ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۰۲۱ تا ۲۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۱۰۲۱.

اثربخشی امیددرمانی با رویکرد اسلامی در مقایسه با امیددرمانی کلاسیک بر شادکامی و کیفیت زندگی بیماران عروق کرونر قلبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۴۸۶
سابقه و هدف: در بیماری عروق کرونر قلب کاهش شادمانی و کیفیت زندگی رایج است. پژوهش هایی اثربخشی برنامه امیددرمانی کلاسیک را در افزایش شادمانی و کیفیت زندگی بیماران مزمن نشان داده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی امیددرمانی با رویکرد اسلامی در مقایسه با امیددرمانی کلاسیک بر افزایش شادکامی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به عروق کرونر قلب بوده است. روش کار: در این پژوهش که از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه است، تعداد 60 نفر از بیماران مبتلا به عروق کرونر قلب یکی از بیمارستان های شهرستان قم برای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های امید، شادکامی و کیفیت زندگی (36SF-) بود. پس از جمع آوری داده های پیش آزمون، شرکت کنندگان در سه گروه همتای 20 نفری تقسیم شدند و جلسات مداخله در هشت جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. گروه آزمایشی اصلی، امیددرمانی با رویکرد اسلامی، گروه آزمایشی دوم، امیددرمانی کلاسیک و گروه کنترل، بسته مقابله با استرس دریافت کردند. پس از آن پس آزمون در تمامی گروه ها اجرا شد و داده ها با استفاده از آزمون های لوین، کولموگروف-اسمیرنوف و کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که امیددرمانی اسلامی و کلاسیک به صورت معناداری موجب افزایش امید، کیفیت زندگی و شادکامی در افراد مبتلا به بیماری کرونر قلبی شده است. همچنین روش امیددرمانی اسلامی در افزایش کیفیت زندگی و شادکامی بیماران مبتلا به کرونر قلبی، مؤثرتر از امیددرمانی کلاسیک است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، بهره گیری از امیددرمانی اسلامی در بیماران مبتلا به عروق کرونر قلبی توصیه می شود. همچنین، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده برنامه امیددرمانی اسلامی در بیماری های مزمن دیگر نیز اجرا و اثربخشی آن ارزیابی شود.
۲۱۰۲۲.

اعتباریابی مقدماتی پرسش نامه اعتیاد به غذای یل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۶۰۷
اهداف: اختلال خوردن یکی از اختلالات شایع روانی است که باعث مشکلات متعددی در سلامت جسمی و عملکرد روانی و کیفیت زندگی می شود. هدف از این مطالعه، ترجمه و بررسی روایی و اعتبار نسخه فارسی پرسش نامه اعتیاد به غذای یل در افراد با اختلال اعتیاد به غذای شهر اصفهان بود. مواد و روش ها: در قالب یک پژوهش توصیفی مقطعی، به روش نمونه گیری دردسترس در فاصله زمانی اسفند ۱۳۹۶ تا خرداد ۱۳۹۷، نمونه ای به حجم ۹۸ نفر از بیماران مبتلا به اعتیاد به غذا و۶۷ نفر افراد غیروابسته به غذا از مرکز تغذیه نوین شهر اصفهان انتخاب شد و افراد ابزارهای پژوهش (پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه ۲۵ سؤالی اعتیاد به غذا) را تکمیل کردند. جهت تحلیل داده ها از نسخه ۲۴ نرم افزار SPSS و نسخه ۱۸ نرم افزار Amos استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد ساختار عاملی پرسش نامه درمجموع از برازش مناسبی برخوردار است و روایی سازه مطلوبی دارد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، در بررسی روایی افتراقی بین افراد با اختلال اعتیاد به غذا و افراد سالم از لحاظ تمام زیرمقیاس های وابستگی به غذا تفاوت معنی داری مشاهده شد (P<۰/۰۵). ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف به غیر از عامل G، در سایر خرده مقیاس ها بالاتر از ۰/۷ به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نسخه ترجمه شده به فارسی YFAS از روایی و اعتبار نسبتاً مطلوبی برخودار است و می توان در موقعیت های بالینی و پژوهشی برای ارزیابی اعتیاد به غذا از آن استفاده کرد.
۲۱۰۲۵.

اثر بخشی آموزش اِسناد بر افزایش گذشت و بهبود اِسناد علّی و اِسناد مسئولیت زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۶۵۶
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش اِسناد بر افزایش گذشت و بهبود اِسناد علّی و اِسناد مسئولیت زوجین شهر اهواز است. روش: در این پژوهش از یک نمونه در دسترس زوجین شهر اهواز استفاده شد که به فراخوان پژوهشگر برای آموزش اِسناد پاسخ مثبت دادند. نمونه این پژوهش را 24 زوج تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه آزمایشی (12n=) و کنترل )12n=) گمارده شدند. فرضیه های پژوهش عبارتند از: 1- آموزش اِسناد سبب افزایش گذشت زوجین می شود ؛ 2- آموزش اِسناد سبب بهبود اِسناد علّی زوجین می شود؛ 3- آموزش اِسناد سبب بهبود اِسناد مسئولیت زوجین می شود. همه زوجین شرکت کننده در این پژوهش به وسیله مقیاس صفت گذشت (TFS) و مقیاس اِسناد ارتباطی (RAM) مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی و روش آماری، تحلیل واریانس چند متغیّری (MANOVA) و تحلیل واریانس تک متغیّری (ANCOVA) نیز به کار بسته شد. یافته ها: نتایج بدست آمده فرضیه های پژوهش را تایید نمود و نشان داد که آموزش اِسناد به گونه معنادار سبب افزایش گذشت، بهبود اِسناد علّی و اِسناد مسئولیت زوجین می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، بین زوجینی که آموزش اِسناد دیده اند (گروه آزمایش) و زوجینی که آموزش اِسناد ندیده اند(گروه کنترل)، از لحاظ افزایش گذشت تفاوت معناداری وجود دارد، بنابرین فرضیه ها تائید می گردد.
۲۱۰۲۶.

بررسی رابطه آلکسی تایمیا با اعتیاد به اینترنت: نقش واسطه ای افسردگی، اضطراب و استرس در یک جمعیت غیر بالینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۱۱۹۷
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای افسردگی، اضطراب و استرس، در رابطه بین آلکسی تایمیا و اعتیاد به اینترنت بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد در سال تحصیلی 97-96 در دانشگاه آزاد تهران جنوب بود که 370 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل سه پرسشنامه آلکسی تایمیا تورنتو، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ و پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس لاویباند ( DAS-21 ) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای افسردگی، اضطراب و استرس در رابطه بین آلکسی تایمیا و اعتیاد به اینترنت، نقش واسطه ای دارند. آلکسی تایمیا هم به صورت مستقیم و هم به واسطه افسردگی، اضطراب و استرس بر اعتیاد به اینترنت اثرگذار است. همچنین آلکسی ت ایمیا با افسردگی، اضطراب، استرس و اعتیاد به اینترنت رابطه مثبت معناداری دارد. علاوه بر این افسردگی، اضطراب و استرس رابطه ی مثبت معناداری با اعتیاد به اینترنت دارند. با توجه به یافته های پژوهش، آلکسی تایمیا در بروز حالات هیجانی ناخوشایند افسردگی، اضطراب و استرس و اعتیاد به اینترنت اثرگذار هست و این سه حالت هیجانی ناخوشایند نیز در اعتیاد به اینترنت مؤثرند.
۲۱۰۲۹.

تفاوتهای جنسیتی در ادراک زمان در رابطه با تعامل عدد و زمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۶۳۲
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تفاوت های جنسیتی ادراک زمان در رابطه با پردازش اعداد است. روش: 56 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمون رایانه ای ادراک زمان، به صورت اعداد 1،2،8،9 در دو بازه زمانی کوتاه (400،500،300 میلی ثانیه) و بلند (1100،1200،1000 میلی ثانیه) به آزمودنی ها ارائه شد و از آنها خواسته شد مدت زمان حضور اعداد را بازتولید کنند. برای نحلیل داده ها از آزمون نحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر سه عاملی استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که بازه های زمانی کوتاه بیش برآورد و بازه های زمانی بلند کم برآورد شدند. اعداد بر برآورد زمان تاثیر داشتند. دقت برآورد زمان به طول بازه های زمانی و اعداد بستگی داشت. برآورد بازه های زمانی کوتاه غیردقیق تر از بازه های زمانی بلند بود. در بازه های زمانی کوتاه، زنان در مقایسه با مردان برآورد زمان دقیق تری داشتند. برآورد مردان در بازه های زمانی کوتاه دو برابر برآورد زنان بود. برعکس، مردان نسبت به زنان در بازه های زمانی بلند برآورد زمانی دقیق تری داشتند. اما تفاوت بین مردان و زنان به اندازه بازه های زمانی کوتاه چشمگیر نبود. نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده تعامل عدد و جنسیت در ادراک زمان هست.
۲۱۰۳۲.

مقایسه شناخت والدین درباره انواع کودک آزاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۶۵۷
هدف: کودک آزاری یکی از معضلات گریبان گر جامعه بشری می باشد. خانواده ها می بایست آموزش های لازم را برای تمایز بین رفتارهای تربیتی با رفتارهای آسیب زا به کودکان دریافت نمایند . پژوهش حاضر باهدف بررسی و مقایسه شناخت والدین با و بدون تحصیلات دانشگاهی درباره انواع کودک آزاری است. روش: به شیوه نظریه زمینه ای به صورت کیفی و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته توسط ۲۸ نفر والدین (مادر و پدر) انجام پذیرفت. یافته ها: بر اساس بیانات مصاحبه شونده های پژوهش حاضر میزان شناخت از آزار جسمی در هر دو گروه یکسان بود با این تفاوت که وسعت شناخت والدین از انواع آزارهای جسمی در گروه با تحصیلات دانشگاهی بیشتر بود و اینکه در تحقیق حاضر والدین بدون تحصیلات دانشگاهی از عدم آگاهی، در شیوه های تربیتی از آزارهای جسمی به میزان قابل توجهی استفاده می کردند. دامنه ی شناخت از انواع آزارهای عاطفی در والدین با تحصیلات دانشگاهی زیاد بود همچنین آنها آزار از نوع غفلت (عاطفی) به علت تحصیل و اشتغالشان افشا های داشتند. شناخت از آزار جنسی در هر دو گروه وجود داشت با این تفاوت که میزان اطلاعات و آگاهی از زیرمجموعه آزار جنسی در میان والدین با تحصیلات دانشگاهی بیشتر بود نکته قابل توجه دیگر در این پژوهش آزار از نوع غفلت (عاطفی) به علت مشغولیت والدین با دنیای مجازی در عصر حاضر یافت شد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت عامل تحصیلات می تواند در شناخت انواع کودک آزاری مؤثر باشد. نکته قابل توجه اینکه اکثر والدین با تحصیلات دانشگاهی جملات خود را با شخص سوم بیان کردند، به طوری که گفته هایشان حاکی از آن بود که والدین این گروه در پژوهش حاضر از رفتارهای آزاردهنده، در شیوه های تربیتی فرزندشان استفاده نمی کنند ولی آگاه هستند چه نوع رفتارهایی از والدین دیگر می تواند کودک آزاری محسوب شود یا اینکه به طور زیرکانه در افشاسازی مقاومت داشتند و حال آنکه والدین بدون تحصیلات دانشگاهی اکثر جملاتشان حاکی از رفتارها و عکس العمل های خودشان در رابطه با فرزندشان بود حتی به نسبت در ابراز گفته هایشان از مقاومت کم تری استفاده کردند که بیشتر از تجارب عینی و شخصی خودشان بیاناتی را اظهار داشتند. باوجوداینکه میزان آگاهی و شناخت آگاهانه والدین بدون تحصیلات دانشگاهی در رابطه با عواقب کودک آزاری کم است اما داده های بیشتری به نسبت گروه با تحصیلات دانشگاهی استخراج شده است . .
۲۱۰۳۳.

پیش بینی استرس شغلی معلمان براساس بخشش و استراتژی های کنترل فکر و بررسی ارتباط آن ها با استرس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۴۶۶
مقدمه: امروزه بدلیل گسترش عوامل تنش زا و تغییر سبک زندگی، استرس به پدیده ای پیچیده و رایج تبدیل شده است. هدف این پژوهش پیش بینی استرس شغلی معلمان براساس بخشش و استراتژی های کنترل فکر و بررسی رابطه آن ها با استرس است. روش: جامعه آماری، کلیه معلمان ابتدایی دوره اول در سال تحصیلی 94-95 بودند که بر اساس جدول مورگان تعداد 123 نفر از طریق روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند . روش تحقیق از نوع همبستگی است. ابزار پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه بخشش، پرسشنامه کنترل فکر (TCQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS) . داده ها با روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره گام به گام با ا ستفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها حاکیست که بین بخشش و استرس معلمان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. بعلا وه بین مؤلفه های خود تنبیهی، نگرانی و پرت کردن حواس (از مؤلفه های کنترل فکر) با استرس معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ در مقابل بین مؤلفه های کنترل اجتماعی و ارزیابی دوباره (سایر مؤلفه های کنترل فکر) با استرس معلمان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج: هر چه سطح بخشش معلمان بیشتر باشد، آن ها استرس کمتری را تجربه خواهند کرد و نیز هرچه سطح خود تنبیهی، نگرانی و پرت کردن حواس معلمان بیشتر باشد، استرس آنها نیز افزایش خواهد یافت و در نهایت هرچه سطح کنترل اجتماعی و ارزیابی مجدد معلمان بیشتر باشد استرس آنان کاهش می یابد.
۲۱۰۳۴.

رابطه سبک های هویت با حضور و جستجوی معنای زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۵۴۹
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های هویت با حضور و جستجوی معنای زندگی بود. این پژوهش مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. از میان دانشجویان دانشگاه به شیوه نمونه گیری تصادفی مرحله ای خوشه ای چند مرحله ای 261 نفر (136 زن، 125 مرد) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ترجمه فارسی پرسشنامه های سبک هویت (ISI-4)، فیلیپس و پیتمن (2007)، و پرسشنامه حضور و جستجوی معنای زندگی (MLQ) استگر، فرایزر، کالر و اویشی (2006) استفاده شد. داده ها به کمک روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند: الف- سبک اطلاعاتی با حضور و جستجوی معنا رابطه مثبت معنادار داشت. ب- سبک سردرگم با حضور و جستجوی معنا رابطه منفی معناداری داشت. نتایج نشان دادند که سبک های هویت اطلاعاتی 21 درصد و سبک سردرگم/اجتنابی 2 درصد واریانس حضور معنای زندگی را پیش بینی کنندگان کردند.
۲۱۰۳۵.

تدوین آزمون آمادگی خواندن کودکان پیش دبستانی: بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۵۶۵
زمینه و هدف: یکی از اجزاء سازنده آمادگی برای ورود به مدرسه، آمادگی خواندن است. تدوین ابزارهایی که پیش نیازهای خواندن را در کودکان پیش دبستانی با توجه به زبان و فرهنگ ایرانی ارزیابی کند و دارای روایی و پایایی نیز باشد، یکی از نیازهای آموزشی و بخشی از فرایند تصمیم گیری و جایدهی آموزشی است. هدف از پژوهش حاضر تدوین آزمون آمادگی خواندن برای کودکان پیش دبستانی و بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه مقدماتی است. روش: نوع مطالعه این پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پیش دبستانی شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 64 کودک به عنوان نمونه، مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمون در مرحله نخست بر روی 33 کودک در پایان دوره پیش دبستانی و در مرحله دوم بر روی 31 کودک در اوایل دوره پیش دبستانی اجرا شد. سوال ها به منظور سنجش شش خرده آزمون واژگان، تمییز دیداری، تمییز شنیداری، نوشته آگاهی، دانش حروف، و سرعت نامیدن طراحی شده است. اعتبار آزمون با روش بازآزمایی (فاصله دو هفته) و ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و برای روایی آزمون از روش روایی محتوایی، روایی ملاکی، و روایی سازه استفاده شد. یافته ها: ضریب روایی همزمان آزمون آمادگی خواندن با آزمون تحول زبان و آزمون آگاهی واج شناختی، همبستگی معناداری را نشان داد. با توجه به معناداری T به دست آمده از مقایسه دو گروه کودکان در اوایل و پایان دوره پیش دبستانی و همچنین کودکان با و بدون تجربه پیش دبستانی، روایی افتراقی آزمون تأیید شد. ضریب اعتبار با روش بازآزمایی از 0/39 تا 0/87 و دامنه ضرایب آلفای کرونباخ از 0/15 تا 0/85 نشان می دهد که آزمون از اعتبار مناسبی برخوردار است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، آزمون دارای روایی و اعتبار مناسبی است، بنابراین می تواند به عنوان ابزاری جهت بررسی مهارت های پیش نیاز خواندن در کودکان پیش دبستانی مورد استفاده قرار گیرد.
۲۱۰۳۶.

اثر بخشی درمان هیپوونتلاسیون بر حساسیت اضطرابی و پردازش هیجان زنان مبتلا به اختلال پانیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۴۲۵
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان هیپوونتلاسیون بر حساسیت اضطرابی و پردازش هیجانی زنان مبتلا به اختلال پانیک بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه انجام شد جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به اختلال پانیک بود که به مرکز جامع سلامت سیدحاتمی شهر اردبیل در تابستان و پاییز سال 1397 مراجعه کرده بودند، 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به طور تصادفی در دو گروه برابر آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایشی طی 4 هفته (12 جلسه و هر جلسه 17 دقیقه) تحت درمان هیپوونتلاسیون قرار گرفت، و در این مدت بر گروه گواه مداخله ی انجام نگرفت. پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ریس و پترسون، 1985) و پردازش هیجانی )باکر، توماس، توماس و اوونز، 2007) به عنوان ابزار ارزشیابی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از مقایسه پس آزمون دو گروه، حاکی از این است که نمرات پس آزمون حساسیت اضطرابی و پردازش هیجانی گروه مداخله و کنترل تفاوت معنی داری دارد (01/0=P). به این ترتیب می توان گفت که درمان هیپوونتلاسیون موجب کاهش نمرات حساسیت اضطرابی و پردازش هیجانی زنان مبتلا به اختلال پانیک شده است.. کلید وازه ها: درمان هیپوونتلاسیون، حساسیت اضطرابی، پردازش هیجان، اختلال پانیک
۲۱۰۳۸.

بازشناسی چهره با استفاده از مدل بهبود یافته HMAX(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۵۱۰
مقدمه: سیستم شناسایی چهره، یک سیستم بیومتریک است که با استفاده از روش های هوشمند اتوماتیک، هویت انسان را بر اساس ویژگی های فیزیولوژیکی تشخیص می دهد و تایید می کند. هدف از این پژوهش، بهره گیری از مدل HMAX بهبود یافته برای بازشناسی چهره است. HMAX مدل بایولوژیکی الهام گرفته از سیستم بینایی انسان است. در این مقاله برای بهبود عملکرد مدل HMAX از اتوماتای یادگیر، بهره گرفته شده است. اتوماتا، دارای پارامترهای آزاد الفا و بتا است، قدرت پیشگویی در محیط های غیر قطعی را دارد و برای بالا بردن نرخ بازشناسی چهره انسان، به کار می آید. روش : ورودی مدل پیشنهادی، دیتا با استاندارد FEI ، شامل تصاویر ۲۰۰ فرد اهل برزیل است. پس از خواندن تصاویر با دستورات نرم افزار MATLAB ، تصاویر خوانده شده وارد مرحله استخراج ویژگی می شود. استخراج ویژگی با فیلترهای مدل HMAX انجام می شود. برای محاسبه نرخ بازشناسی چهره، ویژگی های استخراج شده با مدل HMAX ، دسته بندی می شود. پارامترهای مدل HMAX ، با اتوماتای یادگیر تعیین می شود. HMAX ، مدل سلسله مراتبی با ساختار چهار لایه ای C 2 , S 2 , C 1 , S 1 برای تشخیص ویژگی های ریز تصاویر است. به دلیل نمایش کارایی مدل پیشنهادی، مدل HMAX بهبود یافته با مدل رقیب الگوریتم Genetic ، مقایسه شده است. یافته ها: نتایج تحلیل دیتا ست، نرخ بازشناسی چهره را 08/94 درصد نشان داده است. نتیجه گیری : با توجه به نتایج این پژوهش مدل HMAX بهبود یافته، نرخ بازشناسی چهره را با دقت بالاتری نسبت به الگوریتم Genetic ، نشان داد.
۲۱۰۳۹.

مقایسه اثربخشی برنامه مشاوره انگیزشی نظام مند گروهی با دارو درمانی در کاهش علائم اختلال افسرده خویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۵۴۵
افسردگی از مهم ترین انواع اختلالات خلقی به شمار رفته و به عنوان اولین عامل ناتوان کننده جامعه ی بشری مطرح گردد که میزان وقوع بالا و ماهیت پیچیده آن به کارگیری درمان های جدید را ایجاب می کند.با توجه به این که غالباً در درمان افسردگی از دارودرمانی صرف استفاده می شود، لذا پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی برنامه مشاوره انگیزشی نظام مند گروهی (SMC) در اختلال افسرده خویی و مقایسه آن با دارودرمانی پرداخته است. این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. نمونه این پژوهش تجربی شامل 30 بیمار زن افسرده خو بودند که با استفاده از روش در دسترس از میان بیماران افسرده مراجعه کننده طی 9 ماه در سال 1390 به کلینیک روان شناسی دانشگاه فردوسی مشهد انتخاب شده و به طور تصادفی به سه گروه (هر گروه 10 نفر) یک گروه آزمایش تحت درمان برنامه مشاوره انگیزشی نظام مند همراه با دارودرمانی و یک گروه تحت درمان دارودرمانی صرف و یک گروه کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش دو پرسشنامه افسردگی بک (BDI) و پرسشنامه اهداف و علایق فردی (PCI) بودند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و در سطح آمار استنباطی از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون بین میانگین نمرات دو گروه در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (05/0p<). بررسی میانگین های تعدیل شده نشان از اثربخش تر بودن آموزش برنامه مشاوره انگیزشی نظام مند گروهی همراه دارودرمانی نسبت به دارودرمانی صرف بوده است و همچنین دو گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون کاهش بیشتری را در علائم افسردگی نشان داد. بر طبق نتایج این پژوهش روش درمانی مشاوره نظام مند و دارودرمانی در درمان افراد مبتلابه افسرده خویی مؤثرتر از دارودرمانی صرف در درمان بیماران افسرده خو هست.
۲۱۰۴۰.

تحلیلی بر استعداد شرم از منظر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۵۳۸
شرم هیجانی خودآگاه و ناتوان کننده است که هم در جوار دیگران و هم در تنهایی تجربه می شود. پژوهش های بسیاری از رابطه میان استعداد شرم، یعنی گرایش به تجربه شرم در غیاب محرک های متناسب، و آسیب شناسی روانی حکایت دارند. استعداد شرم ریشه هایی تحولی داشته و در این باره میان نظریه پردازان نامدار اتفاق نظر وجود دارد. فرض بر این است که ناایمنی در دلبستگی و نقص در ظرفیت ذهنی سازی، که دست دردست هم و در بستر تجارب اولیه کودکی شکل می گیرند، موجب کاشته شدن بذر استعداد شرم در فرد می شوند. مقاله حاضر تلاشی است در راستای یکپارچه سازی پیشینه نظری و پژوهشی درباره رابطه استعداد شرم با سبک های دلبستگی و ظرفیت ذهنی سازی، و طرح پیشنهاد هایی برای پژوهش های آینده در این حیطه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان