"مقالة حاضر به تعریف رسانههای بومی و محلی و نحوة انتخاب، تولید و انتشار محتوای آنها میپردازد. این مقاله، در شش بخش تنظیم شده است.
بخش اول، شامل تعاریف و معیارهای تشخیص محتواهای محلی، ملی، فراملی و جهانی است. بخش دوم، حوزههای پنجگانة اطلاعات را در فضای مجازی شرح میدهد. بخش سوم، به بررسی وضعیت عرضه و تقاضای محتوای بومی در مقابل عرضه و تقاضای محتوای جهانی میپردازد.
بخش چهارم، به فعالیتها و شرایط لازم برای تولید و عرضة محتوای بومی اختصاص دارد و بخش پنجم، معیارهای انتخاب محتوای رسانههای بومی را برمیشمرد. بخش ششم یا پایانی نیز اصول تبدیل، انتقال و تنظیم محتوای رادیویی را در خود جای داده است.
"
زمینه و هدف: توانمندسازی مدیران برای اجرای ماموریت های محوله یکی از موضوعات اساسی و مورد توجه در هر سازمان است. این کار در مورد مدیران اطلاعاتی کمتر انجام شده، لذا هدف پژوهش حاضر، احصای توانمندی های موردنیاز مدیران اطلاعاتی و امنیتی در سطوح راهبردی به عنوان یکی از موضوعات مهم و اساسی در سازمانهای مذکور است. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرای، کمی- کیفی است، به این شکل که در مرحله اول برای شناسایی نیازهای آموزشی مدیران اطلاعاتی از مصاحبه استفاده شده و سپس پرسشنامه ای طراحی و با نظر خبرگان اولویت بندی انجام شده است. جامعة آماری پژوهش را خبرگان و صاحب نظران حوزه های امنیت تشکیل داده اند. از بین این مدیران با روش نمونه گیری از جامعة در دسترس به صورت نمونه گیری تصادفی، نمونه ای با حجم 144 نفر مورد پرسش قرار گرفتند. برای بررسی روایی پرسشنامه از نظر خبرگان و برای پایایی از آلفای کرونباخ(84/0) استفاده شد. آزمون مک نمار و آزمون تی وابسته نیز برای تحلیل داده ها بکار گرفته شد. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش شناسایی و اولویت بندی 20 توانمندی برای برای مدیران اطلاعاتی و امنیتی در سطوح راهبردی بود که بررسی وضع موجود نشان داد بین وضعیت موجود و مطلوب در توانمندی های ضروری برای تربیت و آموزش مدیریت اطلاعاتی و امنیتی در سطوح راهبردی و تأثیر آنها تفاوت معناداری وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف مطالعه و بازنمایی تجارب ذهنی دانشجویان از هویت ملی و عینی سازی آن صورت گرفته است. سؤال اصلی این است که نظم ساختاری و نظام معنایی مندرج در اذهان دانشجویان از هویت ملی چگونه است و مهم ترین مؤلفه های معنایی آن کدام است؟ روش این مطالعه کیفی و از سنخ استراتژی تئوری داده بنیاد انتخاب گردید. با استفاده از مصاحبه های عمدتاً باز و نیمه ساختاریافته، داده های تحقیق از میان 27 نفر از دانشجویان دکترای دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 93-94 و 94-95 انتخاب گردید. یافته های پژوهش و مقولات حاصل از فرآیند کدگذاری، حاکی از منظر و مدلی انتقادی ایده آلیستی از معنای هویت ملی در بین الاذهان دانشجویان است که آگاهی و احساس تعلق آنان به مؤلفه های ایران بودگی و تمایز و تفاوت از سایر ملت ها را بر می سازد. مفاهیم محوری در این پژوهش چهار مقوله «خودخوانش انتقادی»، «مؤلفه های ایران بودگی»، «غشای ایده آلیسم» و «خود آیینه گون» می باشد که از این میان تصویر دانشجویان از خودِملی بر دو مقوله «خودخوانش انتقادی» و «غشای ایده آلیسم» به عنوان مقولات هسته ای و پایه های نظام معنایی آنان قرار دارد، به نحوی که با وجود انتقادات فراوانی که از هویت ایرانی و منش ملی خود سراغ دارند، تلاش می کنند خود ملی را در پوشش و غشایی از ایده آلیسم به دیگران نشان دهند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر توانمندسازی کارکنان انجام شده است. جامعه آماری پرستاران بیمارستان شریعتی تهران است. اعضای نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه محقق ساخته بر اساس پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی استون (2001) و پرسشنامه استاندارد توانمندسازی کارکنان، اسپرتیزر (1996) استفاده شد. روایی پرسشنامه به صورت روایی صوری مشخص گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد، آلفای محاسبه شده برای پرسشنامه سرمایه اجتماعی و توانمندسازی کارکنان به ترتیب 85/0 و 78/0 محاسبه شد. جهت آزمون فرضیات پژوهش از روش معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار Amos18 استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد سرمایه اجتماعی با مقدار ضریب مسیر 76/0 و مقدار (CR) 69/3 بر توانمندسازی کارکنان تأثیرگذار است. نتایج فرضیات فرعی پژوهش نشان داد سرمایه اجتماعی با مقدار ضریب مسیر 69/0 بر احساس شایستگی، با ضریب مسیر 84/0 بر احساس معناداری، با ضریب مسیر 72/0 بر احساس مؤثر بودن و با ضریب مسیر 75/0 بر داشتن حق انتخاب تأثیرگذار است.
پژوهش حاضر به بررسی وجود تفاوت در تعارض سازمانی بر اساس جنسیت در وزارت ورزش و جوانان کشور ایران پرداخته است. تحقیق حاضر از نوع آمیخته که به شکل کیفی- کمی انجام پذیرفته است. جامعه آماری در مرحله دلفی، 25 نفر از افراد متخصص در حوزه مدیریت ورزشی کشور و در معادلات ساختاری، جامعه شامل 75 نفر از مدیران و معاونین و 732 نفر از کارشناسان وزارت ورزش و جوانان را تشکیل می داد که نمونه 75 نفر به روش سرشماری و مطابق جدول کرجسی مورگان 232 نفر انتخاب شد. گام اول پژوهش، کیفی به روش دلفی که شامل مطالعات مقالات، اسناد و مصاحبه های همراه با پرسشنامه و گام دوم شامل معادلات ساختاری بوده است. نتایج تحقیق دلفی نشان داد که 10 منبع تعارض سازمانی شناسایی شدند که عبارت اند از: اهداف ناسازگار، تمایز، ابهام و تضاد نقش، مسائل ارتباطات، قوانین مبهم، تعارض اختیارات، سیستم ارزیابی و پاداش ناهماهنگ، فشارهای روانی محیط، تضادهای وظیفه ای، نقص در سیستم اطلاعاتی سازمان. نتایج تحقیق نشان داد، به جز (ابهام و تضاد نقش، مسائل ارتباطات و سیستم ارزیابی و پاداش ناهماهنگ) برای ارزیابی تعارض سازمانی و ابعاد آن تفاوت معناداری بین میانگین آن بر اساس جنسیت وجود نداشته است، به عبارت دیگر دیدگاه زنان و مردان در ارتباط با میزان مناسب بودن تعارض سازمانی و ابعاد آن یکسان بوده است.
مقاله حاضر با هدف بررسی موضوع کودکی و نحوه ی بازنمایی آن در کتاب های درسی دوره اول ابتدایی در ایران به نگارش در می آید. آیا کودکان، بزرگسالان کوچکی هستند که تنها به لحاظ جثه با بزرگسالان تفاوت دارند؟ نگاه و تلقی رسمی به مفهوم کودکی که برآیند آن در روش های تعلیم و تربیت متبلور می شود، چگونه است؟ جایگاه «کودکی» در کتاب های درسی که بیانگر فلسفه، اهداف و آرمان های انسان سازی در نظام آموزشی هستند چگونه است؟ آیا کودکان در کتاب های درسی، از کودکی خویش زدوده می شوند یا این دوره به درازا کشیده می شود تا دیرتر از این جهان کودکانه گذر کنند؟ از آنجا که کتاب های درسی در هر نظام آموزشی و به ویژه در نظام متمرکز ایران به عنوان تنها منابع آموزشی، همچنان یکه تازند، نویسنده بر آن است تا بر مبنای روش تحلیل محتوا به جستجوی پاسخ سؤالات و مفروض اصلی مقاله برود. جامعه آماری این پژوهش تمامی 20 جلد کتاب درسی دوره اول ابتدایی (پایه های اول، دوم و سوم) می باشد که در سال تحصیلی 94/93 در مدارس ایران تدریس شده اند. از آنجا که نمی توان با روش نمونه گیری به نتایج مورد نظر دست یافت می بایست تمام کتاب های این دوره از مقطع، مورد بررسی و تحلیل واقع شوند از این رو حجم نمونه در این پژوهش، همان جامعه آماری خواهد بود. استدلال کلی این مقاله آن است که کودکان در نظام آموزشی ایران، از طریق دو ساحت دین و سیاست، زودتر از حد طبیعی از کودکی خویش گرفته می شوند. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که در کتاب های درسی این دوره، نشانه ها و مصادیقی وجود دارند که در تعجیل و به پیش راندن دنیای کودکی به دنیای بزرگسالی نقش ایفا می کنند.
"معنا در موسیقی از روابط بین عناصر موسیقایی و تصویری به دست میآید. بعد تصویر بر دلالت اولیه موسیقی اشاره دارد. دلالت ثانویه یا درک معانی ضمنی نماهنگ از فرهنگی به فرهنگ دیگر و حتی از فردی به فرد دیگر متفاوت است. از این رو نماهنگ دارای نوعی «ارجاعپذیری مشروط» است.
نویسنده در این مقاله با تحلیل معانی صریح و معانی ضمنی نماهنگ، دلالتهای اولیه و ثانویه این نوع موسیقی را بررسی کرده است. وی استدلال میکند که در نماهنگ هر دو قسم دلالت موسیقایی وجود دارد زیرا محتوای تصویری نماهنگ معانی ضمنی موسیقی را بازنمایی میکند. در پایان نتیجه میگیرد که معنای نماهنگ از تأثیر متقابل دلالت تصویری و موسیقایی در سطوح مختلف حاصل میشود.
"
زمینه و هدف: مدل تعالی سازمانی چارچوبی روشمند برای ارزیابی عملکرد سازمان ها در دو حوزه فرآیند ها و نتایج حاصل از این فرآیند ها است. هدف این پژوهش طراحی و تدوین مدل بومی تعالی سازمانی در پلیس پیشگیری ناجا بوده است . روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نوع روش آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی کارکنان فرماندهی انتظامی ویژه شرق استان تهران شاغل در سال 1396 و مجموعا 2200 نفر بود که 327 نفر از آنها با استفاده از جدول مورگان و از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقیاس محقق ساخته ای بود که مبتنی بر نتایج حاصل از بهینه کاوی و مرور پیشینه و مبانی نظری پژوهش و تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه هدایت شده می باشد. در مجموع از 47 نفر از فرماندهان و خبرگان پلیس پیشگیری مصاحبه به عمل آمد و برای سنجش روایی پرسشنامه، از روایی محتوایی و صوری استفاده شده و مورد تأیید قرار گرفت و برای پایای پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ بهره گرفته شد(مقدار آلفا 0/86). یافته ها و نتایج: مدل بومی تعالی سازمانی پلیس پیشگیری بر اساس شرایط موجود در ناجا و منطبق بر فرهنگ و جو سازمانی حاکم بر آن، طراحی گردید. ضرایب اثر سازه های نهفته کلیه ی معیارها و شاخص های مدل پژوهش با گویه ها یا متغیرهای مشاهده شده از 0/19 تا 0/81 نوسان داشت و همگی معنادار بودند. برازش مدل با استفاده از شاخص های برازندگی مورد بررسی قرار گرفت و پس از اصلاح شاخص های برازندگی، مدل نهایی از مطلوبیت قابل قبولی برخوردار شد. فرماندهی بر توانمندسازها، عوامل توانمندساز بر فرایندها و فرایندها بر نتایج اثر مستقیم و مثبت دارند (به ترتیب 0.85، 0.82 و 1.15)فرماندهی از طریق توانمندسازی و فرایندها بر نتایج ،توانمندسازها از طریق فرایندها بر نتایج و فرماندهی از طریق توانمندسازی بر فرایندها اثر غیرمستقیم دارد (به ترتیب 0.80، 0.94 و 0.70). نتایج: مدل بومی حاصل این پژوهش ابزاری مناسب جهت ارزیابی عملکرد پلیس پیشگیری با استفاده از معیارهای داخلی و مبتنی بر فرهنگ سازمانی ناجا است که با فراهم آوری زیرساختهای لازم در کلانتری ها و پاسگاهها و اجرای این مدل می توان شاهد تحولی در خدمات رسانی پلیس پیشگیری و تامین امنیت در کشور بود.