی قبل از آن، مثل تصور فعل و تصدیق به فایده آن، جستجو نمود. اما در دید وجودی، ضعف عمل ارادی در رابطه مستقیم با ضعف وجودی انسان و ضعف علم مساوق با آن است. تفاوت نگاه وجودی با نگاه ماهوی در اینست که نگاه وجودی عمل ارادی را در انتهای یک زنجیره از مبادی و جدای از علم نمیداند بلکه عمل یکی از ظهورات حقیقتی وجودی و مساوق با علم است.
همواره امکان تجربه از نفس و خویشتن خویش با اثبات وجود «خود» پیوندی وثیق داشته است. فیلسوفانی چون هیوم از تجربه ناپذیر بودن «خود» به انکار وجود نفس پل زده اند. بنابه نظریه «خود صوری» سرل، وی به رغم انکار تجربه از «خود»، نوعی خود صوری و زبانی را لازمه معناداری برخی تبیین های فلسفی دانسته است. ابن سینا نیز علاوه بر اینکه تجربه از خود را بدیهی و کسب ناپذیر و بالفعل می انگارد و از آن به عنوان اصلی محکم در مهم ترین برهان های اثبات تجرد نفس بهره می برد، اما می پذیرد که تنها مستبصرین توان درک آن را دارند. داشتن تجربه از «خود» و نیز مفهوم «من» در اندیشه سرل همچنان چالش برانگیز و لاینحل باقی مانده است. ابن سینا نیز برهان های زبان بنیادی را در تأیید تحقق تجربه از خود آورده که قدر مشترک میان اندیشه او و سرل است و می تواند او را در گفتمان فلسفه معاصر حاضر کند. در این مقاله کوشیده ایم میان بیان های ایجابی و سلبی شیخ در باب تجربه پذیری «خود» سازگاری ایجاد کنیم. سؤال پایه این پژوهش برقراری گفت وگو میان دو فیلسوفی است که به رغم تفاوت های مبنایی، مسائل مشترکی در حوزه تفکر فلسفی دارند.
This paper intends to give acquaintance of the Holy Quran perspectives on it rules. Customs plus societies are the points of focus in the paper with the aim of discovering their ideology of management. According to Muslims, natural belief, happiness and sorrow are to be the most important feelings in individuals and they must be experienced; hence, they need to be moderately managed. The Holy Quran provides various methods for managing human feelings. Muslims universally have a belief that the Quran is their ultimate source of knowledge. Muslims learn from the epistemology of the Quran how awareness is analyzed and managed. According to Islamic management, Islam not only covers the private life of individuals but also guides daily human activities (Fábos & Isotalo, 2014).
از نگاه اسلام، حکمت آموزی و تزکیه روان، دو سربرگ حیاتی و فراگیر اهداف آموزشی-تربیتی به شمار می رود؛ به گونه ای که بدون نیل به این مهم، رسالت اصلی تعلیم و تربیت انجام نخواهد پذیرفت. رویکرد عادلانه و حکمت آمیز به این دو وظیفه برجسته ایجاب می کند که تفکیک استعدادها و برتری دادن برخی بر برخی دیگر در بهره وری از دانش و تزکیه روان، مسیر طبیعی خود را به تدریج طی کند؛ نه اینکه از ابتدا بر نظام آموزش و پرورش تحمیل گردد. طرح حاضر، ضمن بازنگری در نظام چندالگویی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، درصدد ارائه الگویی از آموزش و پرورش با تنظیم استعدادهای برتر، خوب و متوسط می باشد. در این طرح، چیستی و چرایی و چگونگی تنظیم و هم افزایی استعداد فراگیران، اعم از متوسط، خوب و برتر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. هدف اساسی از بیان چنین مطالبی این است که با رویکرد نقد و بررسی وضعیت موجود آموزش و پرورش بتوان زمینه را برای ایجاد تحولی مقتضی در محتوا و روش و ساختار آموزش و پرورش به منظور رسیدن به وضع مطلوب آن گونه که در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش انعکاس یافته است فراهم آورد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است که ضمن توصیف و تجزیه و تحلیل وضعیت جاری الگوهای چندگانه آموزش و پرورش، بر طراحی الگوی آموزش و پرورش فراگیر به مثابه الگوی برتر در مقایسه با سایر الگوهای آموزش و پرورش تأکید می ورزد.
From past to present, there have been many differences among Islamic thinkers about the quiddity of Mutashābih and its Ta’wīl in the Qur'an. Each of these thinkers has spoken on this subject according to their profession and method. In the meantime, the view of "Shari’at Sanglaji" is remarkable. Sanglaji, who is known for his modern thinking and inclination towards the Qur'an-sufficiency, believes that Qur'anic similarities mean the end of the matter and include only occult concepts. The general public is unable to comprehend similarities due to its preoccupation with tangibility. Leading research with a descriptive-analytical method tries to discuss some aspects of Sanglaji’s theory while accurately reporting his point of view. The result of the research shows that Sanglaji’s view does not have the necessary accuracy and credibility, because Mutashābih i.e. the similarity does not only include occult concepts but also material concepts. The result of this research is used in the field of Qur’anic research and interpretation.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی مسئولیت پذیری اجتماعی از منظر قرآن و اسلام است.این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و داده های مورد نیاز، از بررسی متون اسلامی و به روش کتابخانه ای و الکترونیکی استخراج گردیده است ، جامعه تحلیلی تمام منابع مربوط به موضوع پژوهش و نمونه تمامی مواردی است که پژوهشگر بضاعت علمی و موقعیتی دستیابی به آن را داشته است. ابتدا مؤلفه های مسئولیت پذیری از دیدگاه اسلام شناسایی و از بین آن ها بعد اجتماعی(در ارتباط با دیگران) مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، مؤلفه های مسئولیت پذیری را می توان تحت چهار عنوان معرفی نمودکه عبارت اند از اعتقادی، فردی، اجتماعی و در قبال محیط طبیعی. نتایج بررسی بُعد اجتماعی مسئولیت پذیری بیانگر آن است که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی، منشأ حقوق و تکالیف معینی است که انسان با توجه به کرامت و مسئولیت خویش باید آن ها را رعایت کند تا زمینه ساز تحقّق عدالت اجتماعی باشد.
این مقال شرحی است بر کلام امام محمدباقر علیه السلام در اوصاف شیعیان واقعی. شیعیان با یاد بسیار خدا در خلوت، خود را آماده نرمی دل می سازند. این کلام امام علیه السلام سفارشی است برای رقت قلب که با یاد خدا در خلوت به دست می آید. قلب در قران دو کاربرد متمایز دارد: درک فهم و احساسات و عواطف. قلب، مطالب را به خوبی درک می کند. درک، که ممکن است شامل علم حضوری هم بشود، در قرآن به قلب نسبت داده شده است. همچنین محبت، نفرت، ترس، آرامش، امید و ناامیدی و... به طورکلی حالات انفعالی، اعم از مثبت یا منفی به قلب نسبت داده شده است. قلب مرکز ادراکات و احساسات است. اگر قلب سالم باشد، حقایق را درک و در مقابل برخی حوادثْ، حالت رقت پیدا می کند و منفعل می شود. رقت قلب زمانی ارزش دارد که منجر به قرب به خدای متعال شود. قلبی که حقایق را درک نکند، دچار قساوت می شود.
در این نوشتار تلاش شده است به این سؤال پاسخ داده شود که پایه ریزی تنظیم و تشریع حقوق کودک بصورت جامع و کامل بدون نقص و کاستی در کدام نظام حقوقی ارائه شده است؟ برآیند این تحقیق نشان میدهد که جایگاه حقوق کودک و پرداختن به همه ابعاد و زوایای آن در آموزه های قرآنی نسبت به نظام حقوق بشری از سطح فاخرتر و برتری برخوردار است زیرا در نظام های حقوق بشر از جمله کنوانیسیون حقوق کودک برخی از حقوق اصلی کودک همانند حقوق معنوی را نادیده گرفته است درحالی که قرآن کریم ۱۴۰۰ سال قبل به تمام ابعاد و زوایای آن توجه داشته است پس میتوان گفت پایهریزی و تنظیم حقوق کودک بصورت جامع در نظام حقوقی قرآن ارائه شده است آنهم در شرایطی که کودکان انسان محسوب نمیشد و جنبه مالیت داشت و خرید و فروش میشدند از همه مهمتر از ابتداییترین حق، که حق حیات است محروم بودند و زنده به گور میشدند و دورههای تحقیر و تنیبه را سپری نمودند. تشریع و حمایت از حقوق کودک در چنین شرایطی، بدون الگوگیری از دیگر نظامهای حقوقی در واقع از اعجاز و شگفتی علمی قرآن محسوب میشود.
علت گرایش انسان به افعال اخلاقی یکی از مهمترین مباحثی است که در فرا اخلاق مورد بحث واقع می شود. این مسئله تحت عنوان «نظریه انگیزش اخلاقی» در آثار فیلسوفان و علمای اخلاق مورد بحث قرار می گیرد. دیدگاه فیلسوفان اخلاق در این خصوص متفاوت است. سقراط شناخت را عامل اصلی انگیزش اخلاقی معرفی می کند و ارسطو علاوه بر شناخت، عوامل دیگری چون احساس، تخیل، میل، شوق، عقل، غایت، شخصیت، اراده را در انگیزش اخلاقی مؤثر می داند. در بین علمای اخلاق مسلمان، ابوحامد غزالی به بحث از علل و عوامل انگیزش اخلاقی اهتمام ویژه داشته است. وی عوامل مختلفی، چون اراده الهی، شناخت، حبّ ذات، هنر، سماع و وجد را در انگیزش اخلاقی مؤثر می داند. نقشی که او برای حبّ و عشق به حق تعالی در انگیزش انسان به سوی اعمال اخلاقی قائل است از سایر عوامل پر رنگ تر است و حتی می توان گفت که بعد از اراده و امر خدا هیچ عاملی به اندازه حبّ و عشق به او در تحریک انسان و انگیزش اخلاقی او مؤثر نیست.
تاریخ زندگی بشری از همان ابتدا همراه با نزاع، جنگ و خونریزی بوده است. این مسئله سبب خسارتهای مالی، روانی و جانی فراوانی شده است. برقراری صلح و رفع منازعات همواره دغدغه بشر بوده است. از اینرو، دانشمندان بسیاری نظریههای متعددی را مطرح کردهاند. برخی از سردمداران دولتها، حکومتها و اندیشمندان از صلح سخن میگویند، صلحی که گاهی در آن جنگ، خونریزی، غارت مجاز دانسته شده است. اما سیره نبوی رهنمودهای مهم و حیاتی را برای رفع جنگ و نزاع ها در جوامع بشری ارائه میدهد که با پیروی از آن میتوان جوامع جهانی را در پرتو صلح مدیریت کرد. ﺑﺮای درک سیره نبوی و اﺳﺘﺨﺮاج راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﺻﻠﺢ، ﻧیﺎزﻣﻨﺪ ﺑﻪکﺎرﺑﺴﺘﻦ روﺷی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻫﺴﺘیﻢ. ﺑﻪ ﻫﻤیﻦ ﻣﻨﻈﻮر در ایﻦ مقاله میکوشیم ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠیﻞ ﻣﺤﺘﻮا ﺑﻪ ﺗﻮﺻیﻒ ﻣﻨﻈﻢ از ارتباطات معنایی دست یابیم. اسلام به ابعاد و محورهای مختلف ارتباطی انسان توجه کرده است و آنچه انسان در تنظیم روابط خویش به آن نیاز دارد براساس صلح و پرهیز از خشونت و تعارض تنظیم میکند. دین اسلام مهمترین مبنای فکری خود را در زمینه تعامل انسانها با یکدیگر با محور قراردادن اصل صلح و ثبات در جوامع ارائه میکند. قرآن کریم در فراخوانی عمومی، جامعه را دعوت به صلح میکند. در این مقاله با رجوع به آیات قرآن کریم و کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حلوفصل منازعات بینالمللی در اسلام را بررسی میکنیم.