ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۴۴۱ تا ۳۶٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۴۴۱.

پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف: این پژوهش با هدف پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان انجام شد. روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمال کاری تحصیلی 731/0 از  گرایش به مصرف مواد را تبیین می کند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر می تواند در زمینه برنامه ریزی و اتخاذ سیاست های مقتضی جهت ارائه برنامه های آموزشی به خانواده ها و دانش آموزان آن ها مفید باشد.
۳۶۴۴۲.

بررسی تاثیر مشاوره مبتنی بر طراحی زندگی بر اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان کارشناسی: یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاوره طراحی زندگی بر اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان کارشناسی انجام شد. روش: جامعه این پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان بودند که از بین آن ها 3 نفر با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. طرح این پژوهش، ترکیبیِ گنجانده از نوع مدل آزمایشی بود. در این مدل اولویت با روش آزمایشی است و مجموعه داده های کیفی در درون این روش قرار می گیرند. طرح مورد استفاده در بخش کمی، طرح تجربی تک موردی از نوع A-B با پیگیری و ابزار مورد استفاده در این بخش، مقیاس اشتغال پذیری ادراک شده بود. جلسات مشاوره پس از ترسیم خط پایه برگزار شد.   یافته ها: نتایج این پژوهش، که با بررسی شاخص های تحلیل دیداری درون موقعیتی و بین موقعیتی و همچنین از طریق مقایسه پاسخ های هر شرکت کننده به سوالات کیفی قبل و بعد از مداخله انجام شد، نشان داد اگرچه اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان تغییر قابل توجهی نداشت اما تحلیل های حاصل از داده های کیفی نشان داد که این روش بر برداشت دانشجویان از خودشان تاثیر داشته است.   نتیجه گیری: بنابر نتایج، مشاوره طراحی زندگی، به جای تاثیرگذاری بر اشتغال پذیری  دانشجویان توانسته است زمینه های لازم را برای اشتغال پذیری آنان فراهم سازد. با فراهم آمدن این زمینه انتظار می رود که افراد در طول زمان به اشتغال پذیری برسند. بنابراین دانشجویان، مشاورین و متولیان اشتغال پذیری در دانشگاه ها می توانند از این روش زمینه ساز استفاده بنمایند.
۳۶۴۴۳.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند با اختلال رشد ذهنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۴
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی به اجرا درآمد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که فرزندان آنها در مدارس استثنایی حضور داشتند. نمونه پژوهش شامل 26 نفر از مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 13 نفر). گروه آزمایش مداخله ده جلسه ای رفتاردرمانی دیالکتیک را دریافت نمودند ولی گروه گواه هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار مورد استفاده شامل انعطاف پذیری عاطفی (تقی زاده و محبی پور، 1396) بود. تجزیه و تحلیل توسط نرم افزار 23(SPSS) صورت گرفت. نتایج نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیک بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی تاثیر معنادار دارد(>p001/0). با توجه به یافته های پژوهش می توان برای بهبود انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی از رفتاردرمانی دیالکتیک سود جست.
۳۶۴۴۴.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۰
زمینه و هدف: زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی با مشکل هایی در زمینه سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی مواجه هستند. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی بود. روش و مواد: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در فصل بهار سال 1403 بودند. نمونه پژوهش 40 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) تحت آموزش ذهن آگاهی شفقت محور قرار گرفت و در این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سلامت روانشناختی (نجاریان و داودی، 1380)، مقیاس ناگویی خلقی (بگبی و همکاران، 1994) و مقیاس سازگاری زناشویی (اسپانیر، 1976) بودند و داده های آن با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در هر دو متغیر سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی تفاوت معنی داری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش ذهن آگاهی شفقت محور باعث افزایش سلامت روانشناختی و کاهش ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی شد (001/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه یعنی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور باعث افزایش سلامت روانشناختی و کاهش ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی، درمانگران و متخصصان سلامت می توانند از روش آموزش ذهن آگاهی شفقت محور در کنار سایر روش های آموزشی موثر جهت بهبود سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی استفاده کنند.
۳۶۴۴۵.

پیش بینی بهزیستی روان شناختی دانشجویان در اپیدمی کرونا بر اساس ویژگی های شخصیتی با توجه به نقش میانجی گر تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
زمینه: اپیدمی کرونا ویروس به عنوان یک بحران جهانی، تأثیرات عمیق و قابل توجهی بر سلامت روان و بهزیستی روانشناختی افراد، به ویژه دانشجویان، داشته است. در این دوران بحرانی، دانشجویان با چالش های متعددی از جمله تغییرات ناگهانی در شیوه های آموزشی، محدودیت های اجتماعی و نگرانی های بهداشتی مواجه شدند که می تواند به بروز اضطراب و افسردگی منجر شود. ویژگی های شخصیتی، به عنوان عوامل کلیدی در تعیین نحوه ی واکنش افراد به استرس و چالش ها، نقش مهمی در پیش بینی بهزیستی روانشناختی ایفا می کنند. همچنین تاب آوری، به عنوان توانایی فرد در مقابله با فشارها و بازگشت به حالت عادی، می تواند به عنوان یک میانجی گر در این فرآیند عمل کند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان در اپیدمی کرونا براساس ویژگی های شخصیتی با نقش میانجی گری تاب آوری بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم در سال تحصیلی 1400-1399 با تعداد 9720 نفر بود که از این تعداد 369 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی مک کری و کاستا (2008) و پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) بودند. جهت تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد بین بهزیستی روانشناختی و تاب آوری با ویژگی های روان رنجوری همبستگی منفی و معناداری در سطح (001/0) وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین بهزیستی روانشناختی و تاب آوری با ویژگی های برون گرایی، گشودگی، موافق بودن و با وجدان بودن همبستگی مثبت و معناداری در سطح (001/0) وجود دارد. شاخص های برازش بدست آمده در مجموع نشان از برازش قابل قبول داده ها با مدل مفهومی دارد و مدل پژوهش از برازش نسبتا مناسبی برخوردار است و مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای در سطح معناداری قرار دارند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ویژگی های شخصیتی دانشجویان به طور معناداری بر بهزیستی روانشناختی آن ها در دوران اپیدمی کرونا تأثیرگذار است و تاب آوری به عنوان یک عامل میانجی گر، نقش مهمی در این رابطه ایفا می کند. به طور خاص، دانشجویانی که از ویژگی های شخصیتی مثبت و تاب آوری بالاتری برخوردار بودند، توانستند بهتر با چالش های ناشی از اپیدمی مقابله کنند و به سطح بالاتری از بهزیستی روانشناختی دست یابند.
۳۶۴۴۶.

مسائل ویژه مدیریت و رهبری در تحقق رسالت های نوین مدارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
زمینه و هدف: تحولات سریع اجتماعی، فناوری، و آموزشی در قرن بیست و یکم، مدارس را به مأموریت های نوینی همچون پرورش دانش آموزان خلاق، مسئولیت پذیر و نوآور سوق داده است. در این راستا، مدیریت و رهبری آموزشی به عنوان عوامل کلیدی در تحقق این مأموریت ها مطرح می شوند. پژوهش حاضر به بررسی چالش های ویژه مدیریت و رهبری و استراتژی های مؤثر در راستای تحقق این مأموریت های نوین پرداخته است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین چالش های مدیران شامل محدودیت منابع، نیاز به توسعه حرفه ای معلمان، مقاومت نسبت به تغییر، عدم مشارکت ذینفعان، و کمبود آمادگی در مواجهه با بحران ها است. استراتژی های پیشنهادی برای مقابله با این چالش ها شامل تخصیص استراتژیک منابع، ارائه برنامه های توسعه حرفه ای منظم، تقویت همکاری با ذینفعان، برنامه های مدیریت تغییر و تدوین چارچوب های آمادگی برای بحران ها می باشد. همچنین، ادغام فناوری به عنوان ابزاری ضروری برای تحول آموزشی شناسایی شد. نتیجه گیری: مدیریت و رهبری مؤثر در مدارس نیازمند ترکیبی از برنامه ریزی استراتژیک، مشارکت ذینفعان، توسعه حرفه ای، و تقویت فرهنگ نوآوری است. این پژوهش پیشنهاد می کند که رهبران مدارس باید با بهره گیری از استراتژی های نوآورانه و سازگار، مدارس را به محیط های یادگیری پیشرو و پاسخگو تبدیل کنند. یافته ها می توانند به سیاست گذاران و رهبران آموزشی در تدوین راهبردهای عملیاتی برای بهبود کیفیت آموزشی و تحقق مأموریت های نوین کمک کند.
۳۶۴۴۷.

Modeling of Resilience Based on the Five-Factor of Personality with the Mediation of Coping Strategies and Psychological Capital in Breast Cancer(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۹
Objective: Some factors, such as personality type, coping styles, and psychological capital, have an effect on the resilience of women with breast cancer. The purpose of the study is to investigate the structural relationship of these factors with each other. Method : The subjects of this study were 231 women (20-55 years old) diagnosed with breast cancer and treated at the breast cancer department of Imam Khomeini Hospital in Tehran in 2022-2023. The Tebachnik and Fidel's formula (2007) was used to estimate the sample size. Psychological resilience (Connor & Davidson, 2003), NEO-PI personality questionnaire (Costa & McCrae, 1992), and coping strategies questionnaire (Endler & Parker, 1990) were used to measure the research variables. Results Therefore, five personality factors can lead to an increase in resilience through coping strategies and psychological capital. In addition, the path coefficients of the two-way relationship of the variables showed that 44% of the changes in resilience were influenced by personality, 97% of the changes in coping strategies were influenced by personality, 91% of the changes in psychological capital were influenced by personality and 20% of the changes in resilience were influenced by personality. The effect of coping strategies and 36% of the changes in resilience showed the effect of psychological capital.   Conclusion : One of the determining factors of resilience in a chronic disease such as breast cancer is the role of personality traits, which is influenced by positive psychological variables such as coping strategies and psychological capital of the patient  
۳۶۴۴۸.

همجوشی ترکیبی؛ دفاعیه ای از ایده William Seager در مسأله ترکیب «همه روان مند انگاری»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
اگر بزرگ نمایی محسوب نشود، بزرگترین معضل برای حل مسئله آگاهی در همه روانمندانگاری، مسئله ترکیب است. William Seager، کسی که به اذعان Chalmers اولین کسی بود که اصطلاح ترکیب را برای معضل مذکور اطلاق کرد، جزء فیلسوفان ذهنی است که تلاش های مستمری برای پاسخ به این مسئله مصروف داشته است. در این مقاله به صدد آن هستم تا از ایده Seager در برابر اشکالات دفاع کرده و صورت منسجم تری از آن را ارائه دهم. مسئله ترکیب با طرح این پرسش که چگونه حالات پدیداری در سطح امور خردِِ فیزیکی به شکل گیری حالات پدیداری کلان در سطح امور کلان منجر می شود، چالش بزرگی پیش روی دیدگاه همه روانمندانگاری نهاد. Seager با ارائه ترکیب همجوشی سعی می کند این معضل را برطرف سازد. او با طرح مدل های «ساده بزرگ» که در عین عدم پیچیدگی از گستردگی تبیین متافیزیکی برخورداراند و با ارائه دو نمونه از مدل های «ساده بزرگ» در قالب فیزیک کلاسیک (سیاه چاله کلاسیک) و کوانتوم (درهم تنیدگی کوانتومی)، همجوشی ترکیبی را به عنوان مصداق دیگری از مدل های «ساده بزرگ» قلمداد می کند که به موازات دو مورد دیگر توانایی تبیین فرآیند آگاهی پدیداری را دارد. Chalmers با طرح اشکال عدم استلزام ضروری میان همجوشی ترکیبی و وجود متافیزیکی آگاهی، پاسخ Seager را در زمره پاسخ های غیرترکیبی و یا همه روان مندانگاری نوخاسته گرایانه می داند. در ادامه توضیح می دهم علیرغم اشکال Chalmers و این که راهکار وی در مسئله ترکیب ناکارآمد است، همجوشی ترکیبی مبتنی بر ترکیب شیمیایی همچنان از انسجام لازم برای تبیین آگاهی پدیداری در سطح کلان برخوردار است.
۳۶۴۴۹.

تجارب آسیب زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی: نقش واسطه ای پردازش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی با نقش واسطه ای پردازش هیجانی بود. این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان شهر تهران تشکیل می داد که از این جامعه تعداد 270 نفر از دانشگاه الزهرا (س) با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه تجارب آسیب زای دوران دوران کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003)، پرسشنامه مهارت های اجرایی (استریت و همکاران، 2019) و مقیاس پردازش هیجانی (باکر و همکاران، 2007) استفاده گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار Amos24 و SPSS22 تحلیل شدند. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی معنادار است. همچنین مدل نقش میانجی پردازش هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج بوت استرپ نیز حاکی از تاثیر تجارب آسیب زای دوران کودکی بر کارکردهای اجرایی از طریق نقش میانجی پردازش هیجانی بود. در نتیجه میتوان گفت که متغیر پردازش هیجانی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی دارد. بنابراین لازم است که از طریق اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در زمینه پیامدهای شناختی منفی تجارب آسیب زای دوران کودکی در جهت پیشگیری یا مداخله زودهنگام در این زمینه اقدام کرد.
۳۶۴۵۰.

اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدا بیزاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
صدابیزاری نوعی اختلال عصبی-رفتاری است که باعث واکنش های فیزیکی و احساسی شدید نسبت به صداهای خاص می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدابیزاری انجام شد. طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر سنین 12 تا 18 ساله مبتلا به صدا بیزاری شهر اردبیل در سال 1403 بودند که از میان آنان، 30 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند گزینش و به شیوه تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری را دریافت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه، در سه مرحله قبل از اجرای مداخله، پس از پایان مداخله و در مرحله پیگیری به پرسشنامه صدابیزاری (وو و همکاران، 2014)، پرسشنامه انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی ، 1383) و پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ریس و پترسون، 1985) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان شناختی-رفتاری موجب کاهش انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی در مراحل پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش تاثیر معنی دار داشته است (01/0>p). نتیجه این مطالعه نشان داد که درمان شناختی-رفتای موجب بهبود انزوای اجتماعی و کاهش حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدا-بیزاری شده است. روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدابیزاری از این مداخله استفاده نمایند.
۳۶۴۵۱.

تعیین تاثیر توانبخشی شناختی بر سرزندگی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر توانبخشی شناختی بر سرزندگی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی معرفی شده به مراکز ناتوانی های یادگیری مناطق 2، 4 و 5، در طیف سنی 8 تا 12 سال در شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها با روش نمونه گیری دردسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. برنامه آموزش توانبخشی شناختی کاپیتان لاگ برای گروه آزمایش به مدت 16 جلسه ی 60 دقیقه ای و دوبار در هفته و به شکل انفرادی اجرا شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سرزندگی تحصیلی Martin & Marsh (2008) و بهزیستی تحصیلی Pietarinen, Soini & Pyhältö (2014) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحت نرم افزار SPSS-21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سرزندگی تحصیلی (0.01>P، 47.34=F) و بهزیستی تحصیلی (0.01>P، 31.27=F) در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: از یافته ها می توان نتیجه گرفت توانبخشی شناختی بر سرزندگی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص، موثر است.
۳۶۴۵۲.

تیپ شناسی شخصیت محتشم کاشانی از خلال اشعارش براساس نظریه مایرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: هدف از این پژوهش، شناسایی تیپ شخصیتی محتشم کاشانی، شاعر بزرگ قرن دهم هجری، از خلال اشعار او براساس نظریه تیپ های شخصیتی مایرز-بریگز بود. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. برای تحلیل شخصیت محتشم کاشانی، نظریه شخصیت های شانزده گانه مایرز-بریگز که از توسعه نظریه کارل یونگ حاصل شده است، به عنوان چارچوب نظری انتخاب گردیده است. داده های این پژوهش از اشعار محتشم کاشانی گردآوری و براساس شاخص های روانشناسی شخصیتی تحلیل شده است. ابعاد مختلف شخصیت از جمله "درونگرایی-برونگرایی"، "حسی-شهودی"، "منطقی-احساسی" و "ساختارگرا-منعطف" مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها: تحلیل اشعار محتشم کاشانی نشان می دهد که شخصیت او با تیپ شخصیتی ESFP مطابقت دارد. این تیپ شخصیتی به فردی اجتماعی، برونگرا، سرگرم کننده و احساسی اشاره دارد که به لحظه حال توجه دارد و از تجربیات حسی و تعاملات اجتماعی لذت می برد. محتشم کاشانی در اشعار خود نشان می دهد که بیشتر بر احساسات و تجربیات لحظه ای تمرکز داشته و کمتر به برنامه ریزی طولانی مدت یا تفکر منطقی تمایل دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که شخصیت محتشم کاشانی از تیپ ESFP بوده که فردی برونگرا، حساس به محیط، احساسی و منعطف است. این تیپ شخصیتی می تواند به توضیح رفتارها و تعاملات اجتماعی او کمک کند. همچنین، این تحلیل می تواند دیدگاه های جدیدی را در زمینه شخصیت شناسی ادبی فراهم آورد و اهمیت الگوسازی از شخصیت های برجسته فرهنگی و ادبی را روشن سازد.
۳۶۴۵۳.

رابطه بین مهارگری تلاشگر و گرایش به انتقام در نوجوانان: نقش واسطه ای همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
گرایش به انتقام به معنای تمایل به تلافی کردن آسیب یا بی عدالتی تجربه شده است. این تمایل می تواند از احساس های قوی مانند خشم و رنجش ناشی شود. پیامدهای گرایش به انتقام شامل ایجاد چرخه ای از خشونت و کینه توزی است که می تواند روابط فردی و اجتماعی را تخریب کند و به افزایش تنش ها و درگیری ها منجر شود. همچنین، تمرکز بر انتقام می تواند مانع از بهبود و بازسازی روابط و ایجاد صلح و آرامش در جامعه شود؛ هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین مهارگری تلاشگر با گرایش به انتقام در نوجوانان شهر شیراز بود. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم بود که از این جامعه، نمونه ای به حجم 567 نفر به روش تصادفی خوشه ای انتخاب و پرسش نامه های مهارگری تلاشگر (الیس و رتبارت، 2001)، همدلی تورنتو (اسپرنگ و همکاران، 2009) و گرایش به انتقام (فلورس-کاماچو و همکاران، 2022) در میان آنان توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و با کمک نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد اثر مسیر مهارگری تلاشگر به همدلی و همدلی، به گرایش به انتقام معنادار بود. اما اثر مسیر مهارگری تلاشگر به گرایش به انتقام معنادار نبود. دیگر یافته پژوهش نشان داد همدلی در رابطه بین مهارگری تلاشگر و گرایش به انتقام نقش واسطه ای کامل دارد؛ بنابراین، افزایش سطح همدلی با کاهش احتمال انتقام جویی همراه بود. این نتایج بر اهمیت پرورش مهارت های همدلی در کنار سایر مهارت های اجتماعی مانند مهارگری تلاشگر تأکید می نماید. پرورش همدلی می تواند به بهبود روابط بین فردی، کاهش بروز رفتارهای آسیب زا و ارتقای سلامت روان جامعه کمک شایانی کند.
۳۶۴۵۴.

اثربخشی درمان مثبت نگر بر خود مراقبتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مثبت نگر بر خودمراقبتی و سطح هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. ۳۰ زن مبتلا به دیابت نوع ۲ که در بازه زمانی خرداد تا تیرماه ۱۴۰۳ به بخش غدد بیمارستان شهید دکتر لبافی نژاد مراجعه کرده بودند، به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. سپس، شرکت کنندگان به طور تصادفی و با استفاده از نرم افزار اکسل در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه هفتگی (هر جلسه ۹۰ دقیقه) تحت درمان مثبت نگر قرار گرفت، درحالی که گروه کنترل تنها درمان های روتین بیمارستان را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودمراقبتی دیابت و اندازه گیری سطح هموگلوبین گلیکوزیله بود که در سه مرحله (خط پایه، پس از مداخله، و پیگیری سه ماهه) جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ و روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین نمره خودمراقبتی در گروه مداخله به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین، سطح هموگلوبین گلیکوزیله در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. این یافته ها نشان می دهد که درمان مثبت نگر می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود خودمراقبتی و کاهش هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ مورد استفاده قرار گیرد.
۳۶۴۵۵.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شرم از خود و ناگویی هیجانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شرم از خود و ناگویی هیجانی در زنان متقاضی طلاق بود. روش: در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهم زمان استفاده شد. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان متقاضی طلاق بود که در سه ماهه اول سال 1402 به مرکز مشاوره اندیشه و احساس شهر مشهد مراجعه کرده بودند.  از بین افراد مراجعه کننده تعداد 3 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف و بر اساس داوطلب بودن آزمودنی ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها در طول خط پایه و درمان به پرسش نامه های شرم درونی شده کوک و ناگویی هیجانی تورنتو پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توانسته است به صورت معناداری بر شرم از خود و ناگویی هیجانی  در زنان متقاضی طلاق تأثیر بگذارد و سبب بهبود آن ها شود (P<0/05). بنابراین، می توان از این رویکرد در جلسات درمانی زنان متقاضی طلاق استفاده کرد. نتیجه : یافته های پژوهش حاضر نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توانسته است؛ از طریق ایجاد انعطاف پذیری روانشناختی، پذیرش، خودشفقتی و خودمهربانی، ذهن آگاهی و کاهش اجتناب تجربه ای  بر شرم از خود و ناگویی هیجانی زنان متقاضی طلاق موثر واقع شود و آن ها را کاهش دهد. در نتیجه می توان از درمان مذکور ( با در نظر گرفتن شرایط خاص هر مراجع و هم چنین ملاک های ورود و خروج مطرح شده در این پژوهش)، در جهت تقویت انعطاف پذیری روانشناختی، پذیرش، خودشفقتی و خودمهربانی، ذهن آگاهی و کاهش اجتناب تجربه ای برای کمک به زنان با مسائل و مشکلات مشابه کمک گرفت.
۳۶۴۵۶.

پیش بینی تمایزیافتگی فرزندان بر اساس ساختار شخصیت و نگرش های ناکارآمد والدین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تمایزیافتگی فرزندان بر اساس ساختار شخصیت و نگرش های ناکارآمد والدین بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه والدین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران و فرزندانشان در سال 1401-1400 بود. روش نمونه گیری به صورت غیرتصادفی و دردسترس بود که از این بین 382 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. اما در نهایت داده های 350 نفر مورد تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر (1988 DSI-SF,)، سیاهه ساختار شخصیت کاستا و نئومک کری (1985 NEO-FFI,) و مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978 DAS-26,) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین مؤلفه های ساختار شخصیت و نگرش های ناکارآمد والدین با تمایزیافتگی فرزندان رابطه معناداری وجود داشت (05/0>P) و در مجموع 3/56 درصد از واریانس متغیر تمایزیافتگی فرزندان را تبیین می کنند (05/0>P). به طورکلی می توان بیان داشت که برای ارتقای تمایزیافتگی خود باید به نقش ساختار شخصیت والدین و نگرش های ناکارآمد آنان توجه ویژه داشت.
۳۶۴۵۷.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی و ذهن آگاهی برافسردگی زنان مبتلا به دیابت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی شناخت درمانی و ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به دیابت بارداری صورت گرفت. روش شناسی: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری زنان مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به شبکه بهداشت و درمان ری بودند. با استفاده از نمونه گیری دردسترس۴۵ نفر انتخاب و به صورت تصادفی ذر سه گروه ذهن آگاهی، شناخت درمانی و کنترل گمارش شدند. پیش آزمون شامل پرسشنامه افسردگی ادینبورگ اجرا شد. هر یک از گروه های ذهن آگاهی و شناخت درمانی ۸ جلسه ۶۰ دقیقه ای دو بار در هفته دریافت نمودند. پس آزمون بلافاصله بعد از انجام مداخلات انجام شد. پس از یک ماه آزمون پیگیری اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت اند از؛ سن ۱۸-۳۵ سال، ترم بارداری ۲۴ تا ۲۸ هفته، توانایی حداقل خواندن و نوشتن.معیارهای خروج از پژوهش؛ عدم حضور در جلسات درمانی بیش از ۲ جلسه، دریافت داروی مؤثر بر روان، دریافت روان درمانی هم زمان یا در یک سال اخیر، مواجهه با استرسورهای مهم و پیش بینی نشده. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس و با نرم افزار SPSS25 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنا داری بین سه گروه در پس آزمون و پی گیری وجود دارد (0.01>p). در آزمون تعقیبی بنفرونی معلوم شد که شناخت درمانی در مقایسه با ذهن آگاهی برای افسردگی اثربخشی بیشتری دارد (0.01>p). همچنین هر دو روش ذهن آگاهی (0.01>p)و شناخت درمانی (0.01>p) در بهبود افسردگی موثر بودند و در پیگیری این اثرات تداوم داشت(0.01>p). نتیجه گیری: شناخت درمانی در بهبود افسردگی دیابت بارداری اثربخشی بیشتری نسبت به ذهن اگاهی نشان داد. همچنین هر دو روش در بهبود افسردگی موثر بودند.
۳۶۴۵۸.

پیش بینی تاب آوری تحصیلی براساس سواد رسانه ای، تفکر نوآورانه و تنظیم هیجان های تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سواد رسانه ای، تفکر نوآورانه و تنظیم هیجان های تحصیلی با تاب آوری تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه های شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400 -1401 با جمعیت 34676 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 400 نفر انتخاب شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های سواد رسانه ای فلسفی (1393) (MLQ)، تفکر نوآورانه مواد و همکاران (2021) (ITQ)، تنظیم هیجان های تحصیلی پکران و همکاران (2002) (AEQ) و تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004) (ARQ) بود. روش تحلیل پژوهش، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به روش هم زمان بود. یافته ها نشان داد که بین سواد رسانه ای، تفکر نوآورانه و تنظیم هیجان های تحصیلی با تاب آوری تحصیلی ارتباط معنی داری وجود دارد (01/0p<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که سواد رسانه ای، تفکر نوآورانه و تنظیم هیجان های تحصیلی به ترتیب 33، 49 و 18 از واریانس تاب آوری تحصیلی را تبیین می کنند (01/0p<). با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که تنظیم هیجان های تحصیلی، سواد رسانه ای و تفکر نوآورانه در پیش بینی تاب آوری تحصیلی در دانشجویان نقش اساسی دارند.
۳۶۴۵۹.

پیوستگیِ آگاهی و مدل امتدادی تجربه های زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
این مقاله به بررسی مفهوم پیوستگی آگاهی می پردازد و بین سه جنبه آگاهی: حالت، محتوا و جریان آگاهی تمایز قائل می شود. دو مفهوم اصلی پیوستگی مورد بحث قرار می گیرند: پیوستگی معتدل که مقتضی عدم شکاف در جریان آگاهی است، و پیوستگی قوی، که مقتضی یک پیوند پدیداری بین هر گام تجربی است. در این مقاله بحث می شود که به دلیل محدودیت های درون نگری و شواهدی مانند سرکوبِِ چشم پرشی، که در آن پردازش بصری در طول حرکاتِِ سریع چشم سرکوب می شود، پیوستگی قوی اثبات نمی شود. سپس به منظور مقایسه مدل های تجربه های زمانی در تبیین پیوستگی جریان آگاهی، به اجمال مسئله تجربه های زمانی را بررسی می کنیم؛ تجربه ادراکی مستقیم و بی واسطه ما از ویژگی ها و روابط زماناًً ممتد. دو مدل متضاد ارائه می شود: مدل نمای لحظه ای نشان می دهد که ما جهان را در نماهای لحظه ای ایستا تجربه می کنیم و بعداًً توالی و ترتیب را استنتاج می کنیم، در حالی که مدل های حالِِ ظاهری مدعی تجربه ای مستقیم از محتواهای زماناًً ممتد هستند. سپس بر آموزه حال ظاهری متمرکز می شویم، بازه زمانی کوتاه مدتی که می توانیم رویدادهای غیره همزمان را یکپارچه درک کنیم. دو مدل ساختار آن را توضیح می دهند: مدل نگهداشتی که طبقِِ آن، محتوای زماناًً ممتد توسط یک تجربه کوتاه مدت بازنمایی می شود، در حالی که مدل امتدادی پیشنهاد می کند که ساختار زمانی محتوا با ساختار زمانی خود تجربه تطابق دارد. به نظرِِ Dainton ، مدل همپوشانی به طور مؤثر پیوستگیِِ درک شده جریانِِ آگاهی را بر اساس هم آگاهی و همپوشانی اجزای تجربی توضیح می دهد. استدلال می شود که مدلِِ او به اشتباه پیوستگی قوی را مسلّّم فرض کرده است و حتی اگر مفروض او در محلّّ خود باشد، نتیجه ای که می گیرد بحث انگیز است. در نهایت، صرفاًً از منظر پیوستگیِِ آگاهی، مدل های تجربه های زمانی در تبیینِِ آن هم ترازََند.
۳۶۴۶۰.

مقایسه اثربخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی و مداخله شناختی- رفتاری بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
زمینه و هدف: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی در کودکی است که در صورت عدم درمان موجب اختلالات شدید در بزرگسالی خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی و مداخله شناختی- رفتاری بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری ۳ ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران دارای دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مقطع ابتدایی مدارس ناحیه یک شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ بودند که با روش نمونه گیری هدفمند 45 دانش آموز انتخاب، و به صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری (15 نفر در گروه مداخله مبتنی بر دلبستگی، 15 نفر درگروه شناختی- رفتاری، و 15 نفر در گروه گواه) جایدهی شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم والد پرسشنامه اضطراب جدایی (هان و همکاران،۲۰۰۳)، پرسشنامه اضطراب چندبعدی کودکان (مارچ و همکاران، 1997) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده ازنرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو مداخله مبتنی بر دلبستگی و مداخله شناختی- رفتاری تفاوت معنادار درکاهش ابعاد چندگانه اضطراب (0001/0P=، 207/4F=) وجود دارد. همچنین، در مرحله پس آزمون هر دو روش درمانی به یک اندازه اثر معناداری بر ابعاد چندگانه اضطراب داشته اند و تداوم اثربخشی هر دو مداخله در مرحله پیگیری نیز مشاهده شد (001/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، مداخله مبتنی بر دلبستگی با تمرکز بر بهبود روابط عاطفی و کاهش نگرانی های مربوط به جدایی و مداخله شناختی- رفتاری به دلیل تمرکز بر تغییر الگوهای فکری ناکارآمد و ارتقاء مهارت های مقابله ای، می تواند به عنوان روش های مؤثری برای کاهش ابعاد چندگانه اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین استفاده از هر دو شیوه بسته به شرایط مراجع، پیشنهاد می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان