مقاله حاضر برگرفته از پژوهشی جامعه شناختی پیرامون آسیبهای اجتماعی نوجوانان در خانواده های تک والدینی است. نمونه مورد مطالعه شامل 200دختر و 200 پسر نوجوان از خانواده هایی است که در آنها پدر فوت کرده و مادر به تنهایی سرپرستی فرزندان را برعهده دارد. این مطالعه در سطح شهر تهران و در مناطق هفده گانه آن به انجام رسیده است. هدف پژوهش ، شناخت میزان آسیب های اجتماعی نوجوانان در این خانواده ها و میزان تاثیرگذاری فقدان پدر بر آنان است، روش مطالعه اسنادی و پیشمایشی، و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است.دراین پژوهش، احتمال وجود رابطه معنی دار میان فقدان پدر و سرقت، خرید و فروش مواد مخدر، خودکشی، ترک خانه، ارتباط جنسی زودرس با جنس مخالف، کشیدن سیگار و استفاده از مواد مخدر به بررسی و آزمون نهاده شده است. نتایج حاکی از آن است که میزان خرید و فروش مواد مخدر و ارتباط جنسی زودرس با جنس مخالف صفر است و سایر متغیرها با فقدان پدر همبستگی دادند. بالاترین میزان مربوط به تصمیم به خودکشی و پایین ترین میزان به سرقت اختصاص دارد. مهمترین متغیر تاثیرگذار - که خود متاثر از فقدان پدر است- میزان تامین نیازهای نوجوانان است. میزان کنترل مادر نیز از جمله متغیرهای مهمی است که در این مطالعه، با آسیب های اجتماعی همبستگی دارد. از آنجا که به خطر افتادن سلامت خانواده سلامت جامعه را مورد تهدید قرار می دهد، راهکارهایی پیشنهاد شده است که ضرورت دارد دولت،خانواده، مدرسه، نهادهای مذهبی و خود نوجوانان با به کارگیری آن ها، برای زدودن هر چه بیشتر این آسیب های اجتماعی اقدام نمایند.
تشکل های صنعتی کنونی غرب از درون صنف های پیشه وری سربرآوردند؛ در حالی که در ایران این تشکل ها با گذشته خود از گسست تاریخی - فرهنگی و زبانی متفاوتی گفتگو دارند.اصناف گذشته ایران، با خود ویژگیها و اخلاق کاری را به همراه داشتن: فتوت و جوانمردی یکی از این ویژگیها بود؛ تشکل های صنفی با جامعه آن روز نیز همخوانی داشت.انقلاب صنعتی و ورود ماشین به ایران، چون ریشه در گذشته این سرزمین نداشت و در جامعه تجارت پیشه وارد شده بود، نتوانست نظم و اخلاق سنتی را به همراه آورد و علاوه برآن، نتوانست نظم و خصوصیات صنعت نوین کنونی جهان و تشکل های مناسب آن را به خود جذب کند. ناهمخوانی ساخت های گوناگون در چنین جامعه ای، از بیگانگی اجتماعی و هرج و مرج (انومی) مربوط به آن حکایت دارد. به منظور رفع این هرج و مرج فکری، ایجاد تشکل های مدنی و اخلاق کاری جدید ضرورت پیدا می کند.
رابطه میان بیماری و شفا پدیده ای فرهنگی- اجتماعی است. در جامعه ما مراجعه به دعانویس ها یکی از شیوه های فرهنگی شفایابی و مقابله با بیماری است. با وجود قدمت قابل ملاحظه دعانویسی، مطالعه این پدیده به خاطر آمیختگی با خرافات کمتر مورد اقبال محققان قرارگرفته است. در نوشتار حاضر، تلاش می شود به عنوان یک گام ابتدایی بخشی از زوایای پنهان دعانویسی معرفی شود. به این منظور، بااستفاده از آموزه های جامعه شناسی و روش مطالعه کیفی، عناصر و اجزاء پدیده دعا نویسی توصیف می شود. از این رو، 14 نفراز دعانویس های شهر تهران از جهت خصوصیات فردی، فرایند کسب شناخت، وضعیت کنش(نوع، جهت، و شکل کنش)، هنجارهای حاکم بر تعامل میان دعانویس- بیمارو همچنین شیوه باز تولید دعانویس بررسی می شوند. در انتها، برخی مولفه های اصلی پزشکی مدرن و دعا نویسی مورد مقایسه قرار می گیرد.
"هدف این مقاله بررسى عواملى است که بر روى بهرهورى کارکنان ادارى سازمانهاى دولتى تأثیر داشتهاند.این تحقیق به روش تجربى و با استفاده از ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 381 نفر در ادارات انتخاب شده دولتى شهر شیراز انجام شده است.از جمله نتایج مهم تحقیق این است که بعضى از عوامل مانند شرایطى و فیزیکى حاکم بر محل کار، پاداشهاى اجتماعى و تاریخ استخدام بر روى بهرهورى تمام کارکنان، از هر موقعیت و رده سازمانى تأثیر داشتهاند.بعضى از عوامل دیگر تأثیر داشتهاند.بعضى از عوامل دیگر تأثیر قابل توجهى بر روى بهرهورى نداشتند.از جمله این عوامل حقوق، پاداش خاص بهرهورى و وضعیت استخدام بود.بعضى از عوامل دیگر تأثیر متفاوتى بر روى بهرهورى کارکنان و مدیران داشتند. رفتارهاى بدیل بهرهورى، جنس و سطح تحصیلات بر روى بهرهورى کارکنان صف مؤثر بودند.در حالى که تأثیرى بر روى بهرهورى مدیران ستادى نداشتند.
"
"رضایت شغلى از مقولههاى مهم و مورد توجه مدیران مىباشد.هدف از انجام این بررسى کندوکاو محیط کار کتابداران در کتابخانههاى دانشگاه شیراز و دانشگاه علوم پزشکى شیراز مىباشد. براى انجام این بررسى 5 فرضیه و دو پرسش که جنبههاى مختلف رضایت شغلى را پاسخگو مىباشند تعیین گردید.ابزار سنجش پرسشنامه بررسى رضایت شغلى SSJ است.دادههاى تحقیق از میان همه کارکنان کتابخانهها گردآورى شده است.نتایج بررسى نشان داد که میان رضایت شغلى و مقولههایى مانند جنس، سن و سابقه کار کارکنان ارتباط معنىدارى وجود ندارد.اما بررسى، ارتباط معنىدارى را میان رضایت شغلى و سطوح سرپرستى و تخصص نشان داد.همچنین تفاوت معنىدارى میان رضایت شغلى کارکنان کتابخانهها در دو دانشگاه مورد بررسى نشان داده نشد.نتیجه کلى نشان داد که رضایت شغلى کارکنان کتابخانهها پایین مىباشد.
"
"ما امروزه با سه گروه عشایرى در ارتباط هستیم:الف:گروه عشایرى که بهطور دایم اسکان یافتهاند.ب:گروه عشایرى که در انتظار فرصت اسکان هستند.ج:گروه عشایرى که در حال حاضر به کوچ ادامه مىدهند.شکلگیرى الگوهاى معیشتى فوق در هر منطقه جغرافیایى تحت تأثیر عواملى چون:اقلیم، نوپوگرافى، پوشش گیاهى، ضرورتهاى اقتصادى-اجتماعى-ادارى و امنیتى مىباشند. در این پژوهش ابتدا سعى شده است که مشخصههاى جمعیتى، تولیدى، ساختار درآمد و هزینه به تفکیک زیر بخشهاى تولیدى گروههاى سهگانه فوق در قالب یک مطالعه میدانى در ایل جلالى(ایل غالب شمال غرب استان مرزى آذربایجان غربى)مورد بررسى مقایسهاى قرار گیرد.این بررسى حکایت از بنیان ضعیف اقتصادى گروه کوچرو در مقایسه با سایر گروهها در سطح معنىدار آمارى دارد.نکته محورى مقاله در این است که شیوه تولید عشایرى، هماهنگى خود را با مقتضیات زمان از دست داده است و این شیوه تولید باید متحول شود.قبل از هرگونه تغییر و تحول جاى آن دارد که شیوه تولید و متغیرهاى اساس و تعریفکننده آن را شناخت و باتوجه به ابعاد اثباتى و هنجارى، مبانى عینى و ذهنى لازم جهت تحول در زندگى عشایرى را فراهم کرد.از اینرو علاوه بر شناخت ویژگىهاى ساختارى، معرفت همه سونگر از روحیات، انگیزهها و تمایلات عشایر در خصوص مسایل مبتلا به ویژه مقوله تغییر و تحول در شیوه تولید، رجحان سرمایهگذارى و جایگزینى در خصوص مسایل بسته و متمرکز، شایان هرگونه دقت و تأمل مىباشد.مطالعه حاضر به این نتیجه دست مىیابد که عشایر مورد مطالعه با تأکید بر عدم گسیختگى وابستگى ایلى، گرایش در مجموع مثبت، براى دگرگونى در شیوه تولید عشایرى را دارا مىباشند.
"
نوشتار حاضر حاصل نگاهی به کتاب نمادهای طبیعی از مری داگلاس انسان شناس شهیر بریتانیایی است و باید آن را گزارشی تفسیری از این کتاب دانست. در اینجا سعی شده که با شروع از مبانی و زمینه این اثر منظر خاص آن مشخص شود سپس با مبنی قرار دادن مفاهیم کلیدی کتاب، پنداره نظری اثر شرح داده شده و روشن گردد که چگونه داگلاس تظاهرات منسکی و مباحث خداشناسی متناظر با آنها را در ارتباط با شرایط/موقعیت اجتماعی عاملین تبیین می کند.
به رغم گستردگی مطالعات اجتماعی - اقتصادی بر روستاهای ایران پیش از انقلاب اسلامی، موضوع این تغییرات در جوامع روستایی در طول سال های پس از انقلاب کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. این درحالی است که رشد گسترده زیر ساختارها و گسترش روابط شهر ـ روستایی، چهره و محتوای روابط درونی این جوامع را و به کلی دگرگون ساخته است.در مقاله حاضر، حاصل پژوهشی میدانی درباره یک روستای ایرانی، افزاد، به عنوان موردی انتخاب شده و تغییرات در آن از خلال مطالعهای انسان شناختی بررسی و تحلیل شده است.افزاد روستایی در منطقه کوهبان در کویر مرکزی ایران و در شمال غربی استان کرمان قرار دارد.نتایج مطالعه نشان می دهد که این روستا از طریق به کارگیری ساز و کارهای پیچیده و متنوعی از هم یاری های درونی توانسته است بدون آنکه نسبت به محیط خود دچار انزوا شود، هم بستگی درونی و هویت خاص خویش را حفظ کند