پژوهش پیش رو سعی بر آن دارد تا در پرتوی مفهوم هَیجامَد (هیجان+ بسامد) و با بهره گیری از مدل هایمز (1967)، به بررسی موشکافانه قطعه زبانی «ناز کردن» در زبان فارسی بپردازد. یافته های این پژوهش نمایانگر آن است که قطعه زبانی «ناز کردن» و ترکیب های حاصل از آن، همواره در فرهنگ سنتی و جمع گرای ایرانی جاری و ساری است و واژگان مرتبط با آن، چه بسا دربارة گذشته، دارای گستردگی بیشتری می باشد. تعدد کاربرد این زباهنگ (زبان+ فرهنگ) بر پایه رویکردهای مبتنی بر هیجانات، حاکی از آن است که مردم ایران نسبت به این مفهوم دارای درجه بالایی از حس عاطفی بوده و در نتیجه، سطح هَیجامَد آنان از این زباهنگ در سطح بالایی (هَیجامَد درونی و هَیجامَد کلی) قرار دارد. برخورداری از هَیجامَد بالا به این زباهنگ، منجر به درک کامل و عمیق آن توسط ایرانی ها و در نتیجه افزایش شمار واژگان مرتبط با این مفهوم در زبان فارسی شده است. علاوه بر این، نتایج حاصل از بررسی دقیق این قطعه زبانی با در نظر گرفتن الگوی هایمز (1967)، حاکی از آن است که این زباهنگ اغلب در موقعیت های غیررسمی در گفتار، توسط شرکت کنندگانی که رابطه میانشان ممکن است از نوع هم تراز یا غیرهم تراز باشد، عمدتاً با هدف حفظ معیارهای ادب با لحن های مختلفی نظیر لحن های ملتمسانه، تحسین آمیز، توهین آمیز، کنایه آمیز و ... در مکالمات شفاهی مورد کاربرد قرار می گیرد.
مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و به روش پیمایشی در سال 1390 انجام شده است. برای جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه استفاده می شود. کلیه کشاورزانی که طرح سامان دهی اراضی را پذیرفته اند، جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دهند که از آن میان، با بهره گیری از جدول بارتلت 120 کشاورز به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب می شوند. نتایج نشان می دهد که شاخص های کلیدی مربوط به طرح، در دو وضعیت قبل و بعد از اجرای طرح، تغییرات زیادی داشته است. همچنین، نتایج تحلیل عاملی نشان می دهد که شش عامل اشتغال زایی، دستیابی به خدمات مکمل کشاورزی و زیرساختی مزرعه، اثر اجرایی و عملیاتی طرح، بهره وری، بهبود کمی و کیفی محصولات، و تسهیل عملیات کشاورزی، به ترتیب، بیشترین نقش را در تبیین واریانس اثرات طرح سامان دهی اراضی داشته اند.
رسیدن به توسعه پایدار مستلزم رشد هماهنگ و متوازن در ابعاد مختلف است. ساختارهای اجتماعی و خانواده در نهادینه شدن این حرکت کمک غیر قابل انکاری دارند. نظام خانواده در ایران با تغییرات در تصمیم گیری کلان، دستخوش تغییرات گسترده شده است. در این مقاله تلاش شده است تأثیر چرخه خط مشی گذاری از حیث مسئله یابی بر خانواده به عنوان هسته اصلی مولود جمعیت کشور و در نهایت توسعه پایدار بررسی شود. محدودیت در منابع این الزام را به وجود می آورد که انتخاب دستور کار خط مشی با دقت زیادی صورت گیرد در حالی که مشاهده می شود سالها پس از اجرای یک خط مشی کلان و شکل گیری پیامدهای گسترده آن بر جامعه هدف، مشخص می شود مسئله مورد تأمل واقعی نبوده است. چه چیز سبب بروز این آسیب می شود؟ برای یافتن پاسخ این سؤال ضمن مطالعات کتابخانه ای با ده نفر از خبرگان حوزه خانواده و جمعیت با بهره گیری از شیوه مصاحبه عمیق داده گردآوری، و در ادامه با روش داده بنیاد تحلیل شد که در چارچوب الگوی سیستمی اشتراوس کوربین ساماندهی شد. عواملی مانند ضعف در خط مشی گذاری، نظارت ضعیف، نزدیک بینی ملی و بی ثباتی مدیریتی از عواملی است که سبب می شود اشتباه در مسئله یابی صورت بگیرد و پیامدهایی مانند بازتولید چالشها را به همراه داشته باشد
عوامل متعددی بر رفتار کاربران در فضای مجازی و به طور ویژه برنامه های کاربردی پیام رسانی تلفن همراه که زیرمجموعه ی کوچکی از این فضا هستند موثر است. هدف این پژوهش بررسی گرایش نوشتار کاربران در فضای مجازی به سمت یک زبان رمزگونه و نمایه ای است. در این راستا نگارندگان به بررسی نوع رفتار کاربران در فضای مجازی (با تآکید بر برنامه های گوشی تلفن همراه) از طریق مطالعه ی فعالیت افراد در گروه-ها، گفتگو های خصوصی، بررسی پروفایل، نمایه، نام کاربری و عناوین گروه ها پرداختند. نتایج تحلیل ها نشان داد که رفتار کاربران پس از ورود به این برنامه ها، متأثر از عواملی خواهد بود که به شکل گرفتن نوعی زبان رمزگونه و نمایه ای و در حالت اغراق شده، هیروگلیف نوین منجر شده است. در این نوع از ارتباطات، تنها نوشتار ابزار مکالمات، نوشتار است و در نتیجه ی حذف شدن بعضی از اعضای بدن در ارتباطات مانند ارتباط چشمی، از بین رفتن ارتباطات کلامی و شنیدار، از رسم الخط خاص و برچسب ها استفاده می شود. نوآوری این پژوهش تفکر در مورد تغییر رسم الخط و نوشتار زبان و ادبیات فارسی در برنامه های کاربردی تلفن همراه و بررسی عوامل شکل گیری آن بوده است.
محیط نهادی و نقش عوامل نهادی در توسعه بازرگانی خارجی از موضوع های بین رشته ای است که مورد اقبال قرار گرفته است. مطالعات میدانی نشان می دهد که سرمایه اجتماعی بر ورود و یا عدم ورود بنگاه ها به بازرگانی خارجی تأثیر بسزایی دارد. در این راستا، در مطالعه حاضر، سرمایه اجتماعی به وسیله پرسشنامه کمّی سازی شده و پس از جمع آوری اطلاعات از مدیران عامل بنگاه های صادرکننده خشکبار، رابطه ورود به بازرگانی خارجی و سرمایه اجتماعی، آزمون شده است. جامعه پژوهش شامل دو گروه صادرکنندگان و بازرگانان داخلی خشکبار است که جمعاً 40 پرسشنامه از این دو گروه جمع آوری گردید. نتایج نشان می دهد که اغلب بنگاه هایی به بازاریابی خارجی خشکبار وارد می شوند که با مشتریان خارجی خود دارای روابط خانوادگی یا دوستی های دیرینه هستند و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری با ورود بنگاه ها به بازرگانی خارجی دارد . همچنین، نتایج این پژوهش نشان می دهد اگرچه این سرمایه اجتماعی در استمرار صادرات مفید بوده است؛ اما موجب شده است که بنگاه ها بیشتر با شیوه سنتی و مبتنی بر بازاریابی غیرفعال به امر صادرات مبادرت می ورزند. برای غلبه بر این چرخه کارایی پایین، دولت می تواند از طریق تغییر در نهادهای رسمی و شیوه های اجرایی (مانند تضمین حقوق مالکیت نام تجاری، تشویق صادرکنندگان به شرکت در نمایشگاه های بین المللی از طریق اعطای یارانه، بیمه های پوششی صادرات) و ایجاد شرایط نهادی مطمئن، از ایجاد نااطمینانی محیطی جلوگیری و بستر مطمئنی را برای ورود بنگاه های با بازاریابی فعال فراهم کند.
این تحقیق با هدف بررسی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی با سلامت روان دبیران مقطع متوسّطه ی اوّل ودوم ناحیه ی یک شهر اراک انجام شده است. روش مطالعه پیمایشی بوده،جامعه ی آماری 1745 نفراز دبیران مقطع متوسّطه ی اوّل ودوم ناحیه ی یک شهر اراک،روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای وحجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 320 نفر انتخاب شده است که این تعداد با استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته و پرسشنامه ی سلامت روانی گلدبرگ و هیلر(GHQ) مورد پرسش وسنجش قرار گرفته اند. پس از بررسی اعتبار و پایایی پرسشنامه ی محقق ساخته، داده ها جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. یافته های تحقیق حاکی از آن بوده که رابطه ی بین دو بعد متغیّرسرمایه ی اجتماعی ومؤلفه های آن، اعتماد میان فردی،اعتماد مدنی، اعتماد اجتماعی،حمایت عاطفی،حمایت مالی،حمایت اطّلاعاتی وحمایت اجتماعی با متغیّر وابسته سلامت روان به لحاظ آماری معنی دار ،و نوع رابطه نیز، خطی، منفی و معکوس بوده است. همچنین، متغیّرهای مستقل حاضر در مدل رگرسیونی، شامل متغیّرهای اعتماد میان فردی،اعتماد مدنی، حمایت اطّلاعاتی، حمایت عاطفی وحمایت مالی توانسته اند 34% از تغییرات متغیّر وابسته را تبیین نمایند.