از هر 1000 موالید زنده یک نفر مبتلا به ناشنوایی عمیق می باشد که در 50% از این افراد علت ژنتیکی به عنوان منشا این بیماری مشخص شده است و در 50% دیگر علل اکتسابی می باشد. تاکنون بیش از 350 شرایط ژنتیکی مختلف که موجب ناشنوایی می شوند، گزارش شده است که در بین آنها 70% باعث ایجاد ناشنوایی غیرسندرمی و 30% دیگر باعث ایجاد ناشنوایی سندرمی می شوند. انواع غیرسندرمی و سندرمی ناشنوایی می توانند به چهار شکل جسمی غالب (DFNA)، جسمی مغلوب (DFNB)، وابسته به (DFN)X و میتوکندریایی باشند. در این میان 80-75% از ناشنوایی های با علت ژنتیکی بصورت اتوزومی مغلوب، 20-10% به صورت اتوزومی غالب، 5-1% وابسته به X یا با علت میتوکندریایی 2-0% می باشند تاکنون 51 جایگاه برای ناشنوایی اتوزومال غالب و 61 جایگاه برای اتوزومی مغلوب و 7 جایگاه برای وابسته به X شناسایی شده است. ناشنوایی غیر سندرمی با توجه به سن شروع بیماری به دو دسته پیش کلامی و پس کلامی تقسیم بندی می شود. بعنوان یک قانون کلی در بیشتر ناشنوایی های غیر سندرمی با الگوی توارث جسمی غالب اختلال در ناشنوایی در سنین بالاتر و به صورت پس کلامی دیده می شود، حال آنکه در ناشنوایی های غیر سندرمی جسمی مغلوب، ناشنوایی معمولا پیش کلامی می باشد.
" این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه کارکرد خانواده و سیمای روانشناختی فرزندان شاهد همسرانی که ازدواج مجدد کرده با فرزندان خانوادههای شاهدی که همسران آنها ازدواج مجدد نکردهاند، انجام شد. گروه نمونه شامل 373 دانشآموز دختر و پسر شاهد مشغول به تحصیل در دبیرستانهای شاهد بود. این گروه به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای از میان چهار استان تهران، کرمانشاه، اردبیل و چهارمحال و بختیاری انتخاب شدند و به پرسشنامه عملکرد خانواده، مهارتهای اجتماعی و سلامت عمومی پاسخ دادند. معدل آنان نیز به عنوان دیگر ملاک عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین عملکرد خانواده در همسران شاهد ازدواج کرده پایینتر از همسران شاهد ازدواج نکرده است. یافتهها، حاکی از آن است که فرزندان همسران شاهد که ازدواج مجدد نکردهاند از نظر سلامت روانی در وضعیت بهتری قرار دارند. در ضمن براساس نتایج این پژوهش میان مهارتهای اجتماعی فرزندان همسران شاهدی که ازدواج مجدد کردهاند با گروهی که ازدواج مجدد نکردهاند از نظر آماری تفاوت وجود ندارد و فرزندان همسران شاهدی که ازدواج مجدد کردهاند از نظر عملکرد تحصیلی بهتر از فرزندان همسران شاهدی هستند که ازدواج مجدد نکردهاند. یافتههای مرتبط با جنسیت در این پژوهش نشان داد که دختران خانوادههای شاهد از نظر سلامت روانی و عملکرد تحصیلی نسبت به پسران این خانوادهها در وضعیت بهتری قرار دارند، اما میان مهارتهای اجتماعی دختران شاهد با مهارتهای اجتماعی پسران این خانوادهها تفاوتی مشاهده نشد.
"
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی رابطه بین افسردگی و میزان اعتقادات مذهبی در میان دانش آموزان دبیرستانهای شهر زاهدان می پردازد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای یک نمونه 272 نفری از دانش آموزان سال دوم دبیرستان انتخاب شدند، ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه محقق ساخته مقیاس خودسنجی اعتقادات مذهبی می باشد. نتایج بدست آمده از پژوهش نشان میدهد که:
1.بین میانگین نمرات افسردگی و اعتقادات مذهبی دانش آموزان همبستگی معکوس وجود دارد.
2.بین میزان افسردگی دختران و پسران تفاوت معنی دار وجود دارد
3.بین اعتقادات مذهبی دختران و پسران تفاوت معنی دار وجود دارد.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه الگوی ارتباط زناشویی دبیران و باورهای منطقی آن ها انجام گرفت. دو پرسشنامه الگوهای زناشویی وباورهای غیر منطقی، توسط 171 نفر از دبیران دبیرستان، که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، تکمیل و بررسی شد. نتایج نشان داد که بین الگوی ارتباط سازنده متقابل و باورهای غیر منطقی دبیران رابطه منفی معناداری وجود دارد. اما همبستگی بین سایر الگوهای ارتباط زناشویی و باورهای غیر منطقی مثبت و معنادار بود.
همچنین یافته ها نشان داد مردان دبیری که الگوی غالب ارتباط زناشویی آن ها یکی از الگوهای ارتباط سازنده متقابل، ارتباط مرد توقع/ زن کناره گیری و یا زن توقع/ مرد کناره گیر است در مقایسه با زنان دبیری که از این الگوها در ارتباط با همسرشان استفاده می کنند، منطقی تر هستند. در الگوهای ارتباط اجتناب متقابل و توقع/ کناره گیری، تفاوت معناداری بین باورهای غیر منطقی زنان و مردان بدست نیامد.