فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۰۰۱ تا ۲۵٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۴۹ مورد.
شکاف های منطقه ای در نگرش ایرانیان به مصرف مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیمایش های عمومی در ایران نشان داده است که از نظر مردم پس از گرانی و بیکاری و با اندکی فاصله، اعتیاد مهمترین مشکل اجتماعی معرفی می شود، و همواره حدود 90 در صد نردم اعتیاد را یک مساله جدی دانسته اند. همچنین حدود نیمی از زندانیان و تعداد زیادی از مجازاتهای اعدام در ایران با این مساله اجتماعی ارتباط دارد. در باره موضوع اعتیاد پژوهش های زیادی هم انجام شده است، اما پژوهشی که تفاوت ها را بر حسب مناطق مختلف ایران تحلیل کرده باشد، کمتر است. مطالعه حاضر ، تحلیل ثانویه ای است که از پیمایشی که در 23 استان در سالهای 2003-2005 و با نمونه ای برابر 13364 نفر انجام شد. نتایج متغیرهای به دست آمده از آن پیمایش همراه با سایر شاخص های جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی هر منطقه برای درک تفاوت میان مناطق تحلیل شده است. یافته ها بر حسب متوسط رفتار یا عقیده پاسخگویان هر منطقه نسبت به مواد مخدر و شکاف های منطقه ای و تاثیر متغیرهای مستقل بر متغیرهای وابسته ارائه شده اند.
منطق پژوهش تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی بیان منطق یکی از مهم ترین و پرکاربردترین روش های پژوهشی در عرصه علوم اجتماعی کلان است که با پرسش هایی بزرگ سروکار دارد و واحدهای مشاهده و تحلیل خود را واحدهای میانی و کلان اختیار می کند. در آغاز، با طرح موضوع درصدد شرح اهمیت و جایگاه این روش برآمده ایم و بر این ایده تاکید کرده ایم که علوم اجتماعی در پی بررسی تفاوت در بین کل ها و ترتیبات اجتماعی است. دشوار است به تحلیلی در علوم اجتماعی بیاندیشیم که تطبیقی نباشد. تحلیل تطبیقی به معنای توصیف و تبیین مشابهت ها و تفاوت های شرایط یا پیامدها در بین واحدهای اجتماعی بزرگ مقیاس مانند مناطق، ملت ها، جوامع و فرهنگ هاست. گذار از نظریه های عمومی به نظریه های ساختاری در حوزه جامعه شناسی انقلاب وتحولات اجتماعی توجه به روش و تحلیل تطبیقی را دو چندان ساخته است. گزینش واحدهای کلان و بزرگ در این روش، ئکه معمولاً حجم محدودی دارند، مسئله حجم واحدها یا نمونه های بررسی را به نکته ای اساسی و مهم بدل کرده است. به حدی که گفته میشود مطالعه تطبیقی کمی با موارد زیاد N) بزرگ) و مطالعه تطبیقی کیفی با موارد محدود (N کوچک) سروکار دارند. این نوع مطالعات ممکن است در قالب طرح های پژوهشی شبیه ترین و در عین حال متفاوت ترین نظام با روش های توافق و اختلاف صورت گیرند. منطق پژوهش تطبیقی در درجه نخست بر این نکته تاکید دارد که اندیشه مکانیکی و ساده انگارانه به جهان اجتماعی با ماهیت واقعیت های این جهان سازگاری ندارد، زیرا الگوهای متفاوت توسعه و تحول موید الگوهای محتمل و تصادفی است تا الگوهای جبری و تعین گرای تاریخی - اجتماعی. این منطق بر پیکربندی و درک روابط زنجیره ای و واکنشی در قالب رویکرد مسیر وابسته برای تحلیل های اجتماعی و تاریخی تاکید و این باور را دنبال می کند که آثار و پیامدهای بزرگ را همیشه نمیتوان برحسب فرایندهای کوتاه-مدت یا منحصر به فرد، متوازن و پیش بینی پذیر تبیین کرد، بلکه سیر تحول را باید زنجیره ای و احتمال گرایانه بررسی کرد و از نگاه تفریدی و انقطاعی پرهیز داشت.
شبیه سازی روشی برای بررسی رفتارهای اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبیه سازی شیوه سومی برای تحقیق اجتماعی در کنار قیاس و استقرا است. در این شیوه، نظام روشنی ارائه می شود و براساس آن، داده های مناسب تولید می شود. رشد روزافزون شبیه سازی در دهه گذشته حکایت از قابلیت های آن در حوزه تحقیقات اجتماعی دارد. در مقاله حاضر سه دسته اصلی شبیه سازی تشریح شده است: تمام انسانی، انسانی-کامپوتری و تمام کامپیوتری، و تلاش شده تا مسائل عملی هر یک از آنها در قالب مثال های مناسب بیان شود. برای شبیه سازی تمام انسانی مواردی از روابط بین الملل بیان شده و نیز طرح های اولیه ای برای بازی های اجتماعی ذکر شده است. برای شبیه سازی تمام کامپیوتری نیز از مدل بازی فضایی بهرهه برده ایم و داده های فرضی حاصل از آن در چهار بازی دوراهی زندانی، بزدلانه، همنوایی، و اعتماد استفاده شده است. درباره شبیه سازی انسانی-کامپیوتری از داده های یک شبیه سازی برای بررسی رفتار در دوراهی اجتماعی استفاده شده است. در این شبیه سازی، 50 آزمودنیدانشجو، در مقابلکامپیوتر دو بازی دوراهیکالایهمگانی و دوراهی منابع مشترک را بازی کردند. در این مقاله، شیوه این شبیه سازی و نتایج آن نیز شرح داده شده است.
ظهور و سقوط نظریه خردگرا در برنامه ریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا چارچوب نظریه خردگرا در برنامه ریزی شرح داده شده است. سپس از زوایای گوناگون این دیدگاه نقد گردیده و در آخر به این مسئله پرداخته شده که نسبت میان نظریه خردگرا در برنامه ریزی که میراث نیمه قرن بیستم است با شرایط کنونی اندیشه اجتماعی چیست؟
در این دوران ظهور پسامدرنیته، به نظر می رسد برنامه ریزی نیز وارد دوران پساخردگرایی می شود: منتقدان پسامدرن عقلانیت را تبدیل به یک واژه «بد» کرده اند. معمولاً برنامه ریزی خردگرا را با تعابیری چون علم گرایی نابه جا، فن سالاری بیش از حد، و تخصص گرایی که به دنبال منافع خود است، توصیف می کنند. چنین ادعا می شود که خردگرایی به معنای تاکید تنگ نظرانه بر وسیله به جای هدف و تجربه گرایی محض بوده است و عینیت و بی طرفی آن مبتنی بر واقعیاتی است که ـ همان طور که ساختارشکنی پسامدرن نشان داده است ـ چیزی جز ادعاهای گزاف، تعصبات فرهنگی، و یا جانبداری های گمراه کننده نبوده است. اما این سخن پسامدرنیست ها هم مانند بسیاری دیگر از سخنان ایشان چیزی بیش از یک تصویر کلیشه ای اغراق آمیز نیست و مثل همه تصاویر کلیشه ای دیگر، در حالی که در آن پاره هایی از واقعیت دیده می شود، اما اساساً مبتنی بر یک سوءتفاهم و بدفهمی است که راه بردن به آن چندان دشوار نیست و آن بدفهمی این است: رد عقلانیت به طورکلی به عنوان مبنای نظری برنامه ریزی به جای رد عقلانیت ابزاری.
مکتب خِرَدگرا برنامه ریزی را عامل تحقق عقلانیت و حاکمیت خرد در جامعه می داند و عقلانیت را «کاربرد استدلال در تصمیم گیری جمعی» تعریف می کند؛ رابطه تاریخی میان برنامه ریزی و خردگرایی و کاربرد عقلانیت نیز انکارناپذیر است. اما بحث بر سر این است که عقلانیت ابعاد و دامنه وسیع تری از عقلانیت ابزاری دارد که در مثبت گرایی و برنامه ریزی خردگرا مورد نظر است. ارزش عقلانیت در پاسخ گویی و مسئولیت پذیری است که درون آن نهفته است. پس برخلاف استدلال های اخیر پسامدرن ها، خردگرایی نه تنها با انتقادی بودن در تضاد نیست، بلکه در ذات آن است. اما عقلانیت می تواند اشکال متفاوتی به خود بگیرد. پس برنامه ریزی نیز می تواند بر پارادایم های متفاوت عقلی استوار باشد و نظریه باید پاسخ دهد که چه نوع عقلانیتی در چه نوع شرایط تصمیم گیری و برای کدام کارگزاران تصمیم گیرنده باید به کار گرفته شود؟ در این نوع نظریه پردازی انعطاف پذیر البته عقلانیت ابزاری نیز جای خود را خواهد داشت.
درنگ و درایتی پیرامون تحلیل جامعه شناختی و تبیین مفهومی پیوست فرهنگی
پیوست فرهنگی مفهوم جدیدی است که به دنبال واژگان راهبردی «مهندسی فرهنگ»، «مهندسی فرهنگی» و «مدیریت فرهنگی» مقام معظم رهبری در تاریخ 17/9/86 طرح کرده و علاوه بر اینکه دستور کار مراکز عمده سیاستگذاری قرار گرفته، اذهان بسیاری از پژوهشگران مراکز علمی و تحقیقاتی را به خود معطوف کرده است. سؤال اساسی این است که اجرای پیوست فرهنگی، فرهنگ عمومی کشور اسلامی را تا چه اندازه متحول می کند؟ پیوست فرهنگی مدیریت راهبردی کشور را با مدیریت اجرایی پیوند می دهد. در واقع از این پس بدون این ابزار هیچ یک از زمینه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور قابلیت اجرایی نخواهند یافت.
تحلیل ضرورت های پیوست فرهنگی از منظری جامعه شناختی از یک سو و تبیین مدل مفهومی پیوست فرهنگی از سوی دیگر، به عنوان ابعاد «چرایی» و «چیستی»، محورهای موضوعی مقاله حاضر را شکل می دهند.
روش تبیین نقشه مهندسی فرهنگی کشور
حوزههای تخصصی:
در مهندسی فرهنگ شناخت دقیق نظام باورها و اعتقادات، نظام ارزش ها و نگرش ها و نظام رفتارها در سطوح و لایه های مختلف فرهنگی اقدام و روابط منطقی بین اجزا آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در حالی که مهندسی فرهنگی کشور یعنی بازطراحی وحدت بخش و هدفمند نظام فرهنگی مهندسی شده به عنوان یک نظام یکپارچه و واحد.
تبیین نقشه مهندسی فرهنگی کشور مستلزم برخورداری از متدلوژی خاصی است که در آن مجموعه ای از روش ها، فنون و ابزارهای تحلیل و طراحی سیستم در چارچوب یک انگاره مدل سازی به کار بسته شوند. بر این اساس در این مقاله مدل ساختار ایستای تبیین فعالیت های اصلی نقشه مهندسی فرهنگی کشور انتخاب و معرفی شده است. براساس این مدل فعالیت های اساسی ترسیم نقشه مهندسی فرهنگی کشور مشتمل بر سه فعالیت اصلی است.
در هسته مرکزی مدل قرار گرفته و سایر فعالیت ها حول آن ساماندهی می شود.
محاورة اینترنتی و تأثیر آن در فرهنگ عمومی
حوزههای تخصصی:
اینترنت و امکانات موجود در آن به شکل روزافزونی در حال گسترش است. بحث به کارگیری آن از مسائلی است که از ابتدای کار این شبکه مطرح بوده است و همچنان بسیاری از کارشناسان بر روی نحوه و میزان استفاده از آن، در میان گروه های گوناگون، بحث می کنند. واکاوی تأثیر استفاده از این فناوری، مطالعات گوناگونی را می طلبد. این مقاله با تأکید بر کاربردهای متنوع و نوین شبکه اینترنت سعی کرده تا به تأثیر استفاده از اینترنت بر فرهنگ محاوره بپردازد و همزمان این موضوع را مطرح کرده است که اینترنت باعث تغییراتی در زبان محاوره و فرهنگ عمومی شده است. در این مقاله به تعاملات اینترنتی و قابلیت های رسانه ای آن در سه سطح شامل پست الکترونیک، گفت وگوی آنلاین و شبکه های اجتماعی توجه شده است.
رویکردهای فرهنگ
رابطه بین عوامل جغرافیایی و نظم و امنیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله: عوامل متعدد و متنوعی در برقراری نظم و امنیت اجتماعی تاثیر گذارند. از آن جمله می توان به عوامل جغرافیایی یا مکانی اشاره کرد که متاسفانه در تجزیه و تحلیل جرایم و ناامنی ها کمتر به آن توجه می شود.اهمیت این دسته از عوامل از آن جایی ناشی می شود که بپذیریم همه جرایم و ناامنی ها در بستر مکان و زمان مشخصی رخ می دهند.هدف و روش: در تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل مذکور با مقوله نظم و امنیت و ارزیابی اهمیت آنها، با استفاده از روش توصیفی – پیمایشی و از طریق پرسشنامه محقق ساخته نسبت به سنجش متغیرها در دو بعد عوامل جغرافیایی انسانی و عوامل جغرافیایی طبیعی اقدام شد. جامعه آماری تحقیق را اعضای هیات علمی و مدرسان گروه های آموزش انتظامی، علوم اجتماعی و جغرافیا در دانشگاه علوم انتظامی تشکیل می دهد و روش نمونه گیری آن سرشماری است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد: اول آنکه، رابطه معنا داری بین عوامل جغرافیایی و نظم وامنیت برقرار است؛ دوم آنکه، در بین عوامل (متغیرهای) جغرافیایی، عوامل جغرافیایی انسانی اهمیت بیشتری دارند؛ سوم آنکه، در میان عوامل جغرافیایی انسانی که بیانگر رابطه تراکم جمعیت با جرم است، بیشترین رابطه را با مقوله نظم و امنیت دارد و از میان عوامل جغرافیایی طبیعی که بیانگر ارتباط خصوصیات مکان استقرار اماکن انتظامی است، دارای بیشترین اهمیت است.نتایج: در مورد فرضیه اول یعنی وجود رابطه بین عوامل جغرافیای انسانی و نظم و امنیت با توجه به مقدار آزمون t محاسبه شده (7.3) و سطح معنا داری صفر، فرضیه H1 با احتمال 99 درصد مورد تایید قرار گرفت. اما در خصوص فرضیه دوم با توجه به مقدار آزمونt (0.036) و سطح معنا داری (0.971) فرضیه H1 رد شد.
مقایسه تاثیر آموزش صبر و حل مساله بر کاهش پرخاشگری و انتخاب راهبردهای مقابله ای دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی و مقایسه تاثیر آموزش صبر و آموزش حل مساله در پرخاشگری و انتخاب راهبردهای مقابله ای در دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی است. برای این منظور، تعداد 60 نفر از دانشجویان با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و بعد از مرحله پیش آزمون، به 3 گروه آموزش صبر، آموزش حل مساله، و گروه کنترل تقسیم شدند. در این مرحله با استفاده از پرسشنامه پرخاشگری AAI و آزمون انتخاب راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (CISS) میزان پرخاشگری و نوع راهبردهای مقابله ای دانشجویان اندازه گیری شد. بعد از 10 جلسه آموزش صبر و 9 جلسه آموزش حل مساله، مجددا این آزمون ها در 3 گروه اجرا شد. داده های به دست آمده بعد از اجرای آزمون نرمالیته، به وسیله آماره های تی استیودنت و آنالیز واریانس برای متغیر پرخاشگری و آزمون یومان و ینتی و کروسکال-والیس برای متغیر راهبردهای مقابله ای، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان دهنده آن است که روش صبر در کاهش پرخاشگری و روش مداخله ای حل مساله در انتخاب راهبرد مساله مدارانه موثرتر بوده اند.
فرهنگ در آیینه سند چشم انداز
درک الاهیات و فرهنگ مردمی
کودکان بیگاری و دولت مهرزری
تاملی برمرزبندی اجتماعی فضای شهری مشهد: طبقه بندی منزلتی نواحی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی مقاله حاضر ارایه تصویری روشن از مرزبندی اجتماعی فضای شهری (نواحی) و تشخیص سلسله مراتب منزلتی فضاهاست. نتایج تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی بر روی سه خصوصیت پایه منزلتی شامل حیثیت شغلی، سطح تحصیلات و درآمد بر روی یک نمونه تصادفی از سرپرستان خانوار ساکن مشهد به اندازه 17510 نفر که به روش نمونه گیری طبقه ای برگزیده و مورد مصاحبه قرار گرفته اند به روشنی نشان می دهد که اولا از میان ترکیب های مختلف خوشه بندی نواحی، مناسب ترین ترکیب، خوشه بندی پنج تایی است یعنی دراین حالت، بیشترین تجانس منزلتی در درون هرخوشه و بیشترین تفاوت منزلتی در بین خوشه ها وجود دارد. ثانیا مقایسه میانگین خصوصیات سه گانه منزلتی در بین خوشه های پنج گانه نواحی شهر مشهد حاکی از این است که فضاهای شهری مشهد سطح برخورداری کاملا متفاوتی از لحاظ خصوصیات پایه منزلتی یعنی مزایای شغلی، تحصیلی و درآمدی دارند و در بین آنها نظم سلسله مراتبی منزلت وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل تمایزی خوشه های پنج گانه نشان می دهد که تاثیر هر یک از سه متغیر منزلتی مذکور در تمایز و تشخیص خوشه های پنج گانه به ترتیب اهمیت عبارتند از: سطح تحصیلات سرپرست (%79.9)، درآمد سرانه خانوار(%56.9) و حیثیت شغلی سرپرست(%52) .
ارزیابی نقش شوراهای حل اختلاف روستایی در امنیت قضایی روستاییان «نمونه مورد مطالعه: روستاهای شهرستان مرند»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تحولات مهم در عرصه قضایی کشور تشکیل نهاد مردمی شوراهای حل اختلاف در سال 1381 بود. پیش از این تاریخ، روند دادرسی و حل اختلافات، در دادگاهها و مراکز قضایی رسمی انجام می گرفت تا اینکه شوراهای حل اختلاف به عنوان نهادی شبه قضایی وارد عرصه قضاوت شدند، از آن پس جوامع شهری و روستایی کشور پذیرای نهاد نوپایی شده اند که عهده دار حل و فصل بخشی از اختلافات شهروندان است. بر این اساس پ ژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد و تحلیل نقش شوراهای حل اختلاف روستایی در امنیت قضایی روستاییان انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلیِ پیمایشی بوده و داده های تحقیق از طریق ابزار پرسش نامه گردآوری شده است. جامعه آماری نمونه را 15 روستای دارای شورای حل اختلاف شهرستان مرند تشکیل می دهند که از آن میان، 200 نفر از سرپرست خانوارهای روستاهای مربوطه با استفاده از روش های نمونه گیری کوکران و انتساب متناسب به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. در این مطالعه در مجموع 55 گویه به عنوان مولفه های مثبت و منفی موثر در امنیت قضایی روستاییان مورد ارزیابی قرار گرفت که در نهایت با استفاده از آزمون آماری T جفت شده (وابسته) مورد تحلیل قرار گرفته اند. بر اساس نتایج به دست آمده، تفاوت معناداری بین دوره قبل و بعد از شوراهای حل اختلاف در اغلب گویه های مرتبط با امنیت قضایی روستاییان شهرستان مرند مشاهده می شود، لذا می توان گفت علی رغم برخی کاستی ها، شوراهای حل اختلاف از نهادهای موثر در گسترش فرهنگ صلح و سازش در جامعه و شکل گیری امنیت قضایی در جامعه روستایی کشور می باشند
بررسی پیش بینی کننده های اجتماعی رضایت از زندگی در بین دانشجویان نمونه مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر رضایت از زندگی در میان 450 نفر (162 مرد و 288 زن) از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می پردازد و به این منظور از پرسش نامه خود اجرا بهره می جوید. از بین چهارده متغیر مستقل اصلی صرفا هشت متغیر مورد پذیرش نهایی قرار گرفتند که عبارتند از: رضایت از دوستان، موفقیت تحصیلی، امید شغلی، وضعیت سلامتی، رضایت از دانشگاه، مثبت نگری، رضایت از خود و آرامش روانی. برای تحلیل داده ها از رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که میزان رضایت از زندگی در دانشکده های مختلف تفاوت معناداری با هم ندارد. به لحاظ آماری دانشجویان دختر و پسر دارای رضایت از زندگی متفاوتی نیستند. یافته ها بیانگر آن است که در هر دو جنس «رضایت از خود»، «مثبت نگری» و «رضایت از دانشگاه» تاثیر معناداری بر رضایت از زندگی دارند. با این وجود دو متغیر «وضعیت سلامتی» و «امید شغلی» بر رضایت از زندگی دختران اثربخش تر از پسران است و «موفقیت تحصیلی» تاثیر بیشتری بر رضایت از زندگی پسران نسبت به دختران دارد. مجموعه متغیرهای اصلی تحقیق 0.626 از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می نماید