مقدمه: بر اساس دیدگاه های مختلف، مقیاس هایی برای سنجش صفات اسکیزوتایپی ساخته شده اند. این مقیاس ها جنبه های محدودی از شخصیت اسکیزوتایپی را می سنجند. پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی جامعیت بیشتری داشته و بر پایه الگوهای بالینی آخرین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ساخته شده اند. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل عوامل و اعتباریابی این پرسشنامه می باشد.
روش: این پژوهش از نوع توصیفی است. نمونه ای به حجم 609 نفر (187 نفر گروه مذکر و 422 نفر گروه مؤنث) به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای از دانشجویان دانشگاه های پیام نور تبریز، سراب و آزاد تبریز انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند.
یافته ها: در تحلیل مؤلفه های اصلی راه حل های دو و سه عاملی برای پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی استخراج شد، اما راه حل دو عاملی (اسکیزوتایپی منفی و اسکیزوتایپی مثبت) تناسب و ارتباط منطقی تری با نشانگان اسکیزوتایپی نشان داد. در مقایسه نمرات گروه های مؤنث و مذکر، بین میانگین نمرات پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی تفاوتی مشاهده نشد. روایی همزمان با اجرای توام پرسشنامه صفات اسکیزوتایپی- نسخه الف، ضرایب 80/0، 75/0 و 82/0 را به ترتیب برای کل پرسشنامه، عامل های اسکیزوتایپی منفی و اسکیزوتایپی مثبت نشان داد. ضرایب همسانی درونی کل و عامل های منفی و مثبت به ترتیب 74/0، 77/0 و 83/0 محاسبه شد. همچنین، ضریب اعتبار بازآزمایی برای کل پرسشنامه 80/0 و عامل های مذکور 72/0 و 70/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: بنابر یافته های پژوهش حاضر، پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی در جامعه ایرانی به عنوان ابزار سنجش ملاک های نه گانه شخصیت اسکیزوتایپی متن تجدید نظر شده چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی اعتبار مطلوبی دارد و در تحقیقات روان شناسی و روان پزشکی به عنوان یک ابزار معتبر قابل کابرد می باشد.
هوش هیجانی عبارت است از: بیان کیفیت و درک احساسات خویش و دیگران، همدلی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو. در حقیقت این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است (گراوز، 1999). پژوهش حاضر با هدف مقایسه هوش هیجانی در کودکان پرورشگاهی با کودکان عادی اجرا شده است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای می باشد. جامعة مورد تحقیق، دختران عادی و پرورشگاهی 12 تا 18 سال شهرستان مشهد بود. تعداد آزمودنی ها در هر دو گروه مجموعاً 100 نفر که 50 نفر آنان کودکان عادی و 50 نفر آنان کودکان پرورشگاهی، که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند بود. در این پژوهش از پرسشنامه EQ-I استفاده شده است. این پرسشنامه توسط بار- اون ساخته شده است و به عنوان نخستین ابزار معتبر فرا فرهنگی جهت سنجش هوش هیجانی به شمار می رود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون معنی داری تفاوت میانگین ها (آزمون T) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین کودکان پرورشگاهی و عادی در مؤلفه های خودآگاهی، خود شکوفایی، همدلی، شادکامی، حل مسأله، خوشبینی، انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری به عنوان مؤلفه های هوش هیجانی وجود دارد. به گونه ای که کودکان عادی به طور معناداری از هوش هیجانی بالاتری نسبت به کودکان پرورشگاهی برخوردارند و روابط عاطفی بهتری را نسبت به کودکان پرورشگاهی تجربه می کنند و نگرش مثبت تری به زندگی، نسبت به کودکان پرورشگاهی دارند.
هدف از این پژوهش بررسی مبانی مهارت های اجتماعی از دیدگاه لقمان حکیم می باشد. در سال های اخیر در غرب توجه زیادی به مباحث مهارت های اجتماعی و ارتباطی و آموزش و به کارگیری این مهارت ها در سطوح مختلف زندگی شده است. این در حالی است که لقمان حکیم قرن ها پیش از این پندها و اندرزهایی داشته که به تعبیر امروز از مصادیق بارز و برجسته آموزش مهارت های اجتماعی می باشد.
در همین راستا در قرآن مجید نیز سوره ای تحت عنوان لقمان وجود دارد که در این سوره به فرازهایی از پندهای لقمان حکیم به فرزندش اشاره شده است. در این مقاله آن دسته از سخنان آن حکیم بزرگوار که منطبق با مبانی مهارت های اجتماعی است استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
در این پژوهش از روش کتابخانه ای و فیش برداری برای گردآوری اطلاعات استفاده شد و با استفاده از روش تحلیل محتوا به تجزیه و تحلیل پندها و اندرزها پرداخته شده است. براساس یافته های این تحقیق، اساس پندها و اندرزهای ایشان حتی پس از گذشت قرن ها از حیات او به طور کامل و جامع منطبق با مبانی آموزش مهارت های اجتماعی می باشد که به طور اختصار عبارتند از:
سپاسگذاری، صبر، قناعت، علم دوستی، احترام به بزرگان و اندیشمندان، آینده نگری و دوری از غفلت، سکوت و نگاهداری زبان و کلام به جا و به هنگام، میانه روی و دوری از افراط و تفریط، دوری از افراد جاهل و نادان و مجالست با دانشمندان، عفت در پرسش، راز نگهداری، صداقت، ترحم، نیکوکاری، حسن خلق و نیت، دوری از خشم و غضب و ... یافته های تحقیق نشان داد که مفهوم مهارت های اجتماعی در پندها و اندرزهای لقمان حکیم همان برقراری و شکل گیری یک رابطه صحیح با دیگران است که فرد بتواند بدون آن که حقوق دیگران را نادیده بگیرد به اهداف خود دسترسی پیدا نماید.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودارزشیابی های مرکزی ساخته جاج, ارز, بونو و تئورسن (2003) انجام شد. بدین منظور 219 نفر از کارکنان دانشگاه های شهید چمران و علوم پزشکی اهواز به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. بررسی همسانی درونی سوالات پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ و همبستگی هر سوال با نمره کل آزمون نشان داد این مقیاس از پایایی قابل قبولی برخوردار است. به منظور بررسی اعتبار (روایی) مقیاس خودارزشیابی های مرکزی از چند روش استفاده شد. اول) تحلیل عامل اکتشافی با روش مولفه های اصلی و چرخش واریماکس, مطابق با انتظار نشان داد که چهار صفت عزت نفس, خودکارآمدی تعمیم یافته, جایگاه مهار و عصبیت از یک عامل تحت عنوان خودارزشیابی های مرکزی تشکیل می شوند. دوم) تحلیل عامل تاییدی نشان داد به استثنای یکی از ماده ها , سایر ماده های این مقیاس به طور معنی دار روی یک عامل بار گذاشتند. سوم) نتایج حاصل از بررسی اعتبار همگرا نشان داد مقیاس خودارزشیابی های مرکزی با مقیاس های عزت نفس, جایگاه مهار و خودکارآمدی تعمیم یافته رابطه مثبت و با مقیاس ویژگی شخصیتی عصبیت رابطه منفی داشت. چهارم) نتایج حاصل از اعتبار تجربی نشان داد مقیاس خود ارزشیابی های مرکزی با ملاک مهم خشنودی شغلی رابطه دارد. پنجم) نتایج حاصل از اعتبار افزایشی با استفاده از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد مقیاس خود ارزشیابی های مرکزی ورای اثر عامل خودارزشیابی های مرکزی و چهار صفت مرکزی, خشنودی شغلی را پیش بینی کرد. در مجموع یافته های تحقیق نشان دادند که مقیاس خود ارزشیابی های مرکزی همسان با پژوهش های انجام شده در غرب از یک عامل تشکیل شده است و از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار است. در نتیجه از آن می توان برای سنجش این سازه در کارکنان ایرانی استفاده کرد.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سازه الکسی تایمیا و صفات شخصیتی در دانشجویان دانشگاه بود. روش: نمونه ای به حجم 112 نفر (56 دختر و 56 پسر) از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و به هریک پرسشنامه های 20 ماده ای الکسی تایمیای تورنتو (20TAS-) و پرسشنامه شخصیتی نئو- فرم 60 سوالی (NEO-FFI) ارائه گردید. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل همبستگی متعارف استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که فقط یکی از دو تابع متعارف به دست آمده، معنی دار است. این تابع متعارف نشان می دهد که روان رنجورخویی بالا و توافق و فراخ ذهنی پایین با الکسی تایمیا رابطه دارد (01/0≥ p)، اما برون گرایی و وجدانی بودن در پیش بینی الکسی تایمیا نقش به سزایی ندارند. نتیجه گیری: صفات شخصیتی می توانند پیش بینی کننده ویژگی های الکسی تایمیک در افراد باشند.
پژوهش های چندی در مورد رابطه بین ارز ش های ادراک شده سازمانی با تعهد سازمانی صورت گرفته است امّا رابطه بین ارزش های شخصی کارکنان با تعهد سازمانی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین نظام ارزش شخصی با انواع سه گانه تعهد بالفور و کسلر یعنی تعهد مبادله ای، تعهد همانندسازی و تعهد پیوستگی میباشد. بدین منظور تعداد 158 نفر از کارکنان یک سازمان دولتی به شیوه تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه ها جواب دادند. پرسشنامه های به کار رفته در این پژوهش عبارتند از زمینهیابی ارزش های شوارتز و پرسشنامه های روکیچ. و اعتبار پرسشنامه تعهد سازمانی بالفور و وکسلر به وسیله همبستگی با نمرات ارزش آلن و میر مورد سنجش قرار گرفت. هم چنین پایایی این ابزارها نیز مورد تایید قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که انواع ارزش های ده گانه شوارتز میتوانند ابعاد سه-گانه تعهد سازمانی را پیش بینی نمایند. نتایج با استفاده از نظریه ارزش های شوارتز مورد بحث و بررسی قرار گرفتند.
مقدمه: مقیاس خوداثربخشی درد، اطمینان بیماران را از توانایی انجام فعالیت های روزمره با وجود درد، ارزیابی می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه ی فارسی مقیاس خوداثربخشی درد در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن (CLBP) بود.
روش کار: مطالعه ی حاضر، توصیفی و از نوع اعتبارسنجی بود. در آن 160 نفر از بیماران مبتلا به CLBP که در سال 1388 به بیمارستان پورسینای شهرستان رشت مراجعه کرده بودند، به شیوه ی نمونه گیری پیاپی انتخاب شدند. ساختار عاملی مقیاس خوداثربخشی درد توسط تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی گردید. هم چنین همسانی درونی، پایایی بازآزمایی، اعتبار پیش بین و سازه (واگرا و همگرا) این مقیاس نیز مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور آزمودنی ها مقیاس پیوسته ی بصری، پرسش نامه ی ناتوانی رولند-موریس، فرم کوتاه مقیاس افسردگی، مقیاس تامپای ترس از حرکت و پرسش نامه ی راهبردهای مقابله را تکمیل کردند.
یافته ها: همسانی درونی مقیاس عالی بود (91/0=α)، ضریب پایایی بازآزمایی 73/0 و ضریب همبستگی گویه-نمره ی کل برای هر یک از گویه ها در دامنه ی 73/0 تا 78/0 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی بیانگر استخراج عامل خوداثربخشی درد بود که 16/65 درصد از کل واریانس را با حداقل بارعاملی 73/0 تبیین می نمود. هم چنین نمرات مقیاس خوداثربخشی نسبت معنی داری از واریانس نمرات آزمون های ترس از حرکت، افسردگی، ناتوانی و راهبردهای مقابله را حتی پس از کنترل اثرات مخدوش کننده احتمالی سن، شدت و مدت درد و مدت مصرف دارو پیش بینی کرد و در جهات مورد انتظار با آن ها همبسته بود.
نتیجه گیری: نسخه ی فارسی مقیاس خوداثربخشی درد ویژگی های روان سنجی رضایت بخشی دارد و می تواند در موقعیت های بالینی و پژوهشی در بیماران CLBP به کار رود.
مقدمه: در راستای تحقق بهره وری سازمانی، آموزش کیفی، موثر و کارآی کارکنان از اهمیت به سزایی برخوردار است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ارزیابی اجرای آموزش های مجازی در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران انجام شد.
روشها: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1389 انجام شد. تعداد 144 نفر از مدیران و کارکنان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار اصلی این مطالعه پرسش نامه محقق ساخته ای بود که با استفاده از ابزارهای پژوهشی صاحب نظران طراحی شد. برای تحلیل دادهها از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و آزمون T تک نمونه ای به کمک نرمافزار SPSS 11 استفاده شد.
یافتهها: مولفه های فنی- تکنولوژی، فرهنگی- اجتماعی، آموزشی، حقوقی- اداری، راهبردی و اقتصادی، عوامل موثر و قابل قبول برای ارزیابی اجرای آموزش مجازی بودند. همه مولفه های الگو به جز مولفه راهبردی از وضعیت مطلوبی برای اجرای آموزش مجازی برخوردار بودند.
نتیجهگیری: اجرای آموزش مجازی در مولفه های فنی- تکنولوژی، فرهنگی- اجتماعی، آموزشی، حقوقی- اداری و اقتصادی، در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران مفید است.
رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در امر کیفیت آموزش و موفقیت شغلی معلمان است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین امیدواری و شادکامی با رضایت شغلی در بین معلمان بود. بدین منظور 240 معلم (120 زن و 120 مرد) از سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرستان طبس به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار آزمون پرسش نامه های امیدواری اشنایدر، شادکامی آکسفوردو رضایت شغلی کندال و هولی بود. نتایج به روش هم بستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که هر دو متغیر امیدواری و شادکامی علاوه بر آنکه با هم رابطه مثبت و معنادار دارند هر دو با مولفه رضایت شغلی رابطه دارند به طوری که معلمانی که امیدواری و شادکامی بیشتری دارند نمره رضایت شغلی بالاتری هم دارند.
هدف نوشتار آن است که روشن سازد با توجه به ساختار دو بعدی شادکامی (نشاط ـ رضامندی)، تئوری شادکامی از نظر اسلام کدام است و چه چیزی میتواند تحقق شادکامی را تبیین کند. این پژوهش، یک بررسی کتابخانهای است. بدین منظور، آن بخش از منابع اسلامی (قرآن و حدیث) که مربوط به این مسئله میباشد، مشخص و با استفاده از روش تحلیل محتوا (متن) مطالعه شده اند. نتایج نشان میدهد که تئوری شادکامی در اسلام، بر «توحید» مبتنی است که به معنای «واقعیتشناسی توحیدی» و «هماهنگسازی با واقعیتهای توحیدی»ِ مربوط به شادکامی میباشد. بر اساس این تئوری، شادکامی بر واقعیتهایی مبتنی است که توسط خداوند متعال تقدیر شده و دستیابی به آن نیز راه خاصی دارد که باز توسط خداوند متعال تنظیم شده است. شناخت این واقعیتها و پذیرش آنها، از سویی موجب «رضامندی» از تقدیرهای خداوند متعال میشود، چون آنها را مبتنی بر «خیر» میبیند. همچنین موجب «نشاط» میشود، چون لذتهای مورد نیاز را بر اساس الگوی الهی آن تأمین میکند.