پژوهش حاضر با هدف آموزش معنویت مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کیفیت زندگی در افراد وابسته به مواد انجام شد. جامعه آماری شامل افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مرکز متادون درمانی شهرستان قروه (نیکو سلامت) در سال 1392 بود. این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 90 نفر از افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کلینیک ترک اعتیاد بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. از بین آن ها، 30 نفر از این افراد که در پرسش نامه کیفیت زندگی پایین ترین نمرات را گرفتند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت 9 جلسه دو ساعته آموزش معنویت قرار گرفت اما گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. گروه آزمایش و کنترل پرسش نامه کیفیت زندگی را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که آموزش معنویت با تاکید بر آموزه های دین اسلام به طور معنی داری در ارتقاء کیفیت زندگی در افراد وابسته به مواد مؤثر بود. با توجه به اهمیت کیفیت زندگی افراد وابسته به مواد، مراکز ترک اعتیاد می توانند با ارائه آموزش معنویت به افزایش سطح کیفیت زندگی این افراد کمک کنند.
مقدمه: مهارت خواندن یکی از مهم ترین مهارت ها در دوره ابتدایی است به طوری که اختلال در آن بر یادگیری سایر دروس تأثیر می گذارد. هدف : هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر راهبرد آموزشی داویس با آموزش سنتی در بهبود خواندن دانش آموزان پسر نارسا خوان پایه دوم ابتدایی بود. روش : نوع پژوهش، نیمه آزمایشی بود. جامعه این پژوهش کل دانش آموزان پسر پایه دوم ابتدایی شهر رشتخوار در سال تحصیلی ۹۵-۱۳۹۴ بودند که با نمونه گیری تصادفی ۱۰ نفر از آن ها که بر اساس چک لیست ۲۷ گویه بررسی نشانگان نارساخوانی، کارنامه و کارت سنجش سلامت سال اول ابتدایی، دارای اختلال خواندن تشخیص داده شده بودند، انتخاب شدند و س پس ای ن دانش آموزان به صورت تصادفی به دو گروه، آزمایشی با مداخله روش داویس و گروه با آموزش سنتی تقسیم شدند. پس از اجرای مداخله آموزشی داویس پس آزمون روی هر دو گروه اجرا شد و داده های حاصل از پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از spss نسخه ۱۹ و با آزمون کلموگروف– اسمیرنوف و آزمون t وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج آزمون t وابسته و نمرات اختلافی دو گروه نشان داد، که میانگین بهبود در گروه داویس (۸/۱۵) در مقایسه با گروه سنتی (۲/۶۷) تفاوت قابل توجهی دارد که این حاکی از تاثیر مداخله درمانی داویس بر بهبود خواندن دانش آموزان است (۰/۰۱> p ). نتیجه گیری : می توان نتیجه گرفت که روش داویس با افزایش دامنه دقت و توجه، بهبود حافظه دیداری و درک مطلب، باعث پیشرفت در مهارت خواندن دانش آموزان شده است.
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه سرسختی روان شناختی و انعطاف پذیری خانواده با شیوه های مقابله با استرس بود. با روش خوشه ای چند مرحله ای 319 دانش آموز دختر به عنوان افراد تشکیل دهنده گروه نمونه مورد تحقیق قرار گرفتند.ابزار گرد آوری اطلاعات در این پژوهش مقیاس مقابله با شرایط پر استرس عندلر و پارکر (CISS) ، پرسشنامه سرسختی اهواز (AHI)و پرسشنامه انعطاف پذیری مثبت شاکری بودند که همگی از روایی و پایایی قابل قبولی برای سنجش متغیرها ی پژوهش برخوردار بودند . در پژوهش حاضر با توجه به فرضیه ها برای تجزیه و تحلیل آماری در سطح آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون، ضریب رگرسیون همزمان و آزمون MANOVA استفاده شد. یافته ها نشان داد که میان سرسختی روانشناختی با سبک مقابله ای هیجان مدار و اجتناب مدار، رابطه مثبت و معنی دار و میان انعطاف پذیری خانواده فقط با سبک مقابله ای اجتناب مدار، رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد، در مورد رابطه سرسختی روان شناختی و انعطاف پذیری خانواده باید بیان شود که بین این دو متغیر رابطه مثبت و معنی داروجود دارد. بنا بر نتایج ضریب رگرسیون همزمان می توان گفت که متغیر سرسختی روان شناختی پیش بینی کننده به ترتیب، سبک مقابله ای اجتناب مدار و هیجان مدار است و انعطاف پذیری خانواده پیش بینی کننده منفی سبک مقابله ای مسأله مدار می باشد، همچنین نتایج نشان دادند کهبه ترتیب شیوه مقابله مسأله مدار، سپس در مرحله دوم شیوه مقابله اجتناب مدار و نهایتاً در مرحله آخر شیوه مقابله اى هیجان مدار در بین دانش آموزان متداول تر است.
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تأثیر رفتارهای اخلاقی و معنوی مدیران بر میزان استقرار رهبری تحولی در دانشگاه اصفهان بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 92-1391 جمعاً به تعداد 1230 نفر بود. حجم نمونه آماری از جدول کرجسی و مورگان به تعداد 201 نفر محاسبه شد که پس از توزیع پرسشنامه ها در مجموع تعداد 188 نفر آنها را تکمیل نمودند. با توجه به این که تعداد کارکنان دوایر ستادی و دانشکده ها متفاوت بود، از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با جامعه آماری استفاده شد. ابزارهای اندازه گیری استفاده شده شامل پرسشنامه 16 سؤالی رهبری معنوی محقق ساخته بر اساس نظریه های ریو (2005) و فرای(2003) با ضریب پایایی 85/0 و پرسشنامه سبک رهبری تحولی چند عاملی باس(1985) (MLQ)، با ضریب پایایی 85/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون انجام گرفت. نتایج نشان داد بطور کلی همبستگی مثبت و معناداری بین میزان اعمال رفتارهای اخلاقی و معنوی مدیران با رهبری تحولی مدیران دانشگاه اصفهان وجود دارد (05/0 AWT IMAGE). علاوه بر آن، مؤلفه های رهبری معنوی، یعنی ترویج معناداری کار، توسعه فرهنگ بشردوستانه، بینش و بصیرت کاری، درستی، صداقت و تواضع در کار نیز به طور معناداری پیش بینی کننده چهار مؤلفه سبک رهبری تحولی(نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، تحریک فکری و ملاحظات فردی) بودند.
هدف پژوهش حاضر کاهش آسیب های شناختی و تجارب تجزیه ای در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه از طریق آموزش اختصاصی کردن خاطرات می باشد. در یک طرح نیمه آزمایشی و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 24 نفر آزمودنی( 12مرد و 12زن) مبتلا به اختلال استرس پس ازسانحه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند؛ گروه آزمایش طی چهار هفته متوالی بصورت فردی آموزش داده شدند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. نمرات تجارب تجزیه ای (DES-II)، آزمون حافظه شرح حال(AMT)، مقیاس مواجهه با رویداد(IES-R) قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری یک ماهه از هر دو گروه جمع آوری گردید و داده ها از طریق تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج مؤید اثر بخشی آموزش اختصاصی کردن خاطرات در کاهش آسیب های شناختی در حوزه اجتناب عملکردی، افکار مزاحم، بیش برانگیختگی و کاهش تجارب تجزیه ای در ابعاد فراموشی تجزیه ای، مسخ شخصیت و واقعیت، جذب و تخیل در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه است.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی توحید درمانی بر بهبود نارسایی کنش های اجرایی و کاهش پرخاشگری مجرمین زندانی مبتلا به اختلال شخصیت بود. روش پژوهش شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. روش پژوهش حاضر جامعه موردمطالعه ی این پژوهش مردان زندانی یکی از واحدهای مشاوره زندان مرکزی شهر مشهد بودند (408 نفر). از میان آن ها 30 نفر که ملاک های ورود را دارا بودند، به صورت در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) گمارده شدند و در پایان مداخله داده های 21 نفر (12 نفر گروه آزمایش و 9 نفر گروه کنترل) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر پرسشنامه چند محوری شخصیتی میلون 3، مقیاس نارسایی کنش های اجرایی بارکلی و پرسشنامه پرخاشگری بأس و پری بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که توحید درمانی منجر به بهبود در کنش های اجرایی و کاهش پرخاشگری شد؛ بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش می توان بیان کرد که توجه به مشکلات روان شناختی زندانیان امری ضروری است و توحید درمانی می تواند در بهبود مشکلات روان شناختی زندانیان نقش زیادی داشته باشند.
مقدمه : اغلب افراد نشانه های رفتاری متناسب با جنسیت زیستی و ظاهری از خود نشان می دهند. در حالی که اقلیتی از افراد رفتارهایی را نشان می دهند که با ظاهر جنسی شان متفاوت است که ملال جنسیتی و یا نارضایتی جنسیتی نامیده می شود. هدف : مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش عملکرد خانواده در پیش بینی نارضایتی جنسیتی مردان و زنان تراجنسی انجام شد. روش : این مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه افراد مبتلا به نارضایتی جنسیتی بودند که برای طی مراحل قانونی تغییر جنسیت در سال ۹۶-۱۳۹۴ به اداره کل پزشکی قانونی خراسان رضوی مراجعه داشتند. شرکت کنندگان ۵۰ نفر زن و ۵۰ نفر مرد مبتلا به نارضایتی جنسیتی بودند که با رضایت آگاهانه و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه عملکرد خانواده و اختلال هویت جنسی را تکمیل نمودند. مراحل آماری با استفاده از نرم افزار spss نسخه ۲۱ انجام شد و داده ها با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان تحلیل شدند. یافته ها : نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان نشان داد که بهترین پیش بین نارضایتی جنسیتی در زنان تراجنسی ارتباط (۰/۰۱۰> p ) و عملکرد خانواده (۰/۰۱۲> p ) است و در مردان تراجنسی بهترین پیش بین نارضایتی جنسیتی ارتباط (۰/۰۱۷> p )، همراهی عاطفی (۰/۰۳۹> p ) و آمیزش عاطفی (۰/۰۳۵> p ) بود. نتیجه گیری : ارتباط مختل و آشفته در عملکرد خانواده می تواند سهم بسزایی در بروز نارضایتی جنسیتی داشته باشد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در هویت اجتماعی و رابطه معلم و شاگرد است. مطالعه حاضر یک پژوهش مقطعی با رویکرد توصیفی تحلیلی بود که به صورت پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه در استان خراسان جنوبی بودند که در سال تحصیلی 1398-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونه گیری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انجام شد. ابتدا در هر شهرستان به روش خوشه ای، چند مدرسه متوسطه اول به صورت تصادفی انتخاب شد، سپس بعد از دریافت مجوز، با مراجعه به دفتر آموزش هر مدرسه و بر اساس لیست دانش آموزان، افراد به روش نمونه گیری طبقه ای و به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. حجم نمونه پژوهش برابر با 200 نفر می باشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه استاندارد استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی شی، لو، یانگ، لی و کای (2014)، پرسشنامه رابطه معلم- شاگرد مورای و زوویچ (2010) و پرسشنامه هویت اجتماعی کاروانی (2014) بود. برای سنجش همبستگی متغیرها در صورت برقراری فرض نرمالیتی از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هویت ملی، قومی، مذهبی و جهانی دانش آموزان دختر متوسطه اول استان خراسان جنوبی ارتباط مثبت و معنی داری دارد. همچنین بین استفاده از شبکه های اجتماعی و رابطه معلم- شاگرد رابطه معناداری وجود دارد
هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان اثربخشی موسیقی درمانی سنتی برافسردگی، اضطراب وپرخاشگری زنان مبتلا به نشانگان پیش از قاعدگی بود. روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و طرح پیگیری بود. نمونه آماری این مطالعه شامل 40 نفراز زنان مبتلا به نشانگان پیش از قاعدگی مراجعه کننده به کلینیک راه برتر در شهر تهران در شش ماهه اول سال 1397 بودند که به صورت هدفمند انتخاب شده و در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل به صورت تصادفی کاربندی شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از، آزمون افسردگی بک، آزمون اضطراب بک و آزمون پرخاشگری باس و پری وجهت مداخله درمانی از برنامه مداخله موسیقی درمانی سنتی محقق ساخته استفاده شد. بدین صورت که گروه آزمایش در معرض 15 جلسه موسیقی درمانی سنتی غیر فعال (3 بار در یک روز و هر بار نیم ساعت که در مجموع 45 بار اجرا شد) و 6 جلسه فعال برای هر فرد (هر جلسه یک ساعت) قرار گرفت. پس از پایان مداخله، گروه آزمایشی درمرحله پس آزمون و پیگیری داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکررتحلیل شد. یافته ها نشان داد که موسیقی درمانی سنتی برمیزان اضطراب، افسردگی و پرخاشگری فیزیکی دربیماران مبتلا به نشانگان پیش ازقاعدگی تاثیر داشته است. بنابراین؛ می توان نتیجه گرفت موسیقی درمانی سنتی درکاهش علائم نشانگان پیش از قاعدگی در بلند مدت تاثیرگذار است.