هدف این پژوهش شناخت تهدیدها و فرصت های کاربرد هوش مصنوعی در آینده روابط عمومی است. بدین منظور این موضوع در قالب دو بخش ارایه شده است؛ بخش اول به چیستی هوش مصنوعی پرداخته و بخش دوم تهدیدها و فرصت های کاربرد هوش مصنوعی در روابط عمومی، با استفاده از روش اسنادی و مدارک علمی با تکنیک فیش برداری توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که آینده روابط عمومی با تجهیز ابزارهای هوش مصنوعی نوید پیشرفت های قابل توجهی در این حوزه را می دهد؛ کارگزاران روابط عمومی از هوش مصنوعی برای سنجش و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده می کنند که در زمان و هزینه مقرون به صرفه خواهد بود. هوش مصنوعی به افراد در سازمان ها این قدرت را می دهد تا از قابلیت های تحول آفرین آن، برای دستیابی به کارایی بیشتر در حوزه های مختلف، استفاده کنند؛ اما تهدیدهای استفاده از هوش مصنوعی این است که هوش مصنوعی توانایی برقراری ارتباطات انسانی را ندارد که این توانایی برای روابط عمومی موفق بسیار مهم است. در نتیجه گیری می توان گفت دستیابی به روابط عمومی هوشمند و بهره گیری از هوش مصنوعی در فعالیتهای روابط عمومی ها نیازمند رفع آسیب های موجود در عرصه روابط عمومی ها برای بهره گیری از هوش مصنوعی در آینده است وکسب چنین جایگاهی نیازمند بهره گیری از راهبردهای تهاجمی است تا با استفاده از نقاط قوت داخلی از فرصت های خارجی حداکثر بهره برداری را نمود. با تاکید بر این امر به نظر می رسد که روابط عمومی هر سازمانی علاقه مند است که همیشه در این موقعیت قرار داشته باشد تا بتواند با بهره گیری از نقاط قوت داخلی از فرصت ها و رویدادهای خارجی حداکثر استفاده را بنماید. دراین میان افزایش دانش دیجیتالی و سواد اطلاعاتی کارگزاران روابط عمومی عنصری کلیدی است.
قوانین گشتالت به عنوان نظریه ای در باب مطالعه روان شناسانه ادراک انسان از محیط توسط برخی پژوهشگران در حوزه های مختلف از قبیل پوستر، نقاشی شهری و غیره مورد استفاده قرار گرفته است. این الگوی روان شناختی می تواند در حوزه صفحه آرایی اسلامی و به خصوص نسخ ارزشمند قرآنی نیز راه گشا باشند. نظریه گشتالت مجموعه ای از اصول و قوانین بصری است که یکی از آنها قانون«شکل و زمینه» نامیده می شود. نسخه قرآنی مذهب بر جای مانده از دوره قاجار با شماره ثبت 3089 به لحاظ غنای نقوش و کیفیت تذهیب کاری آن بسیار حائز اهمیت و مناسب مطالعات بیشتر است. این پژوهش بررسی و چگونگی ادراک و شناخت الگوهای بصری در اجزاء تذهیب قرآنی را با بهره گیری از مفهوم شکل و زمینه از قوانین گشتالت مد نظر دارد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و به منظور پاسخگویی به این سؤال اساسی انجام یافته است که: بنیان و ساختار تزئینات سرلوح قرآن مورد نظر براساس قوانین تشکیل دهنده اصل شکل و زمینه از اصول نظریه روان شناسانه گشتالت چگونه قابل واکاوی است؟ تحلیل عناصر بکار رفته در سرلوح این قرآن نفیس و مطالعه ساختار بصری و نقش مایه های آن براساس قانون شکل و زمینه گشتالت میزان صلابت و استحکام ترکیب بندی آن را مشخص می کند.
هر مجموعه معرفتی، به ضرورت، از روش و منطقی تبعیت می کند. وبر از بنیان گذاران علم اجتماعی، مدعی است که از منطق تکوینی برای این علم استفاده می کند. از سویی وی را از جمله اندیشمندان نوکانتی به حساب می آورند، لذا پرسش اصلی مقاله این است که چگونه منطقِ استعلایی کانت در منطقِ تکوینی بازسازی شده است. برای پاسخ به پرسش مذکور، از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است. نتایج حاکی است؛ همان گونه که نسبت امرِ پیشینی؛ یعنی فلسفه، و امرِ پسینی؛ یعنی علم تجربی، در منطق کانت، معیت است، بدین معنا که فلسفه، امکان علم تجربی را فراهم می آورد، در منطقِ وبر نیز همین مسأله جاری است؛ البته با تحولات مفهومی که در منطق وبر شکل گرفته است. علم، گران بار از ارزش است. ارزش ها، بخشی از واقعیت را معنادار می سازد. در ذیل ایده های ارزش گذار، نوع مثالی شکل می گیرد؛ هم چون نومن های کانتی، تعیین حدود می کند، تا امر فوق، به واسطه مفهوم امکان عینی از دیدگاه معرفت تعمیمی، کافی؛ و نه ضرورت متافیزیکی، تحقق یابد.