این پژوهش ، از نوع علی- مقایسه ای است که به منظور بررسی تفاوت تعارض زناشویی، باورهای غیرمنطقی، روان بنه های ناسازگار اولیه و پایبندی مذهبی والدین دارای یک و چند فرزند انجام شده است. اطلاعات پژوهش (469 فرد متأهل)، از میان افراد متأهل ساکن شهر سمنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای گردآوری شد. شرکت کنندگان به گویه های پرسش نامه های تعارض زناشویی، باورهای غیرمنطقی، روان بنه های ناسازگار اولیه و پایبندی مذهبی پاسخ دادند. نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه، حاکی از معناداری تفاوت نمرات متغیرهای مذکور در میان دو گروه والدینِ دارای یک فرزند و چند فرزند بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت: افراد با پایبندی مذهبی بیشتر و روان بنه ها و باورهای غیرمنطقی کمتر، تمایل بیشتری به تعدد فرزند دارند. علاوه بر این، والدین فرزندان متعدد، نسبت به والدین دارای تک فرزند، تجربه تعارض زناشویی کمتری دارند.
آرامسازی، یکی از مهارتهای مهم روانی در حوزة فعالیتهای تربیت بدنی و ورزش است. بررسی ارتباط بین آرامسازی و تمرینات ریتمیک، با نظر به سازوکارهای انعطافپذیری- کارکردی سیستم عصبی، از جمله موضوعاتی است که در تحقیقات اخیر به آن اشاره شده است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرینات ریتمیک بر عمقبخشی آرامسازی جودوکاران تیم ملی بود. 30 نفر از ورزشکاران مرد تیم ملی جودو، در سه گروه کنترل، تجربی 1 و تجربی 2، در این تحقیق شرکت کردند و براساس یک دورة اجرایی سهماهه بنابر پروتکل تمرینی و با استفاده از شاخص SCL، دادهها ثبت و در نهایت تجزیهوتحلیل شد. نتایج، بیانگر این بود که بین آرامسازی گروههابا توجه به آلفای 5 درصد و نمرة P(05/0P>) 061/0، اختلاف معنیداری وجود ندارد.
بهعبارتی میتوان گفت که دورههای تمرینی آرامسازی در ارتقای سطح مهارت آرامسازی، تأثیر اندکی داشته، اما تمرین ریتمیک تا حدودی موجبات عمقبخشی آرامسازی را، فراهم آورده است. یافتهها با توجه به فرضیات اخیر و نظریاتی مطرح در مورد تمرینات ریتمیک و آرامسازی، اذعان دارند که بیشتر از هر تمرینی، حرکات ریتمیک با تأثیر بر عمقبخشی آرامسازی، استرس را کاهش میدهد و شخص با آرامش بیشتر، در اجرای حرکات بهینه، موفقتر خواهد بود.
مقدمه: علایم وسواس شستشو، احتمال نقص در بازداری رفتاری را مطرح می سازند. پارادایم توقف علامت در بررسی بازداری رفتاری به کار می رود و از آن جا که تکلیف توقف علامت، نیازمند بازداری یک پاسخ حرکتی به راه افتاده است، هدف این پژوهش، بررسی بازداری رفتاری در افراد مبتلا به وسواس شستشو در چهارچوب این پارادایم بوده است.
روش کار: نمونه های این مطالعه ی توصیفی پس-رویدادی از میان مبتلایان مراجعه کننده به مطب روان پزشکان در سطح شهر مشهد انتخاب شدند که شامل 30 نمونه ی بالینی مبتلا به اختلال وسواس شستشو و 30 نمونه ی غیر مبتلا به وسواس بودند. پرسش نامه های افسردگی بک ویرایش II، پرسش نامه ی بازنگری شده ی اختلال وسواسی اجباری و آزمون توقف علامت در کلینیک روان شناسی دانشکده ی علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد بر روی نمونه ها اجرا گردیدند. داده ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و نرم افزارSPSS نسخه ی بیست، تحلیل شدند.
یافته ها: تحلیل یافته ها نشان دهنده ی معنی دار شدن عامل گروه است (05/0>P و 37/4=F). بررسی آزمون های تعقیبی مربوط به تاثیرات بین آزمودنی ها نشان داد که تفاوت میانگین ها در متغیر زمان واکنش علامت توقف معنی دار بوده است (05/0>P، 90/8=F). در این میان، تفاوت مربوط به میانگین های مربوط به متغیر تاخیر زمان واکنش معنی دار نشده است (18/0=P، 83/1=F).
نتیجه گیری: معنی دار شدن تفاوت مربوط به متغیر زمان واکنش علامت، نشان دهنده ی نقص بازداری حرکتی است که در افراد دچار وسواس شستشو با علایم اصلی این اختلال، هماهنگی دارد.
مقدمه: کیفیت زندگی کاری دارای اهمیت بهسزایی است و احتمالا تاثیرهای روانی و اجتماعی بر پرسنل بخش به جای میگذارد. از این رو، هدف اساسی این پژوهش، شناسایی رابطهی بین کیفیت زندگی کاری و بهداشت روانی مدیران مدارس شهر خرمآباد بود.
روشکار: پژوهش حاضر یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. نمونهی تحقیق شامل 130 نفر از مدیران مدارس شهر خرمآباد بود که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای متناسب در سال تحصیلی 90-1389 انتخاب شده بودند. برای گردآوری دادهها از دو فرم پرسشنامهی کیفیت زندگی کاری و بهداشت روانی استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، تی مستقل، تحلیل واریانس یک سویه و با کمک نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: بین کیفیت زندگی کاری مدیران و بهداشت روانی پرسنل بخش همبستگی مستقیم وجود داشت (00001/0>P). همچنین نتایج نشان داد که مدیران مرد در مقایسه با مدیران زن از نظر کیفیت زندگی کاری (00001/0>P) و نیز بهداشت روانی (006/0=P) وضعیت مطلوبتری داشتند، اما بین مدیران مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تفاوتی در ارتباط با متغیرهای کیفیت زندگی کاری و بهداشت روانی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: چنان چه کیفیت زندگی کاری مدیران مدارس افزایش یابد، محیط کاری مطلوبتری برای پرسنل بخش فراهم آمده و از این رو بهداشت روانی آنان افزایش مییابد.