در این مقاله هدف بحث پیرامون توانایی بالقوه استعاره ها و کاربرد آنها در حوزه مشاوره و روان درمانی بوده است. روش بررسی در این مقاله بر اساس تحلیل کیفی و محتوایی پژوهش های انجام شده در سال های اخیر است. در این مقاله بعضی شیوه های ممکن درمانی شامل نحوه برسی استعاره های کلیدی مراجع به عنوان نشانگر تغییر مطرح شده است. نتایج بررسی ها در کل نشان می دهد که استعاره ها ممکن است نقش مهمی در تسهیل فرآیندهای تغییر در مشاوره و روان درمانی داشته باشند و نتایج همچنین نشان داده است که استعاره درمانی روش خلاقی است که با استفاده از قدرت تصویرسازی اش مراجع آسان تر به بینش و بصیرت می رسد.
در این پژوهش میزان اضطراب و درماندگی دانشجویان در سال های مختلف تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف های این پژوهش عبارتند از: الف) بررسی میزان نگرانی دانشجویان در مراحل مختلف تحصیلی ب) بررسی میزان درماندگی دانشجویان در زمینه انتخاب شغل و دسترسی به آن در سال های مختلف تحصیل ج) بررسی تاثیر آموزش مهارت های کاریابی بر کاهش میزان نگرانی های انتخاب شغل و درماندگی انتخاب شغل است. فرض شده است میزان نگرانی انتخاب شغل در سال های اول تحصیل بیشتر از سال های آخر است و در عوض میزان درماندگی برای انتخاب شغل در سال های آغازین اندک و در سال های آخر بالاتر می باشد، همچنین فرض شد که آموزش مهارت های شغل یابی می تواند میزان نگرانی اندک و در سال های آخر بالاتر می باشد، همچنین فرض شد که آموزش مهارت های شغل یابی می تواند میزان نگرانی انتخاب شغل و میزان درماندگی در اقدام عملی برای انتخاب شغل را بکاهد. این پژوهش در دو مرحله انجام شده است در ابتدا یک نمونه 492 نفری از بین دانشجویان انتخاب گردید و دو پرسشنامه محقق ساخته در اختیار آنان قرار داده شد. در قسمت دوم پژوهش دو گروه 50 نفری از کسانی که در هر دو مقیاس بالاترین نمره را آورده بودند انتخاب شدند و هر کدام به یک گروه کنترل و آزمایش تقسیم گردیدند. گروه های کنترل هر کدام طی سه هفته تحت آموزش مهارت های کاریابی و جستجوی شغل قرار گرفتند. نتایج مرحله اول پژوهش نشان داد که میزان نگرانی انتخاب شغل در سال های آغازین بالا و در سال های پایانی تحصیل کاهش می یابد و در عوض میزان درماندگی در سال های آغازین تحصیل اندک و در پایان افزایش یافته است. به علاوه نتایج مرحله دوم نشان داد آموزش مهارت های کاریابی و جستجوی شغل می تواند میزان نگرانی در مورد انتخاب شغل و درماندگی در انتخاب شغل را کاهش دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد برای کمک به دانشجویان ارایه خدمات مشاوره شغلی با هدف آموزش مهارت های جستجوی شغل ضروری می باشد.
امروزه، بررسى پى آمدهاى دین دارى بر بهداشت روانى، از بحث هاى کاربردى و پرطرفدار در میان پژوهشگران و عموم مردم به شمار مى رود. گرچه مؤلفه هاى گوناگون دین دارى، پیوند تنگاتنگى با یکدیگر دارند، مى توان آنها را در دو مقوله اساسى «باورها» و «رفتارها» جاى داد و جداگانه به بررسى هر کدام پرداخت. در اینجا، تنها به نقش رفتارهاى دینى در سلامت روانى مى پردازیم.
در نگاه نخست، خود رفتارهاى دینى را نیز مى توان در دو دسته رفتارهاى عبادى و رفتارهاى اخلاقى قرار داد. رفتار عبادى معمولاً در زمینه ارتباط با خداوند (یا اولیاى او) انجام مى گیرد و رفتار اخلاقى به منظور برقرارى رابطه با دیگران است. در این مقاله، به نقش رفتارهاى عبادى در بهداشت روانى مى پردازیم و در شماره آینده، نقش رفتارهاى اخلاقى را مى کاویم. رفتار عبادى، انواع گوناگونى مانند نماز، روزه، حج، زیارت، اعتکاف و دعا را شامل مى شود. این عبادت ها، پى آمدهاى مشترک و نیز ویژه اى دارند که از میان پى آمدهاى مشترک آنها، به این موارد پرداخته ایم: آرامش روانى، بالا بردن ظرفیت روانى، ارضاى نیاز به پرستش، انسجام شخصیتى، پاک سازى درون، به دست آوردن فضیلت هاى اخلاقى، تقویت اراده، زمینه سازى براى بازگشت به خود، حمایت اجتماعى و به دست آوردن تجربه هاى دینى و عرفانی.
مطالعه تاثیر کار بر نگرش های افراد از موضوعات مهم جامعه شناسی است. از طرف دیگر سرمایه اجتماعی به عنوان منابع و پاداش هایی که افراد از طریق روابط اجتماعی به دست می آورند، در چند دهه گذشته مقبولیت گسترده ای یافته است، ولی تحقیقات چندانی در ارتباط با تاثیر سرمایه اجتماعی بر فعالیت شغلی صورت نگرفته است.
هدف از نگارش مقاله حاضر، بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر فعالیت شغلی دبیران مقاطع متوسطه شهرستان اصفهان است. به این منظور با بهره گیری از آرای صاحب نظرانی مانند پوتنام و کلمن در ابتدا به سنجش میزان سرمایه اجتماعی در میان دبیران رسمی نواحی پنجگانه آموزش و پرورش شهرستان اصفهان پرداخته و سپس چگونگی رابطه و تاثیر آن بر فعالیت شغلی آنان بررسی شده است. در این زمینه مؤلفه های سرمایه اجتماعی شامل کیفیت روابط (اعتمادورزی) و کمیت روابط (عضویتهای گروهی و انجمنی و روابط همیارانه) مورد بررسی و سنجش قرار گرفته اند.
روش تحقیق از نوع همبستگی و به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل 5443 نفر دبیران مرد و زن شهرستان اصفهان در سال 86 ـ 1385 می شد که از بین آنان با استفاده از فرمول کوکران، 329 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. شیوه جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود. آلفای کرونباخ فعالیت شغلی 72/0 و برای سرمایه اجتماعی 85/0 بود.
نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین میزان سرمایه اجتماعی دبیران در یک طیف پنج درجه ای از یک تا پنج، 54/2 (اعتماد برابر با 02/3 و شبکه ارتباطات برابر با 10/2) و میانگین میزان فعالیت شغلی آنها برابر با 72/2 است. در مورد رابطه میان سرمایه اجتماعی و فعالیت شغلی دبیران، یافته های این تحقیق نشان داد که سرمایه اجتماعی با ابعاد فعالیت شغلی به ترتیب کیفیت آموزشی فعالیت (42/0=r)، میزان فعالیت آموزشی(39/0=r) و کیفیت پژوهشی فعالیت (28/0 = r) رابطه داشته و هر سه مورد نیز معنادار هستند. به طور کلی ابعاد گوناگون سرمایه اجتماعی، 19 درصد تغییرات فعالیت شغلی را تبیین کردند.
پیشگیری از عود ، جزء مهمی از درمان الکلیسم است. این مدل به وسیله مارلات و گوردون پیشنهاد شده است. آنها معتقدند که تعیین کننده های بی واسطه، ( برای مثال، موقعیت های پر خطر، مهارت های کنارآمدن ، پیامد انتظارات و تاثیر پرهیز از تخلف) و پیشایندهای پنهان (برای مثال، عوامل سبک زندگی و اشتیاق ها و ولع ها )، می توانند در عود اعتیاد سهیم باشند. همچنین، مدل پیشگیری از عود، راهبردهای مداخله ای جهان و خاص بی شماری را که درمانگر و مراجع، در هر قدم از فرایند عود، با آن مواجه می شوند، یکپارچه می سازد. مداخلات خاص، شامل شناسایی موقعیت های پر خطر برای هر مرجع و افزایش مهارت های آنان برای کنار آمدن با این موقعیت ها، افزایش خودکارآمدی مراجع، از بین بردن باورهای غلط درباره اثرات الکل، مدیریت لغزش ها و بازسازی ادراکات مراجع، از فرایند عود است. راهبردهای جهانی ازجمله، ایجاد تعادل در سبک زندگی مراجع و کمک به آنها در جهت ایجاد علایق مثبت، باعث به کارگیری فنون کنترل محرک ها و فنون مدیریت اشتیاق به مصرف مواد و بسط دادن نفشه های مسیر عود می شود. در این چارچوب، مطالعات چندی، از مدل پیشگیری از عود حمایت نظری و عملی کرده است.
"هدف: هدف از این مطالعه بررسی اختلالات شخصیت و ویژگی های شخصیتی مردان مبتلا به اختلال هویت جنسی می باشد. شناسایی اختلالات شخصیت می تواند در بالا بردن کیفیت کمک به بیماران مبتلا مفید واقع شود.
روش بررسی: این پژوهش تحلیلی – مقطعی به روش مقایسه ای و از نوع مورد – شاهدی و با نمونه گیری ساده و در دسترس می باشد. آزمودنی ها تعداد 40 نفر از مردان مبتلا به اختلال هویت جنسی بودند که به مرکز بهزیستی نواب صفوی تهران مراجعه می کردند. هم چنین 40 نفر از کارمندان مرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران که هیچ یک از ملاک های تشخیصی اختلال هویت جنسی را براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی – ویرایش چهارم نداشتند، با توجه به همتاسازی با بیماران به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. اختلالات شخصیت و فراوانی آنها با استفاده از پرسشنامه بالینی چند محوری میلون (MCMI-II) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون مجذور کای و تی برای گروه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در مقیاس های وابسته (038/0=P)، نمایشی (001/0P<)، ضداجتماعی (017/0=P)، منفعل - مهاجم (007/0=P)، مرزی (001/0P<) و پارانوئید (021/0=P) نمرات بالاتری را نسبت به گروه گواه به دست آورده و اختلاف آنها از لحاظ آماری معنی داری می باشد.
نتیجه گیری: مطابق با یافته های حاصل، بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی، برخی ویژگیها و خرده مقیاسهای اختلالات شخصیتی را بیشتر از افراد عادی دارا بوده و درجاتی از اختلالات شخصیت در برخی از آنها بارز است.
"
این آزمایش ارتباط متقابل فیزیولوژیکی را در زوجهای مادر - دختر با استفاده از سازه های نظریه وارونه سازی (Apter, 1982) شامل حالت های فراانگیزشی، و فرآیندهای وارونه سازی مورد بررسی قرار داده است. ارتباط متقابل فیزیولوژیکی مقیاسی از کیفیت و میزان پیش بینی پاسخ های فیزیولوژیکی یک فرد از الگوهای پاسخ فیزیولوژیکی فرد دیگر است. از بین 63 زوج مادر - دختر که در یک آزمایش قبلی (غفار تبریزی، 2003) شرکت کرده بودند، یک گروه پر تعارض (12 زوج) و یک گروه کم تعارض (12 زوج) بر اساس خرده مقیاس تعارض از مقیاس محیط خانواده (Moss&moss 1994) تشکیل شد. این مطالعه سطح ارتباط متقابل فیزیولوژیکی بین زوج ها و همچنین پیش بینی کننده های هیجانی و فرا انگیزشی ارتباط متقابل فیزیولوژیکی را در تعاملات خنثی، متعارض و مطبوع مطالعه نمود. نتایج نشان داد که پاسخ های فیزیولوژیکی دختران پاسخ های مادران را بهتر پیش بینی کرد تا بر عکس این مورد طبق نتایج، میزان عناد طلبی و آرامش دختران پیش بینی کننده ارتباط متقابل بود. سود و زیان تعاملی نیز با فیزیولوژی مشترک ارتباط داشتند. برای گروه پرتعارض، ارتباط متقابل فیزیولوژیکی در زمان مکالمه متعارض قوی تر از زمان مکالمه مطبوع بود. به طور کلی، داده ها سودمندی سازه های نظریه وارونه سازی را در توضیح تداخل اثر بین فرآیندهای فرا انگیزشی، هیجانی حین تعاملات و ارتباط متقابل فیزیولوژیکی بین زوج های مادر - دختر نشان داد. با این وجود، عوامل شناختی، کلامی و غیرکلامی که ارتباط متقابل فیزیولوژیک را بر می انگیزند، باید هدف مطالعات آینده قرار گیرند
در پژوهش حاضر، به بررسی رابطه «خود ناهمخوانی» و «بهزیستی» در بین مبتلایان به هراس اجتماعی پرداخته شد. پژوهش ها نشان داد که مبتلایان به هراس اجتماعی از بهزیستی پایین تری برخوردارند. همین طور، «خود ناهمخوانی» با هراس اجتماعی رابطه مستقیم و با بهزیستی رابطه منفی دارد. لذا این سوال مطرح است که کدام یک از انواع «خودناهمخوانی» تاثیر بیشتری بر بهزیستی مبتلایان داشته و آیا «خود ناهمخوانی» مستقیما باعش کاهش بهزیستی مبتلایان به هراس اجتماعی می شود یا از طریق افزایش هراس اجتماعی کاهش بیشتر بهزیستی را به دنبال دارد. برای اجرای این طرح، تعداد 250 نفر از دانشجویان مبتلا به هراس اجتماعی به تصادف انتخاب شدند که همزمان به پرسشنامه های بهزیستی و «خود ناهمخوانی» پاسخ دادند. نتایج نشان داد که خود ناهمخوانی «واقعی ناخواسته» و «واقعی/بایدی» به ترتیب تاثیر بیشتری بر بهزیستی دارند. همچنین اثر مستقیم «خود ناهمخوانی» بر بهزیستی بیش از اثر غیر مستقیم آن است. این یافته می تواند برای درمان هراس اجتماعی و ارتقا سطح بهزیستی مبتلایان دستاورد مهمی به شمار آید.
مقدمه و هدف: بررسیهای جهانی نشان میدهد که جمعیت سالمندان به علت ارتقاء سطح بهداشت در حال افزایش است، این در حالی است که این گروه همچنان مشکلات بهداشتی ـ درمانی زیادی را تجربه میکنند به طوری که یکی از مشکلات اساسی سالمندان مساله افسردگی است . این مطالعه با هدف تعیین تاثیر خاطرهگویی گروهی بر میزان افسردگی سالمندان ساکن شهرکرد انجام شده است .
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش کارآزمایی بالینی است که تعداد 64 نفراز سالمندان مراجعه کننده به کانون بازنشستگان کشوری شهرکرد در سال 1385 به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. در گروه آزمون خاطرهگویی گروهی و در گروه شاهد جلسات گروهی به طول 8 جلسه و هر جلسه به مدت یک و نیم ساعت انجام شد. میزان افسردگی واحدهای پژوهش قبل و بعد از مداخله با استفاده از پرسشنامه افسردگی سالمندان ارزیابی گردید. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری مجذور کای و تی زوجی تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین امتیاز افسردگی سالمندان گروه آزمون از 95/17 قبل از مداخله به 92/12 بعد از مداخله رسید و نتایج اختلاف معنیداری را در این گروه نشان داد(04/0=p)، این در حالی است که در گروه شاهد قبل و بعد از مداخله اختلاف معنیداری مشاهده نشد .
نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان گفت که خاطرهگویی گروهی بر کاهش میزان افسردگی سالمندان موثر است، لذا میتوان این تکنیک را که مورد بیتوجهی قرار گرفته است، به طور آسان، و قابل اجرا در تمام مراکز نگهداری سالمندان و یا در منزل به کار برد.
"این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین دینداری با شادکامی و رضایتمندی زناشویی انجام گرفت. طرح پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کادر آموزشی، کارکنان و دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد مبارکه در سال تحصیلی 87 ـ86 بود. نمونه پژوهش 269 آزمودنی (62 نفر عضو هیات علمی، 28نفر از کارکنان و 179 دانشجوی متاهل) بود که به شیوه طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه شادکامی (90/0= α)، پرسشنامه رضایت زناشویی (92/0 = α) و آزمون «معبد2» (97/0= α) بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها علاوه بر روشهای آمار توصیفی از تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. تحلیل نتایج نشان داد که بین دینداری با شادکامی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد (01/0 >P). دینداری و سن، پیشبینیکنندههای مناسبی برای رضایت زناشویی و شادکامی محسوب میشوند (05/0
"