هدف از مطالعه ی حاضر بررسی نقش میانجی گری ابعاد خودکارآمدی در رابطه ی الگوهای ارتباطی خانواده و جهت گیری های دینی با سرزندگی تحصیلی بود. در این مطالعه 392 نفر از دانش آموزان دوم و سوم شاخه ی نظری (شامل 205 دختر و 187 پسر) دوره ی دوم متوسطه ی شهر پل دختر در سال تحصیلی 92-1391 مشارکت داشتند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. مشارکت کنندگان، نسخه ی فرزندان ابزار تجدیدنظر شده ی الگوهای ارتباطی خانواده، مقیاس جهت گیری های دینی، مقیاس ابعاد خودکارآمدی و پرسشنامه ی سرزندگی تحصیلی را تکمیل کردند. ابزارها از روایی و پایایی مناسب برخوردار بودند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد الگوی ارتباطی گفت وشنود و جهت گیری دینی درونی هم به شکل مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق ابعاد خودکارآمدی منجر به افزایش سرزندگی تحصیلی شده است. بر این اساس می توان گفت ابعاد خودکارآمدی، نقش میانجی در رابطه ی الگوی ارتباطی گفت وشنود و جهت گیری دینی درونی با سرزندگی تحصیلی ایفا می کند. این یافته ها بر نقش کیفیت ارتباطات خانوادگی و جهت گیری دینی فرد در ارتقای باورهای خودکارآمدی، جهت نیل به سرزندگی تحصیلی تأکید می ورزد.
هدف: با توجه به تاثیرات مخرب آزار عاطفی در روابط زوجین که منجر به آشفتگی زناشویی نیز می شود، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رویکرد زوج درمانی خودنظم بخشی بر آزار عاطفی و آشفتگی زناشویی صورت گرفت. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری این پژوهش، مشتمل بر کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و رواندرمانی وابسته به بهزیستی و آموزش و پرورش سطح شهر مشهد بود که از این میان 10 زوج به عنوان نمونه پژوهش، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه کنترل (5 زوج) و آزمایش (5 زوج) قرارگرفتند. پس از اجرای پرسشنامه های آزار عاطفی و مقیاس سازگاری دو نفری (DAS) به عنوان پیش آزمون روی افراد هر دو گروه، افراد گروه آزمایش در معرض مداخله 8 جلسه ای زوج درمانی خودنظم بخشی قرار گرفتند. پس از اتمام مداخلات، هر دو گروه آزمایش و کنترل به پس آزمون پاسخ گفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری و تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها:نتایج به دست آمده نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای آزار عاطفی و سازگاری زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0p<، 001/0p=). نتیجه گیری:بنابراین می توان نتیجه گرفت که زوج درمانی خودنظم بخشی باعث کاهش آزار عاطفی در بین زوجین می شود و همچنین این رویکرد آشفتگی زناشویی را در بین آنان به طور معناداری کاهش می دهد.
ابزارهای فناوری اطلاعات با جاذبه های خود نقش مهمی در زندگی کاربران ایفا کرده و موجب شده اند تا افراد کار با این ابزارها را به هم نشینی با خانواده و دوستان خود برگزینند که این مسئله ممکن است در درازمدت منجر به انزوای اجتماعی و افسردگی افراد شود. مطالعه حاضر جهت تعیین ارتباط احتمالی میان میزان استفاده از این ابزارها و افسردگی جوانان طراحی شده است. جامعه آماری این تحقیق، جوانان کاربر ابزارهای فناوری اطلاعات (تلفن همراه، شبکه های اجتماعی و بازی های رایانه ای) است که 390 نفر به صورت تصادفی در دسترس، انتخاب و پرسشنامه تحقیق را تکمیل کرده اند. تحلیل داده های تحقیق با استفاده از روش تحلیل حداقل مربعات جزئی انجام گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهند رابطه مثبتی بین میزان استفاده از بازی رایانه ای و سطح افسردگی جوانان وجود دارد؛ هیچ گونه ارتباط معناداری بین میزان استفاده از تلفن همراه و افسردگی مشاهده نشد و مابین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و افسردگی جوانان، رابطه معنادار منفی مشاهده گردید.
ازدواج یکی از مهم ترین وقایع حیاتی است که از جنبه ها و ابعاد گوناگون مورد مطالعه قرار گرفته است. این مقاله به مطالعه ی برخی از عوامل مؤثر بر معیارهای فردی و اجتماعی همسرگزینی در میان دانشجویان دانشگاه کاشان می پردازد. مباحث نظری پژوهش حاضر مبتنی بر نظریه ی همسان همسری بوده و جامعه ی آماری آن دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه کاشان در مقطع کارشناسی ارشد در سال تحصیلی 91-90 است که از این میان تعداد 240 نفر به عنوان حجم نمونه ی آماری مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج این پژوهش نشان می دهند که بین متغیرهای تأثیرپذیری از گروه های مرجع و پایگاه اقتصادی خانواده با معیارهای فردی همسرگزینی و نیز بین متغیرهای تأثیرپذیری از گروه های مرجع ، پایگاه اقتصادی خانواده و ضعف توان اقتصادی با معیارهای اجتماعی همسرگزینی رابطه ی معناداری وجود دارد. همچنین، معیارهای فردی و معیارهای اجتماعی همسرگزینی دارای رابطه ی معناداری بوده اند. نتایج تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر نیز تأثیر مستقیم متغیرهای تأثیرپذیری از گروه های مرجع ، پایگاه اقتصادی خانواده ، ضعف توان اقتصادی و معیارهای فردی همسرگزینی بر معیارهای اجتماعی همسر گزینی را نشان می دهد.
مقدمه: مطالعه در مورد ویژگی های شخصیتی و سبک عاطفی افراد سوء مصرف کننده ی مواد، اطلاعاتی در مورد عوامل زیربنایی و تداوم دهنده ی رفتار اعتیاد، به دست می دهد. با توجه به رشد چشمگیر مصرف مواد محرک به ویژه مت آمفتامین در سال های اخیر، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی پاسخ های فرافکن گروه وابسته به مت آمفتامین در آزمون رورشاخ انجام شد.
روش کار: این مطالعه ی مقطعی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در سال 91-1390 در 40 مرد وابسته به مت آمفتامین در کمپ های ترک اعتیاد یاران، امید، نوین، امید رهایی و نجات و 40 نفر گروه شاهد در شهرستان یزد انجام شد. دو گروه از نظر سن و جنس همتا و از نظر تحصیلات، همگن شده بودند. آزمون رورشاخ در شرکت کنندگان اجرا شد. اعتبار بین نمره گذاران از طریق همبستگی بین دو نمره گذار مستقل به دست آمد. داده ها با مدل رگرسیون لجستیک و با نرم افزار spssv19 تحلیل شدند.
یافته ها: پاسخ های منفی انسانی و پاسخ های رنگ– شکل در آزمون رورشاخ، قادرند به طور معنی داری (05/0P<) افراد وابسته به مت آمفتامین را از گروه شاهد تفکیک نمایند. با یک مدل رگرسیون لجستیک، 70 درصد افراد به درستی طبقه بندی شدند.
نتیجه گیری: فراوانی پاسخ های فرافکن منفی انسانی در گروه وابسته به مت آمفتامین نشان می دهد که این گروه به علت شخصیت خودشیفته، تا حدی در مورد کمال شخصی نامطمئن بودند و تمایل داشتند با حالت تدافعی موقعیت هایی را که با ارزش خود چالش انگیز می یابند، خنثی یا کنترل نمایند. هم چنین کاهش پاسخ های رنگ- شکل شاخصی از پیشرفت درمان صورت گرفته در کمپ ترک اعتیاد، در گروه وابسته به مت آمفتامین است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه عِلّی سبک های والدگری و سبک دلبستگی ناایمن با آمادگی به اعتیاد، از طریق میانجی گری ویژگی های شخصیتی و سبک های هویت در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود و شرکت کنندگان 178 نفر از دانشجویان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس ایرانی آمادگی اعتیاد، مقیاس سبک های والدگری (سهل گیرانه و مستبدانه)، مقیاس سبک دلبستگی ناایمن (دوسوگرا / اضطرابی و اجتنابی)، پرسش نامه ویژگی های شخصیتی نئو- فرم کوتاه (روان رنجورخویی و باز بودن نسبت به تجربه) و مقیاس سبک های هویت (هویت سردرگم و زودرس) بود. یافته ها: ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. جهت آزمون روابط غیرمستقیم از روش بوت استراپ (نرم افزار AMOS- 21) استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش قابل قبولی با داده ها دارد. ضرایب مسیر مستقیم (حاصل از تحلیل مسیر) و غیر مستقیم (حاصل از روش بوت استراپ) نشان دادند که سبک های والدگری سهل گیرانه و مستبدانه و سبک دلبستگی ناایمن به طور مستقیم و به طور غیر مستقیم از طریق ویژگی های شخصیتی روان رنجورخویی و بازبودن نسبت به تجربه و سبک های هویت زودرس و سردرگم روی آمادگی اعتیاد تاثیر دارند. بحث و نتیجه گیری: برای مهار و درمان اعتیاد باید هم به متغیرهای نزدیک مانند ویژگی های شخصیتی و هم متغیرهای دور مانند سبک های هویت و سبک های والدگری توجه کرد.