در این مقاله موضوع جاری شدن خون از درختی در زرآباد قزوین، معروف به «چنار خونبار» در روز عاشورا مورد بررسی انسان شناختی قرار گرفته است. نگارنده با تلقی موضوع به عنوان یک «پدیده اجتماعی تام» و با بهره گیری از تکنیک های مختلف، تلاش می کند از جنبه های مختلف، ابهامات را شفاف نماید. یافته های پژوهش چنین است: بر اساس آزمایش انجام گرفته، ماده مترشحه از چنار ماهیت خونی ندارد، بلکه صمغ ویژه ای است که بر خلاف سایر صمغ ها پس از جریان یافتن، خشک می شود. رابطه علی میان عاشورا و جریان صمغ اثبات نمی شود; حداکثر یک رابطه تقارن است; زیرا جریان صمغ در سایر ایام نیز قابل مشاهده است. آنچه بر مردم پدیدار می شود، حاصل نگرش آنها به موضوع بوده است و هیچ گونه تصنعی در بین نیست; از این رو هر آنچه مردم احساس می کنند، بیشتر از واقعیت به ذهنیت شان نزدیک است.
تحولات اخیر عراق، یکى از عوامل مهم گسترش مطالعات مربوط به آن از آغاز تشکیل دولت ملى و حتى قبل از آن و اثرات آن بر تاریخ سیاسى و اجتماعى کشور است. در این مقاله تلاش شده است از یک سو نقش علماى دین و نخبگان شیعى در انقلاب سال بیست (1920) عراق و تشکیل اولین دولت ملى عراق مورد بحث و بررسى قرار گیرد و از سوى دیگر نمونه هایى از طرد و محرومیت آنان در طول تاریخ، حتى پس از انقلاب سال بیست، از مناصب سیاسى و حکومتى و مسلط کردن اقلیت اهل سنت بر اکثریت شیعیان مطرح گردد.
در شرایط کنونى، تحول اساسى در حاکمیت عراق و دستیابى شیعیان به قدرت سیاسى، با کمک امریکا به وجود آمده است که على رغم ضرورت اجتماعى ـ سیاسى بودن، از شکنندگى ویژه اى نیز برخوردار است. شکنندگى مزبور از آنجا ناشى مى شود که شرایط کنونى تا اندازه زیادى به درجه وابستگى حکومت جدید به امریکا و پذیرش خواسته هاى آن بستگى دارد.
پژوهش زبان شناسانه در حوزه های گوناگون از اواخر قرن نوزدهم میلادی آغاز و در قرن بیستم امری رایج گردید. اهمیت و حساسیت تحقیق و پژوهش زبان شناسانه در حوزه عرفان از نوعی تأثیرگذاری فکری ـ فرهنگی در جوامع مختلف انسانی و توسعه تأویلی ـ تفسیری از سوی اندیشمندان و حتی عارفان در مرحله حین تجربه و پس از تجربه برخوردار بود که این نوع از تأثیرگذاری و توسعه در دیگر حوزه ها کمتر مشاهده میشد. بر این مبنا، فیلسوفان هیچ گاه از گزارش های منقول از یافته های عرفانی و بررسی آثار عارفان غافل نبوده و تجربه عرفانی آنان را براساس تأملات عقلانی خود به سنجش و توزین کشیده اند. عرفان دارای قلمرویی جداگانه و عارفان، مدعی ورود به جهانی هستند که برای فیلسوفانی که با عصای استدلال و اندیشه، طی طریق میکنند، دخول در آن وادی نه تنها ممکن نیست که هولناک است.
طرح نظرات و سویه های مختلف این بحث با نظر به تأمل عقلانی در باب زبان عارفان و بررسی این موضوع از جهات متعدد حاصل این مقاله است.