این پژوهش بمنظور شناسایی تأثیر روش استاد- شاگردی مبتنی بر آموزش چندرسانه ای در مقدار انگیزش و پیشرفت تحصیلی، در درس تأسیسات حرارتی دانش آموزان، انجام شده است. روش پژوهش، روش شبه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان سال سوم کاردانش، در ناحیه دو شهر همدان، به تعداد600 نفر بود که با روش نمونه گیری هدف دار،20 نفر از دانش آموزان سال سوم در درس تأسیسات حرارتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. دانش آموزان به دو گروه گواه و آزمایش تقسیم بندی شدند. جهت گرد آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی هارتر با 33 پرسش و آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته، شامل دو بخش آزمون های عینی چهار پاسخی و آزمون های تشریحی استفاده شد. روایی آزمون های محقق ساخته، از راه روایی محتوا و پایایی آن برای پرسش های تستی با استفاده از آلفای کرونباخ و برای پرسش های تشریحی از پایایی مصححان استفاده شد. هم چنین، برای همتاسازی دانش آموزان و تشکیل گروههای آزمایش و گواه، از آزمون هوش کتل (فرمB) نیز در کنار پیش آزمون های انگیزش تحصیلی و پیشرفت تحصیلی، استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها، در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی (بررسی برابری واریانس های جامعه، بررسی نرمال بودن، بررسی وجود ارتباط خطی و آزمون تحلیل کواریانس، آزمون t وابسته) انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد در متغیر انگیزش تحصیلی، در دو گروه آزمایش و گواه، تفاوتی معنادار وجود نداشت، ولی در متغیر پیشرفت تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه، تفاوتی معنادار مشاهده شد، لذا فرضیه تأثیر روش استاد- شاگردی مبتنی بر آموزش چندرسانه ای در میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأیید شد.
نوع شبکه اجتماعی که توصیف کننده محیط بین فردی است برای بررسی هدفمند وضعیت سلامت جمعیتها قابلیت کاربرد دارد. در این پژوهش شناسایی انواع شبکه اجتماعی در میان سالمندان و مقایسه سلامت (جسمی و روانی) در انواع شبکه های شناسایی شده، مد نظر است. مطالعه به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه SF-12 و چک لیست ویژگی های ساختاری و تعاملی شبکه اجتماعی صورت گرفت. حجم نمونه 230 نفر از سالمندان بازنشسته بالای 60 سال عضو کانونهای بازنشستگان کشوری و آموزش و پرورش شهر کرج بود که با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تعیین انواع شبکه از تحلیل خوشه ای چند میانگینی و برای مقایسه وضعیت سلامت (جسمی و روانی) در انواع شبکه از آزمون واریانس یکطرفه استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، چهار نوع شبکه اجتماعی در میان سالمندان شناسایی شد: متنوع، خویشاوند محور، دوست محور و خانواده محور. مقایسه نمرات سلامت (جسمی و روانی) در میان انواع شبکه نشان داد که افراد متعلق به شبکه متنوع، بالاترین نمرات سلامت جسمی و روانی و افراد متعلق به شبکه خانواده محور، پایین ترین نمرات را بدست آوردند. افراد دارای شبکه های متنوع و خویشاوند محور در سلامت (جسمی و روانی) به طور معناداری نمرات بالاتری نسبت به افراد متعلق به شبکه خانواده محور داشتند. نوع شناسی شبکه های اجتماعی سالمندان با توجه به اهمیت دیدگاه فرد در محیط در مددکاری اجتماعی، به مددکاران اجتماعی سالمندی،یک چارچوب ارزیابی خوب برای بررسی وضعیت سلامت (جسمی و روانی) به دست می دهد.
یکی از فعالیت های که در همة شهرهای ایران به وفور مشهود است، خدمات مربوط به خودروست. این خدمات در تقسیم بندی های اقتصادی جزء بخش غیررسمی است و هزاران نفر در این حوزه مشغول فعالیت اند. این فضای شهری میدان عمل نیروهای فعال در آن عمل می کند. همچنین، بخش یاد شده دارای فرهنگ ویژة خود است که واردشوندگان به این ساختار غیررسمی باید قواعد آن را پذیرا باشند و از آن تبعیت کنند. محلة چاپارخانة همدان دربرگیرندة بخش قابل توجهی از مشاغل مرتبط با خدمات ماشین (مکانیکی، صافکار، نقاش و...) است. این بستر خرده فرهنگ و قوانین نانوشته ای دارد که فقط افراد دارای ویژگی های خاص توان ورود به آن را دارند. این تحقیق با هدف مطالعة نظام ورود به این فضای شهری با استفاده از روش های کیفی مبتنی بر نظریة زمینه ای، چگونگی ورود به آن را مطالعه می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد دو الگو و سبک کلی «اختیاری» و «اجباری» برای ورود به این سیستم وجود دارد. الگوی اجباری برآمده از بستری است که در آن افراد از سرمایة فرهنگی پایینی در زمینة آگاهی از مشاغل مختلف برخودارند و فاقد مهارت قبلی در زمینة این گونه مشاغل اند. این افراد برای ورود به بازار کار از سرمایة اجتماعی فامیلی- قومی بهره می گیرند. الگوی «اختیاری» نیز مبتنی بر بستر سرمایة فرهنگی همچون آگاهی از مشاغل موجود در جامعه است و با داشتن مهارت قبلی در زمینة شغلی مورد نظر از سرمایة اجتماعی خانوادگی بهره می گیرد.
"در حوزه ارتباطی از جنگ روانی به عنوان صورت شدید انگارهسازی و برجستهسازی یاد میشود. هدف جنگ روانی این است که مخاطب را از نظر روانی شکست بدهد. البته از لحاظ ساز و کارهای تأثیرگذاری در شرایط جنگ و صلح عملکردها متفاوت است. در شرایط جنگی، تأثیرگذاری دشوارتر میشود چون مخاطب میداند وارد جنگ شده است یا دست کم به او گفته شده که رسانه میخواهد تو را تحت تأثیر قرار دهد.
مخاطبان میدانند که در شرایط جنگی، رادیوی دشمن بر مبنای تبلیغات صحبت میکند و از همین رو با گارد بستهتری وارد ارتباط میشوند، اما انگارهسازی و برجستهسازی صورتهای پیچیدهتری دارد و اصلاً مربوط به زمان خاصی نیست. انگارهسازی همیشه میتواند تأثیرگذار باشد و عمل کند. در مباحث نظری مربوط به انگارهسازی، سؤالات زیر مطرح است:
چه چیزی باعث تغییر میشود؟ رسانهها چه نقشی در تغییرات ایفا میکنند؟ رسانهها چگونه میتوانند بر نحوه درک ما از این تغییرات تأثیر بگذارند؟
در این «مقاله عقیدهای» (Opinion Article) جنبههایی از این موضوع تشریح میشود.
"