فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۴۸۱ تا ۱۷٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۷۱ مورد.
ارتباط فقر مالی و فرهنگی
منبع:
پادنگ ۱۳۸۶ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
پخش از طریق وب (Webcasting(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از وظایف مدیران رسانه تصمیمگیری در مورد استفاده از فناوریهایی است که همه روزه فناوران به سمت رسانهها سرازیر میکنند.
پس از رقومی (دیجیتالی) شدن و نشانیهای تورگستر جهانی (World Wide Web)اینترنت، که اکثر رسانهها (رادیو، تلویزیون، مطبوعات) را وادار به عرصه اطلاعات کرد، تولیدکنندگان این فناوری با کیفیت بخشیدن به ابزارها و شیوههای عرضه اطلاعات، فناوری پخش از طریق وب را راهی بازار کردهاند.
برای حضور فعالتر در امر تولید رسانهای و عرصه محصولات داخلی در سطح ملی و فراملی، آشنایی و به کارگیری این فناوریها ضرورت دارد.
تخیل و نقش آن در رادیو
منبع:
رادیو ۱۳۸۱ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
نقش نظر سنجی در انتخابات
بازنمایی زندگی روزمره خانوادگی زنان ایرانی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ششم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۳
1 - 30
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی عرصه ای برای بازنمایی هویت های اجتماعی است و در این میان هویت های زنانه نیز مجال بسیاری برای خود ابرازی در این میدان یافته اند. فضای مجازی همزمان انعکاس دهنده و برسازنده زندگی روزمره است. پژوهش حاضر با تاکید بر زندگی روزمره خانوادگی زنان ایرانی در اینستاگرام در جستجوی فهم چگونگی استفاده آنها از فضای مجازی برای تاثیرگذاری بر مخاطب و الگوهای بازخورد مخاطبان در صفحات و پست های اینستاگرامرهای زن خانه دار می باشد. با تحلیل بیش از 800 پست از 26 اینستاگرامر و نظرات مخاطبان ذیل پست ها، سه مضمون کلی شامل مادری و خانه ایده آل؛ انقیاد توام با قدرتمندی/ بازنمایی هویت های زنانه-مردانه و پارادوکس های هویتی / بازنمایی مفهوم خوشبختی در پیوند با خانواده، مصرف تظاهری و زیبایی استخراج و تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شبکه اینستاگرام برای زنان اینستاگرامر ایرانی دارای کارکرد هویت بخشی و فراغتی است که در بستر آن زنان ضمن بازنمایی نقش های جنسیتی در قالب کلیشه های سنتی، نسبت به الگوهای حاکم بر ساختارهای مردسالارانه مقاومت داشته و کنش های آگاهانه ای برای رسیدن به اهداف خود و تبدیل شدن به اینستاگرامر انجام می دهند و در این مسیر، هم زمان درجاتی از سوژگی و فرودستی آنان بازنمایی می شود.
راهکارهای مقابله با موانع کاربرد زبان های محلی و شکل گیری هویت قومی در شبکه های استانی صداوسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۳ بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۹
159 - 181
حوزههای تخصصی:
هویت های قومی و نسبت آن با هویت ملی یکی از مسائل اساسی در کشورهای چند قومیتی به شمار می آید که می تواند بر روی همبستگی و انسجام ملی در این کشورها تاثیر بگذارد. حفظ و ترویج عناصر فرهنگی اقوام مختلف کشور از مهمترین اهداف راه اندازی شبکه های استانی صداوسیما بوده است. با وجود این، کاربرد گونه های زبانی بومی در این شبکه ها همواره با موانعی روبرو بوده که افزایش دانش برنامه سازان و بهره گیری از رهنمودهای آنها بی تردید در رفع آنها بسیار مؤثر خواهد بود. هدف کلی این پژوهش، شناخت دیدگاه ها و راهکارهای پیشنهادی زبان شناسان در مورد کاربرد زبان محلی در برنامه های شبکه استانی مازندران است. این پژوهش، یک تحقیق کاربردی با رویکردی کیفی است که به روش مصاحبه عمیق و با استفاده از نمونه گیری هدفمند صورت گرفته است. به موجب یافته های پژوهش، به طور کلی تأسیس نهادی که متولی تمام امور مربوط به فرهنگ و زبان مازندرانی ازجمله برنامه ریزی زبانی، تعیین گونه زبانی مشترک و صورت نوشتاری مربوط به آن باشد، اصلی ترین راه حل مشکلات موجود است. به اعتقاد صاحب نظران، در سطح شبکه استانی نیز افزایش آگاهی برنامه سازان، استفاده هوشمندانه و حرفه ای از ظرفیت های کم نظیر زبان محلی در برنامه های طنز، کاربرد سطوح متعالی تر طنز (طنز موقعیت) و اتخاذ گونه زبانی مشترک ضمن احترام به همه تنوعات گویشی موجود و انعکاس آنها در برنامه ها، تدابیر رسانه ای مؤثری برای حفظ زبان محلی، افزایش نگرش مثبت زبانی و رضایت مخاطبان از شبکه مازندران خواهد بود.
فضاهای سبز شهری و کیفیت زندگی(مدلی برای ارزیابی تأثیرات اجتماعی بوستان ها و فضاهای سبز شهری و کاربرد تجربی آن در سه بوستان شهر تهران).(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بوستان ها و فضاهای سبز شهری، به عنوان بخشی از فضاهای مشاع شهری، علاوه بر تأثیرات زیست محیطی که از جمله مهم ترین کارکردهای درنظرگرفته شده برای آنهاست، کارکردها و پیامدهای عمده دیگری نیز دارند. در این مقاله تلاش می شود با ترکیب چهار مدل تأثیرات فضای سبز مشاوران کاربری زمین، مدل ارزیابی تأثیرات سلامتی فضای سبز اسکاتلند، مدل طبیعت و سلامت شورای بهداشت هلند و مدل چیسورا، مدل جامعی برای ارزیابی تأثیرات اجتماعی بوستان ها و فضاهای سبز شهری با تأکید بر مفهوم کیفیت زندگی ارائه شده و نتایج کاربرد آن برای ارزیابی تأثیرات اجتماعی سه بوستان شهری در تهران مورد بحث قرار گیرد. در این مطالعه علاوه بر مطالعات اسنادی و نظری، ترکیبی از روش ها و تکنیک های کمّی و کیفی از جمله، مشاهده، مصاحبه های فردی عمیق و گروهی، پیمایش و... استفاده شده است. براساس نتایج این مطالعه از جمله مهم ترین ملاحظاتی که در احداث فضاهای سبز شهری باید مورد توجه قرار داد، تأثیرات آنها بر جنبه های مختلف زندگی اجتماع محلی از جمله تأثیر بر همبستگی اجتماع محلی، برابری و تنوع اجتماعی، امنیت اجتماع محلی، تأثیر بر گذران اوقات فراغت افراد، تأثیر بر ترافیک، و همچنین تأثیر بر ارزش املاک مسکونی و فعالیت های اقتصادی و سلامت اجتماع محلی است. همچنین از جمله یافته های مهم این پژوهش، ضرورت بررسی و شناسایی ادراک ذهنی اعضای اجتماع محلی از فضای سبز شهری مطلوب پیش از احداث هر بوستان و فضای سبز شهری است.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نابرابری و طبقات اجتماعی و مقایسه آن با نظریه کارل مارکس(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
197 - 216
حوزههای تخصصی:
در تبیین، نابرابری و طبقات اجتماعی دیدگاه های متفاوتی با رویکرد های گوناگون وجود دارد. مارکس به عنوان جامعه شناس تضادگرا، بیشترین سهم را در ارائه مفهوم طبقه اجتماعی دارد. با توجه به اینکه در نهج البلاغه از این مقوله صحبت شده است در تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش بودیم که آیا مفهوم طبقه و طبقات در نهج البلاغه با آنچه مارکس مطرح کرده یکسان است یا تفاوت دارد؟ در پژوهش حاضر که با روش استنطاقی به صورت تحلیل محتوا صورت گرفته به این نتیجه دست یافتیم که مفهوم طبقه و طبقات اجتماعی در نهج البلاغه برخلاف آنچه مارکس قائل است، با معیار میزان دارا بودن ابزار تولید و ثروت معنا نمی شود؛ بلکه «طبقات اجتماعی» از نگاه نهج البلاغه اشاره دارد به منزلت، موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد؛ چیزی که جامعه شناسان به آن «پایگاه اجتماعی» می گویند. میان مارکس و نهج البلاغه از حیث اصل وجود نابرابری و طبقات اجتماعی در جامعه اشتراک وجود دارد؛ اما از جهت علت پدیداری آن، دیدگاه ها متفاوت است.
سیاستگذاری رسانه ای در سیاستگذاری عمومی با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی ضرورت های توجه به سیاستگذاری رسانه ای در سیاستگذاری عمومی است که ابتدا با بررسی جامع ادبیات پژوهش، 8 دسته از عوامل مرتبط با موضوع، شناسایی و سپس با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، در 4 سطح، سطح بندی شدند. جامعه آماری 20 نفر از متخصصان دانشگاهی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که معیار تضمین حقوق آحاد افراد و اقشار جامعه (سطح اول)؛ افزایش سواد رسانه ای، بازار رقابتی و خصوصی سازی، توجه به سطح کلان و راهبردی و اثرات متقابل رسانه بر سیاستگذاری عمومی (سطح دوم)؛ مسئولیت، پاسخگویی و آزادی عمل در چارچوب اصول و ارزش های عرفی جامعه (سطح سوم) و معیار نظام حقوقی پیش بینی شده، در پایین ترین سطح (سطح چهارم) قرار می گیرد. بر این اساس از بین سطوح چهارگانه؛ معیار سطح اول، درجه اثرپذیری بیشتری در سیاستگذاری رسانه ای دارند.
بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای هویت ملی دانشجویان (مطالعه موردی: دانشجویان مدیریت امور فرهنگی دانشگاه جامع علمی کاربردی رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای هویت ملی دانشجویان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی پژوهشی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته مدیریت امور فرهنگی دانشگاه جامع علمی کاربردی شهر رشت است که با توجه به تعداد دانشجویان از روش نمونه گیری سرشماری (کل شماری غیرتصادفی) و جهت بررسی ارتباط فرضیه ها از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. نتایج نشان داد: هیچ یک از متغیرهای مستقل سرمایه اجتماعی، سبک زندگی و احساس تبعیض با هویت ملی در ارتباط نیستند و تنها متغیر میزان اعتماد به رسانه با هر سه بعد هویت ملی- که در این پژوهش مورد سنجش قرار گرفته اند- در ارتباط است. میزان اعتماد به رسانه بر بعد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تأثیر دارد. می توان گفت: میزان اعتماد به رسانه بر ارتقای هویت ملی دانشجویان تأثیرگذار است.
فهم تجربه زیسته افراد کارتن خواب در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۳۹۶ شماره ۱۱
214 - 262
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر نوع خاصی از بی خانمانی که کارتن خوابی نام گرفته، در کشور ما و به ویژه در کلانشهر تهران پدیدار شده و مورد توجه قرار گرفته است. کارتن خوابی به نظر کارشناسان اجتماعی ضمن آنکه مسئله اجتماعی تلقی می گردد، می تواند تبدیل به آسیب اجتماعی شود. کارتن خوابی نشانه و برآیندی از وجود سایر مسایل و آسیب های اجتماعی در جامعه است. هدف این مطالعه، رسیدن به درک و فهمی از تجربه زیسته افراد کارتن خواب و کشف و استخراج نظریه از درون این تجربیات و ترسیم پارادایم مربوطه، شامل مناسبات متقابل میان شرایط (ساختار)، عمل (فرآیند) و پیامدها بود. پژوهش از نوع کیفی و به روش نظریه زمینه ای (GT) است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند با مردان کارتن خواب در سطح شهر تهران، طی سال های 1395 و 96 جمع آوری شد. روش نمونه گیری هدفمند و با حجم نمونه 34 نفری به اشباع نظری رسید. داده ها به روش استراوس و کوربین و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری، گزینشی تحلیل شد. برزخ گسستگی- وابستگی، مقوله محوری است که بیانگر گسستگی فرد از جامعه، خانواده و منابع حمایتی و پیوستن او به گروه ناهنجار کارتن خوابی برای جبران فقدان ها و محرومیت هاست. کارتن خواب ها در برخورد با این پدیده، راهبردهای بقاء گرایی، تداوم و برونرفت را دنبال کرده و پیامدهای آنها را نیز متحمل می شوند. نتایج نشان می دهند کارتن خوابی در بستری از عوامل کلان و ساختاری در تعامل با عوامل فردی شکل میگیرد. رهایی از آن نیاز به تغییر شرایط اجتماعی این افراد دارد و شخص کارتن خواب عامل فعالی در این فرایند می تواند باشد.
"نگاهی به کتاب «فرهنگهای دیجیتالی: فهم رسانههای جدید » "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"گشایش
اغلب کسانی که در دهه هفتاد میلادی دوره گذار از نوجوانی به جوانی را سپری کردهاند، هنگام در میان گذاشتن تجربیات خود با دیگران به این نکته اشاره میکنند که در این دوره شاهد بودهاند دنیا به «یکباره» تغییر یافته است. بخش عمدهای از این تغییر سترگ به واسطه ابزارهای جدیدی است که در زندگی انسان کاربرد یافته است.
"
رسانه و برسازی هویت اجتماعی پسامدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاه کنش متقابل نمادین و ساخت یابی گیدنز، هویت، امری ساخته شده است که برساخته شدن آن در بستری اجتماعی و با تفاسیر افراد، قابل بررسی است. در مقاله حاضر، با استفاده از روش اسنادی و در چارچوب این نظریه ها به دگرسازی در شکل هویت اجتماعی در دوره پسامدرنیته (که تحت تأثیر رسانه هاست) پرداخته و اشاره شده است که در شرایط حاصل از نبود قطعیت پسامدرنیته، هم نقش و ساختار رسانه ها دچار دگرگونی شده و هم مبانی مرتبط با هویت اجتماعی تغییر یافته است. همچنین در این فرایند، رسانه های جمعی با تأکید بر تنوع و تغییر و کثرت سبک های اجتماعی، نوعی هویت مصرفی و سیال را به وجود آورده اند. در ادامه، رویکردی انتقادی به رسانه مطرح شده است که بر اساس آن رسانه ها انعطاف پذیری انسان را از او گرفته و او را به سطح انسانی تک بعدی (مصرف کننده) و بسیار منفعل تنزل داده اند.