مقدمه: سبک زندگی اسلامی-ایرانی گونه ای از سبک زندگی است که بر پایه آمیختگی دو فرهنگ ایرانی-اسلامی میباشد و زیستن به خواست دیدگاه آنان از اسلام و ایرانی بودن است. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی سبک زندگی اسلامی ایرانی بر انسجام، رضایت زناشویی و سلامت روان خانواده در بحران کرونا بوده است. روش : روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهر کرمانشاه بود. که بر روی 40 نفر کارکنان متاهل دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به روش هدفمند پرسشنامه های سبک زندگی اسلامی-ایرانی لعلی و همکاران (1390)، انسجام روانی فلنسبرگ و همکارانش (2006)، رضایت زناشویی اینریچ و پرسشنامه گلدنبرگ اجرا گردید.شرکت کنندگان در دو گروه گروه آزمایش (تعداد 20 نفر) و گروه کنترل (تعداد 20 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه به صورت یک ساعته به صورت مجازی(آنلاین) تحت آموزش پروتکل آموزشی سبک زندگی اسلامی- ایرانی قرار گرفت، سپس از دو گروه ذکر شده پس آزمون به عمل آمد .نتایج: نتایج نشان داد بین سبک زندگی اسلامی- ایرانی با انسجام زناشویی، رضایت زناشویی و سلامت روان رابطه و معناداری وجود دارد و نتیجه گیری :سبک زندگی اسلامی- ایرانی بر انسجام زناشویی، رضایت زناشویی و سلامت روان موثر است.
هدف از پژوهش حاضر، مشخص کردن میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) دانشگاه تهران از تلفن همراه جهت مقاصد آموزشی و عمومی می باشد. جهت نیل به این هدف، با استفاده از روش تحقیق توصیفی- پیمایشی به بررسی دیدگاه های دانشجویان پرداخته شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل 12933 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تهران بودند که از این شمار، تعداد 516 دانشجو بر اساس نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط استادان و متخصصان آموزش الکترونیکی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 84/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کلموگروف- اسمیرنف، تحلیل واریانس یک راهه، و کروسکال الیس در نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها نشان داد، میزان استفاده دانشجویان از قابلیت ها و امکانات تلفن همراه جهت مقاصد عمومی و آموزشی، کم تر از مقدار متوسط بوده است و تنها در بعضی از قابلیت ها نظیر؛ فایل صوتی، اس ام اس (پیام متنی) و مکالمه جهت مقاصد عمومی این مقدار بیش از متوسط بوده است. دیگر یافته ها نشان داد، استفاده عمومی از تلفن همراه بر اساس مقاطع و رشته های تحصیلی دانشجویان دارای تفاوت معناداری است، ولی در هیچ کدام از زیرگروه های تحصیلی در استفاده از قابلیت ها و امکانات تلفن همراه برای مقاصد آموزشی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بنابراین، لازم است که استادان، جهت تشویق بیشتر جامعه دانشجویی به استفاده از فن آوری های سیار برای مقاصد آموزشی به تغییر در رویکردهای سنتی خود در فرآیند یاددهی- یادگیری مبادرت ورزند.
هدف از این پژوهش مقایسه عملکرد عصب روانشناختی بزرگسالان مبتلابه نشانگان داون با و بدون بیماری آلزایمر بود. روش پژوهش از نوع توصیفی بود. جامعه مورد پژوهش شامل بزرگسالان مبتلا به نشانگان داون که در مرکز معلولین و کم توانان ذهنی شهر تهران به صورت تمام وقت نگهداری می شدند و یا نیمه وقت مشغول فعالیت های توان بخشی بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 16 نفر از بزرگسالان مبتلا به نشانگان داون بدون بیماری آلزایمر و تعداد 16 نفر از بزرگسالان مبتلابه نشانگان داون با بیماری آلزایمر از طریق پرسشنامه زوال عقل برای افراد با ناتوانی ذهنی، انتخاب شدند و سپس برای مقایسه ی عملکرد عصب روانشناختی آن ها از آزمون های بندر -گشتالت و چهارمین مقیاس وکسلر کودکان و به منظور بررسی سوالات و تعمیم نتایج به دست آمده از گروه نمونه به جامعه ی پژوهش، از t دو گروه مستقل استفاده شد. نتایج به دست آمده از اجرای آزمون بندر گشتالت نشان داد بین دو گروه بدون بیماری آلزایمر و با آلزایمر در فراوانی خطاها، تفاوت معنی داری ازنظر آماری وجود دارد و فراوانی خطاها در گروه با آلزایمر بیشتر است. نتایج به دست آمده از اجرای مقیاس وکسلر نشان داد بین دو گروه در عامل توانایی عمومی، چیرگی شناختی، مقیاس فهم کلامی، استدلال ادراکی، حافظه ی فعال و سرعت پردازش تفاوت معنی داری وجود نداشت. لازم به ذکر است بین دو گروه در خرده آزمون ها تفاوت معنی دار وجود داشت، افراد در گروه بدون بیماری آلزایمر در مقایسه با گروه با آلزایمر از عملکرد بهتری برخوردار هستند. نتایج پژوهش حاضر همانند تحقیقات گذشته گویای تفاوت در برخی زمینه ها میان این دو گروه است.
مادر یکی از تأثیرگذارترین افراد بر زندگی و شخصیت کودک به شمار می رود. اشتغال مادران می تواند پیامدها و تأثیرات متفاوتی بر سلامت روانی کودکان آنها داشته باشد. هدف این پژوهش شناسایی پیامدهای اشتغال مادران بر فرزندپروری تا سه سالگی کودک بر اساس نظرات و پژوهش های متخصصان علوم تربیتی است. با توجّه به هدف، نوع پژوهش مطالعه مروری و روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش مقالات و پژوهش های ده سال گذشته با کلیدواژه های مرتبط با موضوع، در پایگاه داده های نورمگز، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پورتال جامع علوم انسانی بود. ابتدا مقالات و پژوهش ها جمع آوری و سپس مطالب آنها دسته بندی و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد اشتغال مادران تأثیرات نامطلوبی بر رشد روانی اجتماعی فرزند، شکل گیری دلبستگی کودک، نگرانی، خواب، رشد عاطفی، اعتماد به نفس و الگوپذیری کودک دارد و کودک در سال های اولیه کودکی آسیب می بیند. علاوه بر این آسیب پذیری کودک در سال های بعد و سنین نوجوانی را افزایش می دهد. پس می توان نتیجه گرفت که اشتغال مادران گرچه فوایدی به دنبال دارد؛ اما تأثیرات نامطلوبی در فرآیند رشد فرزندان، به ویژه رشد عاطفی آنها، بر جای می گذارد و میزان آسیب پذیری کودکان را در سال های اولیه کودکی افزایش می دهد.
استخدام و داشتن حرفه و زندگی مستقل برای افراد کم توان ذهنی یک عامل مهم و ضروری است و در انتقال این افراد از مدرسه به کار و دوران بزرگسالی نقش مهمی ایفا میکند. اما آمار و ارقام اخیر نشان دهنده ی وجود مشکل در استخدام این افراد میباشد. مطالعات انجام شده، نشان میدهند اکثریت قریب به اتفاق افراد کم توان ذهنی بیکار هستند و یا پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان هنوز کاری پیدا نکرده اند. افراد کم توان ذهنی با موانع بسیاری برای استخدام روبه رو هستند. هدف ما در این مقاله این است که به بعضی از موانع مهم مانند عوامل درونی و بیرونی، نقص شناختی و رفتار انطباقی و ... در استخدام افراد کم توان ذهنی بپردازیم.
رضایت از زندگی بیانگر نگرش مثبت فرد نسبت به جهانی است که در آن زندگی می کند و در واقع همان احساس خشنودی است. رضایت از زندگی به متغیرهای متفاوتی بستگی دارد که یک سوی این نیازها به حکومت، سوی دیگر آن به جامعه و در نهایت به خود شخص بر می گردد. مسئله اصلی این
مقدمه:هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تشخیصی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، همجوشی شناختی و راهبردهای کنترل فکر در اختلال وسواسی–اجباری و افراد بهنجار بود. روش:طرح پژوهش حاضر از نوع پژوهش های علی -مقایسه ای بود. جامعه هدف پژوهش حاضر شامل کلیه مراجعه کنندگان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بود که در بازه زمانی مهر تا اسفند سال 1395 به مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده بودند. از این میان تعداد 50 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس از مقیاس وسواسی -اجباری ییل -براون فرم کوتاه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان، پرسشنامه کنترل فکر و پرسشنامه آمیختگی شناختی برای گردآوری داده ها استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل تابع تشخیصی استفاده شد. یافته ها:نتایج تحلیل داده ها نشان داد که در کلیه متغیرها به جزء راهبردهای سازگارانه پذیرش و ارزیابی مجدد، همچنین راهبردهای کنترل فکر نگرانی، تنبیه، کنترل اجتماعی و ارزیابی مجدد، میانگین گروه بهنجار به صورت معناداری بیشتر از گروه وسواسی بود. در متغیرهای دیگر میانگین گروه وسواس به صورت معناداری بیشتر از گروه بهنجار بود. همچنین یافته های این پژوهش بیانگر آن بودند که بر اساس راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، همجوشی شناختی و راهبردهای کنترل فکر می توان عضویت افراد در دو گروه را پیش بینی کرد. نتیجه گیری:می توان نتیجه گیری کرد که فعال شدن باورهای درآمیختگیافکار، ارزیابی هایی را بر می انگیزاند که بر اساس آنها استفاده از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان و کنترل فکر بیشتر و متعاقباً فکر وسواسی خطرناک تلقی می شود. این ارزیابی ها منجر به بروز احساس ترس، اضطراب، گناه و ناراحتی می شوند. اگر ارزیابی فرد این باشد که فکر وسواسی نشان دهنده آن است که اتفاقی خطرناک پیش از این رخ داده است، ممکن است راهبردهای وارسی یا اختلال ذهنی را به کار گیرد. راهبردها باعث می شوند فرد نتواند در واقعیت این باورها را بیازماید و اعتبار آنها را رد کند.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطهی ادراک والدینی و انگیزش تحصیلی با گرایش به تفکر انتقادی براساس یک مدل علی است. جامعهی آماری پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 90-1389 است. بدین منظور نمونهای به حجم 359 دانشجو انتخاب شد. پرسشنامههای مورد استفاده برای جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه ی گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا،ادراک والدینی و پرسشنامهی ترجیحکاری بود. برای تحلیل دادهها و به منظور بررسی رابطه بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسونو الگوی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مولفههای ادراک والدینی، انگیزش وگرایش به تفکرانتقادی دوبه دو با یکدیگرهمبستگی دارند. علاوه براین اجرای الگوی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی با دادهها برازش دارند و گرایش به تفکرانتقادی از طریق انگیزش درونی وادراک والدینی قابل پیشبینی است. به عبارت دیگر، ادراک والدینی مستقیما و از طریق انگیزش تحصیلی با گرایش به تفکر انتقادی رابطه دارد.
هدف این پژوهش تعیین تأثیر آموزش برنامه والدگری مثبت (Triple P) بر کیفیت تعامل والد-کودک مادران کودکان دبستانی شهر اهواز بود. پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان مدارس ابتدایی شهر اهواز بود که 30 نفر از آنها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند (یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل). گروه آزمایش، برنامه آموزشی والدگری مثبت را در 8 جلسه دریافت کردند در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزار استفاده شده در این پژوهش، مقیاس رابطه ی والد-کودک پیانتا (1994) بود. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری، با استفاده از نسخه 21 نرم افزار آماری SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که گروه آزمایش و کنترل حداقل در یکی از مولفه های تعامل والد-کودک تفاوت معناداری داشتند (001/0>P) و آموزش برنامه ی والدگری مثبت بر تعارض، نزدیکی، وابستگی و رابطه مثبت کلی اثر مثبت و معناداری داشت (001/0>P). نتایج حاکی از آن بود که برنامه ی آموزش والدگری مثبت سبب بهبود تعامل مادر با کودک شده است.