فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۲۰۱ تا ۳۲٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
بررسی تأثیر روش مداخله ای حل مشکل خانوادگی بر کاهش ناسازگاری زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت و هنجاریابی مقیاس سنجش رشد اعتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" هنر درمانی - بالینی "
حوزههای تخصصی:
همبودی اختلال های روانپزشکی در مراجعه کنندگان یک درمانگاه روانپزشکی
حوزههای تخصصی:
تأثیر آموزش راه بردهای فراشناختی بر بهبود عمل کرد خواندن دانش آموزان نارساخوان پسر پایه ی چهارم و پن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر دو نوع مداخله رایانه ای بر نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به اختلال بیش فعالی- کم توجهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی اثر بازی های رایانه ای و آموزش تایپ رایانه ای بر نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به اختلال بیش فعالی - کم توجهی (ADHD) بوده است.
روش: در این مطالعه که از نوع کارآزمایی بالینی یک سوکور بود، 37 کودک دبستانی مبتلا به ADHD به دو گروه اول (17 نفره) و دوم (20 نفره) تقسیم شدند. اعضای گروه اول طی هشت جلسه یک ساعته (هفته ای سه جلسه) به بازی با رایانه پرداختند و افراد گروه دوم در هشت جلسه یک ساعته (هفته ای سه جلسه) تحت آموزش تایپ رایانه ای قرار گرفتند. برای املای مدرسه 12 نمره در نظر گرفته شد که شامل چهار نمره پیش از مداخله، چهار نمره حین مداخله و چهار نمره پس از مداخله بود. نمرات املای جلسات، مربوط به املایی بود که کودکان در طول جلسات می نوشتند.
یافته ها: دو گروه از نظر سن، مقطع تحصیلی، جنس، بهره هوشی، داروهای مصرفی، نمرات پرسشنامه کانرز والدین و معلمان، داشتن رایانه در منزل، سابقه کار با آن و میانگین نمرات املا همسان بودند. پس از شرکت کودکان در جلسات بازی رایانه ای، نمرات املای مدرسه در حین مداخله (??.??±?.??) در مقایسه با پیش از مداخله (??.??±?.??) میزان معنی دار مرزی افزایش نشان داد. شرکت در جلسات آموزش تایپ رایانه ای نشان دهنده چنین تغییری نبود.
نتیجه گیری: ارتقای میانگین نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به ADHD در حین شرکت در جلسات بازی رایانه ای، ممکن است ناشی از بهبود توجه آنان باشد. جذابیت این نوع بازی ها، بازخورد سریع رایانه، فقدان بازخورد منفی آن و حمایت از فرآیند تصمیم گیری کودک نیز می تواند این یافته را توجیه کند.
جدایی روانشناختی از والدین و پیشرفت تحصیلی : یک پژوهش درباره تفاوتهای جنسی و فرهنگی
حوزههای تخصصی:
نقش جدایی روانشناختی به معنای دستیابی به یک احساس مستقل از خود بدون نیاز به قطع رابطه با والدین در سازش یافتگی فردی نوجوان یا بزرگسال در فرهنگهای مختلف به اثبات رسیده است. در این پژوهش، وضعیت جدایی روانشناختی و مؤلفههای چهارگانه آن (استقلالهای هیجانی، کنشی، تعارضی و بازخوردی) در ارتباط با پدر و مادر و همچنین مشارکت این متغیرها در پیشرفت تحصیلی دانشجویان بررسی شد. بر مبنای تکمیل پرسشنامه جدایی روانشناختی هافمن توسط نمونهای به اندازه جامعه در دسترس و متشکل از 174 دانشجوی مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب که به علت اشتغال به تحصیل از والدین خود جدا شده بودند، نمره کلی جدایی روانشناختی و ابعاد مختلف آن مشخص و براساس نمرههای ترمهای مختلف؛ شاخص پیشرفت تحصیلی نیز محاسبه شد. تحلیل نتایج تفاوت معنادار بین دو جنس و استقلال بیشتر پسران را در سطح کلی جدایی روانشناختی و در سطح مؤلفه استقلال هیجانی نشان داد. رگرسیون پیشرفت تحصیلی بر جدایی روانشناختی فقط در گروه پسران معنادار و درصد واریانس قابل پیشبینی برابر با 13 بود. مقایسه میانگینهای نتایج دانشجویان ایرانی با نمونه خارجی، پایینتر بودن سطح استقلالهای هیجانی، تعارضی و کنشی و بالاتر بودن سطح استقلال بازخوردی در نمونه پژوهش را نمایان کرد. این یافتهها با آشکار کردن سطوح مختلف ارتباط بین مؤلفههای جدایی روانشناختی با پیشرفت تحصیلی، ضرورت توجه به ابعاد مختلف این جدایی را با در نظر گرفتن نوع استقلال و جنس آزمودنیها و والدین برجسته کرد.
تحول مفاهیم اخلاقی و دیگر دوستی در دانش آموزان دوره راهنمایی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش فرایند تحول مفاهیم اخلاقی و دیگردوستی در دانشآموزان دوره راهنمایی تحصیلی بررسی شد. 1020 دانشآموز(510 دختر و 510 پسر) از پایههای تحصیلی اول تا سوم راهنمایی و در پنج منطقه اقتصادی- اجتماعی شهر تهران به طور تصادفی با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب و سطوح تحول اخلاقی و دیگردوستی آنان به وسیله پرسشنامه ”ما“ (MDT، 1989) تعیین شد. تحلیل دادهها نشان داد (1) دیگردوستی با افزایش سن متحول نمیشود اما رفتارهای دیگردوستانه با تغییر نوع روابط از نزدیکان به بیگانگان تغییر میکند. (2) تفاوت شاخص کلی تحول اخلاقی بین پایه اول با پایههای دوم و سوم معنادار بود اما عدم افزایش معنادار نمرات بین پایههای دوم و سوم، توقف روند تحول این شاخص را نشان داد. (3) نمرات دانشآموزان دختر و پسر در متغیرهای کلی دیگردوستی(RAT، RBT، RCT) و در شاخص کلی تحول اخلاقی(TJ) تفاوت معناداری را به دست نداد. (4) وجود رابطه معنادار بین وضعیت اقتصادی- اجتماعی با تحول اخلاقی و دیگردوستی برجسته شد و پایینترین میانگینها در مناطق غیرمرفه و بالاترین میانگینها در مناطق مرفه به دست آمد. یافتهها ضرورت ایجاد یک جـّو تعاون و تقابل در روابط اجتماعی، لزوم ارائه الگوهای دیگردوستانه و جامعهگرایانه توسط بزرگسالان و اتخاذ راهبردهایی به منظور تضمین شرایط بهینه تحول شناختی را مطرح کردند.