فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۶۶۱ تا ۳۰٬۶۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۷۱ مورد.
بخش اجتماعی: جوانان، سختی ها، چالش ها، ساز و کارها (گزارشی جامع در زمینه ی مسائل فرهنگی و اجتماعی جوانان)
حوزههای تخصصی:
انسان شناسی کاربردی؛ ابزارها و چشم اندازهایی برای تجربه معاصر
حوزههای تخصصی:
پنداره انسان شناسی کاربردی درواقع به حدود یک قرن پیش(1906) همراه با پایه گذاری برنامه درسی مرتبطی در دانشگاه آکسفورد باز می گردد. هرچند پیش از آن گرایشی تقریبا مشابه تحت عنوان انسان شناسی عملی نیز از حدود دهه 1860 توسط جیمز هانت نیز مورد توجه قرار گرفته بود. اما استفاده از واژه دقیق "انسان شناسی کاربردی" برای اولین بار به رادکلیف براون نسبت داده می شود که آن را در مقاله ای تحت عنوان انسان شناسی به مثابه خدمتی عمومی و نقش مالینوفسکی در آن در سال 1930 به کار برد...
ارتباطات سنتی؛ گذشته ی همچنان موجود
حوزههای تخصصی:
عصراطلاعات بستر جنگی همه جانبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"جنگهای جدید نه تنها موجب ویرانی شهرها و آبادیها و کشتار وسیع انسانها میشوند بلکه فکر، عقیده، شجاعت، اطمینان و میل به جنگیدن را در انسانهای مورد هجوم از میان میبرند.
«جنگ روانی» با استفاده از رسانههای جهانگستر پدیدهای است که چهرة جنگهای دوران پست مدرن را تغییر داده است، تا آنجا که حتی زمان آغاز و پایان یک جنگ چندان مشخص نیست.
مؤلف در مقاله حاضر میکوشد با تبیین مفهوم جنگ روانی، اهداف جنگ روانی، ابزار سیاسی و برخی از تاکتیکهای آن از قبیل: تنهاسازی دشمن و آتش تهیه (تدارک آتش تبلیغاتی) را توضیح دهد و نحوة ارسال اخبار و تصاویر توسط خبرنگاران و تصویربرداران حاضر در صحنة جنگ عراق و امریکا را با توجه به تأثیر آن در پوشش اخبار این جنگ نشان دهد"
عملیات روانی رسانهای برای کنترل اذهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"عملیات روانی1 تلاشهای برنامهریزی شدهای است برای تغییر ادراکات2 و در نهایت رفتار مخاطبان معین. اجرا و انجام موفقیتآمیز سناریوی عملیات روانی توسط رسانهها مستلزم درک درست آنان از مخاطبان آماج و شگردها، روشها و ابزارهای مورد استفاده در ترغیب و متقاعد کردن3 آن مخاطبان است. از همین رو طراحان عملیات روانی رسانهای باید به اطلاعاتی در مورد فرهنگ، شرایط و ویژگیهای اجتماعی ـ سیاسی مخاطبان و موقعیت و شرایط کنونی حوادثی که استفاده از عملیات روانی را ناگزیر کرده است، دست یابند. ناگفته آشکار است که چنین اطلاعاتی باید درست، به روز و مرتبط با موضوع عملیات روانی باشد. افزون بر آن، طراحان و سناریونویسان عملیات روانی رسانهای باید از توان و قابلیت غربالگری آن اطلاعات نیز برخوردار باشند. مشخص کردن فرایند دستیابی و بهرهگیری از منابع چندگانة اطلاعات و ترکیب و ارتباط دادن دادهها به الگوی مربوط به مخاطبان آماج نوعی غربالگری اطلاعات مربوط به سناریوی عملیات روانی است. در این نوشتار راه و روش عملیات روانی، دادههای اصلی مورد نیاز برای تحلیل مخاطبان آماج و بینش لازم در فرایند غربالگری اطلاعات برای بهرهگیری از آن در جنگ روانی رسانهای بررسی میشود، سپس شواهد مربوط به کنترل اذهان جهانیان توسط رسانهها مرور خواهند شد.
"
جنگ دیجیتالی: (نظم نوین و تجدید ساختار سیاسی جهان در عصر اطلاعات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"«شکست قطعی و انهدام دشمنان در زمانی سریع، حمایت از دوستان امریکا با هر چهرهای که دارند، حمایت از دموکراسی ظاهری در مواقع ضروری، دوستی با اسرائیل و تثبیت آن در خاورمیانه، کنترل و حفظ منابع انرژی و نفت در دراز مدت، توسل به نیروی نظامی به رهبری واشنگتن، مقابله با تهدیدهای بالقوه و بالفعل جهان سوم علیه امریکا و غرب، مهار اقتصادی و نظامی جهان سوم، گسترش جنگها به جهان کم توسعه و… روح نظم نوین جهانی مورد نظر امریکا را تشکیل میدهد».
در عصر رسانههای جهانی و چندرسانهایها، رسانههایی مورد توجه و حمایت قدرتمندان جهان قرار میگیرند که از نظم نوین جهانی حمایت کنند اما از آنجا که امکان انتخاب رسانه و پیام در عصر سوپرمارکتهای رسانهای فراهم شده، مخاطبان در انتخاب رسانه برای دستیابی به پیام مورد نظر خود از آزادی بیشتری برخوردارند.
مؤلف در مقالة حاضر میکوشد با نشان دادن گوشهای از تلاشهای مردم جهان برای مخالفت با جنگ و دستیابی به اطلاعات صحیح از یک سو اقدامات رسانهها را برای ارسال اخبار جنگ عراق و امریکا بر روی سایتهای اینترنتی بازگو کند و از سوی دیگر به اقدامات طرفداران جنگ برای نابود ساختن این سایتها بپردازد.
"
تلویزیون آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"تغییر و تحولات دنیای امروز با آهنگی بسیار سریع و شتابان همة عناصر جامعه را دستخوش خود قرار داده است. پیامد این تحولات، تغییر یافتن معیارها است. معیار فقر و ثروت ملتها جای خود را به میزان دسترسی آنها به دانش و اطلاعات داده است و عصر صنعت، به عصر اطلاعات و دانش تبدیل شده است.
در چنین فضایی تلویزیون آموزشی به عنوان یکی از مهمترین پدیدههای عصر اطلاعات ظهور میکند. از آنجا که فرهنگ و مقولة فرهنگسازی یکی از مهمترین ضرورتهای هر جامعه است، تلویزیون آموزشی میتواند بالاترین نقش را در عرصة تقویت فرهنگ جوامع ایفا کند.
با توجه به اهمیت روزافزون نقش تلویزیون آموزشی در جامعه و پیشرفتهای قابل ملاحظهای که در این زمینه هم در سطح جهانی و هم در سطح ملی و بومی صورت گرفته است، بر آن شدیم تا در گفتگویی با آقای دکتر داریوش نوروزی، مدیر گروه تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی برخی از مهمترین سؤالات، ملاحظات و نکات را در این زمینه مورد بررسی قرار دهیم.
"
تدوین خطمشی آموزشهای الکترونیکی بر اساس اولویتها و عوامل مؤثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از همگرائی صنایع مخابراتی و رایانهای و در نتیجه فراهم شدن امکانات شبکههای جهانی برای انتقال دادهها و اطلاعات، فناوری اطلاعات در رأس دیگر مباحث مربوط به فناوری قرار گرفت. از مهمترین زمینههای کاربرد فناوری اطلاعات میتوان به توسعه آموزش در تمام سطوح اشاره کرد. یکی از خصیصههای فناوری اطلاعات که کاربری آن در کلیه شئون قابل ملاحظه است، سرعت توسعه است. این سرعت ناشی از بستر ارتباطی مناسبی است که اکنون در سراسر جهان گسترده شده است. دیگر خصیصه مهم فناوری اطلاعات پویائی و تحول پذیری بسیار وسیع آن است به طوری که با اطمینان میتوان آنرا متحولترین فناوری عصر حاضر دانست. بنابراین، یکی از مهمترین و در عین حال مشکلترین مراحل توسعه فناوری اطلاعات در زمینه آموزش، تصمیمگیری در مورد اولویتها و همچنین خط مشی مورد نیاز برای این کار است. در واقع سؤال اصلی آن است که از کجا آغاز کنیم، در مسیر کدام اولویتها حرکت کنیم و به کدام هدف برسیم. اما یافتن این مسیر و تعریف مبدا و مقصد در محیط آموزشهای الکترونیکی که دارای همان دو خصیصه توسعه سریع و تحول مداوم است کاری بسیار ظریف و دقیق است. در نتیجه لازم است اولویتها در توسعه آموزش الکترونیکی از دیدگاه جغرافیای فرهنگی، جغرافیای آمادگی برای آموزشهای الکترونیکی، محتویات دروس الکترونیکی، هزینهها و بودجهها و مهمتر از همه عامل نیروی انسانی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. توجه داشتن به عناوین اولویتها حداقل اطلاعات لازم برای تعیین سیاستهای اجرایی است. بدیهی است در مرحله بعد لازم است هر یک از عناوین به دقت تحلیل شده و در مقایسه با دیگر عناوین سنجیده شوند تا راهکارهای لازم برای قدمهای بعدی مشخص شود. در نتیجه بر اساس اولویتها و در واقع بر اساس تعیین آنها میتوان به یک جمعبندی برای تعیین خطمشی توسعه آموزشهای الکترونیکی در ایران رسید. آنچه در حال حاضر میتواند موجب نگرانی باشد اشتیاق شدید مردم و مسئولان به توسعه آموزش الکترونیکی بدون تعیین خطمشی لازم برای نیل به این امر است. در این مقاله سعی شده است ضمن برشمردن عناوین موضوعاتی که در تعیین خط مشی اهمیت دارند، نظر مسئولان و دستاندرکاران آموزشهای الکترونیکی به اهمیت برخی از آنها و به خصوص به سطوح مختلف اولویت در بعضی از موارد جلب شود. در پایان ضمن ارائه مدلی برای تعیین خط مشی آموزشهای الکترونیکی، اهمیت این موضوع در توسعه آموزشهای الکترونیکی ایران مورد بررسی قرار میگیرد.
آموزش رسانه ای : کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش نوین رسانهها در ارتقای سطح آموزشی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله به بررسی جایگاه نوین رسانهها در برنامهها و فعالیتهای آموزشی مدارس میپردازد و چگونگی بهرهگیری از رسانهها را برای ارتقای سطح آموزشی مدارس تشریح میکند. در سالهای اخیر رسانهها به عنوان ابزارهای نوین آموزشی مورد توجه دستاندرکاران آموزش قرار گرفتهاند و از آنها به عنوان مکمل فرایند یادگیری انفرادی و گروهی یاد شده است. استفاده بهینه از این ابزارها مستلزم تجهیز مدارس به مراکز رسانهای و در صورت امکانپذیر نبودن دسترسی مدارس منفرد به این مراکز، استفاده از مراکز رسانهای منطقهای است. خدماتی که در این مدارس عرضه میشود فراتر از ارائه وسایل کمک آموزشی سنتی و یا کتابخانههای معمولی است که اکثر مدارس به آنها مجهز هستند.
"
دیالکتیک شکل و محتوای مذهبی در تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در کشور ما تلویزیون رسانه ای فراگیر و پر نفوذ است که علاوه بر کارکردهایی که اصولا بر آن مترتب است ماموریتی استراتژیک در انتقال مفاهیم ملی وارزش های دینی بر عهده دارد . بررسی تحقیقات رسانه ای حاکی از آن است که در گستره رسانه و دین دورویکرد مهم وجود دارد رویکرد اول دین را به مثابه مظورفی در نظر می گیرد که تلویزیون به عنوان یک ظرف آن را منتقل می کند .نگاه ابزارانگارانه به تلویزیون معتقد است که فناوری تلویزیون در ذات خود دارای هویت فرهنگی نیست وتفاوتی ندارد که چه پیام و محتوایی را منتقل می کند اما رویکرد دوم برای تلویزیون هویت فرهنگی قائل است و معتقد است که زبان تکنیکی هر رسانه هنری نتیجه و بر آیند فرهنگی است که در ورای آن وجود دارد. به عبارت دیگر هر رسانه ای دارای هستی شناسی خاصی است که با عطف به آن اقتضائات تکنیکی به وجود می آید. این مقاله می کوشد تا از منظر رویکرد دوم جایگاه تلویزیون را در انتقال و بازنمایی مفاهیم مذهبی تبیین کند و با تکیه بر این نکته که در فرهنگ ما انتقال پیام و مفهوم عموما استوار بر زمینه ای از فرهنگ شنیداری و مبتنی بر واسطه های کلامی و غیر کلامی و غیر تصویری است نقاط قوت و ضعف این رسانه را در ارائه مفاهیم ومعارف دینی مورد بررسی قرار دهد . پیام اصلی مقاله حاضر تاکید بر این نکته مهم است که در جامعه اسلامی ایجاد ارتباط دیالتیکی بین زبان تلویزیون و ظرفیت های فنی آن با مفاهیم معنوی یک ضرورت حیاتی است .
"
سخن نخست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"پرسش مهمی که در حوزه نسبت دین و رسانه مطرح میشود این است که آیا رسانههای جدید میتوانند کارکردهای مورد نظر دین را داشته باشند یا نه و اگر میتوانند چگونه این کار عملی است؟ بحثهای دو شماره پیاپی فصلنامة پژوهش و سنجش با عنوان دین و رسانه، از ابعاد گوناگون پاسخگویی به همین دو پرسش را بر عهده گرفتهاند. دیدگاههای متفاوت و گاه متضادی در این مورد ارائه شده است. برخی با ارائه دلایلی کوشیدهاند پاسخ مثبت یا منفی خود را به این پرسش اثبات کنند و بعضی نیز با مفروض دانستن پاسخ مثبت به بیان چگونگی، شیوهها و پیامدهای درآمیختن دین و رسانه پرداختهاند. اثبات وجود تباین کلی میان دین و رسانه البته راه را بر مباحث بعدی خواهد بست و سخنان را بیشتر به حوزه بیان پیامدهای منفی کوششهای انجام شده، در استفاده دینی از رسانه، خواهد برد.
شاید در روزگار کنونی بخش دوم پرسش اهمیت بیشتری داشته باشد. پژوهش در مورد چگونگی استفاده از رسانههای جدید به ویژه رادیو و تلویزیون و به کارگیری آنها در جهت دستیابی به مقاصد دینی، به خصوص اگر با مشارکت بخشهایی از حوزههای دینی که کار تبلیغ را وجهه همت خود میدانند و به رسانهها توجه دارند و نیز بخشهایی از گروههای ارتباطات دانشگاهها که به مطالعات دینی میپردازند و سرانجام مراکز پژوهشی در حوزه رسانهها باشد میتوان امید داشت که فراوردههای پژوهشی آنان راه را برای استفاده سامانیافتهتر از این رسانهها برای گسترش تعالیم دینی هموار کند. در این زمینه توجه به نکات زیر سودمند به نظر میرسد:
الف ـ سامان دادن مطالعات دین و رسانه
پژوهشهای رسانه و ارتباطات و نیز مطالعات دینی هر کدام در جایگاه خویش راه خود را میپیمایند و اهداف خود را پی میگیرند، اما سامان دادن مطالعات میان رشتهای در این حوزه ضروری است، به گونهای که ابتدا پژوهشگران هر دو رشته به دریافت مناسبی از حوزه دیگر برسند، مبانی، نظریهها، امکانات و محدودیتها را بشناسند و سپس با اتکا به دریافتهای جدید به حوزه مطالعاتی خود نیز نگاهی دوباره بیفکنند. این نگاه دوباره بستر مناسبی برای سامان یافتن این مطالعات ایجاد میکند و راه را برای نظریهپردازی در این حوزه هموار میسازد. به دست آوردن آمادگی کافی در هر دو سو برای این داد و ستد علمی از پیش شرطهای موفقیت در پیمودن این راه است. این آمادگی به ویژه در مباحث دینی که بر محور تقدسها شکل گرفته است به موشکافی و دقتهای ویژه نیاز دارد. توجه به تجربیات دیگران نیز در این زمینه کارساز خواهد بود.
ب ـ توجه به حوزه عمل
این مطالعات اگر بدون توجه کافی به مباحث کارکردی، صرفاً در حوزه نظری باقی بماند، انتظارات را چنان که باید برآورده نخواهد کرد. واقعیت این است که طی بیست و پنج سال گذشته تلاشهای بسیاری برای ابلاغ پیام دینی از رسانههای جدید به عمل آمده که با کامیابیها و ناکامیهایی همراه بوده است. مطالعه کامل این روند و توجه کافی به وضعیت کنونی حوزه رسانهای کشور و نیز تجربیات دیگر کشورها از جمله ایستگاههای رادیویی و یا تلویزیونی اسلامی و نیز مسیحی میتواند این مطالعات را به حوزهای هدایت کند که فرآوردههای آن راهگشای دستاندرکاران رسانهها باشد.
فصلنامه پژوهش و سنجش طی دو شماره 35 و 36 با موضوع دین و رسانه کوشیده است در دو حوزه نظری و کاربردی با ارائه دیدگاههای برخی از صاحبنظران، استادان و پژوهشگرانی که محصول اندیشهورزی خویش را در اختیار قرار دادند، به طرح بحث بپردازد. در اینجا ضمن سپاسگذاری از همکاری صمیمانه آنان، این شماره از نشریه با عنوان دین و رسانه 2 تقدیم حضور میشود.
البته از سال گذشته وعده شده بود که شماره پایانی هر سال به ارائة مقالات متنوع (جُنگ) اختصاص یابد، که به علت دو شمارهای شدن موضوع دین و رسانه، شماره جُنگ در بهار 83 ارائه خواهد شد.
در پایان ضمن قدردانی از لطف همیشگی خوانندگان اندیشمند فصلنامه، از همه عزیزان خواهشمندیم همچنان پژوهش و سنجش را از انتقادها، پیشنهادها و دیدگاههای خویش بهرهمند سازند.
"
دین در عصر رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله، متن یکی از سخنرانیهای دکتر استوارت ام، هوور استاد دانشگاههای کلرادو و اُپسالا است که در مرکز مطالعات رسانه، دین و فرهنگ دانشگاه ادینبورگ ارائه شده است. این سخنرانی بازنمایی بخشی از تلاشهای نظریهپردازان غربی در تبیین رابطه دین و رسانه و به طریق اولی رابطه رسانه و کلیسا به شمار میرود، از این رو بسیاری از مباحث مطرح شده در آن صرفاً در این چهارچوب قابل طرح است. هوور در این سخنرانی با بررسی کلی جایگاه مذهب در عصر رسانهها به ابعاد گوناگون نوعی مذهب نوظهور در عصر رسانه پرداخته و میکوشد در تبیین موضوع از شیوههای سنتی بررسی روابط میان مذهب و رسانهها فراتر رود. وی معتقد است که ظهور و گسترش رسانهها باعث شده است پدیدههای دینی جنبه عمومی پیدا کنند. از نظر او در جهان معاصر دین و رسانه، هر چند نه به طور کامل، همگرایی بالایی دارند و نقاط مشترک همگرایی آنها بسیار معنادار است.
"
"وضعیت در حال گذار؛ فقدان نظریه هنجاری رسانهای گزارشی از پژوهش دکتر محسنیانراد پیرامون رسانهها در کشورهای اسلامی "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نوشتار حاضر حاصل گفتگویی است با دکتر مهدی محسنیانراد در خصوص وضعیت استفاده از رسانه در جهان اسلام. وی چند سالی است که برای اولین بار درسی را در حوزه وسایل ارتباط جمعی در کشورهای اسلامی در دوره دکترای علوم ارتباطات تدریس میکند و از این طریق همراه با دانشجویان خود توانسته است به تبیین حوزههای کمتر شناخته شده دست زند.
هسته اولیه این درس، تحقیق 1400 صفحهای او و همکارانش بود که در سال 1376 پایان یافت و در سال 1377 به عنوان پژوهش سال شناخته شد. محور اصلی این گفتگو را ویژگیها، اهداف، روششناسی و نتایج اجمالی این پژوهش تشکیل میدهد. در واقع میتوان این نوشتار را معرفی و گزارش مختصری از آن تلقی کرد. در این تحقیق دکتر محسنیانراد و همکارانش وضعیت استفاده از رسانهها در جهان اسلام را با بهرهگیری از آمار و دادههای هر کشور مورد بررسی قرار داده و آنها را با هم مقایسه کردهاند.
"
گذار پزشکی و پزشکی پیش گیرانه، نمونه واکسیناسیون
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر پیش از هر چیز در پی توصیفی از زمینه تاریخی و سیاسی سازمان یافتن نظام بهداشتی ایران در طول قرن بیستم و به ویژه در طول سلطنت های قاجار و پهلوی است. به نظر می رسد اساسی ترین اقدامات انجام شده در جهت سازمان یابی عرصه پزشکی در ایران در پی استحکام بخشیدن به نهادهای سیاسی ملی برای کاهش نفوذ خارجی در این زمینه بوده اند. در این میان برنامه های واکسیناسیون با دقت بیشتری مورد مطالعه قرار گرفته اند زیرا اقدام موضوع رقابت های عملی، اقتصادی و سیاسی محلی بوده و رویکری جامعه - انسان شناختی نمی تواند نسیت به آن بی توجه باشد. این روش پیش گیرانه جدید و وابسته به انستیتو پاستور، که از سال 1921 در تهران اسقرار یافت، و در کنار آن خود مختاری تدریجی ایران در تولید محلی واکسن ها، نمادی است از ورود یک الگوی غالب پزشکی زیستی در این کشور، سرانجام به این نکته پرداخته شده است که رواج واکسیناسیون ظاهرا در چارچوب برنامه های یک دولت مقتدر انجام گرفته است و این امر در میزان پذیرش و بازنمودهای اجتماعی این فن، همان گونه که در مقاله حاضر و حاصل از یک رساله دکترا بر پایه پژوهشی میدانی مشخص می شود، تاثیر قابل ملاحظه ای داشته است.
مساله حاکمیت و مشروعیت آن در عهد کریم خان زند
حوزههای تخصصی:
طایفه زند که از گمنام ترین طوایف ایلات لرستان تا اواخر قرن دوازدهم بود؛ نقش مهمی در تاریخ ایران بعد از سلسله صفوی ایفا کرده است. کریم خان سردار زند زمانی به قدرت رسید که جامعه ایران حدود سه دهه و اندی سخت ترین مصایب و حقارت آمیزترین شکست ها و بار گران جنگ ها و مالیات ها را تحمل کرده بود و نیاز مبرمی به آرامش و صلح داشت. اما مشروعیت حکومت بعد از انقراض صفویان به صورت نوعی بحران سیاسی درآمده بود. از این رو تدبیر و درایت کریم خان برای حل این معضل و مشروعیت حکومت اش ابتکار جدیدی در معنا و مفهوم حکومت محسوب می شود. گرچه در ابتدای قدرتش عنوان وکل الدوله را انتخاب کرد؛ اما اندکی بعد وکیل الرعایا را برگزید و بدین ترتیب علی الظاهر قدرت اش را ناشی از اراده رعیت تلقی کرد.
این مقاله مساله حاکمیت و مشروعیت آن را در دوران کریم خان مورد بررسی قرار می دهد.
بازنمایی مفهوم ایران در جامع التواریخ رشید الدین فضل اله همدانی
حوزههای تخصصی:
بررسی مشارکت زنان در نیروی کاری در استانها در سالهای 55-65 و 75(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از دادههای سرشماری سالهای 55،65،75 ارتباط بین برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی و مشارکت زنان در نیروی کار را به تفکیک استانها بررسی میکند. میزان مشارکت زنان در نیروی کار در ایران در فاصله سالهای 57-55 کاهش یافته است اما طی سالهای 75-65 روند صعودی داشته است. از نظر استانی، بالاترین میزانهای فعالیت به استانهای گیلان، یزد و چهارمحال و بختیاری و پائین ترین میزانهای فعالیت به استانهای ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان تعلق داشتهاند. نتایج فوق تقریبا در تمامی سرشماریها با اندکی تفاوت وجود داشته است. کاهش شدید مشارکت در گروه های سنی 14-10، 19-15، 24-20 به تغیییر در الگوی سنی مشارکت منجر شده است. بالا بودن میزان فعالیت زنان تقریبا" با کاهش میزان تحصیلات، کاهش باروری، افزایش سن ازدواج و افزایش نسبت شاغلین در بخش صنعت همراه بوده است. اما میزان این تغییرات در استانهای کشور متفاوت است. به نظر میرسد افزایش میزان تحصیلات زنان، تغییر اهمیت بخشهای اقتصادی و تغییر وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور در دو دوره مورد بررسی، نقش عمدهای را در تحولات مشارکت زنان در نیروی کار موجب شده است