ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۷۶۱ تا ۱۴٬۷۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۴۷۶۱.

نقش میانجی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در ارتباط سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی(مطالعه موردی؛ کارکنان بیمارستان امیرالمومنین تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۵۱۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در ارتباط سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی در کارکنان بیمارستان امیرالمومنین تبریز انجام پذیرفت. روش: پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بیمارستان کلیوی امیرالمومنین شهر تبریز(N=250) می باشد از  این تعداد و بر اساس جدول مورگان نمونه ای به حجم 100(55 مرد و 45 زن) نفر و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد و پرسشنامه خستگی مزمن جیسون، پرسشنامه 5عامل شخصیتی نئو و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت والکر، سی کرست و پندر تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاکی از نقش میانجی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در رابطه سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی دارد و مطابق با یافته های پژوهش، ارتباط سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی از جمله روان رنجوری (583/0)؛ برون گرایی (404/0-)؛ دلپذیربودن(186/0-)؛ تجربه پذیری(383/0-)؛ با وجدان بودن(213/0-) و سبک زندگی سلامت محور(472/0-) می باشد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش میانجی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در رابطه سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی دارد و اثر سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی به صورت مستقیم بوده و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت به عنوان متغیر میانجی اثرغیرمستقیمی در این ارتباط به وجود آورده است.
۱۴۷۶۲.

بازشناسی چهره با استفاده از مدل بهبود یافته HMAX(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۵۱۰
مقدمه: سیستم شناسایی چهره، یک سیستم بیومتریک است که با استفاده از روش های هوشمند اتوماتیک، هویت انسان را بر اساس ویژگی های فیزیولوژیکی تشخیص می دهد و تایید می کند. هدف از این پژوهش، بهره گیری از مدل HMAX بهبود یافته برای بازشناسی چهره است. HMAX مدل بایولوژیکی الهام گرفته از سیستم بینایی انسان است. در این مقاله برای بهبود عملکرد مدل HMAX از اتوماتای یادگیر، بهره گرفته شده است. اتوماتا، دارای پارامترهای آزاد الفا و بتا است، قدرت پیشگویی در محیط های غیر قطعی را دارد و برای بالا بردن نرخ بازشناسی چهره انسان، به کار می آید. روش : ورودی مدل پیشنهادی، دیتا با استاندارد FEI ، شامل تصاویر ۲۰۰ فرد اهل برزیل است. پس از خواندن تصاویر با دستورات نرم افزار MATLAB ، تصاویر خوانده شده وارد مرحله استخراج ویژگی می شود. استخراج ویژگی با فیلترهای مدل HMAX انجام می شود. برای محاسبه نرخ بازشناسی چهره، ویژگی های استخراج شده با مدل HMAX ، دسته بندی می شود. پارامترهای مدل HMAX ، با اتوماتای یادگیر تعیین می شود. HMAX ، مدل سلسله مراتبی با ساختار چهار لایه ای C 2 , S 2 , C 1 , S 1 برای تشخیص ویژگی های ریز تصاویر است. به دلیل نمایش کارایی مدل پیشنهادی، مدل HMAX بهبود یافته با مدل رقیب الگوریتم Genetic ، مقایسه شده است. یافته ها: نتایج تحلیل دیتا ست، نرخ بازشناسی چهره را 08/94 درصد نشان داده است. نتیجه گیری : با توجه به نتایج این پژوهش مدل HMAX بهبود یافته، نرخ بازشناسی چهره را با دقت بالاتری نسبت به الگوریتم Genetic ، نشان داد.
۱۴۷۶۳.

طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخله رفتاری بر کاهش قلدری جسمانی و بهبود پیوند با مدرسه در دانش آموزان: روی آورد مدرسه محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۷۷۶
زمینه و هدف: قلدری مدرسه محور در مدارس سراسر دنیا به عنوان یک نگرانی جدی مطرح شده است؛ بنابراین استفاده از راهبردهای مداخله ای کارآمد به منظور مدیریت رفتارهای قلدری در مدارس برای پژوهشگران و روان شناسان، ضرورت دارد. مداخله در زمینه قلدری نیازمند اتخاذ روی آوردی مدرسه محور است که دانش آموزان قلدر، همسالان، و معلمان را در برگیرد؛ در نتیجه هدف پژوهش حاضر طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخله رفتاری مدرسه محور بر رفتار قلدری و پیوند با مدرسه دانش آموزان قلدر بود. روش: در پژوهش حاضر، طرح شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه مورد استفاده قرار گرفت. آزمودنی های پژوهش شامل 30 دانش آموز قلدر، 15 دانش آموز طرفدار قلدر، و 4 معلم پایه پنجم ابتدائی از مدارس دولتی شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، خوشه ای تک مرحله ای، و روش غربالگری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل فرم نام گذاری همسالان (پکاریک و همکاران، 1976)، فرم نام گذاری معلمان (ورتایمر-لارسون و همکاران، 1991)، فرم نام گذاری طرفداران قلدر (سالمیوالی و همکاران، 1996)، مقیاس قلدری ایلی نویز (اسپلج و هولت، 2001)، و مقیاس پیوند با مدرسه (سرنکویچ و جوردانو، 1992) بود. همچنین، مداخله رفتاری مدرسه محور در هشت جلسه یک ساعته و در طی 8 هفته به صورت گروهی اجرا شد. از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله رفتاری مدرسه محور به طور معنی داری باعث کاهش قلدری و کتک کاری و همچنین، افزایش دلبستگی به معلم و مدرسه، و مشارکت تحصیلی دانش آموزان قلدر شده است (0/001 p˂ ، 9/78=F ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر مداخله رفتاری مدرسه محور از طریق آموزش مدیریت رفتار به قلدرها، معلمان، و طرفداران قلدر، بر کاهش مؤلفه های قلدری و بهبود پیوند با مدرسه، اثربخش است و می تواند به عنوان روش مداخله مناسب برای کودکان واجد رفتارهای قلدری جسمانی استفاده شود. به علاوه، یافته های این پژوهش می تواند برای مشاوران مدارس، روان شناسان تربیتی، و معلمان در بهبود پیوند با مدرسه کودکان،کمک کننده باشد .
۱۴۷۶۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سبک های دلبستگی و مکانیزم های دفاعی زنان سرپرست خانوار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۰۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سبک های دلبستگی و مکانیزم های دفاعی زنان سرپرست خانوار انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایش با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش مرکز بهزیستی شهدای افسریه در سال 1397 بودند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد، ۳۰ نفر از زنانی که دارای سبک دلبستگی ناایمن بودند (کسب نمره پایین تر از 10 در مقیاس سبک دلبستگی ایمن) و در مقیاس مکانیزم های دفاعی نیز نمرات آنها ۲ انحراف معیار بالاتر از میانگین بود، انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر کدام 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در معرض ۸ جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد گروهی قرار گرفت. برای گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک دلبستگی سیمپسون (1990) و پرسشنامه مکانیزم های دفاعی آندروز و همکاران (1993) استفاده شد. داده های پژوهش توسط تحلیل کوواریانس چندمتغیری به وسیله نرم افزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تمامی سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا و مکانیسم های دفاعی رشدیافته، رشدنایافته و روان آزرده زنان سرپرست خانوار شهر تهران (در سطح خطای 05/0) موثر است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری نمود که درمان پذیرش و تعهد می تواند با آموزش مفاهیمی همچون شناسایی ارزش ها، ذهن آگاهی و عمل متعهدانه به عنوان یک درمان موثر برای بهبود سبک های دلبستگی و مکانیسم های دفاعی قلمداد شود.
۱۴۷۶۶.

اثربخشی آخرت باوری به صورت بحث گروهی بر پایبندی مذهبی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۸
آخرت باوری پس از توحید دومین اصلی است که همه ادیان الهی به ویژه اسلام، انسان ها را بدان دعوت کرده اند. این باور نقش مهمی در پایبندی مذهبی انسان ها دارد. آموزش آخرت باوری در نوجوانی که دوره شکوفایی عقل و دین و از سویی دوره طغیان غرایز است، اهمیت بیشتری دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آخرت باوری به صورت بحث گروهی بر پایبندی مذهبی نوجوانان است. پس از ساخت بسته آموزشی آخرت باوری، ۴۰ نفر از دانش آموزان پسر سوم دبیرستانی شهر قزوین، به شیوه تصادفی خوشه ای، نمونه گیری شدند و پس از تشکیل گروه آزمایش و کنترل، پیش آزمون پایبندی مذهبی برای هردو گروه اجرا شد. آموزش بسته آموزشی آخرت باوری به صورت بحث گروهی برای گروه آزمایش انجام و پس آزمون پایبندی مذهبی روی هر دو گروه اجرا شد. طرح پژوهشی بکار رفته، تحلیل داده ها برای مسائل مربوط به دو مجموعه از اندازه های وابسته بود و داده ها به کمک آزمون آماری کالموگروف - اسمیرنوف و U مان - ویتنی، تجزیه وتحلیل شد. یافته های پژوهش نشانگر اثربخشی آموزش آخرت باوری به صورت بحث گروهی بر افزایش پایبندی مذهبی و کاهش ناپایبندی و دوسوگرایی مذهبی نوجوانان بود.
۱۴۷۶۷.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۶۶۷
زمینه: تعارضات زناشویی سبب کاهش تاب آوری زوجین می شود. اما آیا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی می توانند به بهبود تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره کمک کنند؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی مقایسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران انجام گرفت. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1396 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیراحتمالی داوطلبانه و گمارش تصادفی استفاده شد. پس از انتخاب حجم نمونه و گمارش آنها در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، گروه های آزمایش مداخلات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و استروساهل، 2010) و ایماگوتراپی (مورو و همکاران، 2016) را طی سه ماه به صورت هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی براتی و ثنایی (1375) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره مؤثر بود (0/001 p< ). همچنین تفاوت معناداری بین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره وجود نداشت (0/05 p> ). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی اثربخشی مشابهی بر تاب آوری زنان دارای تعارضات زناشویی داشتند و می توان از این دو روش جهت بهبود تاب آوری این زنان استفاده کرد.
۱۴۷۶۸.

اثربخشی زوج درمانی شناختی - رفتاری بر باورهای غیرمنطقی و سلامت روانی زوجین دچار تعارض های زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۱ تعداد دانلود : ۵۳۱
امروزه یکی از دستاوردهای تحولات نهاد خانواده تعارضاتی است که در روابط بین زوجین دیده می شود. نتایج این تعارضات را می توان در ایجاد مشکلات روان شناختی و کاهش سلامت روان اعضای خانواده مشاهده نمود. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی شناختی - رفتاری بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و افزایش سلامت روان زوجین دچار تعارضات زناشویی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زوجین دچار تعارضات زناشویی مراجعه کننده به سه مرکز مشاوره و کلینیک خانواده منطقه 3 شهر تهران در شش ماهه اول سال 1398 به تعداد 88 نفر بودند. تعداد 32 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) گمارده شدند. افراد گروه آزمایش، زوج درمانی شناختی- رفتاری را به مدت 12 جلسه 120 دقیقه ای در هر هفته 2 جلسه دریافت کردند؛ گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های عقاید غیرمنطقی جونز (1978) و سلامت عمومی گلدبرگ (1972)، استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون افراد گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای باورهای غیرمنطقی (13/50 F =) و سلامت روان (87/46 F =)، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0> P ). درمجموع، با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که زوج درمانی شناختی- رفتاری به عنوان یک مداخله کارآمد بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و افزایش سلامت روان زوجین دچار تعارضات زناشویی، اثربخش بود.
۱۴۷۶۹.

اثربخشی آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی بر سلامت روان و انعطاف پذیری روان شناختی مادران کودکان کم شنوا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۱۹۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی بر سلامت روان و انعطاف پذیری روان شناختی مادران کودکان کم شنوا صورت گرفت. مطالعه حاضر، مطالعه ای شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل بود. 30 نفر از مادران کودکان کم شنوا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (1972) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) را تکمیل کردند. سپس به صورت تصادفی، در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 5 جلسه هفتگی آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی را دریافت کرد و پس از پایان درمان، هر دو گروه پرسشنامه های مربوط را مجدداً تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد آموزش تاب آوری با رویکرد اسلامی بر افسردگی، انعطاف پذیری روان شناختی و ادراک توجیه رفتار مادران کودکان کم شنوا تأثیر معنی داری دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که تاب آوری با رویکرد اسلامی می تواند برای بهبود شرایط روان شناختی مادران کودکان کم شنوا مفید باشد.
۱۴۷۷۰.

بایدهای اخلاقی سه گانه در فرایند مشاوره از چشم انداز آموزه های اسلامی و دانش روان شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
رعایت هنجارهای اخلاقی از مهم ترین عوامل مصونیت بخش فرایند مشاوره است. برخی از بایدها و اصول اخلاقی به دلیل نقش سازنده و اساسی که در فرایند مشاوره دارند در اولویت بوده و رعایت آن ها باعث ایجاد اعتماد در مراجع و باعث افزایش موفقیت در فرایند مشاوره می شود. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مهم ترین بایدهای اخلاقی در فرایند مشاوره انجام شده است. سؤال اساسی این است که مهم ترین بایدهای اخلاقی در فرایند مشاوره چیست و چه فوایدی دارد؟ در پژوهش حاضر از روش توصیفی تحلیلی و اجتهادی بهره گرفته شده و آموزه های اخلاقی سه گانه که می تواند نقش سازنده و مهمی در فرایند مشاوره داشته باشد، بررسی شده است. با بررسی اصول اخلاقی قابل استنباط از آموزه های اسلامی در فرایند مشاوره، می توان ادعا کرد که برخی از اصول اخلاقی نقش بنیادین و محوری در فرایند مشاوره دارند؛ به گونه ای که بدون التزام به این اصول اخلاقی، فرایند مشاوره با چالش ها و آسیب های جدی روبرو خواهد شد. پرواپیشگی، عفاف و صداقت، ازجمله اصول مهم در فرایند مشاوره است. رعایت این اصول و بایدهای اخلاقی سه گانه، می تواند مشاور را از غلتیدن در بسیاری از چالش ها مصونیت بخشد و می تواند زمینه ساز ایجاد اعتماد و امنیت روانی در مراجع باشد.
۱۴۷۷۱.

بهبود رابطه کلامی دانشجویان درون گرا و با عزت نفس پایین بر اساس خودافشایی و لغات ترغیب کننده استنباط شده از آیات 17 و 18 سوره طه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
ارتباط یکی از نیازهای مهم انسان است. دانشجویان هنگام تحصیل و بعد از فراغت برای یافتن شغل مناسب نیازمند مهارت های ارتباطی اند. پژوهش حاضر به منظور تقویت رابطه کلامی دانشجویان، مبتنی بر مهارت های ارتباطی استنباط شده از آیات 17 و 18 سوره طه انجام شد. از بین کلیه دانشجویان پسر مقطع کارشناسی، ابتدا 120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب و سپس 30 نفر با نمرات عزت نفس کمتر، برون گرایی کمتر و روان آزردگی بیشتر برگزیده شدند. این تعداد به شکل تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند و همه آن ها در پیش آزمون شرکت کردند. گروه تجربی دو جلسه آموزش از آموزه های استنباط شده قرآنی دریافت کرد و پس ازآن، هر دو گروه در پس آزمون شرکت کردند. یافته ها در دو مرحله و دو گروه با آزمون t مستقل و وابسته تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که گروه آزمایشی تحت تأثیر آموزش های انجام شده، از رابطه کلامی بیشتری برخوردار شده اند.
۱۴۷۷۲.

اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۶۲۸
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز سلامت دولت آباد در نیمه دوم سال 1396 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفت. سپس گروه آزمایش در 8 جلسه تحت آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (RSPWB-SF) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) استفاده شد و داده های حاصل از اجرای پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش دشواری های تنظیم هیجان و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. همچنین آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش بهزیستی روان شناختی و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مفید، جهت افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش دشواری تنظیم هیجان زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی بکار رود.
۱۴۷۷۳.

تعیین اثربخشی آموزش تئوری انتخاب بر مسولیت پذیری و امیدواری دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۶ تعداد دانلود : ۸۲۱
مقدمه: این پژوهش با هدف، بررسی تعیین تاثیر آموزش تئوری انتخاب بر میزان مسئولیت پذیری و سطح امیدواری در دانشجویان دختر انجام گرفت. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه دانشجویی دانشگاه که در سال  1396 1395در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان مشغول به تحصیل تشکیل دادند، که تعداد جامعه آماری که مجموعاً 529 نفر بودند و نمونه آماری30 نفر بودند که  به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب ومطالعه گردید. جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از پرسشنامه های امیدواری و پرسشنامه مسئولیت پذیری استفاده شد، ابزار اندازه گیری میزان مسئولیت پذیری پرسشنامه 42سوالی گاف بود، و برای سنجش میزان امیدواری از پرسشنامه 12 ماده ای اشنایدر استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس یکراهه (انکوا) وچند متغیره (مانکوا) استفاده شد و داده ها با نرم افزار spss تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از کواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری( 01/0P <  ) وجود دارد، و  آموزش تئوری انتخاب  موجب افزایش مسئولیت پذیری و امیدواری در دانشجویان دختر شده است ( 01/0P <  ). نتیجه گیری: بنابراین میتوان گفت، آموزش نظریه انتخاب با افزایش روابط مثبت، افزایش مسولیت پذیری و شیوه های صحیح ارضاء نیازهای اساسی انسان منجر به امید و مسولیت پذیری بیشتر می شود.
۱۴۷۷۴.

مدل علّی خودکارآمدی، تعهد سازمانی و خشنود شغلی با انگیزش شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۵۷۵
مطالعه حاضر با هدف بررسی متغیرهای سازمانی و روان شناختی مرتبط با انگیزش شغلی کارکنان صورت پذیرفت. اینپژوهشبهلحاظهدفکاربردیاستوهدفآن،توسعهدانشکاربردیدر زمینهمطالعات سازمانیاست.از منظر روش توصیفی- همبستگی است. جامعهآماریاینتحقیق، کارکنان بیمارستان کوثر شهر شیراز به تعداد 700 نفر در نظر گرفته می شود. شیوه نمونه گیری،به شکلنمونه برداریتصادفیطبقه ای، تعداد 248 نفر به عنوانحجمنمونهبرگزیدهشده اند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. فرضیات تحقیق با استفاده از الگوسازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که خودکارآمدی بالاترین ارتباط با انگیزش شغلی کارکنان را دارد.
۱۴۷۷۵.

مقایسه اثربخشی تحلیل رفتارمتقابل و آموزش تنظیم هیجان بر باورهای غیر منطقی و سبک های تصمیم گیری دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۲۲۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر تحلیل رفتارمتقابل و آموزش تنظیم هیجان و تبیین تفاوت این دو روش آموزشی در اصلاح باورهای غیرمنطقی و سبک های تصمیم گیری دختران نوجوان انجام شد. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده گردید. نمونه پژوهش حاضر شامل 34 دانش آموز دختر پایه دوم تا سوم مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 94-95 دبیرستان های شهر فردیس بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های تصمیم گیری اسکات و بروس (1995) و پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز (1969) است. برای آموزش مبتنی بر تحلیل رفتارمتقابل از بسته آموزش جونز و استوارت (1987) و برای آموزش تنظیم هیجان از مدل گراس (2015) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد هر دو رویکرد تحلیل رفتارمتقابل و آموزش تنظیم هیجان بر باورهای غیرمنطقی و سبک های تصمیم گیری نوجوانان مؤثر است (01/0≥P)؛ اما تفاوت معناداری در میزان اثربخشی بین تحلیل رفتار متقابل و آموزش تنظیم هیجان مشاهده نشد. نتیجه گیری: آموزش تحلیل رفتارمتقابل و تنظیم هیجان می توانند بر کاهش باورهای غیر منطقی موثر بوده و سبک تصمیم گیری منطقی را افزایش داده و باعث کاهش سبک تصمیم گیری وابسته و اجتنابی شوند.
۱۴۷۷۶.

تأثیر بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۷۱۰
زمینه و هدف: . بیشتر کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، مهارت های اجتماعی مناسبی ندارند و در سازش با محیط های مختلف و دوست یابی، دارای مشکلات اساسی هستند . برخی متخصصان معتقدند که بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری می تواند به کودکان مبتلا به این اختلال در یادگیری مهارت های اجتماعی کمک کند و برخی مشکلات رفتاری آنها را کاهش دهد. بدین ترتیب پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری بر مهارت های اجتماعی پسران پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. در این پژوهش 30 پسر با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی 5 تا 6 ساله شرکت داشتند که به روش نمونه گیری در دسترس از از مراکز پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل در سال تحصیلی 1397-1396 انتخاب شده اند و در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه، جایدهی شدند. گروه آزمایش، بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری را در 12 جلسه 40 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه گواه این آموزش ارائه نشد. ابزار استفاده شده در این پژوهش، مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بود. داده های به دست آمده از پرسشنامه در قبل و بعد از مداخله با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که پس از مداخله، میانگین نمرات مهارت های اجتماعی گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود ( 0/001 P < و 57/77 = F ). همچنین میانگین نمرات همه خرده مقیاس های مشارکت ( 0/0001 < P و 64/30 F = ) ، ابراز وجود ( 0/0001 < P و 54/48 F = ) ، و مهار خود ( 0/0001 P < و 39/09 F = ) در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود. نتیجه گیری : بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه، بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری باعث بهبود مهارت های اجتماعی، مشارکت، ابراز وجود، و مهار خود در کودکان پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شد. با توجه به این که در این شیوه مداخله، از فعالیت های هیجانی، عملی، و غیرکلامی استفاده می شود و از لحاظ نظری، تأکید بر تعامل فرد و محیط است، بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی موثر واقع شده است.
۱۴۷۷۷.

مقایسه عملکرد خانواده و کیفیت زندگی افراد مبتلابه بیماری ام اس با افراد سالم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۷۶۶
در این پژوهش باهدف مقایسه عملکرد خانواده و کیفیت زندگی افراد مبتلابه ام اس و افراد عادی، یک نمونه 60 نفره از بیماران مبتلای مراجعه کننده به مرکز معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های موردنظر پژوهش را که شامل پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه سنجش عملکرد خانواده ( -I FAD ) بودند تکمیل نموده و مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته ها: الف) همبستگی معنادار بین اکثر مؤلفه های عملکرد خانواده باکیفیت زندگی بیماران مبتلابه ام اس؛ ب) معناداری رگرسیون مؤلفه کیفیت زندگی بیماران مبتلابه ام اس از روی مؤلفه های عملکرد خانواده و قابل پیش بینی بودن 22/4 درصد از واریانس کیفیت زندگی بیماران مبتلابه ام اس بر اساس مؤلفه های عملکرد خانواده؛ ج) بهترین پیش بینی کننده های کیفیت زندگی بیماران مبتلابه ام اس متغیرهای ابراز عواطف و نقش ها هستند؛ د) بهترین پیش بینی کننده کیفیت زندگی کل (بیماران ام اس و افراد عادی) متغیر نقش ها است؛ ه) بین نمره ه ای مؤلفه های عملکرد خانواده (نقش ها، حل مشکل و ابراز عواطف) بیماران ام اس و افراد عادی ( 0/05 P< ) تفاوت معنادار وجود ندارد؛ و) بین نمره های کیفیت زندگی بیماران ام اس و افراد عادی ( 05/ P<0 ) تفاوت معنادار وجود دارد.
۱۴۷۷۸.

اثربخشی آموزش بهداشت کلام مبتنی بر آموزه های اسلامی بر دلبستگی به همسر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۵۸۳
این مطالعه، با هدف بررسی اثربخشی آموزش بهداشت کلام، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر دلبستگی به همسر به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون، با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان با تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مداخله در بحران های خانوادگی، فردی و اجتماعی بهزیستی شهر بیرجند در سه ماهه سوم سال 1394می باشد. از این میان، 32 نفر از زنان هدف به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 16 نفره قرار گرفتند و به ابزار دلبستگی به همسر ب ارتولومیو و ه ورویتز پاسخ دادند. اعضای گروه های آزمایش در 9 جلسه 60 دقیقه ای، آموزش های بهداشت کلام مبتنی بر آموزه های اسلامی دریافت کردند. یافته های حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره حاکی از اثربخشی آموزش بهداشت کلام، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کاهش میزان دلبستگی اجتناب و اضطراب نسبت به همسر است. ازاین رو، آموزش بهداشت کلام در جهت فعال سازی گفتار سودمند و بازداری از گناهان زبان، مبتنی بر آموزه های اسلامی می تواند بر دلبستگی به همسر مؤثر باشد.
۱۴۷۷۹.

اثربخشی درمان فراشناختی بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۵۹۵
زمینه: مرور پژوهشی نشان می دهد که درمان مبتنی بر فراشناختی بر متغیرهای مختلفی تأثیر دارد و همچنین زنان سرپرست خانوار در راهبردهای کنترل فکر دچار مشکل هستند؛ اما مسأله این است که درمان فراشناختی بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار چه تأثیری دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان فراشناخت بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار شهر تهران انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. از جامعه زنان سرپرست خانوار شهر تهران در سال 1397، 40 زن سرپرست خانوار به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان فراشناختی ولز (2000) دریافت کردند. راهبردهای کنترل فکر با پرسشنامه راهبردهای کنترل فکر ولز ودیویس (1994) سنجیده شد و داده های پژوهش با استفاده از کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج کواریانس نشان دادکه درمان فراشناختی بر افزایش راهبردهای کنترل فکر و مؤلفه های توجه برگردانی، کنترل اجتماعی و ارزیابی مجدد زنان سرپرست خانوار تأثیر معنی داری دارد (0/001≥ p ). نتیجه گیری: به منظور بهبود راهبردهای کنترل فکر و مؤلفه های آن یعنی توجه برگردانی، کنترل اجتماعی و ارزیابب مجدد زنان سرپرست خانوار می توان از درمان فراشناختی بهره گرفت.
۱۴۷۸۰.

رابطه سبک های دلبستگی و طرح واره های ناسازگار اولیه با بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته در دانشجویان پزشکی دانشگاه های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۴ تعداد دانلود : ۵۳۹
اختلال شخصیت خودشیفته به عنوان اختلالی جذاب در روان شناسی همواره برای پژوهشگران سوالات زیادی را ایجاد کرده است. سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه از جمله متغیرهایی هستند که می توانند به نوعی در بروز این اختلال نقش داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه در بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته در دانشجویان پزشکی دانشگاه های شهر تهران انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانشجویان پزشکی دانشگاه های شهر تهران مشغول به تحصیل هستند بودند که تعداد 278 پرسشنامه ی سبک های دلبستگی (هازن و شیور)، طرحواره ها (یانگ) و پرسشنامه ی بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته (آمز) به شیوه در دسترس توزیع و جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از SPSS با روش های آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. بر طبق نتایج سبک های دلبستگی ناایمن و دوسوگرا با بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته رابطه مثبت معنادار داشتند و سبک دلبستگی ایمن با بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته رابطه منفی معنادار داشت. همچنین بین کلیه مولفه های طرحواره های ناسازگار اولیه به جز طرحواره اطاعت رابطه مثبت معناداری وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک های دلبستگی 12 درصد و طرحواره های ناسازگار اولیه 22 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته را تبیین کردند. طبق یافته های پژوهش برای شناسایی هر چه بهتر اختلال شخصیت خودشیفته و جلوگیری از بروز آن باید برنامه های مناسبی توسط روان شناسان و مسئولین مربوطه تدوین شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان