ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۱۶۱ تا ۳۶٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۱۶۱.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۲۰۲
زمینه: عدم دسترسی به منبع ایمن از جمله مراقب اصلی زمینه را برای آسیب پذیری در برابر اختلالات روانشناختی و کاهش کیفیت زندگی در افراد فراهم می کند. بنابراین زمانی که دسترسی به مادر به عنوان مراقب اصلی امکانپذیر نیست؛ جهت تعدیل آسیب پذیری روانشناختی افراد آموزش و بکارگیری مهارت های روانشناختی می تواند زمینه را برای بهبودکیفیت زندگی فراهم سازد. هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه شبه آزمایشی که با استفاده از یک طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران در حال تحصیل فاقد مادر شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 45 نفر از دختران نوجوان فاقد مادر شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش واقعیت درمانی (15 نفر)، آموز راه حل محور (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه های آزمایشی واقعیت درمانی را با توجه به راهنمایی آموزش (گلاسر، 2010) و آموزش راه حل محور را با توجه به راهنمایی آموزش (کورمان و همکاران، 2013) دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (ریونز-سیبرر و همکاران، 2008) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.28 و با روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی نوجوانان دختر فاقد مادر اثربخش است (05/0 >P). مداخلات آموزشی بعد از 2 ماه بر روی گروه های آزمایشی از پایداری و ثبات برخوردار بود. نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی با گروه گواه تفاوت وجود دارد (05/0 >P)، اما بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی تفاوت وجود نداشت (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج استفاده از واقعیت درمانی و درمان راه حل محور به عنوان مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد جهت بهبود کیفیت زندگی نوجوانان که مراقبین اصلی خود را از دست داده اند؛ می تواند بخش مهمی از آسیب پذیری روانشناختی آن ها را در برابر اختلالات روانشناختی کاهش دهد. همچنین به هر میزان این مداخلات در سنین پایین تر انجام شود میزان تأثیرگذاری آن در آینده نیز بیشتر خواهد بود.
۳۶۱۶۲.

اثربخشی معنادرمانی بر سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجانی در زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی معنادرمانی بر سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجانی در زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی همسر انجام شد. روش شناسی: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی مراجعه کننده به کلینیک های روان درمانی و مشاوره شهر تهران در سال 1402 بود که از این میان، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (2007) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی و کرایج (2006) بود. شرکت کنندگان به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت معنادرمانی بر اساس نظریه فرانکل (1992) قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات، مرحله پس آزمون انجام شد و یک دوره پیگیری سه ماهه نیز صورت گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و واریانس آمیخته و از طریق نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل در سرمایه روانشناختی و راهبردهای سازش یافته تنظیم هیجان تفاوت معناداری وجود داشت. معنادرمانی به طور معناداری باعث افزایش خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی در زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی شده است. همچنین اثر زمان بر متغیرهای پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت، کم اهمیت شماری، خودسرزنشگری، نشخوارگری، فاجعه نمایی و دیگرسرزنشگری افزایش معناداری را نشان داد. نتیجه گیری: معنادرمانی به عنوان روشی موثر می تواند به بهبود سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجانی در زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی کمک کند. این تأثیرات در طول زمان پایدار بوده و به بهبود سلامت روانی و هیجانی این گروه از زنان منجر می شود.
۳۶۱۶۳.

مقایسه اثر بخشی ایماگوتراپی و زوج درمانی شناختی رفتاری بر رضایت جنسی و تصور از خود در زوج های شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴
هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی ایماگوتراپی و زوج درمانی شناختی-رفتاری بر رضایت جنسی و خودپنداره جنسی در زوج های شاغل بود. روش شناسی: این پژوهش به صورت آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی زوج های شاغل فرهنگی در تویسرکان واقع در استان همدان در سال های 2021-2022 بود. تعداد 40 نفر از این جامعه به صورت تصادفی انتخاب و به چهار گروه (دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل) تقسیم شدند. گروه های آزمایش هرکدام به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش ایماگوتراپی و زوج درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998) و پرسشنامه خودپنداره بک (1978) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش ایماگوتراپی و زوج درمانی شناختی-رفتاری تأثیر معنی داری بر رضایت جنسی و خودپنداره جنسی زوج های شاغل داشتند (05/0>p). با این حال، ایماگوتراپی نسبت به زوج درمانی شناختی-رفتاری در بهبود رضایت جنسی مؤثرتر بود، در حالی که زوج درمانی شناختی-رفتاری در بهبود خودپنداره جنسی نتایج بهتری داشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هر دو رویکرد ایماگوتراپی و زوج درمانی شناختی-رفتاری می توانند به عنوان مداخلات مؤثر برای بهبود رضایت جنسی و خودپنداره جنسی در زوج های شاغل مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، انتخاب رویکرد درمانی باید با توجه به نیازهای خاص هر زوج انجام شود.
۳۶۱۶۴.

رابطه آسیب های دوران کودکی و محیط بی اعتبارساز با پرخوری افراطی: مدل یابی میانجیگری ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف اصلی این پژوهش آزمونِ میانجیگری ناگویی هیجانی در رابطه محیط بی اعتبار ساز و آسیب های دوران کودکی با نشانه های پرخوری افراطی بود. در این پژوهش همبستگی از جامعه آماری دانشجویان زن و مرد دانشگاه آزاد واحد تهران شمال در سال تحصیلی 1403-1402 تعداد 493 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994)، پرسشنامه آسیب های دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس محیط ناارزنده سازِ کودکی (مانفورد و همکاران، 2007) و مقیاس پرخوری (گورمالی و همکاران، 1982) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل یابی معادله ساختاری در محیط نرم افزار ایموس انجام شد. یافته ها نشان داد اثر مستقیم آسیب های دوران کودکی بر پرخوری افراطی ، اثر مستقیم محیط بی اعتبارساز بر پرخوری افراطی و اثر مستقیم محیط بی اعتبار ساز بر ناگویی هیجانی معنی دار نبود . در نهایت، اثر غیرمستقیم آسیب های دوران کودکی بر پرخوری افراطی از طریق ناگویی هیجانی، معنی دار و از اثر غیرمستقیم محیط بی اعتبارساز بر پرخوری افراطی از طریق ناگویی هیجانی، غیرمعنی دار بود. در مجموع، نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودگی از طریقِ تسهیل ناتوانی در شناسایی و توصیف هیجان های فردی، احتمال استفاده از رفتارهای خوردن ناایمن را به مثابه یک پاسخ هیجانی، افزایش می دهد.
۳۶۱۶۵.

Influence of Corrupt Practices on Students’ Moral and Spiritual Development in Taraba State Institutions of Higher Learning

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
  Objective: Corruption in higher education institutions poses a significant threat to students' ethical standards and spiritual well-being. In Taraba State, Nigeria, concerns have been raised about increasing incidences of unethical behaviors among academic staff and students. The study aimed to examine the influence of corrupt practices on the moral and spiritual development of students in tertiary institutions in Taraba State. Methods: A descriptive survey research design was employed. The study population consisted of approximately 17,000 students. Using purposeful sampling, 200 students were selected based on their accessibility, willingness to participate, and relevance to the study’s focus. Data were collected using a structured instrument titled Corrupt Practices, Students’ Moral and Spiritual Development Questionnaire (CPSMDQ) , which demonstrated a reliability coefficient of 0.69 based on the Cronbach alpha method. Descriptive statistics (mean and standard deviation) were used to address the research questions, and the Chi-square test was applied to test the hypothesis at the 0.05 level of significance. Results: Findings indicated a high prevalence of corrupt practices such as examination malpractice and sexual harassment. These behaviors significantly compromised students’ moral and spiritual development, contributing to the erosion of traditional values, reduced appreciation for diligence and creativity, and increased involvement in prostitution and sexual exploitation. Conclusion: Corruption has a detrimental impact on the moral and spiritual growth of students in higher institutions. The study recommends that SERVICOM and institutional anti-corruption units be empowered and supported to investigate, monitor, and sanction corrupt practices within academic environments
۳۶۱۶۶.

فرا تحلیل اثربخشی آموزش کفایت های هیجانی و اجتماعی بر کاهش آشفتگی روانشناختی و بهبود بهزیستی عاطفی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
در مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی کاربرد مداخلات مبتنی بر کفایت های هیجانی و اجتماعی و شناسایی تعدیل گرهای چندگانه در این قلمرو مطالعاتی، از روش فراتحلیل استفاده شد. پس از تصریح ملاک-های ورود و خروج، تلاش های مداخله ای مبتنی بر برنامه های کفایت های هیجانی و اجتماعی از بانک های اطلاعاتی استخراج و از این طریق 30 پژوهش و 162 اندازه اثر برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. داده های پژوهش حاضر با استفاده از ویرایش دوم نرم افزار جامع فراتحلیل(CMA2) تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اندازه اثر کلی اثربخشی مداخلات مبتنی بر کفایت های هیجانی و اجتماعی بر بهزیستی عاطفی معلمان 598/0 به دست آمد. همچنین نتایج تحلیل نشان داد که بین اندازه اثر مطالعات مورد بررسی با توجه به جنسیت شرکت کنندگان، تعداد جلسات آموزشی و بر حسب مولفه های متغیر وابسته تفاوت معناداری وجود دارد. به طور کلی نتایج نشان داد که اگرچه مداخلات آموزشی مبتنی بر کفایت های هیجانی و اجتماعی نقشی موثر در افزایش بهزیستی عاطفی و کاهش آشفتگی روانشناختی معلمان دارد؛ اما تمرکز بر نقش تبیینی برخی از تعدیل گرها نظیر جامعه هدف، ماهیت متغیرهای وابسته و تعداد جلسات آموزشی از نقش تعیین کننده ای برخوردار است. واژگان کلیدی: فراتحلیل، تعدیل گرها، کفایت های هیجانی و اجتماعی، بهزیستی عاطفی
۳۶۱۶۷.

Exploring the Place and Space of Games: How Do 7- to 12-Year-Old Children Describe Their Experiences of Searching in Game Space?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۸
This study aims to investigate children's lived experience of tourism in the space of computer games as a background that influences the development of 7- to 12-year-old children. The research method was based on a qualitative and descriptive phenomenological research design. Accordingly, 37 participants were selected from the community of 7- to 12-year-old children to access children rich in information in this field, from the participants who had the most information about computer games and were able to express their experience completely and clearly. Themes extracted from interviews with 13 students who were 12-year-olds included freedom and empowerment, educational value, emotional and psychological impact, attention to game aesthetics, realism and immersion, preference for challenge, contrast between virtual and real life, and impact on real-life skills. For 12 students who were 9-year-olds, themes extracted from interviews included excitement and combat, adventure and exploration, challenges and traps, discovery and use of weapons, interactive and dynamic environments, special abilities and equipment, achievement and power, historical and cultural elements, victory and power, preferences for play environments, and beautiful and clean environments—various ways children engage with video games emotionally and socially. For 7-year-olds, themes extracted from interviews included learning through play, exploration, visual and auditory appeal, quick solutions and cheat codes, emotional engagement and environment, cultural insight, interactive and rewarding experiences, and social interaction. The findings suggest that games can impact children’s emotional and social development, from boosting self-esteem to increasing social interactions.
۳۶۱۶۸.

تدوین مدل پرسه زنی اینترنتی بر اساس پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با نقش میانجی توانایی تصمیم گیری در دانش آموزان دورۀ متوسطه دوم دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
مقدمه: اعتیاد به گوشی های هوشمند از مشکلات رایج دانش آموزان است که عوامل متعددی در آن نقش دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای توانایی تصمیم گیری بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی - همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند (1300N=) که از بین آن ها 300 نفر که نمره 53 یا بالاتر در پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) داشتند به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های پرسه زنی اینترنتی استودارت (2016)، مقیاس توانایی تصمیم گیری ملبورن (1997)، مقیاس جذب شناختی آگاروال و کاراهانا (2000)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) و مقیاس پریشانی روان شناختی لاویبوند و لاویبند (1995) بود. یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار بوده، رابطه پریشانی روان شناختی (14/0 β=، 001/0=P) و جذب شناختی (17/0 β=، 001/0=P)با پرسه زنی اینترنتی غیرمستقیم و معنادار است و علاوه بر این پریشانی روان شناختی (34/0-β=،001/0=P) و جذب شناختی (46/0-β=، 001/0=P) با میانجی گری توانایی تصمیم گیری اثر غیرمستقیم و معناداری بر پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند داشتند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که در تأیید فرضیات پژوهش پریشانی روان شناختی و جذب شناختی به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم پرسه زنی اینترنتی دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند را تحت تأثیر قرار می دهند و نقش فعالی در رفتار پرسه زنی اینترنتی دارند. کلمات کلیدی : پریشانی روان شناختی، جذب شناختی، توانایی تصمیم گیری، پرسه زنی اینترنتی.
۳۶۱۶۹.

رویکردهای جدید در بهبود سلامت روانی و جسمانی سالمندان: ترکیب تمرینات قدرتی، ذهن آگاهی و استفاده از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات قدرتی، ذهن آگاهی و هوش مصنوعی بر بهبود سلامت روانی و جسمانی سالمندان بود. روش شناسی: این مطالعه مروری روایتی با استفاده از روش تحلیل توصیفی، یافته های مطالعات علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ را تحلیل کرده است. جستجوی جامع در پایگاه های داده نظیر PubMed، Scopus و Web of Science با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. مطالعاتی که بر تمرینات قدرتی، تکنیک های ذهن آگاهی و کاربردهای هوش مصنوعی در مراقبت از سالمندان متمرکز بودند، انتخاب شدند. داده ها استخراج و برای ارزیابی تأثیرات جداگانه و ترکیبی این روش ها بر سلامت روانی و جسمانی سالمندان تحلیل شدند. یافته ها: تمرینات قدرتی به طور قابل توجهی باعث افزایش قدرت عضلانی، بهبود تعادل و استقلال جسمانی سالمندان شده و خطر سقوط را کاهش داده است. تمرینات ذهن آگاهی منجر به کاهش استرس، بهبود کیفیت خواب و ارتقای سلامت روانی شده اند. هوش مصنوعی از طریق ارائه راه حل های شخصی سازی شده، پایش سلامت، و پشتیبانی از زندگی مستقل، نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی سالمندان ایفا کرده است. ترکیب این رویکردها نشان دهنده اثرات هم افزایی بود که به طور همزمان چالش های جسمانی و روانی مرتبط با سالمندی را کاهش داده و کیفیت زندگی را بهبود بخشید. نتیجه گیری: یافته ها نشان دهنده پتانسیل بالای ترکیب تمرینات قدرتی، ذهن آگاهی و فناوری هوش مصنوعی برای ارتقای سلامت روانی و جسمانی سالمندان است. این مدل جامع می تواند به عنوان یک راه حل پایدار و مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان و افزایش استقلال آن ها مورد استفاده قرار گیرد. تحقیقات بیشتری برای بهینه سازی و اجرای این راهکارها در مقیاس بزرگ تر ضروری است.
۳۶۱۷۰.

رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضرتوصیفی- همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال 1403 از مقطع کارشناسی تا دکتری بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس والدگری هلیکوپتری (HPS؛ لیموین و باچمن، 2011)، فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی (SSRQ؛ کری و همکاران، 2004) و پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه (MPAQ؛ سواری، 1392) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که اثرات مستقیم والدگری هلیکوپتری و خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند معنادار بود (05/0>P)؛ همچنین اثر مستقیم والدگری هلیکوتری بر خودتنظیمی معنادار بود (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودتنظیمی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که والدگری هلیکوپتری به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند در دانشجویان اثر داشت.
۳۶۱۷۱.

جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
مقدمه: تحلیل عوامل مؤثر بر انگیزه ها، تصمیم گیری ها و تأثیرات اجتماعی شرط بندی به درک عمیق تری از این پدیده کمک می کند. این پژوهش به بررسی جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی می پردازد. روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کادر انتظامی، خبرگان دانشگاهی، مربیان فوتبال و افرادی با تجربه شرط بندی بود. نمونه گیری به شیوه گلوله ای انجام شد و ملاک انتخاب شامل تجربه شرط بندی آنلاین یا آفلاین و آگاهی در زمینه نظارت بر فعالیت های شرط بندی بود. پس از انجام 17 مصاحبه، 61 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی استخراج گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته شامل سوالات باز و بسته بود. برای افزایش اعتبار و پایایی، از معیارهای اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. درصد توافق بین دو کدگذار متخصص در کدگذاری 75% به دست آمد. یافته ها: جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی شامل: 61 مضمون فرعی در قالب 8 مضمون اصلی شامل؛ عوامل شخصی، آسیب های دوره زندگی مشکلات عاطفی/ روانی،  چالش سلامتی، استراتژی های مقابله ای مؤثر، انگیزه اجتماعی، مشوق های شرط بندی و چالش اقتصادی می باشد.  نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی تأثیرات عمیقی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آن ها دارد. به منظور کاهش آسیب های ناشی از این رفتار، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی و مداخلات درمانی طراحی شود تا آگاهی نسبت به خطرات شرط بندی افزایش یابد. همچنین، ایجاد گروه های حمایتی می تواند به افراد در مدیریت و کنترل رفتارهای شرط بندی کمک کند.
۳۶۱۷۲.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو انجام شد. روش: پژوهش نیمه آزمایشی حاضر، با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری ۴ماهه با گروه کنترل، روی ۳۰ زن مبتلا به اختلال کندن مو مراجعه کننده به مراکز مشاوره درود (سه ماهه آخر ۱۴۰۲) که تشخیص موکنی بر اساس DSM-5 توسط دو روانشناس بالینی دریافت کرده بودند، انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کندن مو محققان بیمارستان عمومی ماساچوست (1980)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1990)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) بود. افراد به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی با استفاده از نرم افزار اختصاص تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی طبق پروتکل سگال و همکاران (2013) دریافت کرد، درحالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در SPSS26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو به طور معناداری مؤثر است (۱/۰>p). نتیجه گیری: شناخت درمانی مبتنی بر  ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو مورد استفاده قرار گیرد.
۳۶۱۷۳.

پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با هدف کاربردی انجام شد. جامعه آماری شامل 100 نفر از مادران کودکان اوتیسم شهر تهران بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد بهزیستی روانشناختی ریف (2002)، خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008) و خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین بهزیستی روانشناختی، خودمهارگری و خودشناسی انسجامی در مادران دارای کودک اوتیسم ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. مدل رگرسیونی پژوهش تأیید شد و ضریب تعیین تعدیل شده 0.864 به دست آمد که بیانگر آن است که 86.4 درصد تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط این دو متغیر پیش بینی می شود. همچنین، تاثیر خودمهارگری بر بهزیستی روانشناختی نسبت به خودشناسی انسجامی قوی تر بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش اهمیت نقش خودمهارگری و خودشناسی انسجامی را در ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران کودکان دارای اوتیسم نشان می دهد. برنامه های مداخله ای با هدف تقویت این ویژگی ها می توانند به بهبود کیفیت زندگی این مادران کمک کنند.
۳۶۱۷۴.

اثربخشی تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش تعارضات و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۹
زمینه: داشتن کودک معلول، سلامت جسمی و روانی والدین را به مخاطره انداخته و آن ها را با رویدادهای نامطلوب و چالش زا مواجه می کند. این زوجین فشارهای روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی زیادی را تجربه می کنند که می تواند بر روابط آن ها تأثیرگذار باشد و حتی منجر به طلاق شود؛ بنابراین با اتخاذ تدابیر و استفاده از آموزش و روش های درمانی مناسب باید به گونه ای عمل کرد که از شدت این تنش ها کاسته شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش تعارضات و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زوج های دارای کودکان کم توان ذهنی و تحت پوشش اداره بهزیستی ساکن شهرستان دره شهر (استان ایلام) و نمونه آماری شامل 20 نفر از زوج های دارای فرزند معلول ذهنی بودند که با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت کاملاً تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) و گروه گواه (10 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت مداخله تکنیک های تنظیم هیجان (گراس، 2002) قرار گرفتند، درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه مهارت های تنظیم هیجان (برکینگ، 2016)، پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی ذاکر و براتی، 1378) و پرسشنامه میزان بی ثباتی ازدواج (ادواردز و همکاران، 1987) در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.25 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش تعارضات و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی مؤثر است (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش با آموزش مهارت های تنظیم هیجان به زوجین دارای کودک کم توان ذهنی می توان گام مهمی در کاهش تعارضات زناشویی و تنظیم هیجانی آن ها برداشت. لذا به مراکز آموزشی پیشنهاد می شود از راهبردهای تنظیم هیجانی به عنوان یک مداخله مستقل و ترکیبی در کنار سایر مداخلات مبتنی بر شواهد برای کاهش تعارضات زناشویی و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی استفاده شود.
۳۶۱۷۵.

رابطه ادراک خویشتن و باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی: نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه ادراک خویشتن و باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی براساس نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی بود. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی مردان و زنان مبتلا به اختلال ملال جنسیتی شهر تهران در بازه زمانی فروردین تا شهریور ماه 1403 بود که از این میان 267 نفر به شیوه در دسترس و بر اساس ملاک های پژوهش به عنوان نمونه گزینش شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل، مقیاس ایده خودکشی بک (بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه ادراک خویشتن (پورحسین، 1389) و مقیاس ترس از ارزیابی منفی (لیری، 1983) بود. یافته ها: بررسی ضرایب مستقیم نشان داد، اثر مستقیم ادراک خویشتن بر باورهای خودکشی و ترس از ارزیابی منفی معنادار و منفی بود. دیگر یافته پژوهش نشان داد، اثر مستقیم ترس از ارزیابی منفی بر باورهای خودکشی معنادار و مثبت بود. ضرایب غیر مستقیم مشخص کرد، اثر غیر مستقیم ادراک خویشتن بر باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی با نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی، معنادار و منفی بود. در نهایت شاخص های برازش به دست آمده نشان داد، مدل پیشنهادی پژوهش برازش مطلوبی دارد (99/0=CFI، 98/0 =NFI، 99/0=IFI، 99/0 =GFI، 039/0 =RMSEA). نتیجه گیری: بر این اساس، ترس از ارزیابی منفی را می توان به عنوان یک رویکرد مهم، در کاهش باورهای خودکشی افراد دارای اختلال ملال جنسیتی مورد توجه قرار داد.
۳۶۱۷۶.

اعتبارسنجی الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا و بررسی تطبیقی آن با رویکردهای شناختی و انسان گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا و بررسی تطبیقی آن با رویکردهای شناختی و انسان گرایانه انجام شد. روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و همچنین، به لحاظ نوع داده ها، آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی که در بخش کیفی فراترکیب و در بخش کمی توصیفی-پیمایشی بود. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل مبانی نظری و پیشینه مرتبط پایگاه های داده داخلی (1380-1402) و خارجی (2000-2023) و در بخش کمی شامل اساتید رشته های علوم تربیتی در دانشگاه های آزاد اسلامی بود. حجم نمونه در بخش کیفی حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما و در بخش کمی 20 نفر بر اساس نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی اسناد کتابخانه ای و در بخش کمی پرسشنامه سنجش اعتبار الگو بود. در بخش کیفی به منظور محاسبه روایی چک لیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و برای محاسبه پایایی روش ضریب کاپای کوهن استفاده شد و در بخش کمی به منظور محاسبه روایی از روایی محتوایی و سازه و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزارها بود. روش تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل مضمون (مضامین پایه، فراگیر و سازمان دهنده) بود. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا دارای ابعاد بعد اجتماعی شخصیت انسان، خودآگاهی و شناخت خویشتن، مدیریت عواطف و تعادل درونی و تجربه و درس آموزی از زندگی بود که این ابعاد دارای مؤلفه های همدلی و ارتباط با دیگران، تعهد اجتماعی و احساس تعلق، تعامل سازنده و همکاری، ارزش های اخلاقی و معنوی، والایش و تعالی روحی انسان، تفکر و خردورزی، پذیرش مسئولیت های فردی و عدم فرافکنی، رشد و شکوفایی فردی، انتقادپذیری، عدم عیب جویی، تنظیم هیجانی، ابراز مناسب هیجانات، بهزیستی، دل بستگی، رویکردها و نگرش ها و مدیریت چالش ها بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان دادند که الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا شامل ابعاد مختلفی مانند آگاهی از خود، تنظیم هیجانی، تعاملات اجتماعی، و رشد فردی است که با مؤلفه های رویکردهای شناختی و انسان گرایانه هم پوشانی دارد. این نتایج می توانند در حوزه های آموزش، روان شناسی شخصیت، و توسعه فردی مورد استفاده قرار گیرند.
۳۶۱۷۷.

وضعیت سنجی اختلالات روانی در مراجعان مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
وضعیت اختلالات و آسیب های روانی در افراد مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی می تواند هم نشان گر وضعیت روانی افراد جامعه و هم دیدگاه مردم نسبت به استفاده از خدمات روان شناختی و مشاوره باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف وضعیت سنجی اختلالات روانی در مراجعین مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره شهر تهران به انجام رسید. تحقیق حاضر بر اساس هدف، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت روش تحقیق، از نوع تحقیقات توصیفی - پیمایشی بود. جامعه تحقیق شامل مراجعین مرکز خدمات روان شناختی نسیم آرامش در شهر تهران بود. حجم نمونه در این تحقیق برابر با 300 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری دردسترس بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. ابزار پژوهش مشتمل بر آزمون اختلالات روان شناختی SCL90 بود. یافته های پژوهش نشان داد که نشانه های اختلال روانی افسردگی، وسواس اجباری، افکار پارانوئید و اضطراب بیشترین میزان شیوع را در میان مراجعان داشتند. ضمن این که زنان نسبت به مردان در مقیاس های شکایات جسمانی، افسردگی، اضطراب، ترس مرضی و مقیاس کلی از وضعیت نامطلوب تری رنج می بردند. این نتایج گویای این است که عموم افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره در کشور ما از وضعیت روان شناختی چندان مطلوبی برخوردار نیستند و از سویی، زمانی به مراکز خدمات روانی رجوع می کنند که درگیر انواع اختلالات و آسیب-های روانی هستند و به عبارتی، رهایی از رنج های روانی نسبت به ضرورت رشد فردی در میان مراجعان مراکز روان شناختی اولویت دارد.
۳۶۱۷۸.

مدل یابی معادلات ساختاری رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی هیجان های تحصیلی در دختران متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۴
زمینه: طرحواره های هیجانی و هیجان های تحصیلی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان هستند. این عوامل با تنظیم هیجان ها و رفتارهای مرتبط با یادگیری، نقش اساسی در پیشرفت تحصیلی ایفا می کنند. درک بهتر روابط میان این متغیرها و بررسی نقش میانجی هیجان های تحصیلی می تواند بینشی عمیق تر برای ارتقای کیفیت یادگیری و دستیابی به موفقیت تحصیلی فراهم کند. هدف: این پژوهش با هدف مدل یابی رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی هیجان های تحصیلی در دختران دوره متوسطه دوم انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که بر اساس قاعده سرانگشتی در مدل معادلات ساختاری 690 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس طرحواره های هیجانی (لیهی، ۲۰۰۲)، مقیاس هیجانات تحصیلی (پکران و همکاران، ۲۰۰۲) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (مظاهری و صادقی، 1394) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آماره های توصیفی و استنباطی مدل یابی معادلات ساختاری با نرم فزارهای SPSS25 و AMOS24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد مدل رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی هیجان های تحصیلی در دختران دوره متوسطه دوم متوسطه ماز برازش قابل قبولی برخوردار است (001/0 >p). به طوری که بین طرحواره های هیجانی با هیجان های تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (001/0> p)، همچنین بین هیجان های تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (001/0 >p) و هیجان های تحصیلی در رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی نقش میانجی دارد (001/0>p). نتیجه گیری: طبق نتایج پژوهش، طرحواره های هیجانی مثبت و هیجان های تحصیلی سازگارانه مستقیماً باعث افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان می شوند. پیشنهاد می شود آموزش مهارت های هیجانی به ویژه در قالب برنامه های روان شناختی، برای ارتقای خودکارآمدی تحصیلی در مدارس اجرا شود.
۳۶۱۷۹.

اثربخشی نظریه یادگیری سازنده گرایی بر تفکر علمی، خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی دانشجویان عراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۵۸
زمینه: با توجه به اینکه دنیای امروز با مائل دشوار و آسان فراوانی مواجه است، باید با استفاده از فرایندهای شناختی و فکری بارآور به دنبال راهکارهای جدید بود تا بتوان م ائل را به صورت علمی، خلاق و کارآمد حل کرد. به نظر می رسد پرداختن به این موضوع مهم باید از مدارس و دانشگاه ها آغاز شود. هدف: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی نظریه یادگیری سازنده گرایی بر تفکر علمی، خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی بود. روش: پ ژوهش حاض ر ی ک ط رح شبه آزم ایشی میدانی با پیش آزمون -پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان رشته طراحی دانشگاه بغداد در سال تحصیلی 2022-2023 تشکیل می دادند. نمونه پژوهش 60 نفر از دانشجویان رشته طراحی بود که از بین 229 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند (هر گروه 30 نفر). قبل از آموزش برنامه مبتنی بر نظریه سازنده گرایی از هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی (موریس، 2001) تفکرعلمی از لیانگ و همکاران (2006)، خودپنداره تحصیلی (چن و تامپسون، 2004) پیش آزمون به عمل آمد. سپس به گروه آزمایش در 10 جلسه نظریه یادگیری سازنده گرایی آموزش داده شد و به گروه گواه هیچ آموزشی ارائه نشد. پس از اتمام دوره آموزشی دوباره از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش نظریه یادگیری سازنده گرایی باعث افزایش معنی دار تفکر علمی خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی دانشجویان شده است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان گفت، اجرای آموزش مبتنی بر نظریه سازنده گرایی باعث می شود دانشجویان با استفاده از فرضیه سازی، آزمایشگری و ارزیابی و توانایی حل مسائل و موضوعات درسی خودپنداره و خودکارآمدی تحصیلی بالاتری داشته باشند و به صورت علمی تفکر خلاق، منطقی و شهودی را پرورش دهند.
۳۶۱۸۰.

Comparison of the Effectiveness of Therapist-Assisted Couple Therapy and Emotion-Focused Couple Therapy on Psychological Well-Being, Negotiation Enhancement, and Aggression Reduction in Women Victims of Spousal Violence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
Objective: This research aimed to compare the effectiveness of therapist-assisted couple therapy and emotion-focused couple therapy on psychological well-being, negotiation enhancement, and aggression reduction in women victims of spousal violence. Methods: The study was applied, field-based, and quasi-experimental, employing a pre-test, post-test design with a control group. The sample consisted of couples attending counseling and psychotherapy centers in Qom during the second half of 2021. Out of these, 45 couples were randomly assigned after entry criteria control into three groups: emotion-focused treatment group (15 couples), therapist-assisted treatment group (15 couples), and a control group (15 couples). The research tools included the Strauss et al. (1979) Conflict Tactics Scales and the Ryff (1989) Psychological Well-Being Scales, which were administered to the female victims in three phases: pre-test, post-test, and follow-up. The emotion-focused group received Johnson’s (2003) training package over nine sessions, and the therapist-assisted group received Aghayousefi et al.’s (2020) training package over eight sessions. The control group received no intervention. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and SPSS software version 26. Findings: Results showed that both emotion-focused and therapist-assisted couple therapies significantly reduced aggression (F = 90.30, p < .001), increased negotiation (F = 64.47, p < .001), and enhanced psychological well-being (F = 103.81, p < .001) in the female victims of spousal violence, with these effects maintained at follow-up. However, the emotion-focused therapy package was more successful in improving psychological well-being, negotiation, and reducing aggression than the therapist-assisted therapy package. Conclusion: The findings suggest that both emotion-focused and therapist-assisted couple therapies are effective interventions for resolving conflicts and improving psychological well-being.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان