فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۲۶۱ تا ۳۲٬۲۸۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
هر دم از این باغ برى مى رسد(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
وفاى به عهد
حکم اذان قبل از طلوع فجر(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی آرای منطقی غزالی و ابن سهلان ساوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت آرای منطقی امام محمد غزالی و قاضی زین الدین عمر بن سهلان ساوی در فهم آرای منطق دانان پس از آن ها، به ویژه فخررازی، اهمیت بسزایی دارد. نقش غزالی در تبیین جایگاه رفیع علم منطق و رشد میزان مقبولیت آن در میان متشرعین آن زمان انکارشدنی نیست. مرکب انگاری تصدیق و بررسی تمایز آن با معرفت، نسبت های چهارگانه ی منطقی، الحاق منطق به اصول فقه، درآمیختن قواعد منطقی با اصطلاحات ابتکاری جدید و مثال های اصولی و اسلامی و استخراج قیاس های منطقی از قرآن کریم از ابتکارات و آرای منطقی امام محمد غزالی است.
ابن سهلان ساوی هم که در برخی موارد متأثر از غزالی است، ابداع نظام منطق نگاری تلفیقی، نظریه ی مهجوریت دلالت التزامی در علوم و تفسیر نفس الامر به وجود عینی و حاضر بالفعل در عالم خارج،
از ابتکارات و اندیشه های منطقی خاص حکیم ساوی است، که ما در این نوشتار، به ذکر و بررسی و مقایسه ی آرای آن ها می پردازیم.
آیا عرفان نظری ممکن است؟(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عرفان نظری از علومی است که در حدود قرن هفتم هجری در جهان اسلام، عمدتا به ابتکار محیی الدین ابن عربی شکل گرفت و از آن زمان تاکنون در حوزه های معنوی و حِکمی اسلامی مطرح بوده است. این علم عهده دار ارائهٴ جهان بینی عرفانی است و در آن یافته های شهودی عرفا تجزیه و تحلیل و احیانا بر دعاوی آنان استدلال عقلی یا نقلی می شود. اما استخراج یک جهان بینی نظری از تجربه های عرفانی، هنگامی میسر است که اولا شهود عرفانی را ممکن بدانیم؛ ثانیا فی الجمله برای آن اعتبار و حجیت قائل باشیم؛ ثالثا به توانمندی عقل بر فهم شهودهای عرفانی معتقد باشیم؛ رابعا تجربهٴ عرفانی را قابل توصیف و بیان بدانیم. اینها از مهمترین پیش فرض های امکان عرفان نظری است. اما این پیش فرض ها چه از سوی برخی از عرفا و چه از طرف برخی فلاسفه در شرق و غرب، همواره مورد مناقشه بوده است. بنابراین، امکان عرفان نظری به عنوان یک علم، وابسته به اثبات این پیش فرض ها است. مفروضات مزبور از مبادی تصدیقی عرفان نظری است که باید در «فلسفهٴ عرفان نظری» تحقیق شود. از سوی دیگر، از آنجا که عرفان نظری و فلسفهٴ اولی، مسائل مشترک بسیاری دارند، توجیه علمی همچون عرفان نظری، در گرو پاسخ به این پرسش است که تفاوت عرفان نظری با فلسفهٴ اولی، به ویژه فلسفه هایی که رنگ وبوی عرفانی دارند، چیست.
مصاحبه علمی
منبع:
شیعه شناسی ۱۳۸۳شماره ۷
حوزههای تخصصی:
" مسلّما در دین اسلام، اندیشه اجتماعی وجود دارد. با مقایسه اندیشه جامعهشناسان با اندیشههای اجتماعی دین، اولاً آگاهی ما نسبت به دین بیشتر میشود؛ ثانیا، صحّت و سقم گزارههای جامعهشناختی به محک دینی آزمون میگردند و در صورت عدم هماهنگی، ما به تأمل وادار میشویم.
وجود گزارههای جامعهشناختی در دین بستگی به تعریف ما از گزاره جامعهشناختی دارد. اگر ملاک جامعهشناختی بودن گزاره را دستیابی به آن گزاره از طریق تجربه بدانیم گزاره جامعهشناختی در دین نخواهیم داشت، ولی به نظر میرسد منشأ گزاره ملاک نیست، بلکه آزمونپذیری ملاک است و گزارههای اجتماعی زیادی در قرآن و نهجالبلاغه وجود دارند که آزمونپذیر هستند. بدینمعنا، جامعهشناسی دینی خواهیم داشت."
اصالت فلسفه اسلامی
حوزههای تخصصی:
مفهوم عقل از نگاه فلاسفه اسلامی – ایرانی و فقدان عقل جدید پس از رنسانس (در اندیشه ی آنها)
منبع:
نامه فرهنگ ۱۳۸۴ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
مبانی آزادی سیاسی در اندیشه شیعی امام خمینی و اندیشه اعتزالی قاضی عبدالجبار(مقاله ترویجی حوزه)
مانی و دین زردشتی
کتابشناسی توصیفی علوم عقلی
حوزههای تخصصی:
ارزیابی مبانی فقهی مسئولیت مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو مبنای فقهی طرح شده به عنوان مبنای مسئولیت مدنی عبارتند از: استناد عرفی زیان به زیان رساننده و احترام زیان دیده. پرسش این است که کدام یک از این مبانی فقهی می تواند ضمان را که یک حکم وضعی است و اساس مسئولیت مدنی مبتنی بر آن است، توجیه نماید؟ در این مقاله با عدم پذیرش نظر کسانی که ضمان عاقله را وضعی انگاشته و آن را مبطل نظریه استناد عرفی دانسته اند، بر تکلیفی بودن ضمان عاقله تأکید گردیده و دلیل عدم پذیرش نظریه استناد عرفی به عنوان مبنا را عدم ارائه ضابطه و معیار ثبوتی و خلط میان مبنای مسئولیت مدنی و یکی از ارکان آن (رابطه سببیت) دانسته است. در ادامه با بررسی ادله نقلی مرتبط با احترام، استخراج حکم وضعی ضمان را از آیاتی چون ممنوعیت اکل مال به باطل و روایاتی چون «حرمه مال المٶمن کحرمه دمه» بی نقص دانسته و با اثبات قلمرو نظریه احترام بر خسارات بدنی، مالی و معنوی مسلمان و غیر مسلمان، «احترام» به عنوان مبنای فقهی مسئولیت مدنی پذیرفته شده است.