تأمل و تحقیق در آثار صدرالمتألهین شیرازی نشان می دهد قرآن و روایات و نیز کتب فلاسفه و حکیمان پیش از او، که صرفاً عقلی بوده، بن مایه ای اشراقی دارند، اصلی ترین منابع فکری و نظری او را تشکیل می دهند. بنابراین صدرا یکی از اندیشمندان بزرگ در تألیف میان وحی و عقل است. این تألیفْ حکمتی به وجود آورده است که ملاصدرا مایل است آن را «حکمت عتیقه» یا «حکمت عتیقیه» بنامد.
در میان منابع عقلی او، کتاب تاسوعات (معرفة الربوبیه) جایگاه ویژه ای دارد. ملاصدرا در آثار خود، در تمامی مواردی که به صاحبِ معرفة الربوبیه اشاره می کند، حکمت او را عتیقیه می نامد. این اعتماد و اعتقاد صدرا به صاحب تاسوعات چنان بالاست که به سختی می توان تشخیص داد این وحی است که به کمک عقل تبیین و اثبات می شود یا عقل است که به تأیید حکم وحی می رسد. این مقاله به تفصیل این معنا را به ویژه با اتکا و استناد به شواهد الربوبیه، که بیشترین ارجاعات صدرا به تاسوعات در این اثر اوست، مورد تحقیق و بررسی قرار داده است. نکته ی مهم دیگری که در این مقاله بدان پرداخته شده رساله ی منسوب به فرفوریوس با عنوان «اتحاد عاقل و معقول» است که مبنای نقد ابن سینا قرار گرفته است. همچنین به این پرسش می پردازیم که آیا با توجه به این که در تمدن اسلامی، دو ترجمه از اندیشه های فلوطین با دو عنوان در دست رس بوده است، آیا این خود سبب اشتباهِ تاریخی در انتساب تاسوعات به ارسطو شده است یا خیر؟ نگارنده در این باب، نظریه ای دارد که در متن، تفصیل یافته است.
قرآن جوامع الکلم است و مخاطب آن انسان ها هستند؛ انسان هایی که گستره وجودی یکسانی ندارند. در برخورداری از معارف قرآن و بطون آن، شرح صدر، طهارت ظاهری و باطنی فرد نقش تعیین کننده ای ایفا می کند. سید جلال الدین آشتیانی کوشیده است رابطه مستقیمی بین مراتب وجودی انسانی و بطون قرآنی برقرار کند و نقش طهارت را در ایجاد این سنخیت نشان دهد. در این نوشتار می کوشیم با بررسی آثار مختلف او، این رابطه بین انسان و قرآن را، که مبتنی بر اصل صدرایی کثرت نوعی انسان ها است، روشن کنیم. در این راه از دیدگاه های حکمای معاصر نیز کمک گرفته ایم. سپس رابطه هر مقام از انسان (اطوار قلب) با بطن متناظر آن واکاوی می شود. آشتیانی قائل به اطوار هفت گانه قلبی است. وی شرط ورود به هر مرتبه را پاکی از مرتبه قبلی و اشتداد وجودی و تعالی مقام می داند. بنابراین، هر چه طهارت فرد بیشتر باشد دسترسی او به معارف و حقایق قرآنی بیشتر است، تا جایی که فقط انسان های کامل، که از طور هفتم انسانی بهره مند هستند و به اراده الهی به قله طهارت بار یافته اند، به تمامی حقایق و بطون قرآن احاطه دارند.
این مقاله شرحی است بر نجوای نیازمندان به معبود؛ دعای مفتقرین امام سجاد علیه السلام، که توسط استاد صورت گرفته است. انسان به هنگام مناجات باید اولاً، نیازهای خود را شناخته و آنها را مجسم سازد. ثانیا، باور کند که خدای متعال دارای قدرت نامتناهی است و می تواند نیازهای او را برطرف سازد. ثالثا، معتقد باشد که تنها خداست که می تواند نیازهایش را برطرف سازد.
خدای متعال نعمت های گرانبهای فراوانی در اختیار ما قرار داده است که با اندک تأمل می توانیم قدر نعمت های الهی را بدانیم و شاکر خدای متعال باشیم. در دعاهای خود، صرفا نباید از خدا درخواست حاجات مادی و گذرا بکنیم، نعمت های معنوی بس ارزشمندترند. در ادعیه مأثور از معصومان علیهم السلام ما را به این مهم توجه داده اند که در مناجات خود توجه به ارزش های معنوی و متعال داشته باشیم.
امام رضا (ع) امتیازهای زیادی برای علم برشمرده و طلب و دریافت معارف دینی را تنها از افرادی که واجد شرایط خاص هستند، مجاز دانسته اند، در عین حال اشاره نموده اند که طلب و دریافت دیگر علوم از هر کس که آن را دارا باشد مطلوب است. بررسی حاضر در پاسخ به پرسش «امام رضا (ع) چه آدابی را شرط تحقق امتیازهای علم دانسته اند؟» اشاره نموده که ایشان بر ضرورت انگیزة الهی در دانش اندوزی تأکید نموده و مواردی، مانند خشیت از خداوند، خدمت نمودن به مردم و انجام کارهای خوب را از نشانه های انگیزة الهی برشمرده اند، عمقی بودن تعلیم و تعلم و نیز پرسش برای طلب علم را مورد تأکید قرار داده و شرم جاهل از پرسش و شرم پاسخ دهنده از گفتن «نمی دانم» را در فرض عدم آگاهی وی نکوهش کرده اند. از دیدگاه آن حضرت، معلم باید دارای ویژگی های خاصی باشد و متعلم نیز باید خویشتن خود را بشناسد. هدف از نوشتار حاضر که به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده آن است که آداب دانش اندوزی و امتیازهای علم از منظر فرهنگ رضوی بیان و با رعایت آن آداب، به توسعة علم و دانش تشویق شود.
خداوند متعال در سه آیه از <em>قرآن</em> و با سیاق تهدید، از فرورفتن آب های زمین به گونه ای که امکان بازیافت آن میسّر نباشد، سخن گفته است. تحقیقات دانشمندان علوم زمین در سال های اخیر نشان می دهد که این تهدید پروردگار پدیده ای است که به لحاظ علمی کاملاً محتمل است و این آیات اشاره ای دقیق به پدیده ای علمی دارند که نه تنها در روزگار نزول <em>قرآن</em>، بلکه تا سالیان پیش، بشر از این پدیده آگاهی نداشت، در حالی که مفسران این آیات را تنها به عنوان «تهدیدی» تفسیر می کردند که به امر الهی یا اعجازگونه رخ خواهد داد. در نظریه علمی مورد بحث، سه نکته شایسته توجه هست: 1 فرورفتن آب به عمق بسیار زیاد در زمین. 2 امکان نفوذ حجمی از آب به اعماق زمین که فراتر از کلّ آب های زمین است. 3 غیرقابل بازیافت بودن آب هایی که به اعماق زمین نفوذ کرده اند. تحلیل تفسیری واژگان و جملات سه سیاق، تطبیق مفهوم آیه با پدیده علمی پیش بینی شده از هر سه نظر به دست می دهد. این اکتشاف علمی، آیت و نشانه بودن آیات سه گانه مذکور را بر علم مطلق فروفرستنده <em>قرآن</em> آشکار و به اصطلاح کلامیان، اعجاز این آیات را ثابت می کند.
با تسلط اسکندر مقدونی بر فلسطین و دیگر سرزمین های خاورمیانه در قرن چهارم قبل از میلاد، دورة تاریخی هلنیسم در یهودیت شکل گرفت که تا سه قرن امتداد یافت. در این دوره به دلیل سیاست تسامح فرهنگی حاکمان یونانی، فرهنگ و اندیشة یونان در لایه های مختلف زندگی و اندیشة یهودیان نفوذ کرد. در این مقاله با مراجعه به منابع یهودی، ابعاد مختلف این تأثیرپذیری واکاوی شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، یونانی مآبی در سه سطح اجتماعی، فرهنگی و الهیاتی دارای تأثیراتی بر جامعة یهودی بود. تغییر زبان و تدوین ترجمة سبعینیه، مهم ترین مصداق این تأثیرپذیری به شمار می روند. با این حال به سبب تلاش حسیدیم و برجسته شدن آموزة «برگزیدگی»، یونانی مآبی رو به افول گذاشت و به حاشیه رفت.
استفاده بهینه از زمان در موفقیت انسان نقش بسزایی دارد که این جز با مدیریت زمان دست یافتنی نیست. با توجه به اهمیت بهره وری مناسب از زمان این پرسش مطرح می شود که با چه روش هایی می توان از زمان استفاده بهینه نمود؟ هدف مقاله حاضر پاسخ به این پرسش با روش توصیفی−تحلیلی در سیره حضرت زهراB است. نگارنده با دقت و توجه در محتوای روایات و نگاهی نو به احادیث به تحلیل آن پرداخته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که حضرت زهراB در تمامی ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و عبادی فعال بوده اند و این جز با مدیریت زمان امکان پذیر نیست. براساس پژوهش حاضر روش های مدیریت زمان در زندگی آن حضرت عبارتند از: 1. تقسیم کار؛ 2. عدم تأخیر در انجام امور؛ 3. حفظ اطلاعات ارزشمند؛ 4. وجود مکان معین و مناسب برای هر وسیله؛ 5. انجام چند کار هم زمان؛ 6. رقابت؛ 7. استراحت و نشاط؛ 8. توجه به زمان حال
تفسیر کپنهاگی فیزیک کوانتومی متأثر از مبانی فلسفی پدیدارشناختی، با دوگانه انگاری پدیده و پدیدار، پدیدارشناسی فیزیک کوانتومی را مطرح کرد که حاصل آن نیز ذاتی بودن شانس و احتمال حاکم بر طبیعت است. لذا نتایج آزمایش های مربوط به ذرات کوانتومی غیرخوش تعریف همانند الکترون و فوتون، در هر آزمایش امکان تفاوت دارد. از سوی دیگر، نظام حکمت صدرایی با توجه به مبانی فلسفی موجود در حکمت، همانند نفی صدفه و علت مند بودن پدیده ها در جهان هستی، توانایی ارائه تفسیر واقع گرایانه و علی از مشاهدات فیزیک کوانتومی را دارد. از این رو ضرورت دارد ضمن بیان رویکرد پدیدارشناسانه فیزیک کوانتومی در توصیف احتمال ذاتی و عدم تعین حاکم بر طبیعت، تفاوت بنیادین آن با مبانی حکمت متعالیه بیان گردد. براساس یافته های این پژوهش، شانس و احتمال ذاتی حاکم بر طبیعت نیست و می توان از تجربیات کوانتومی توصیف علی و واقع گرایانه ارائه کرد. به عبارت دیگر تفاوت پدیدارها در تکرار آزمایش مشابه از پدیده معین، حتی در سطح تک ذره ها، تابع روابط علی است. در این نوشتار داده ها به صورت کتابخانه ای جمع آوری و به صورت توصیفی - تحلیلی بررسی می گردد. چشم انداز آن نیز پیامدهای فلسفی هر یک از تفاسیر فیزیک کوانتومی همانند طرد یا پذیرش واقع گرایی است