هدف این پژوهش، بررسی مناسب بودن کیفیت محتوای تدریس شده به دانشجویان استعداد درخشان بود. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری آن،دانشجویان استعداد درخشان و عادی دانشگاه اصفهان به حجم 140نفر بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شدند. و برای برآورد حجم نمونه در انتخاب متخصصان، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش گرد آوری داده ها کمی– کیفی بود. در بخش کمی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، مشکلات دانشجویان در بعد محتوا بررسی شد. در بخش کیفی، با استادان متخصص در زمینه آموزش استعداد درخشان مصاحبه نیمه سازمان یافته به عمل آمد. یافته های پژوهش نشان داد دانشجویان استعداد درخشان و عادی از محتوای تدریس شده در سطح دانشگاه رضایت کامل ندارند.استادان برای مناسب کردن محتوای درسی برای دانشجویان استعداد درخشان بر هفت مقوله تکراری نبودن مطالب درسی، حذف یا جایگزینی دروس عمومی،ارائه دروس به صورت عملی، سازمان دهی میان رشته ای، ارائه محتوا به صورت غنی، متناسب کردن محتوا با علائق دانشجویان و انعطاف پذیری محتوا تأکید داشتند.
این پژوهش با هدف بررسی نقش های اجتماعی زنان و مردان و مقایسه نمود حضور اجتماعی آنها نسبت به یکدیگر، در داستان های واقعی کودکان انجام شد. جامعه آماری آن، کلیه داستان های واقعی تألیف شده برای گروه های سنی «الف»، «ب» و «ب و ج»، طی سال های 1384-1360 به تعداد 180 عنوان بود. پژوهش به روش تحلیل محتواانجام شد. بر اساس یافته های پژوهش نقش های اجتماعی موجود، در پنج مقوله «خانواده»، «کارهای خانه»، «تحصیل»، «مشاغل»، و «فعالیت های سیاسی و اجتماعی» دسته بندی شدند. هم چنین یافته های پژوهش نشان داد زنان بیشتر در دو مقوله «خانواده» و «کارهای خانه» و مردان در مقوله های «خانواده» و «مشاغل» حضور دارند. و تنوع نقش های اجتماعی مردان بیش از زنان است. بین نقش های اجتماعی زنان و مردان و واقعیت های اجتماعی هماهنگی وجود ندارد.
مقدمه: هدف این پژوهش، تهیه ی یک راهنمای درمانی فشرده و کوتاه مدت بر اساس شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، برای استفاده در مبتلایان به اختلال افسردگی مهاد با افکار خود کشی و بررسی مقدماتی کارآیی آن بود.
روش: راهنمای درمانی حاضر، با در نظر گرفتن اصول بالینی کاربردی در تهیه ی راهنمای درمانی برای مداخلات روان شناسی و مشاوره تهیه، و پس از بررسی مطالعات نظام دار بازنگری در حیطه ی کارآمدی درمان های شناختی – رفتاری بر افسردگی و خودکشی استفاده شده است. این راهنما برای نخستین بار روی یک بیمار افسرده دارای افکار خودکشی اجرا، و نتایج در چارچوب گزارش موردی ارزیابی گردید. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه ی افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) و مقیاس بک برای افکار خودکشی BSSI)) و همچنین دو فرم جداگانه ی محقق ساخته بود.
یافته ها: نتایج نشان داد، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اساس راهنمای درمانی حاضر، موجب کاهش معنادار افسردگی (10نمره) ونیز افکار خودکشی (4نمره) در بیمار گردیده است. به علاوه این نتایج در دو نوبت پیگیری 3 ماهه (در مجموع 6ماه) دوام داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، می توان نتیجه گرفت که راهنمای درمانی تهیه شده، در کاهش افسردگی و افکار خودکشی بیماران افسرده موثر بوده است.