بحث ما در اینجا مربوط به وضع کنونی مردم شناسی در ایران است‘ و نیز درباره اصطلاحهایی که در مردم شناسی به کار می رود. بر این عقیده ایم که هر یک از اصطلاحها و مفاهیم مردم شناسی تحت تأثیر گرایشهای فکری و محیط خاص فرهنگی شکل گرفته اند. تفاوت مردم شناسی و مردم نگاری‘ اشاره به روش تحقیق در مردم شناسی و جنبه کاربردی مردم شناسی‘ از جمله موضوعاتی است که درباره آنها بحث می کنیم. آنچه مردم شناسی و جامعه شناسی را از هم متمایز می کند‘ به روش این دو علم مربوط شود. چنین به نظر می رسد که در بحث از علوم تجربی و علوم اجتماعی‘ گذشته از مشکلات نظری ‘ با مسائل علمی و تحقیقات کاربردی نیز رو به رو هستیم. شاید طرح موضوع مردم شناسی کاربردی بتواند برخی از مسائل و مشکلات مردم شناسی ار از دیدگاه تئوری و علمی برطرف کند
طنز و طنزپردازی از دیرباز در فرهنگ جامعه ما نقشی عمده در پیامرسانی و آگاهی بخشی داشته است و به دلیل استفاده از قالبهای خندهآور بیانی، رفتاری، تصویری و... ضمن ایجاد شادی و فرح درمیان مخاطبان، بیشترین تاثیر و نفوذ را در انتقال معنا و مفهوم مورد نظر خود داشته است. طنز پدیدهآی است اجتماعی که در تقابل با ساخت موجود، آن را به طور انتزاعی درهم میریزد و جذابیت و فرحبخشی آن نیز مرهون استفاده ماهرانه و ظریف از همین ویژگی است.
درکنار خصوصیت شادی بخش، طنز نشان دهنده سیمای فرهنگ و جامعهای است که درآن زاییده شده و بیانگر حدود تحمل و درک سازندگان و مخاطبان خود است. درعین حال مقولهای است که همواره در خطر لغزیدن به دامن هجو، ابتذال، سطحی نگری و تمسخر بوده و از همین روست که باید با دقت و تعمق بیشتری به آن نگریست.
"هجو حمله ای است ادبی به کسی یا چیزی و قصد آن افشای نارسایی های گوناگون زندگی و ..و در مواردی با بی پروایی و گستاخی همراه است .در تاریخ ایران در مقابل مدح و ثنایی که شاعران درباری نثار اربابان خویش می نموده اند .. کسانی هم بوده اند که با هجو با یاری بازماندگان غارت ها رفته و پرده از حوادث تاریخ برداشته اند .
"
اولین اصل برگسونی در باب طنز آن است که طنز صرفا در مورد انسان معنا پیدا می کند و مین اصل ساده شاید منجب ره موفقیت های بی شماری برای بسیاری از کمدین ها شده است نوروتروپ فرای می نویسد : به دو شکل می توان موقعیت کمیک را در داستان یا فیلم به وجود آورد : 1- تاکید ویژه بر روی اشخاص منفی داستان یا فیلم 2- تاکید ویژه بر موقعیت های تعقیب و گریز در داستان یا فیلم. در صدا و سیما باید برنامه مناسبی که دارای پیش زمینه های نظری باشد ، ساخته شود و گرنه تعریف کردن لطیفه در سیما و جازدن آن به عنوان نمایش طنز نه تنها جامعه اسلامی ما را خدشه دار می کند بلکه به ابتذال و حتب فساد اجتماعی منجر خواهد شد.
درپی بردن به ویژگیها و ماهیت یک جامعه،همانند یک فرد، هیچ سند، مدرک، آمار و ارقام و یا اندازهگیریهای عینی ای هرگز قابل قیاس با ملاحظه و دید اجمالی و شهود نیست(آدن 1962).
تماشای تلویزیون و مطالعه آزاد، ریشه در زندگی خانوادگی دارد. این فعالیتها با رشته محکمی به محیط خانوادگی کودکان پیوند میخورد و با آن تثبیت و ارزیابی میشود. از این رو، راههای نزدیک شدن کودک به رسانه، ارتباط ناگسستنی با پیچیدگی رابطه خانواده و رسانه دارد. بنابراین، تحقیقات درباره چگونگی استفاده از تلویزیون و فعالیتهای مطالعاتی باید در محیط طبیعی آن انجام پذیرد.
مقاله به صورتی فشرده در مباحث گوناگون به چگونگی شکل گیری‘ رشد و شکوفایی و افول تعزیه خوانی در جامعه های سنتی ونوین ایران می پردازد. تعزیه خوانی در بیرون از مسجد و دستگاه رسمی مذهب و بر پایه فرهنگ مذهبی عامه مردم کوچه و بازار شکل گرفت و رفته رفته رشد کرد و به صورت یک نمایش آیینی – مذهبی تمام عیار درآمد و در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید. تعزیه خوانی در جامعه های سنتی ایران پیوسته همچون یک پایگاه ارتباطی نیرومند میان مردم و مذهب نقش فعال داشته است. در ساختار اجتماعی – فرهنگی جامعه امروز‘ نمایش آیینی – مذهبی نقش پویا و کارآمد پیشین خود را به میزان زیادی از دست داده و دیگر نمی تواند همچون گذشته وظیفه دینی – مذهبی و کارکرد آموزشی – هدایتی خود را در میان همه طبقات مردم حفظ کند. برای اینکه تعزیه خوانی در جامعه پیشرفته کنونی پایدار و کارآمد بماند‘ بایستی ساختار صوری و معنایی و شکل اجرایی – نمایشی آن مطابق با نظام فرهنگی و اندیشگی مردم جامعه دگرگونیهایی بیابد
در این مقاله به ضرورت تألیف کتابی در زمینه مردم شناسی ادبیات تأکید و ردپای مردم شناسی در شعر گذشته‘ البته تنها با طرح موضوع و ارائه مثال‘ دنبال شده است. در ادامه به تأثیر ادبیات شفاهی در ادبیات مکتوب و نیز راهیابی نمونه هایی از ادبیات مکتوب به میان مردم‘ به اختصار‘ پرداخته شده است. چون به ادبیات شفاهی‘ در مقایسه با ادبیات مکتوب‘ کمتر توجه شده‘ از این رو در این مجال نیز‘ در حد امکان و فرصت‘ به ویژگیهای شاخه های گوناگون ادبیات شفاهی و کارکردهای هر یک از آنها‘ البته بسیار موجز و مختصر‘ اشاره شده است
انسان شناسی به عنوان علم دارای هدف و قصد است. هدف آن شناخت انسان است‘ به صورت آنچه در پوست و استخوان و در رفتار هر روزه هست. قصد از مطالعه برای شناخت انسان پیدا کردن راههایی است در جهت به کار گرفتن اطلاعات به دست آمده از پژوهشها در برآوردن نیازها و تمشیت امور اجتماعی مردم. هدفی که گفته شد دلیل و لازمه وجود انسان شناسی است. در مورد قصد‘ بمانند هر علم دیگر‘ گاهی پای بند به آن منافی هدف آن قلمداد می شود. اما چنان که از قرآن مجید و گفتارهای بسیاری از متفکران ایرانی و غربی برمی آید‘ مشروعیت و لزوم آن مورد قبول و گواهی است. دولتهای استعماری در اداره مستعمرات از یافته های انسان شناسی سودهایی برده اند که به چند نمونه آن در این مقاله اشاره شده است. در عمل انسان شناسی کاربردی به کارگرفتن یافته های مردم شناسی در رفع "تأخر فرهنگی" یعنی کوشش برای سازگار ساختن شیوه های سنتی زندگی با تغییرات فنی و بینشی است که در جوامع جهان در هر زمان در حال صورت گرفتن است. راه این سازگاری آموزش عموم به همت کسانی است که در زمینه مردم شناسی و آموزش عمومی تحصیل کرده و تجربه اندوخته اند.
مسأله این است که: جلال آل احمد چه سهمی در شکل گیری تحقیقات و مطالعات اجتماعی – فرهنگی در ایران داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال طرح سؤالهای دیگر ضروری است: آیا جلال آل احمد یک محقق اجتماعی است یا یک پژوهشگر صرف است یا نوسنده ای است در حوزه های متعدد پدیده های اجتماعی؟ سهم او در این حوزه‘ در حد یک بنیانگذار است یا صرفاً در یکی از عرصه های مطالعات و تحقیقات اجتماعی سهم داشته است؟ این عرصه کدام است؟ آیا مربوط به مطالعات فرهنگی است یا در قلمرو محدودی از حوزه غرب شناسی؟ آیا او در عرصه روش شناسی و به کارگیری روشهای تحقیق و بررسی نیز نقش آفرین بوده است؟ با طرح سؤالهای فوق‘ مقاله حاضر در پی این مطلب است که آیا جلال آل احمد را می توان محقق اجتماعی دانست یا خیر؟ و اینکه جلال در مطالعات فرهنگی – اجتماعی ایران به لحاظ موضوع‘ روش‘ بینش و تجزیه و تحلیل یا پردازش داده ها تا چه اندازه سهیم است
در این مقاله‘ اعتبار سازه ای و روایی متن فارسی پرسشنامه گیبسون و دمبو (1984) برای اندازه گیری خود اثر بخشی معلمان دبیرستانها ارزیابی و تجزیه و تحلیل می شود. با استفاده از پنج مرحله ای که بوهرنستات (1984) برای ارزیابی اعتبار سازه ای وسایل اندازه گیری مشخص کرده است‘ تحلیل عاملی نتایج حاصل از 1730 دبیر دبیرستانهای شهر تبریز با روشهای چرخشی و غیرچرخشی‘ به استخراج دو عامل – که همخوانی کامل با عوامل استخراج شده در مطالعه گیبسون و دمبو (1984) و ویلفوک و هوی (1990) داشتند – منجر گردید. از این میان‘ نه گویه برای اندازه گیری بعد اثربخشی شخصی و هفت گویه برای اندازه گیری بعد اثربخشی تدریس حاصل شد. 16 گویه حاصل از این تحلیل‘ بار دیگر برای تأیید ساختار نظری سازه عنوان شده و همچنین ارزیابی روایی آن‘ مورد تجزیه و تحلیل عوامل تأییدی قرار گرفتند. سه سؤال اساسی در این تحقیق مطرح بود: اول اینکه‘ ابعاد خود اثربخشی معلمین در ایران کدام اند؟ و آیا این ابعاد در جوامعی که از لحاظ تاریخی‘ فرهنگی‘ اجتماعی‘ و نظامهای آموزشی متفاوت هستند‘ ثابت اند؟ دوم‘ چگونه ابعاد مورد بحث با نظریه (تئوری) خود اثربخشی باندورا مربوط اند؟ و سوم‘ پایداری درونی متن فارسی پرسشنامه مذکور چگونه بوده است و این متن تا چه حد باصورت انگلیسی آن همخوانی دارد. نتایج حاصله‘ حاکی از همسانی (ایزومورفیسم) بسیار زیاد متن انگلیسی با ترجمه فارسی‘ اعتبار سازه ای و روایی بسیار زیاد‘ همچنین ثبات عملکرد‘ قابلیت تکرارپذیری و بازیافت پذیری این وسیله – هم از لحاظ نظری و هم از نظر تجربی – در زمینه های تاریخی‘ فرهنگی‘ اجتماعی و آموزشی متفاوت است