نقش مدیریت عملکرد در سازمان ها‘تعیین عوامل مهم موفقیت ومعیارهای عملکرد مطلوب افراد و بهبود مستمر آنهاست.رویکرد سنتی مدیریت عملکرد در سازمانهای دولتی کشور‘درقالب نظام ارزشیابی کارکنان دولت‘نه تنها در ایفای چنین نقش مهمی چندان موفق نبوده است ‘بلکه خود عامل کاهش وفاداری افراد به سازمانها ودرنتیجه افت کیفیت وبهره وری آنها بوده است. در این مقاله ‘ که حاصل یک طرح پژوهش ملی است ‘تلاش شده است مختصری از دستاوردهای ارزیابی طرح موجود ارزشیابی کارکنان دولت با تأکید بر مشکلات و نارسای های آن ارایه واقدامات کلی در جهت اصلاح وتقویت طرح مذکور وتأمین ساز و کارهای پویایی آن پیشنهاد شود. الگوی نظری مورد استفاده در این ارزیابی‘الگویIPP است که با استفاده از روش پیمایشی وانجام نمونه گیری ودریافت نظرات از طریق پرسشنامه ‘برای شناخت ضعف های طرح موجود ارزشیابی کارکنان دولت از آن بهره گیری شد. یافته ها و نتایج پژوهش نشان میدهد این طرح در ارتباط با الف)میزان انطباق آن با واقعیت های نظام اداری کشور؛ب)بعد محتوایی آن از نظر دستورالعملهای اجرایی‘فرم ها ومعیارهای مورد استفاده در ارزشیابی عملکرد کارکنان دولت دارای نارسایی هایی است . در پایان مقاله‘درباره این نارسایی ها و چگونگی تعدیل آنها پیشنهادهایی ارایه شده است .
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی فرایند تحول مراحل مختلف هویت جنسی در کودکان بود.بدین منظور 117 نفر از کودکان 2 تا 7 ساله در مرکز پیش دبستانی ودبستانی دانشگاه شیراز انتخاب ومورد مطالعه قرار گرفتند.سپس با استفاده از مصاحبه به گردآوری اطلاعات در مورد سطح رشد هویت جنسی کودکان پرداخته شد.فرایند مصاحبه شامل 10 سؤال بود که سه سؤال در باب هویت جنسی‘سه سؤال در باب ثبات جنسی‘وسه سؤال دیگر نیز در مورد استواری جنسی بود.سؤالها در سه گروه موضوعی مختلف طبقه بندی گردید:1)خودکودک‘2)همسال همجنس‘3)همسال غیر همجنس. سؤال دهم مصاحبه نیز درمورد قضاوت کودک درباره نحوه شناسایی وتشخیص جنسیت توسط کودک بود.یافته های پژوهشی حاکی از آن است که کودکان در جریان تحول جنسی به ترتیب سه مرحله هویت جنسی‘ثبات جنسی‘واستواری جنسی را پشت سر میگذارند.کودکان در جریان تحول جنسی ابتدا در مورد خود‘سپس در مورد همسال همجنس‘وسپس در مورد همسال غیر همجنس این مراحل را اکتساب میکنند.کودکان 6تا7ساله نیزدر قضاوت درمورد نحوه تشخیص جنسیت ‘به نقشهای جنسی بیشتر از دیگر گروههای سنی اشاره داشتند.همچنین این تحقیق نشان میدهد که رشد هویت جنسی از فرایند رشد شناختی تبعیت میکند.
مقاله حاضر رفتار وروابط میان فردی معلمان با دانش آموزان را در کلاس درس مورد بررسی قرار میدهد.نمونه این پژوهش شامل 948 نفر از دختران دانش آموز و30 نفر از معلمان منطقه 2 آموزش و پرورش تهران است .برای اندازه گیری رفتار میان فردی معلمان‘از برگردان فارسی پرسشنامه تعامل معلم (QTI) که براساس الگوی دو بعدی "لیری"ساخته شده‘ استفاده گردیده است. یافته ها نشان میدهد که معلمان با توجه به الگوی لیری خود را در بعد همکاری-مخالفت جویی (CO) ودانش آموزان معلمان خود را در بعد سلطه گری- سلطه پذیری (DS) قرار میدهند.نتایج نشان میدهد تصویری که معلمان از خود وارتباطشان با دانش آموزان در ذهن دارند با تصویری که دانش آموزان از آنان دارند متفاوت است .تصویر معلمان از خود و ارتباطشان با دانش آموزان با تصویری که آنان از معلم مطلوب در ذهن دارند چندان تفاوتی ندارد ‘در حالیکه تصویر دانش آموزان از معلم خود با تصویری که از معلم مطلوب دارند تفاوت دارد.تصویر ذهنی دانش آموزان و معلمان ازمعلم مطلوب به هم شبیه است.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه نگرش دانش آموزان عادی دبیرستانی ایرانی و آمریکایی نسبت به امکان دوستی آنها با دانش آموزانی با ناتوانی شدید وچگونگی تسهیل چنین دوستی هایی بوده است .به همین منظور نتایج حاصل از پژوهشهای هندریکسون‘شکوهی یکتا‘نیتاپسکی‘وگیبل(1996)وکاووسی(1377)مورد مقایسه قرار گرفت .بدین ترتیب‘از داده های مربوط به 289 دانش آموز ایرانی و 656 نفر دانش آموز آمریکایی استفاده شد.آزمودنی ها با دامنه سنی19-13 سال شامل هر دو گروه دختر و پسر بودند. ((پرسشنامه ادراک دوستی دانش آموزان))(SFPS) روی هر دوگروه از دانش آموزان اجرا شد.نتایج به دست آمده از مقایسه داده های دو گروه نشان میدهد علاوه بر نقاط مشترک‘دربسیاری از موارد بین نگرش دانش آموزان ایرانی و آمریکایی تفاوت وجود دارد.از جمله این که هر دو گروه آزمودنی ها دوستی با دانش آموزانی با ناتوانی شدید را ممکن دانسته و حاضرند در جهت ایجاد چنین دوستی هایی تلاش کنند.در ایجاد و تسهیل این گونه دوستیها‘دانش آموزان آمریکایی بر نقش بزرگسالان ‘ودانش آموزان ایرانی‘به ویژه بر نقش متخصصان‘تأکید داشته اند. در ضمن در پایان مقاله دلایل احتمالی یافته های به دست آمده مورد بحث و بررسی قرار گرفته و کاربردهای عملی وپیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ارایه شده است.
در دو آزمایش، اثر حافظه کاذب (پارادایم دیس - رودیگر - مک درموت) در میان جمعیت ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش 1، فهرست هایی از کلمات متداعی (از نظر معنایی) به آزمودنی ها ارایه شد. در آزمایش 2 که گسترشی از پارادایم پیش گفته بود، آزمودنی ها فهرست هایی از تصاویر کلمات متداعی (از نظر معنایی) را دریافت نمودند. در هر دو آزمایش میزان بالایی از بازخوانی و بازشناسی کاذب مشاهده گردید. یافته ها حاکی از آن است که الف) این اثر در میان جمعیت ایرانی قابل تکرار است، و ب) می توان آن را به محرک های تصویر تعمیم داد. نتایج در رابطه با نظریات شبکه ای مورد بحث قرار می گیرند.
در این پژوهش به بررسی تاثیر آموزش ابراز وجود بر ابراز وجود، عزت نفس، بهداشت روانی و اضطراب اجتماعی در دانش آموزان پسر مضطرب اجتماعی سال اول دبیرستان پرداخته شده است. جامعه آماری دانش آموزان پسر مضطرب اجتماعی سال اول دبیرستانهای اهواز می باشند. از بین 200 نفر نمونه اولیه 90 دانش آموز مضطرب اجتماعی انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی، دارونما و گواه گمارده شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارتند از: مقیاس خود گزارشی مداد – کاغذی ابراز وجود برای نوجوانان، مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت، مقیاس اضطراب اجتماعی و فهرست تجدیدنظر شده علایم روانی (SCL 90-R). طرح پژوهشی طرح پیش آزمون – پس آزمون با دو گروه کنترل می باشد. نتایج تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس نشان داد که آموزش ابراز وجود باعث افزایش ابراز وجود، عزت نفس و بهداشت روانی و کاهش اضطراب اجتماعی می شود. این تاثیر فقط در گروه آزمایشی مشاهده شد و دو گروه دیگر تفاوت معنی داری در پیش آزمون نداشتند. نتایج این پژوهش موثر بودن آموزش ابراز وجود را در افزایش جسارت ورزی، عزت نفس و بهداشت روانی و کاهش اضطراب اجتماعی نشان می دهد.
" از زمانی که روان شناسی با عنوان پسیکولوژی (یاعلم روح) راه خود را از علم النفس جدا کرد، قریب 70 سال می گذرد. اگر رشد این موجود طبیعی بود، بایستی حالا درختی تنـومند و پربار می بود که نیست. بخشی از این سرنوست به شرایط زمانه باز می گردد و بخشی از آن به خصلت های شخصیتی روان شناسان و اشکال در شیوه ارتباط آنها با یکدیـگر مربـوط می شود. ایـن مقـاله تـلاش می کند تا با بررسی روان شناختی جامعه روان شناسی ایران، در طول 70 سال اخیر، تصویر روشنی از موانع رشد طبیعی روان شناسی ارایه دهد. بی شک نسل جدید روان شناسان برای اجتناب از تکرار اشتباه اسلاف خویش، نیاز به بازنگری راه پیموده شده دارد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت هویت از نظر نحوه توزیع افراد در چهار حالت هویت سردرگم، زودهنگام، مهلت خواه و کسب شده در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز طراحی و اجرا شد. فرضیه اصلی این پژوهش یعنی تفاوت معنی دار در فراوانی چهار نوع هویت ذکر شده در کل نمونه و دانشجویان دختر و پسر با استفاده از روش آماری مجذور خی مورد تحلیل قرار گرفت و فرضیه پژوهشی در کل نمونه و در دانشجویان دختر و پسر تأیید گردید. همچنین در ابعاد هویت – اعتقادی و روابط بین فردی در کل نمونه و دانشجویان دختر و پسر تأیید گردید. نتایج با توجه به دیدگاه اریکسون و مارسیا مورد بحث قرار گرفت.
پژوهش حاضر به منظور بررسی تفاوت میزان افسردگی پسران دبیرستانی جانبازان می پردازدکه با توجه به سطوح مختلف ارتباط با پدرانشان در شهر تهران اجرا شده است. در پژوهش علّی –مقایسه ای حاضر‘1200 آزمودنی به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای بررسی افسردگی آزمودنی ها‘از سیاهه افسردگی بک(فرم کوتاه)وبرای بررسی سطوح مختلف ارتباط پدر-پسراز پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد.نتایج نشان داد که میانگین افسردگی پسران جانبازان ترکش خورده با میانگین افسردگی پسران جانبازان دارای نقص عضو وضایعات دارای نقص بینایی با میانگین افسردگی پسران جانبازان ترکش خورده واعصاب و روان‘شیمیایی و دچار موج انفجار شده تفاوت معناداری مشاهده شد.میزان افسردگی دانش آموزانی که ارتباط ضعیف با پدران خود داشتند ‘ با میزان افسردگی دانش آموزانی که ارتباط قوی با پدران خود داشتند تفاوت معناداری را نشان داد.
هدف از این پژوهش بررسی مقیاس های اعتباری فرم کوتاه پرسشنامه MMPIبه زبان فارسی است .نمونه مورد بررسی شامل 279 آزمودنی در چهار گروه مختلف است .این چهار گروه عبارتنداز:1)گروهی که به منظور معاینات استخدامی از طرف مراکز استخدامی وگزینشی معرفی شده اند(120=N)؛2)گروهی که به دلایلی از جمله تعیین درصد ازکارافتادگی یاآسیب دیدگی‘ویا بررسی شرایط احراز معافیت پزشکی از خدمت‘وجز آن به درمانگاه ارجاع داده شده اند(32=N) 3)مراجعانی (بیمارانی)که به سبب مشکلات واختلالات مختلف روان شناختی به درمانگاه روان شناسی مراجعه کرده اند(68=N)؛و4)گروهی تصادفی از افراد عادی از میان کارکنان بیمارستان و همراهان مراجعان فوق به عنوان گروه مقایسه(59=N). یافته ها نشان میدهد که آزمودنی های گروه استخدامی در مقیاس های K وL به طور معنی داری نمرات بیشتری نسبت به سه گروه دیگر به دست آورده اند.به عبارت دیگر ‘ این گروه از آزمودنی ها سعی داشته اند خود را بهتر ازآنچه هستند نشان دهند. از طرف دیگر آزمودنی های گروه مراجعه کننده به کمیسیون پزشکی در مقیاسF نمرات بیشترودرمقیاس K و L نمرات کمتری نسبت به سه گروه دیگر به دست آورده اند . به بیان دیگر‘این گروه آزمودنی ها سعی داشته اند خود را بدتر ازآنچه هستند نشان دهند.