فکاهیات بخش عمده ای از ادبیات است بخشی پویا ، پر تحرک و شادی بخش . تردیدی نیست که در ادبیات تمامی ملت ها چنین بخشی ، حضوری همیشگی داشته است به طور مسلم قدم فکاهیات قابل تعیین نیست اما به یقین می توان ادعا کرد که حضور آن در میان بشر به زمانی باز می گردد. که انسان راز خندیدن و خندانیدن را دریافت.طنز از نظر جایگاه هنری ، مقوله ای است که در قلمرو شاخه های نقد قرار می گیرد و از جنبه کارکرد اجتمعی به همراه نقد و نماد پردازی به حوزه واحدی تعلق دارند و هر سه وسیله ای برای ستیز با اقسام ستم ها و سنت های ناهمساز با رسالت انسان در هستی اند
برد و پوشش وسیع و جهانی وسایل ارتباط جمعی از جمله تلویزیون ، فاصله میان جامعه ها را از میان برده و یکپارچگی و نزدیکی فرهنگ ها را موجب شده است تا آنجا که مک لوهان از جهان به عنوان یک دهکده جهانی ( به لحاظ ارتباطات ) نام می رد . بنابراین القاء و تحمیل فرهنگ هایی که توان تکنیکی بیشتری را دارا هستند ، بسیار سهل و راحت می نماید حال که تکنیک برتر ، از آن ما نیست و یا حداقل در این زمینه همپای دیگران نیستیم ، باید بکوشیم تا برنامه هایمان از جذابیت بیشتری برخوردار شود و از این راه گرایش به فرهنگ بیگانه و تماشای تولیدات تلویزیونی و سینمایی آنان را در جامعه خود کاهش دهیم از آنجا که همیشه تاثیر پیام غیر مستقیم بیش از تاثیر پیام مستقیم بوده است ، یک راه رسیدن به هدف های فوق ، توسل به برنامه های جذاب با پیام غیر مستقیم بوده است ، یک راه رسیدن به هدف های فوق ، توسل به برنامه های جذاب با پیام غیر مستقیم هماهنگ با فرهنگ ما و ذوق و پسند افراد جامعه ماست و این مهم به میزان زیادی با کمک طنز میسر خواهد شد. طنز همچنان که در تعریف آن خواهد آمد بیان مسائل با لحنی زیبا و مورد پسند است زیرا با خود خنده و نشاط به همراه دارد - آنچه که با طبع مردم هماهنگ است - در این پژوهش پس از ارائه تعریف هایی از طنز وجوه تمایز آن با طبع مردم هماهنگ است - در این پژوهش پس از ارائه تعریف هایی از طنز هجو ،هزل و فکاهی ویژگی طنز و وجوه تمایز آن با مقوله های مشابه بیان شده وسپس به ویژگی و رسالت طنز پردازی پرداخته شده است ، باشد که گامی کوچک در تحقق هدف های صدا و سیما برداشته شودs