هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش برنامة مـهارتهای اجـتماعی ـ هیـجانی بر هوش هیـجانـی دانش آموزان بود. بدین منظور، 40 نفر دانش آموز از بین پسران سال اول دبیرستانهای شهرستان مهاباد به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. قبل از شروع آموزش مهارتها به گروه آزمایشی، آزمون هوش هیجانی (بهرة هیجانی بارـ آن: 90 سؤالی) برای هر دو گروه به عنوان پیش آزمون اجرا شد. سپس برنامة آموزش مهارت های اجتماعی ـ هیجانی، که در این تحقیق با مراجعه به برنامه های موجود تهیه شده بود، طی 12 جلسه به گروه آزمایشی آموزش داده شد. پس از پایان آموزش ها، آزمون هوش هیجانی مجدداً برای هر دو گروه به عنوان پس آزمون اجرا گردید. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادنـد که آموزش مهارت های اجتماعی ـ هیجانی در افزایش مؤلفه های اصلی هوش هیجانی دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است.
هدف: بررسی نقش اهداف پیشرفت در مؤلفه های یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان. روش: آزمودنی ها شامل 685 دانش آموز پایه سوم دبیرستان های شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.
ابزار: پرسشنامه اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران، و پرسشنامه یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت که روایی و اعتبار آنها احراز شده بود. آزمودنی ها براساس پاسخ به پرسشنامه اهداف پیشرفت و نیز برتری جهت گیری آنها در پنج گروه بدون هدف، اجتنابی، رویکردی، تبحری و اهداف چندگانه قرارگرفتند. یافته ها: مقایسه میانگین مؤلفه های خودتنظیمی (شناخت، فراشناخت و مدیریت منابع) در آزمودنی های پنج گروه هدف، با روش تحلیل واریانس چند متغیره یک راهه نشان داد که میانگین های پنج گروه با همدیگر تفاوت دارند (001/0p<). انجام آزمون های تعقیبی توکی و شفه نشان داد که میانگین راهبردهای شناختی و مدیریت منابع در گروه های اجتنابی و بدون هدف از سایر گروه ها کمتر است (001/0p<). میانگین های یاد شده در سه گروه تبحری، رویکردی و چندگانه تفاوت معناداری نداشت. میانگین گروه بدون هدف، از اجتنابیها هم کمتر بود (001/0p<). در مورد راهبردهای فراشناختی، مقایسه میانگین ها در بعضی گروه ها تفاوت داشت.
نتیجه گیری: فراهم کردن محیط ها و ساختارهای انگیزشی چندگانه و تبحری نقش مهمی در رشد مهارت ها ومؤلفه های خودتنظیمی دارد که لازم است اقداماتی در مورد آنها صورت گیرد.
"تحقیقات نشان می دهد که جنسیت بر نوع تقاضا و دلیل وابستگی به اینترنت مؤثر می باشد. به گونه ای که روانشناسان معتقدند مردها گرایش دارند برای کسب قدرت، پایگاه اجتماعی، سلطه گری برخط (آنلاین) باشند در حالیکه زنان بدنبال دوستی های حمایت کننده، شریک و همسر رمانتیک آنلاین هستند و از طریق اینترنت ترجیح می دهند هویت واقعی خود را پنهان کنند و به هویت دلخواه خود دست یابند. هدف از مطالعه حاضر بررسی علل احتمالی موجود در وابستگی به اینترنت (چت) ورابطه آن باخود پنداره دانشجویان رشته علوم انسانی دانشگاه الزهرا بود. ازآنجا که وابستگی به اینترنت(چت) یک بیماری سایکوفیزیولوژیک است لذا با نشانه هایی، مانند تحمل و اختلالات تاثیر گذار در رفتار و قطع روابط اجتماعی وافزایش استفاده روزانه از اینترنت همراه است. سؤال اصلی پژوهش این است که:آیا بین چت کردن وخود پنداره دانشجویان وابسته وغیر وابسته به اینترنت رابطه وجود دارد؟
روش پژوهش از نوع علی ـ مقایسه ای بود و آزمودنیها به صورت داوطلبانه تمایل به همکاری و شرکت در تحقیق داشتند. نمونه پژوهش از جامعه دانشجویان دختر علوم انسانی به تعداد100 نفر به شیوه داوطلبانه انتخاب و با استفاده از ابزار «خودپنداره راجرز و مقیاس سنجش وابستگی به اینترنت (اعتیاد)» سنجش شدند.
نتایج تحقیق با استفاده از آزمون آماری t، نشان داد، که بین خودپنداره و وابستگی به اینترنت، خصوصاً چت کردن دانشجویان وابسته و غیر وابسته، تفاوت معناداری وجود دارد و هدف عمده آنها از چت کردن نداشتن سرگرمی های مورد دلخواه و متنوع، دسترسی نداشتن به دوست صمیمی، نداشتن شغل و برنامه ای منسجم برای زندگی، قبولی در رشته ای که مورد علاقه آنها نیست و بطور غیر مستقیم آشنا شدن از ویژگی های جنس مخالف بود.
"
از اوایل دهه 90 میلادى، پژوهش ها و بررسى هاى بسیارى در زمینه روان شناسى اینترنت و تأثیر آن بر سلامت و رفتار انسان انجام پذیرفته است. امروزه موضوع اینترنت، مسئله مهمى براى بیشتر کشورها، به ویژه کشورهاى در حال توسعه و از جمله کشورهاى اسلامى است. آگاهى از پى آمدهاى اینترنت و در کنار آن، در نظر گرفتن راهبردهاى مناسب براى استفاده درست و پیش گیرى یا کاهش پى آمدهاى احتمالى منفى آن، اهمیت اساسى دارد.
در این مقاله، پس از بیان تاریخچه اینترنت، جنبه هاى روان شناختى و پى آمدهاى مثبت و منفى آن بر سلامت و رفتار انسان بررسى شده است. دست آوردهاى این مقاله که بیانگر بخشى از پژوهش هاى تجربى در این زمینه است، نشان مى دهد افزون بر دست آوردهاى مثبت و انکارناپذیر اینترنت، پى آمدهاى نامطلوبى نیز هم در جنبه هاى فردى و هم در جنبه هاى اجتماعى به همراه دارد.
این مقاله در خصوص پیشرفت های جدید در مورد انگیزه بزرگسالان برای آموزش و تعلیم، تنظیم شده است. مقاله بر پایه پروژه بزرگ تحقیقات تجربی است که بین سال های 1977 تا 1999 در فرانسه اجراء شده است
گزارش پژوهشی موجود به معرفی ابزاری جدید برای اندازه گیری وضعیت بهداشت روانی مثبت و منفی می پردازد که در دو پژوهش جداگانه اجرا شد. در پژوهش نخست، آزمون های مختلف که نشانه های بهزیستی روانی، رضایت از زندگی و شادی را اندازه گیری می کردند، در کنارآزمون هایی که به اندازه گیری مشکلات روانی مربوط می شد، به گروهی از دانشجویان ارائه و دانشجویان دراین دو بعد مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعداد این دانشجویان 554 نفر بود که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند. مجموع گویه های 5 پرسشنامه مورد استفاده در مقیاس لیکرت، 174 گویه بود. پس از تکمیل این گویه ها که از 5 آزمون مختلف بود، نتایج به دست آمده با روش تحلیل مؤلفه های اصلی برای استخراج دو عامل بررسی شدند و تعداد 46 گویه که ضرایب همبستگی مناسبی با دو عامل استخراجی ازروش مؤلفه های اصلی داشتند، انتخاب شدند. این عوامل با توجه به ویژگی محتوایی و پرسشنامه ای که از آن اسخراج شده بودند با عناوین وضعیت بهداشت روانی مثبت و منفی نام گذاری شدند. در پژوهش بعد، پرسشنامه 46 گویه ای که با روش تحلیل عوامل به دست آمده بود به همراه دو پرسشنامه معتبر به گروهی دیگر از آزمودنی ها (117 کارمند دانشگاه) داده شد. نتایج مطالعه دوم نشان داد که این آزمون از ضرایب اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. به علاوه در تحلیل عوامل با روش مؤلفه اصلی این بار نیز دو عامل استخراج شده با گویه های مربوط، همبستگی های مناسبی داشتند. در این مرحله برای تایید برازش مدل از روش تحلیل عامل تاییدی استفاده شد که برازش مدل را به صورت ضعیف تایید کرد. نتایج با توجه به دیدگاه جدید در مورد بهداشت روانی مورد بحث قرارگرفت.
شناسایی و سنجش خلاقیت مدیران مدارس متوسطه شهرستان اردبیل و نمین و بررسی رابطه آن با اثر بخشی مدیران و مدارس آنها از اهداف اصلی تحقیق به شمار می رود روش تحقیق پژوهش حاضراز نوع توصیفی پیمایشی است پژوهش حاضر از نوع توصیفی و پیمایشی است.جامعه آماری آن راکلیه مدیران مدارس متوسطه شهرستان اردبیل و شهرستان نمین که تعداد آنها 227 نفرو دبیران که 2280نفر است را تشکیل می دهد.در این پژوهش از روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی شد ه است مدیران به ترتیب زن و مرد به تعداد 39 و 48 نفر جمعا به تعداد 87 نفر مشخص گردیده است همچنین برای بدست آوردن نمونه دبیران برحسب تعداد مدیر، برای هرمدیر تعداد 3 نفر دبیر قابل دسترس به صورت تصادفی برای سنجش اثر بخشی مدرسه و مدیر انتخاب گردیده است . پس از تهیه ادبیات و پیشینه و تحقیق برای جمع آوری داده ها و تعیین خلاقیت مدیران مدارس پرسشنامه 60 سوالی و برای تعیین اثر بخشی مدیران و مدارس آنها پرسشنامه 30 سوالی که هر دو پرسشنامه با مقیاس درجه بندی لیکرت و با آلفای کرانباخ اعتبار یابی شده اند مورد استفاده قرار گرفت . سپس داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون آمار مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .بررسی نشان داد که بین خلاقیت مدیران و اثر بخشی آنها در یکپارچگی هنجاری ، بین خلاقیت مدیران و جنسیت آنان ، بین خلاقیت مدیران با رشته تحصیلی آنان تفاوت وجود دارد ولی بین خلاقیت مدیران و اثر بخشی آنها در انطباق و سازگاری ، بین خلاقیت مدیران و اثر بخشی آنها در انسجام و کارکرد یگانگی ، بین خلاقیت مدیران و اثر بخشی آنها در نیل به هدف ، بین خلاقیت مدیران با جنسیت ، بین خلاقیت مدیران با رشته تحصیلی رابطه معنی داری وجود ندارد.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی میزان هوش معنوی دانشجویان دانشگاه اصفهان و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال 88- 87 بود که از این میان 97 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. در این پژوهش از روش توصیفی استفاده شده و گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس سنجش هوش معنوی کینگ (SISRI-24) انجام شده است. یافته ها نشانگر هوش معنوی نسبتاً بالا در دانشجویان دانشگاه اصفهان بوده است.از بین ویژگی های جمعیت شناختی، ارتباط معنی داری بین متغیرهای جنسیت، مقطع تحصیلی، دانشکده و سن، با میزان هوش معنوی به دست نیامد و تنها رابطه ی بین وضعیت تاهل با میزان هوش معنوی معنی دار بود. به عبارتی، میزان هوش معنوی دانشجویان متاهل به طور معنی داری بیش از دانشجویان مجرد بود.
زنان نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند. بنابراین سلامت آنان زیربنای سلامت جامعه و خانواده است. هدف این پژوهش کیفی، تبیین دیدگاه های زنان در زمینه مفهوم سلامت است. 22 خانم 20 تا 50 ساله در تهران، طی نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و تا اشباع داده ها مورد مصاحبه های عمیق نیمه ساختار تعاملی قرار گرفتند. مصاحبه ها ضبط، دست نویس و با روش سه مرحله ای مقایسه مداوم تحلیل شدند.
این عوامل که به منزله طبقه های استخراج شده هستند عبارتند از: شیرینی و دشواری نقش مادری، عوامل فرهنگی ـ اجتماعی مؤثر بر سلامت و خانواده سالم زیربنای سلامت زنان.
سلامت زنان محور سلامت خانواده است که تحت تاثیر شرایط مناسب خانواده، روابط زناشویی خوب و برخورداری از حمایت های اجتماعی است. از این رو، نیازهای زنـان که زیربنـای خـانواده هـا هستند می بایست در تصمیم گیری و برنامه ریزی ها مبتنی بر شواهد واقعی باشند.