تعارض امری اجتناب ناپذیر است ، به ویژه برای مدیران سازمان های پلیس . دلایل متعددی از قبیل پیچیده شدن جامعه ، سر و کار داشتن مدیران با مردم و محدودیت منابع به ویژه منابع انسانی و مالی برای تعارض وجود دارد . در حقیقت همه سازمان ها ، از جمله پلیس به نوعی دارای تعارض می باشند . اهداف فردی و سازمانی ، تفاوت در شیوه زندگی و نیازهای فردی کارکنان ، تفسیرهای مختلف از قوانین و مقررات ، تفاوت های جسمی ، روانی و اجتماعی و تنوع دیدگاه ها عواملی هستند که می توانند در بروز اختلاف نظر و تعارض سازمانی دخیل باشند .
"این پژوهش به بررسی وضعیت روان شناختی کودکان دارای پدر معتاد اختصاص دارد. به همین منظور، از میان مراجعین به مرکز ترک اعتیاد شهید ملت دوست، سوء مصرف کنندگان تریاک که 5-3 سال سابقه مصرف تریاک داشتند و دارای کودکان سنین 9-7 سال تمام بودند، گروه بالینی شامل 40 نفر انتخاب شد. گروه مقایسه پژوهش نیز شامل 40 نفر از افرادی بود که سابقه سوء مصرف هیچ ماده ای را نداشتند. آنان از لحاظ سن، تحصیلات، وضعیت اقتصادی خود و همسرشان و نیز تعداد فرزندانشان با گروه بالینی به صورت گروهی همتاسازی شدند.
اهداف دیگر پژوهش مقایسه الگوهای شخصیتی بیمارگونه در افراد دچار اعتیاد و نیز بررسی رابطه میان الگوهای شخصیتی پدران با مشکلات رفتاری-هیجانی کودکانشان بود. برای بررسی وضعیت روان شناختی کودکان از فهرست رفتاری-هیجانی کودک (CBCL) استفاده شد و برای بررسی الگوهای شخصیتی در پدران، از پرسشنامه چند محوری میلون(MCMI-II) 2 . یافته های پژوهش نشان داد که کودکان پدران دچار اعتیاد اختلالات رفتاری-هیجانی بیشتری نسبت به گروه کودکان پدران غیر معتاد دارند. مقایسه الگوهای شخصیتی بیمارگونه در افراد معتاد و غیر معتاد نیز حاکی از وجود سه الگوی شخصیتی بیمارگونه (ضد اجتماعی، خود شیفته، وابسته) در افراد دچار اعتیاد بود. یافته های مربوط به بررسی رابطه میان الگوهای شخصیتی پدران و مشکلات رفتاری-هیجانی کودکان نیز نشان دهنده وجود رابطه میان برخی الگوهای شخصیتی در پدران و برخی از مشکلات رفتاری-هیجانی در کودکان آنان بود. این رابطه میان مولفه های زیر وجود دارد:
- الگوی شخصیتی ضد اجتماعی در پدران گروه بالینی و رفتار بزهکارانه و پرخاشگرانه در کودکان
- الگوی شخصیتی خودشیفته در پدران گروه بالینی و انزوا، اضطراب/افسردگی پرخاشگری در کودکان
- الگوی شخصیتی آزارگر در پدران گروه بالینی و مشکلات اجتماعی و رفتارپرخاشگرانه در کودکان
- الگوی شخصیت مرزی در پدران گروه بالینی و مشکلات اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه و سایر مشکلات در کودکان
- الگوی شخصیت پارانویید در پدران گروه بالینی و مشکلات اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه و سایر مشکلات در کودکان.
"
"امروزه رسانههای غربی با حداکثر برد و کارایی در صدد کنترل کشورهای اسلامی برای حذف دین از تدبیر امور اجتماعی هستند. در این میان رسانه ملی ایران ضمن رقابت شدید با دیگر رسانههایی که در سپهر رسانهای کشور حضور دارند، باید به نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه از جمله ترویج و تبلیغ دین اسلام پاسخ مقتضی بدهد.
مقاله حاضر در پی تبیین این نکته است که ترویج و تبلیغ دین برای مخاطب عام نیاز به طراحی مدل خاصی دارد و بدین منظور باید به بافت اجتماعی، زمینههای ذهنی و شرایط زندگی مخاطبان توجه کرد تا بتوان به طور مؤثر به ایجاد یا تحکیم رابطهای جدید میان مخاطبان و آموزههای دینی اقدام کرد.
در این راستا نویسنده معتقد است برای پذیرش و ترویج یک رفتار دینی در جامعه که آن را میتوان در قالب مناسک و آیینهای مذهبی یا شبه مذهبی عرضه کرد باید دو اصل مشروعیت و مقبولیت را رعایت کرد. وی سپس میکوشد نشان دهد که پیوند بین مردم و این مناسک باید به طور طبیعی در بطن اجرای مناسک ایجاد شود نه از طریق میانجیهای رسمی و برای تأمین این هدف میتوان از نمودار پذیرش مخاطبان استفاده کرد. البته باید توجه داشت که ابداع مناسک رسانهای مستلزم رعایت اصولی همچون استفاده از عناصر دینی دارای قابلیت فراگیری سریع، طراحی ساده (به منظور فراهم شدن امکان مشارکت عامه مردم) و… است. وظایف و نقشهای رسانه برای رسیدن به این مهم عبارتند از: میانجیگری، نهادینهسازی و استفاده از گروه نوآوران و توجه به گروه دنبالهروان.
"
"هر چند اکثر مسلمانان به طور سنتی به نقش و کارکردهای تلویزیون در جوامع اسلامی نگرش منفی دارند، گسترش روزافزون رسانههای فراملی به ویژه تلویزیونهای ماهوارهای و اثربخشی آنها در گسترة تغییر نگرش، تبلیغ و دیگر حوزههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، باعث شده است تا ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای این رسانة مدرن، برای پیشبرد اهداف و آرمانهای جهان اسلام، در بین صاحبنظران مسلمان، مطرح شود. در این مقاله سعی شده است تا دیدگاههای مختلف در مورد جایگاه و نقش تلویزیون، به ویژه تلویزیونهای فراملی در جوامع اسلامی، مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در این خصوص دو دیدگاه ارائه شده است که اولی با رویکردی خوشبینانه بر نقش وحدتبخش تلویزیونهای ماهوارهای و دومی بر نقش مخرب آنها تأکید دارد. برآیند این مناقشات استفاده کارآمد از این رسانه است. راهاندازی شبکههای ماهوارهای اسلامی بر مبنای ایدئولوژی اسلامی و چهارچوب اخلاق و ارزشهای دینی میتواند ضمن تأمین نیازهای معنوی مخاطبان مسلمان، باعث شکلگیری آرمانهای مشترک در بین ملل اسلامی شود و به ارتباط آنها و درک متقابل یکدیگر کمک کند. این شبکهها همچنین میتوانند زمینة ارتباط اقلیتها و مهاجران مسلمان را در دیگر کشورها با امت اسلامی فراهم آورند و در اصلاح تصویر تحریف شده مسلمانان در جهان نقش مؤثری ایفا کنند.
"
"مقالة حاضر تلاشی است برای تبیین نحوة حضور دین در متن فعالیتهای رسانهای. این مقاله به دو بخش نظری و عملی تقسیم شده است.
در بخش نخست پس از تعریف انواع هنجارها و ارزشها و اهمیت وجود آنها در جامعه، هنجارهای دینی مهمترین مجموعة ارزشی یک جامعه شناخته شده است. سپس شرحی از خصوصیات یک رسانة دینی در جامعة اسلامی آمده است. در این بخش نشان داده میشود که اگر رسانهای فعالیتهای خود را بر اساس اهداف الهی و نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اسلام تنظیم کند میتواند از غلبة سودپرستی، جمود فکری و ساخت تودههای انبوه بیهدف در جامعه جلوگیری کرده و بر کیفیت اطلاعرسانی، ایجاد و حفظ انسجام فرهنگی و اجتماعی و تربیت انسان مختار، مسئول و رشد یافته تأکید کند.
بخش دوم مقاله به برخی از احکام مورد استفاده در جریان برنامهسازی اختصاص دارد و طی آن نظر علما و مراجع تقلید دربارة موضوعاتی چون: نحوة استفادة بازیگران زن از کلاه گیس در فیلمها، نگاه مرد به زن نامحرم، نگاه به عکس و فیلم زن نامحرم، ابراز احساسات زنان و مردان نامحرم در فیلمها، بازیگری در نقش معصومان، بازی در نقش جنس مخالف، همکاری و اختلاط بازیگران و دستاندرکاران زن و مرد در فعالیت رسانهای، چهرهپردازی بازیگر توسط نامحرم، تقلید صدای جنس مخالف، شبیه کردن خود به کفار و فیلمبرداری از کارهای حرام و نمایش آنها بیان میشود.
"
"این مقاله به بررسی آموزش رسانهای از دیدگاه حقوقی پرداخته است. کارکرد آموزشی رسانهها واقعیتی است که آن را نمیتوان نادیده گرفت. فراگیری وتأثیرگذاری، دو امتیاز و توانایی ویژهای است که موجب رو آوردن دولتها به آموزشهای رسانهای شده است. این نوع آموزش که ممکن است به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم صورت پذیرد، به رغم همه نقاط مثبت، نگرانیهایی را نیز دامن زده است.
طبیعی است که حقوق نیز نمیتواند نسبت به این بیم و امیدها بیتفاوت بماند. به همین دلیل در متون معتبر حقوق بینالملل، به خصوص اسناد مربوط به یونسکو و در قوانین کشورها و از جمله ایران، مقرراتی در این زمینه وضع شده است که البته بیشتر ناظر به کلیات بوده و بایدها و نبایدها را چندان شفاف بیان نکرده است.
"
"تحولات پرشتاب فناوریهای ارتباطی، به ویژه در حوزه اینترنت، زمینهساز ورود انسانها به «جامعه معرفتی» و مفهوم موج چهارم تکامل بشری است.
نگارنده برای شناخت جنبههای آموزش در موج چهارم تکامل، ابتدا به مزیتهای یادگیری الکترونی میپردازد و سپس آموزش در دانشگاه مجازی و شیوههای این آموزش را بررسی میکند تا امکانات تازهای را که این نوع آموزش از طریق رسانههای الکترونی در اختیار آموزشگران قرار میدهد، برشمارد.
از منظر نگارنده؛ گسترش شتابناک کاربران آموزش مجازی، وضعیت رسانهها و آموزش را در ایران و جهان دگرگون کرده است.
صاحبنظران ایران علیرغم اختلاف نظر پیرامون ایجاد بستر مناسب جهت بهرهبرداری از فرصتهای رسانهای موجود، از این منظر، بر اهمیت و ضرورت استفاده از آموزش مجازی اتفاق نظر کامل دارند و از تحولات جاری استقبال میکنند.
"
"حکومتها با توجه به اهمیت رسانههای گروهی در انتقال ایدئولوژیها و سیاستهای مورد نظر خود، در استفاده از آنها تردید نمیکنند. استفاده تبلیغاتی بدین منظور میتواند نتایج متفاوتی در پی داشته باشد اما این که چنین تبلیغاتی تا چه حد مؤثر واقع میشود بستگی به عوامل متعدد دارد که از آن جمله میتوان به باورها، تعصبات و پیشفرضهای افراد هر جامعه اشاره کرد. مطلب حاضر، استفاده تبلیغاتی از رسانه را در حکومتهای شوروی و آلمان نازی به عنوان کشورهای توتالیتر مورد بررسی قرار میدهد و ضمن مطرح کردن شیوههای مختلف بهرهگیری از رسانهها، میزان کارایی آنها را ارزیابی میکند. در پایان، تبلیغات کشورهای امریکا و بریتانیا در دوران جنگ جهانی دوم مطرح میشود و دلایل استفاده از تبلیغات، نوع رویکرد و میزان موفقیت هر کشور مورد بررسی قرار میگیرد.
"
"با شروع سال 2003، کوس جنگ از سوی امریکا نواخته شد و علیرغم مخالفتهای رسمی جهانی، جنگ امریکا علیه عراق با شعار مبارزه با تروریسم و سلاحهای مرگبار آغاز شد.
امریکا که همچون سال 1991 (جنگ خلیجفارس)، بار دیگر به دنبال مکانی برای آزمودن تجهیزات نظامی و الکترونیکی خویش بود، با به کار بستن ترفندهای روانی در صدد برآمد تا ضمن پیشگیری از تکرار تجربة تلخ ویتنام، جنگی را که تصور میشد چندین ماه یا حتی چندین سال به طول بیانجامد در کمتر از یک ماه به نتیجه برساند.
این مقاله اشارهای کوتاه اما مستند به پشت پرده این جنگ دارد.
"
"در عصر ارتباطات، جنگها از جنگ رسانهای آغاز میشوند و با جنگ رسانهای ادامه یافته و پایان میپذیرند، پیروزی و شکست کشورها در قالب سیاستهای رسانهای رقم میخورد و این رسانهها هستند که پیروزی میآفرینند، مغلوب میسازند و افکار عمومی را به هر سو که میخواهند هدایت میکنند. رسانههای جمعی با سانسورهای خود واقعیتها را میپوشانند و موضوعات غیرواقعی را بزرگنمایی کرده و واقعی جلوه میدهند.
این مقاله به برخی از تاکتیکهای مهم رسانههای جمعی امریکا و انگلیس برای همراه ساختن افکار عمومی داخل و خارج از کشور با سیاستهای خود در طول جنگ علیه عراق میپردازد و نمونههایی از دیدگاههای رسانهها و مراکز تحقیقاتی اروپا و امریکا را در خصوص جنگ مورد اشاره قرار میدهد چرا که صرف میلیونها دلار برای برپایی کمیسیونها و تأسیس مراکز تحقیقاتی دربارة نقش مطبوعات در جنگها و تأثیر آنها بر کاهش یا افزایش درگیریها نشان از اهمیت این موضوع دارد.
شبکههای خبری با صرف هزینههای گزاف و پذیرفتن خسارات و تلفات همچنان به وظیفه خطیر خود ادامه میدهند و تا جایی پیش میروند که برخی شبکه های خبری مطالبی را حتی پیش از دسترسی دولتها به آن پخش میکنند. در این مقاله به نمونههایی از این سیاستها اشاره شده است.
"