تاریخ گذاری یا تعیین زمان نزول سوره ها هرچند عنوانی جدید در تحقیقات قرآنی است، اما علوم زیربنایی آن، همچون ترتیب نزول، اسباب نزول و ... از صدر اسلام مطرح بوده است. اهمیت تعیین مکی یا مدنی بودن سوره ها باعث تصحیح برداشت، شناخت مصادیق صحیح از غیرصحیح و مانع از حمل معانی و مصادیق نامربوط بر سوره های قرآن است. در مکان و زمان نزول تعداد اندکی از سوره ها اختلاف نظر وجود دارد که سوره قدر از جمله آنهاست. با گردآوری و تحلیلِ گزارش های ترتیب نزول، سبب نزول، بررسی اطلاعات سوره هایی که به همراه این سوره نازل شده، می توان به زمان و مکان تقریبیِ نزول این سوره دست یافت. در خصوص سوره قدر تاریخ گذاری صحیح، مانع از خلط شأن نزول با تطبیق سوره بر رخدادهایی چند است. این تحقیق با رویکرد توصیفی تحلیلی، در پی اثبات مکی بودن سوره قدر در سال چهارم یا پنجم بعثت پیامبر (ص) است.
بر اساس نظریه بینامتنی، هر متنی، آگاه یا ناخودآگاه، زایش و بازخوانشی از دیگر متون پیش از خود یا معاصر با خود است. بنابر این نظریه، بسیاری از متون معاصر را می بینیم که هر کدام در انواع مختلف، با متون کلاسیک، دارای روابط بینامتنی است و سهم قرآن در این میان، از دیگر متون بیشتر بوده است. سروده های امام خمینی به عنوان یکی از اشعار معاصر فارسی، بنابر نظریه بینامتنی، رویکرد بی نظیری به قرآن کریم دارد، پژوهش حاضر بر آن است با روش توصیفی - تحلیلی به تشریح گونه های مختلف بینامتنی قرآنی در غزلیات امام خمینی بپردازد تا از این رهگذر به شناخت میزان تأثیرگذاری قرآن بر غزلیات امام خمینی دست یابد. نتایج پژوهش نشان می دهد که سروده های امام خمینی گاه الفاظ، مضامین، شخصیت ها و داستان های قرآنی را منبع الهام خویش قرار می دهد و بیشترین شکل بینامتنی قرآنی به کار رفته، در سروده ها به صورت نفی متوازی است.
مرگ آگاهی و حیات ازجمله دوگانه هایی است که همیشه برای بشر، دغدغه بوده است؛ به نحوی که در طول تاریخ، حل معمای مرگ و ارتباط آن با حیات، از بزرگ ترین آرزوهای انسان محسوب می شود. امروزه نیز با رواج پوچی و بی هدفی هایی که گریبان گیر انسان معاصر شده، پرداختن به مرگ و نقش آن در زندگی ضرورت دوچندان یافته است. نظر به اهمیت این امر، در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، تلاش شده است تا مرگ آگاهی و کارکرد اخلاقی آن بر حیات معنادار انسان از دیدگاه علامه جعفری، به عنوان متفکری که حیات معنادار دغدغه وی بوده، بررسی شود. ازنظر علامه تفسیر حیات معقول درگرو تفسیر صحیح مرگ است. مرگ آگاهی که تفسیر «انا لله و انا الیه راجعون» است، با تصعید یافتگی، کنترل اخلاقی، افزایش کیفیت زندگی دنیوی و تراکم اخلاقی آثاری چون: کوتاهی آرزوها، ساده زیستی و عمل گرائی همراه با پرهیزگاری در دنیا، انبساط و آرامش روحی نسبت به مرگ، در همین دنیا و برخورداری از زندگی و حیات دنیوی متعالی نسبت به دیگران را در حیات معنادار و معقول به دنبال دارد.
المسلمون الیوم بأمسّ الحاجة إلی الحضور فی الساحة الدولیة، وهذا الأمر یتطلب التعایش مع غیر المسلمین وخاصة أهل الکتاب؛ التعایش فی الأمور السیاسة والثقافیة والإقتصادیة والعسکریة وما شابه ذلک، والحکم بنجاسة غیر المسلمین وأهل الکتاب، مضافاً علی أنه یوجب العسر والحرج للمسلمین، ینافی الکرامة الإنسانیة التی وردت فی القرآن والسنة الشریفة، و العقل یحکم بأنّ الإنسان حسب الإنسانیة خلق طاهراً، إلا أن یحکم بنجاسته العرضیة بملاقاة الأعیان النجسة. وهذه الدراسة جاءت لبیان وعرض مسألة نجاسة غیرالمسلمین وأهل الکتاب وأدلتها القرآنیة والروائیة و تمحیصها مهما أمکن.
فارغ از مواضع و جایگاه امام خمینی(ره) در نقش بنیانگذار نظام سیاسی کشور، دیدگاه های فقهی نوین و متفاوت ایشان در زمینه ی حکومت، ولایت و حیطه ی اختیارات حاکم اسلامی، می تواند منبع استنباط اصول اقتصاد سیاسی مدنظر ایشان باشد و با توجه به اهمیت محوری ترین سند حقوقی کشور (قانون اساسی) میزان انعکاس آن در این قانون، واکاوی شود. ازاین رو باید دید، اقتصاد سیاسی مدنظر امام(ره) چه اصول و اهدافی دارد؟ چگونه این اصول باید تبیین شوند تا دچار تعارض با یکدیگر نشوند؟ و در نهایت این اصول و اهداف تا چه اندازه در قانون اساسی انعکاس یافته است؟ این نوشتار به کمک روش تحلیل محتوایی و منطق سیستمی، از بیانات و رویکرد فقه سیاسی امام(ره)، اصولی چون «اصالت مالکیت عمومی»، «اصل تصدی گری حداقلی دولت» و «إعمال حداکثری نقش حاکمیتی» را استنباط کرده و تعارض برخی اصول را از طریق «تحدید اثر مالکیت عمومی به إعمال حق مدیریت» و «ضابطه ی منافع نظام اقتصادی» قابل رفع دانسته است. در نهایت نیز به انطباق این اصول بر قانون اساسی و نظرهای تفسیری شورای نگهبان پرداخته است
ماده عزم حامل مفهوم تعیین کننده در حیطه های مختلف فرهنگ اسلامی از عقاید، اخلاق، احکام و اندیشه سیاسی است که در 9 آیه از قرآن کریم دیده می شود و به نظر می رسد، مطالعه ریشه شناختی و تحلیل واژگانی درباره آن در برداشت های قرآنی سبب افزایش دقت می شود. در کتب تفسیر و لغت تشتت آشکاری در توضیح این ماده دیده می شود که تا حدی برخاسته از دورشدن از زبان عصر نزول و تا حدی مربوط به تعدد خود ریشه ها در سابقه تاریخی است. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است که ماده عزم در کاربردهای مختلف زبان عربی چه ریشه های تاریخی دارد. هریک از این ریشه ها چه معنای اصلی و چه گسترش های معنایی را دارند و تا چه حد در کاربردهای قرآنی این معانی پی جویی می شود. روش به کار گرفته شده در این پژوهش، ریشه شناسی به سبک معمول در زبان شناسی تاریخی است و داده های کتب لغت و تفسیر در هماهنگی با الگوهای ریشه شناسی، تفسیر و جایابی شده اند. در مواقع لزوم آنجا که ارتباط معنایی وضوح کافی ندارد، برای آشکارتر شدن آن فراتر از روابط تبارشناختی بین واژگان از گونه شناسی ساخت معنا نیز استفاده شده و نمونه ای از آنگونه ساخت در واژه ای یا زبانی دیگر ارائه شده است. در این مقاله نخست همه احتمال ها در ریشه شناسی و سپس امکان امتداد آن ریشه های تاریخی تا زبان عربی قرآن کریم بررسی می شود. مطالعه حاضر نشان می دهد که کاربردهای قرآن واژه عزم همگی ذیل معنای استوار بودن/ کردن و معانی نزدیک بدان که ریشه در ماده «زم» در آفروآسیایی و سامی دارد، صورت بندی می شود و ریشه های دیگر عملاً در قرآن استفاده نشده اند. معنای قصد کردن و تصمیم گرفتن که در طیفی از تفاسیر و ترجمه ها مدّ نظر قرار گرفته است، با شواهد ریشه شناختی تأیید نمی شود و به نظر نمی رسد در زبان عربی قرآن، ماده عزم این طیف از معنا را حمل کرده باشد.
جریان قرآنیون به قرآنبسندگی و انکار نقش سنت در شناخت دین روی آورده، حدیث را فاقد حجیت میداند و در تبیین احکام به آن بها نمیدهد. بعلاوه قرآنیون اندیشه هایی را مطرح کردهاند که خودشان هم به آنها پایبند نبوده و در تفسیر قرآن بدون سنّت دچار مشکل شدهاند. نگارنده تاریخچهای مختصر از این جریان و اندیشه های پیروان آن به دست داده است، مانند: اجتهاد پیامبر در آیات قرآن، امکان فهم احکام با تدبّر و تعقّل در قرآن، انکار نقش سنّت در فهم آیات قرآن. نگارنده به این مدّعاها پاسخ داده، سپس وابستگی فهم قرآن به حدیث را توضیح میدهد، آنگاه تفسیر قرآن به قرآن را با تبیین جایگاه روایات در فهم قرآن به شیوه علامه سید محمد حسین طباطبایی بررسی میکند.