نوشتار حاضر ترجمه بخشی از کتاب «آقابزرگ الطهرانی مورخا » نوشته امجد رسول محمد العوادی است که توسط انتشارات مرکز الهدی در نجف به سال 2009 منتشر شده است. نویسنده در این کتاب که متن رساله دانشگاهی اوست، شرح حال تحلیلی از محقق تهرانی در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران و عراق در طول سال های حیات ایشان به دست داده است. هدف اصلی وی، بازنمایی چهره تاریخ نگارانه محقق تهرانی است که عمدتا بر مبنای تحلیل محتوای کتاب طبقات اعام الشیعه در پی آن بوده است. بخشی از کتاب که ترجمه آن پیش رو قرار دارد، در دو بخش سامان یافته است: عناصر دیدگاه های تاریخی تهرانی و قدرت تهرانی بر استنتاج.
قضاوت درباره عقلانی بودن یا نبودن تصمیم های اخلاقی، یکی از دغدغه های مهم فلسفه اخلاقی و ازجمله مهم ترین مسائل فیلسوفان تربیتی است. جان دیویی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان تربیتی قرن بیستم، در این زمینه نظریه پردازی کرده است؛ وی با طرح نظریه تمرین عملی نمایشی به تبیین نحوه تأمل آدمی در موقعیت های اخلاقی پرداخته و به تبع آن به تشریح دیدگاه خود درباره عنصرهای تربیت اخلاقی پرداخته است. در این پژوهش، با روش تحلیلی – انتقادی به بررسی و نقد دیدگاه دیویی از منظر علامه طباطبایی می پردازیم. نتایج نشان می دهد که دیویی با طرح نظریه تمرین عملی نمایشی، در انجام عمل اخلاقی، به نیازهای طبیعی توجه داشته و در تصمیم گیری برای انجام عمل اخلاقی به حسن فعلی نظرکرده است؛ درحالی که علامه طباطبایی با طرح نظریه اعتباریات عملی، در انجام عمل اخلاقی هم به نیازهای فطری، و هم به نیازهای طبیعی توجه کرده و در تصمیم گیری درباره انجام عمل اخلاقی نیز هم به حسن فاعلی نظر داشته و هم به حسن فعلی، به تعبیری تصمیم گیری در موقعیت های اخلاقی به زعم علامه طباطبایی هم مسبوق به حسن فاعلی و هم مسبوق به حسن فعلی است. (در بخش تربیتی) سه نقد بر دیدگاه دیویی از منظر علامه مطرح است: 1- نگاه مادی و زمینی دیویی به امر تربیت اخلاقی 2- نادیده گرفتن عنصر فطرت به عنوان یکی از شروط لازم در تربیت اخلاقی و 3- عدم توجه به عنصر ایمان به عنوان یکی از عنصرهای مهم تربیت اخلاقی.
دانش وجوه و نظائر یکی از دانش های مهمی است که زیرشاخه دانش تفسیر شمرده می شود و به تحلیل معناشناختی واژگان قرآنی نظیر همدیگر می پردازد. در طول تاریخ علوم قرآنی، کتاب های گوناگونی در موضوع دانش وجوه و نظائر به رشته تحریر درآمده است. نویسندگان این آثار، در تحلیل های معناشناختی واژگان قرآنی از قواعد گوناگون تفسیری بهره جسته اند، ولی جز در موارد بسیار اندک، هیچ یک، قواعد این دانش را به صورت جداگانه بیان نکرده و مورد بررسی قرار نداده اند. ضرورت تحلیل و واکاوی قواعد دانش وجوه و نظائر، از آن روست که می تواند زمینه را برای تحلیل های معناشناختی منطقی و نظام مند از واژگان قرآنی نظیر هم، فراهم آورد و از این رهگذر، مفسران را در پرده برداری از مدلول مطابقی و موضوع له یا مدلول التزامی و مستعمل فیه واژگان نظایر یاری رساند. در جستار حاضر، با شیوه توصیفی- تحلیلی و با روش استقرائی، برخی از مهم ترین قواعد دانش وجوه و نظائر با رجوع به برخی از مهم ترین آثار، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در پایان، قواعد مرتبط با دانش وجوه و نظایر نیز در دو دسته درون متنی (قاعده منع ترادف، قواعد بلاغی، سیاق، وضع الفاظ برای روح معنا و قاعده شناخت اشیاء با اضدادش) و برون متنی (مانند تطور لغت و اسباب نزول) استخراج گردیده است.
مرزشکنی روایی اصطلاحی است که در آن، مرز میان روایت و واقعیت شکسته می شود و دارای چهار گونه 1. مرزشکنی نویسنده، 2. خطابی، 3. هستی شناختی و 4. بلاغی می باشد که می تواند حالت صعودی یا نزولی داشته باشد. استفاده از این تمهید بیشتر در دوران پسامدرن شایع است و از ابزار گفتمان نقدی معاصر به حساب می آید. هنر بزرگ قرآن در عرصه روایت، همان شکست مرز بین روایت و جهان خارج از آن است که علاوه بر چهار نوع ذکرشده، شامل دو نوع دیگر مرزشکنی زبانی و بی مرزی روایی است که مختص این متن است. مرزشکنی در قرآن در پی تأثیر طنز و فکاهی نبوده، بلکه دارای کارکرد خارق عادت و شگرف و دربردارنده هدف های غایی ارزشمند است و بر خلاف روایت بشری که کارکرد ضد واقع نمایانه داشته و جنبه شکلی دارد، مرزشکنی به صورت واقعی رخ می دهد و جنبه شکلی و محتوایی دارد. مقاله حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، انواع مرزشکنی روایی را در داستان های قرآن کریم مورد بررسی قرار می دهد و در صدد اثبات این نکته است که قرآن فراتر از مکاتب ادبی کلاسیک، رئالیسم، مدرنیسم و پست مدرنیسم است و به این سٶال که «آیا مرزشکنی به عنوان شگرد شکست مرز بین داستان و واقعیت، واقعی بودن داستان های قرآنی را رد می کند؟» پاسخ می دهد.
ک لام اس لامی، ثم ره ت لاش متکلم ان چن د س ده نخست تاریخ اسلام است. در میان آموزه های اصلی کلام اسلامی، تجرد خداوند از یک طرف و جسم انگاری ماسوای او از سوی دیگر، از اهمیت ویژه یی برخوردار است. این رویکرد از معدود مباحثی است که تقریباً بین همه فرق کلامی، بویژه در قرون اولیه هجری مشترک است؛ معتزله، امامیه، اشاعره و دیگر فرَق کلامی همه در این عقیده اتفاق نظر دارند. این اجماع، ریشه در جایگاه دین ورزی آنها دارد، چراکه معتقدند ورود بحث «تجرد» به ماسوی الله موجب سستی پایه های توحید میشود و ارکان خداشناسی را تحت تأثیر قرار میدهد. از اینرو، متکلمان ماسوی الله را اموری جسمانی (خواه جسم لطیف یا جسم کثیف) میدانند و «مجرد» را حقیقتی کامل و بینیاز مطلق معرفی میکنند. این نظریه، مبنای برخی از اصلیترین آموزه های کلامی بوده است. نفی تشبیه و نفی عوالم غیر مادی (مثل عالم عقول) از وجوه سلبی این دیدگاه بشمار می آید و جسمیّت ملائکه، حدوث عالم، فنای عالم و معاد جسمانی، از وجوه ایجابی آن است.
مقاله حاضر به معرفی و نقد کتاب «صدر اسلام و زایش سرمایه داری» اثر «بندیکت کهلر» می پردازد؛ نویسنده در این کتاب با شواهد فراوان تاریخی تلاش دارد تا نشان دهد انگیزه خلق ثروت، کارآفرینی، مناسبات بازار آزاد و تجارت جهانی، در آموزه های اسلام و فرهنگ قرون اولیه اسلامی ریشه دارد، از این حیث کار او نقد و تکمیل ایده «وبر» در کتاب معروف «اخلاق پروتستانی و روحیه سرمایه داری» محسوب می شود و می کوشد نشان دهد منشأ سرمایه داری، نه به دوران ظهور پروتستانتیسم در اروپا، بلکه به دوران صدر اسلام در شبه جزیره عربستان باز می گردد. با آنکه کتاب حاضر، تحقیقی میان رشته ای، قابل توجه و حائز انبوهی از نکات بدیع است، با این حال چند نقد جدی می توان به آن وارد دانست؛ از جمله: عدم رجوع به منابع دست اول، فائق نیامدن بر بر مجادلات و ابهامات نوپدید پیرامون تاریخ اسلام مبنی بر دردسترس نبودن شواهد کافی و شفاف از دو قرن اولیه اسلامی، میزان پایین استنادات نویسنده به متن قرآن، عدم توجه به تدقیق مفهوم سرمایه داری و رویکرد تقلیل گرایانه نسبت به دین در فروکاستن آن به ایدئولوژی.
مقاله حاضر با انگیزه ارائه شمایی از صفات تبلیغی نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از نظرگاه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نگاشته شده است. این مهم، با ذکر سخنان امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه با تأکید بر آیات و روایات انجام پذیرفته و در لابه لای مباحث به داستان های تبلیغی با نثری روان و ساده پرداخته شده است. در این مقاله، ابتدا به تعریف اصطلاحات، سپس به اهمیت تبلیغ از نگاه امام خمینی ره و مقام معظم رهبری حفظه الله و نهج البلاغه می پردازد. پس از آن به ویژگی های تبلیغی پیامبر از نگاه این کتاب شریف اشاره می کند
نقش مقام ابراهیم در طوافِ کعبه معظمه در گزاره های به ظاهر متعارض از حضرات معصومین (ع) نقل شده است؛ منتها گستره مدلول و وجه جمع بین آنها، چندان هویدا نیست؛ زیرا تحقیق موسع و یکپارچه ای در این زمینه صورت نگرفته است! از این رو پرسش از نقش مقام ابراهیم در محدوده طواف، مسئله ای است که نیازمند کاویدن تا مرحله پاسخی درخور است. گزارش حلبی از جعفربن محمد با سند معتبر و دلالت مُحکمی، به طوافِ خارج از محدوده مقام ابراهیم و کعبه معظمه مشروعیت می بخشد. این تحقیق با هدف شناخت حدود و ثُغور احادیث و تبیین فقهی محدوده طواف در حج و عمره انجام گرفته و نیل به این مَقصد در سایه توصیف و تحلیل گزاره های فقهی با گردآوری داده های کتابخانه ای میسر است که نتیجه آن، تبیین فقهی گستره طواف در مسجدالحرام برای عمل عبادی حج و عمره خواهد بود.
کتاب عقیده الشیعه مجموعه ای است از هفتاد رساله کلامی مختصر در باب اصول اعتقادی پنج گانه شیعه که چندی پیش، با تدوین و تحقیق محمدرضا انصاری قمی در دو مجلد منتشر شد. هدف نامبرده از تدوین مجموعه حاضر، گردآوری و عرضه اعتقادنامه های شاخصی است که از قرن دوم تا دهم هجری قمری نگاشته شده و در آنها عقیده شیعه دوازده امامی درباره توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد تبیین شده است. شمار قابل توجهی از رساله های نشریافته در این مجموعه، قبل از این، در صورتهای مختلف بر دست آقای انصاری قمی یا دیگر مصححان، به طبع رسیده اند و هم اکنون در کتاب عقیده الشیعه به ادعای طابع با تصحیح تازه ای بازچاپ شده اند. تعداد زیادی از آن ها نیز برای نخستین بار در این کتاب به زیور طبع آراسته شده اند. نویسنده در نوشتار حاضر مباحث انتقادی خود پیرامون کیفیت نامطبوع و نامقبول رساله های مذکور در این مجموعه در قالب سلسله مطالبی ارائه داده است. در این جستار، وی تنها به ارزیابی تصحیح و طبع یکی از رساله های آن مجموعه یعنی رساله الأبحاث المفیده فی تحصیل العقیده تألیف علامه حلی که در صفحات 614 تا 650 از جلد دوم کتاب مذکور چاپ شده، پرداخته است.
نظر به اهمیت چرخش نظام تربیت رس می و عمومی از کنت رل بیرونی و ایجاد محدودیت به خویش تن بانی(تقوا)، ارزش مداری عقلانی، مسئولیت پذیری و اهمیت مداخلات تربیتی، هدف پژوهش حاضر، شناسایی، بررس ی منطق و رویکردهای برنامه درسی عملیاتی شده آموزش خویشتن بانی به مدد یک مطالعه پدیدارنگاری است. برای دست یابی به این هدف، از میان تجارب سال با روش نمونه گیری 14 تا 7تربیتی موجود در فضای آموزش رسمی و غیررسمی در سنین هدفمند، با اس تفاده از ابزار مصاحبه نیمه س اختار یافته، تجارب تربیتی که برنامه درس ی عملیاتی شده در حوزه خویشتن بانی مورد توجه قرار گرفت. داده های حاصل با استفاده از روش کیفی(استقرای تحلیلی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کیفی داده های جمع آوری شده از معلمان دارای تجربه آموزش خویشتن بانی نشان می دهد در مقوله «منطق برنامه آموزش خویشتن بانی» دو زیرمقوله «آموزش براساس منطق درون دینی» و «آموزش براس اس منطق انسان نگرانه» قابل شناسایی است. هم چنین در زمینه رویکردهای آموزش خویش تن بانی نیز مقوله «ان واع رویکردها در قبال ح دود آزادی و اطاعت پذیری یادگیرندگان» با س ه زیرمقوله «رویکرد آزادی حداکثری فارغ از سن یادگیرندگان»، «رویکرد اطاعت پذیری حداکثری فارغ از سن یادگیرندگان» و «رویکرد آزادی و اطاعت پذیری وابسته به سن و شرایط یادگیرندگان» شناسایی شد.
مطالعه حاضر با هدف شناسایی مولفه های شادی در اسلام و اعتباریابی آن به منظور گسترش شادی در مدارس با استفاده از رویکرد ترکیبی پژوهش به انجام رسید. در مرحله کیفی پژوهش از روش تحلیل مضمون و در مرحله کمی از روش پیمایش استفاده گردید. در مرحله کیفی منابع و متون اسلامی و در مرحله کمی مدیران مدارس مقطع ابتدایی کشور به عنوان جامعه آماری پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتند. شیوه نمونه گیری در مرحله کیفی پژوهش هدفمند و در مرحله کمی نمونه گیری تصادفی است. داده های پژوهش در مرحله کیفی از طریق تکنیک تحلیل متن و با توجه به فرایند تحلیل داده در روش تحلیل مضمون (کدکذاری، استخراج مضامین و ترسیم شبکه مضامین) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و در مرحله کمی به منظور اعتباریابی ابزار سنجش از رویکرد تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. به منظور اعتباریابی داده ها در مرحله کیفی پژوهش از دو روش توصیف غنی و ثبت سوابق ممیزی و کدگذاران مستقل و در مرحله کمی از روش اعتبار محتوا (صوری و نسبت روایی محتوا) و اعتبار سازه استفاده گردید. یافته های پژوهش در مرحله کیفی نشان دهنده این است مفهوم شادی در اسلام در قالب سه مضمون فراگیر بینش معطوف به شادی (بینش الهی، متافیزیکی و مادی)، زیست معطوف به شادی (زیست مادی و معنوی) و کنش های معطوف به شادی (کنش های مناسکی، عاطفی و اجتماعی) سازمان دهی گردیدند. یافته های مرحله کمی پژوهش بیانگر این است که شاخص های اعتبار همگرا و ممیز دلالت بر اعتبار ابزار سنجش مولفه های مدرسه شاد اسلامی داشتند.
تجلی حق در جهان هستی، یکی از مسائل مهم عرفان اسلامی محسوب می شود. بنا به اعتقاد عرفا، عالَم مظهر اسماء و صفات حق است و مهمترین این ظهورات، انسان کامل است که عالی ترین تجلی حق، در عالم است. مولوی از عرفای بزرگی محسوب می شود که از تجلی و ظهور حق سخن گفته اند. او بهترین ظهور حق را شمس تبریزی دانسته و از این رو در این اثر، از او بسیار سخن گفته است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، در غزلیات شمس، به بررسی اندیشه های مولوی، درباره ماهیت تجلی و ظهور اسماء و صفات حق پرداخته است، تا نشان دهد که درواقع، او با نگرش عرفانی خود، درباره ظهور اسماء و صفات حق، با توجه به احادیث قرب نوافل و فرائض، در نهایتِ توحید، به ستایش عالی ترین تجلی حق، پرداخته است.
قصه یونس و ماهی یکی از داستان های جذاب اسلامی است که بخش هایی از آن به شکل پراکنده در قرآن آمده است و اطلاعات افزون تری از آن در متن فرهنگ روایی موجود است. با این حال روند روایی - داستانی این قصه به شکل محدودی بررسی شده است. مقاله پیش رو با استفاده از ظرفیت اصطلاحات روایت شناختی - و نه لزوماً روایت شناسی به معنای مصطلح و حرفه ای آن - در ادامه تلاش می کند، یک روند روایی زمان مند برای داستان یونس و ماهی براساس مفهوم پی رفت (سکانس) پیشنهاد دهد. همچنین، علاوه بر تحلیل هر پی رفت، به طور مشخص نشان داده خواهد شد که در هر پی رفت کدام یک از عناصر داستانی شناخته شده در کانون توجه قرار گرفته اند. در نهایت این مقاله نشان خواهد داد که در پی رفت نخست شخصیت پردازی یونس و همراهانش صورت گرفته است. در پی رفت دوم، نقطه اوج کشمکش یونس میان خدا و خلق برجسته شده است. در پی رفت سوم، نقطه کانونی داستان یعنی صحنه پردازی گفتگوی یونس با خداوند صورت گرفته است. در نهایت در پی رفت چهارم، الگوپردازی و بازنمایی درون مایه داستان در کانون توجه بوده است.
فضایل عقلانی در فرایند استنباط حکم و در مقام باورمندی و افتاء از مسائل مهمی هستند که فقیهان و مجتهدان می بایست به تحصیل آنها بپردازند. بدون تردید فقدان این فضیلت ها، موجب نقصان وجاهت و اعتبار ثمره عملیات فقاهت است. پیش فرض ما این است که عالمان دین همچون دیگر اندیشه ورزان به صورت آشکار و پنهان دستخوش آفت ها و آسیب های اخلاقی هستند. فضائل متعددی از جمله گشودگی ذهنی، پشتکار فکری، دقت و تمرکز، تواضع فکری، شجاعت فکری، احتیاط فکری، گشودگی فکری، انصاف فکری و استقلال فکری مجموعه فضائلی هستند که در اعتبار معرفت مؤثرند. از آنجا که در اجتهاد و استنباط احکام شرعی، باورهای مجتهد نقش اساسی ایفا می کند، در این مقاله نقش فضیلت عقلانی «تواضع فکری» در فرایند استنباط حکم شرعی بررسی شده است. نتیجه اینکه آراستگی به فضیلت «تواضع»، حجاب نفسانیت و منیّت را از پیش روی مجتهد و ادله احکام برداشته و طریق وصول به حکمی اخلاقی تر را هموار می سازد.
علی رغم ادعای شهرت و اتفاق نظر علمای شیعه و اهل تسنن مبنی بر حجیت قاعده تسامح در ادله سنن، برخی از فقهای متأخر به اشاره یا صراحت مستندات این قاعده را کافی ندانسته اند. طرفداران این قاعده به مفاد اخبار صحیح من بلغ عمل نموده اند، نه به اخبار ضعیف استحباب با یکی از این چهار رویکرد: ثبوت استحباب برای عمل به عنوان اولی، به عنوان ثانوی (با عنوان رجاء ترتب ثواب)، از طریق حدوث مصلحت یا جعل احتیاط استحبابی. مخالفان با دلایلی چون ارشاد به حکم عقل و یا اخبار از تفضّل الهی ادله موافقان را به نقد کشیده اند. به نظر امام خمینی در اخبار من بلغ اجر منظور شده جُعلى است که شارع قرار داده و معلق بر این است که مکلف از ثواب فلان عمل باخبر شود و آن را به امید رسیدن به آن ثواب انجام دهد، مثل چیزی که در عقد جعاله اتفاق می افتد؛ بنابراین این اخبار دلالتی بر استحباب ندارند. به نظر وی، فلسفه این اخبار ترغیب و تشویق مکلف برای انجام فعل ما بلغ، به منظور حفظ سنن و مستحبات واقعی است. به گمان این پژوهش، سند اخبار من بلغ، اگر نگوییم جعلی است - چنانچه برخی از فقها گفته اند - خبر واحد حسنی است که دلالتی بر استحباب فعل ندارد
یکی از مهمترین مسائل فلسفی که هم در طبیعیات و هم در الهیات مورد بحث و تحقیق قرار گرفته، مسئله زمان است. اندکی از متکلمان، زمان را امری عدمی دانسته و آنرا یک توهم پنداشته اند. اما آن دسته از متکلمان و حکما که زمان را امری وجودی دانسته اند در نحوه وجود و حقیقت آن نظریات مختلفی ارائه نموده اند. بعقیده گروهی از متکلمان، زمان یک امر موهوم است، یعنی در خارج مصداق عینی ندارد اما منشأ انتزاع دارد. اما کسانی که برای زمان وجود عینی قائل هستند، دو گروه هند: برخی آنرا جوهر مجرد از ماده و برخی دیگر، جوهر مادی و جسمانی دانسته اند. اما نظریّه غالب اینست که زمان دارای وجود عینی و داخل در مقوله «کم» میباشد، یعنی «کمّ متصل غیرقار است» که باعتباری مقدار حرکت و باعتبار دیگر عدد حرکت است. زمان، مقدار حرکت را در یک مسافت تعیین میکند. در واقع نسبت زمان به حرکت مانند نسبت جسم تعلیمی است به جسم طبیعی. همانگونه که جسم تعلیمی ابعاد مبهم جسم طبیعی را تعیّن میبخشد، زمان هم مقدار حرکت را معیّن میکند. از این میان ملا صدرا باریک بینی بیشتری به خرج داده و زمان را بُعدچهارم موجودات مادی میداند. در این مقاله، نظریات مختلف حکما و متکلمان درباره» زمان مورد تحقیق تحلیلی قرار میگیرد.
هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه نگرش دینی با عملکرد تحصیلی با لحاظ نقش میانجی تنیدگی تحصیلی در بین دانشجویان دانشگاه گیلان بود. جامعه مورد پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان بود ( 19953 نفر) که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد نمونه 376 نفر به دست آمد که با روش تصادفی ساده طبقه ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. جهت گردآوری داده ها، از پرسشنامه نگرش دینی خدایاری فرد و رحیمی نژاد (1388)، پرسشنامه عملکرد تحصیلی درتاج (1382) و پرسشنامه تنیدگی تحصیلی (دوران دانشجویی) Gadzella & Baloglu ( 2001 ) استفاده شد. تحلیل داده ها با روش مدل معادلات ساختاری و از طریق نرم افزار Amos صورت گرفت. مدل مفهومی تحقیق به برازش تأییدی قرار گرفت و در ادامه ضرایب رگرسیونی استاندارد مدل تبیین شدند. یافته های پژوهش نشان داد نگرش دینی دارای اثر مستقیم مثبت 32/0 بر عملکرد تحصیلی و همچنین اثر غیرمستقیم مثبت به میزان 048/0 می باشد. بنابراین نگرش دینی علاوه بر تأثیر مثبتی که بر عملکرد تحصیلی دارد، از طریق کاهش تنیدگی تحصیلی، سبب بهبود این عملکرد در دانشجویان می گردد. بنابراین به مسئولان امر توصیه می شود که با اهتمام هرچه بیشتر به تقویت نگرش دینی دانشجویان، زمینه افزایش عملکرد تحصیلی و کاهش رخداد تنیدگی تحصیلی را فراهم آورد.
مسئله حجاب به دلیل رشد ادبیات روشنفکری در ایران در کانون توجهات قرار گرفته است و به این دلیل حجم انبوه آثار نوشتاری، رسانهای و دیجیتالی به این مسئله پرداخت هاند. نوشتار حاضر با محدود کردن دامنه پژوهش به آثار نوشتاری که به زبان فارسی نوشته شده و نیز باتوجه به کاست یهای موجود در کتابشناس یهای پیشین با موضوع حجاب، به مأخذشناسی و نمایاندن منابع مکتوب زبان فارسی درباره حجاب پرداخته است. این کتابنامه به لحاظ زمانی تا اواخر پاییز 1390 را پوش ش م یدهد و بر اساس حروف الفبا تنظیم شده است.