"تغییر و تحولات رخ داده در کیفیت زندگی مردم کشورهای توسعه یافته جهان را باید مرهون برنامه ریزی های صحیح و شایسته گردانندگان اقتصاد این کشورها دانست. بی گمان با واگذاری همه امکانات کشور و دادن اختیار قانونگذاری و تعیین تکلیف برای همه به دست گروهی به عنوان گردانندگان جامعه، انتظار بر این است که اقتصاد ملی به گونه ای راهبردی شود که هر آینه رفاه اقتصادی و شایط زندگی مردم بهبود یابد.
بر این اساس، بررسی روند دگرگونی رفاه اقتصادی خانوارها طی زمان بسیار جالب به نظر می رسد و از آن می توان به عنوان شاخصی برای سنجش موفقیت مدیریت اقتصاد و میزان دستیابی به اهداف متصور راهکارهای توسعه بهره جست.
با توجه به اهمیت این موضوع، در نوشتار حاضر تلاش می شود شرایط اقتصادی زندگی خانوارهای کشور در سال 1380 با نگاهی گذرا به آنچه طی بیست سال گذشته پس پشت نهاده شده است، بررسی شود.
"
موسیقی و فوتبال بخشی هیجانی از زندگی روزمره ایرانی هستند. در این مقاله سعی شده است تا از یک سو جایگاه موسیقی در فوتبال و از سوی دیگر شناخت نقش موسیقی در فوتبال برای مخاطب ایرانی در ایجاد هویت مشترک مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. نقش فوتبال در هویت ایرانی این است که در آن تباین در سلایق و ایده ها کم رنگ و عرق دوستی و اتحاد زیاد می شود. برای شناخت هویت ایرانی، آهنگ های سه تیپ از خوانندگان مجاز، زیر زمینی، و خوانندگان خارج از کشور که وجه مشترک شان حمایت از تیم ملی فوتبال ایران است، مورد مطالعه قرار گرفته اند. دیدگاه نظری جان فیسک و توجه به معنای فرهنگی موسیقی در فوتبال، هویت، نزاع و مقاومت در عرصه قدرت، نقش تعامل و پیوند بین موسیقی های مختلف در ساختار اجتماعی فوتبال اهمیت دارند. نتایج نشان می دهند که هر یک از آن ها برمولفه های وحدت بخشی به نام هویت ایرانی تاکیدکرده اند. جام جهانی (و موسیقی منسوب به آن) فرصت مناسبی را برای پیوند دوستانه و مشترک بین ایرانی ها با وجود تکثر افکار فارغ از سلایق و اعتقادات آن ها فراهم کرده است. همانگونه که پرچم ابژه ای ملی است، موسیقی نیز در عرصه فوتبال بدون قائل شدن تبعیض ها و تمایز ها، گامی برای اتحاد در فضایی ورزشی را فراهم می آورد.
هدف این مطالعه، بررسی تأثیر ازخودبیگانگی اجتماعی در مسئولیت اجتماعی کارکنان شرکت نفت کرمانشاه است. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی و ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. جامعه آماری، کارکنان شرکت توزیع و پخش فراورده های نفتی، پالایشگاه و خط لوله کرمانشاه هستند. تعداد نمونه مدّنظر 400 نفر بود که با جدول لین و استفاده از دو روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری مانند همبستگی، مقایسه میانگین ها، رگرسیون چندگانه و سایر آزمون ها استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند میانگین مسئولیت پذیری اجتماعی برابر 51/83 است که این نمره در مقایسه با میانگین مدّنظر (105) در حد پایین تری قرار دارد و نشان می دهد کارکنان در سازمان مذکور، مسئولیت پذیری کمتری دارند. نتایج نشان می دهند ازخودبیگانگی اجتماعی درکل با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی (218/0- =r)، در بعد اقتصادی (234/0- =r)، در بعد اخلاقی (373/0- =r)، در بعد بشردوستانه (186/0- =r) و در کل با مسئولیت پذیری اجتماعی (36/0- =r) رابطه معنادار دارد. میزان برخورداری از امکانات رفاهی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی (157/0=r)، در بعد اقتصادی (011/0 =r)، در بعد اخلاقی (046/0=r) و در بعد بشردوستانه (106/0 =r) و در کل، با مسئولیت پذیری اجتماعی (116/0 =r) رابطه معنادار دارد. نتایج تحلیل واریانس نشان می دهند میانگین مسئولیت اجتماعی برای کارکنان با وضعیت شغلی رسمی (49/83)، وضعیت قراردادی (18/89)، وضعیت پیمانی (84/86) و شرکتی برابر (09/75) بوده که این تفاوت، معنادار و پذیرفته شده است. میانگین مسئولیت اجتماعی برای کارکنان با مقطع تحصیلی دیپلم و زیر دیپلم (38/83)، فوق دیپلم (31/89)، کارشناسی (54/80) و کارشناسی ارشد برابر (55/83) بوده که این تفاوت، معنادار و پذیرفتنی است. همچنین میانگین مسئولیت اجتماعی برای کارکنان ساکن منطقه یک، برابر (29/94)، ساکنان منطقه دو، برابر (11/81) و ساکنان منطقه سه، برابر (24/77) بوده که این تفاوت معنادار و پذیرفتنی است. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نشان می دهند چهار متغیر ازخودبیگانگی اجتماعی (38/0- = Beta)، میزان برخورداری از امکانات رفاهی (20/0- = Beta)، سکونتگاه اقتصادی اجتماعی (22/0 = Beta) و تحصیلات (19/0 = Beta) به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشتند، وارد معادله رگرسیونی شد و درمجموع، توانستند 48/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کنند و توضیح دهند (48/0=R² ).
شهرستان دره شهر در استان ایلام با داشتن جاذبه ها و قابلیت های متعدد طبیعی و تاریخی می تواند از دستاوردهای صنعت گردشگری به خوبی بهره گیرد؛ اما این امر تاکنون تحقق نیافته است. از این رو، تحقیق حاضر بر آن است که راهکارهایی جهت توسعه ی گردشگری در این شهرستان ارائه دهد. در این پژوهش از روش توصیفی- همبستگی بهره گرفته شده است، و جهت جمع آوری اطلاعات از روش مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، مصاحبه با کارشناسان و روش پیمایشی استفاده گردیده است. جامعه ی آماری این تحقیق شامل: کلیه ی گردشگرانی بوده اند که در ایام نوروز (1 فروردین تا 15 فروردین ) سال 1391 از اماکن گردشگری شهرستان دره شهر بازدید کرده اند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود، تعداد 400 نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. یافته های پژوهش، مهم ترین موانع و مشکلات و همچنین جاذبه های گردشگری شهرستان دره شهر از دید گردشگران را مشخص نمود. هم چنین، ارتباط رضایت گردشگران با متغیرهای تحقیق سنجیده شد. در نهایت با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهادهایی در راستای توسعه ی صنعت گردشگری در شهرستان دره شهر ارایه گردید.
پیوند های روستایی - شهری می توانند تأثیر بسزایی در توسعه روستایی منطقه داشته باشند، کما اینکه از شهر به مثابه موتور توسعه روستایی یاد شده است. این آثار می تواند نقش مثبت یا منفی و به بیان دیگر نقش زایا یا انگلی بر حوزه یا ناحیه خویش بر جای بگذرد و از منطقه ای به منطقه دیگر و از شهری به شهر دیگر متفاوت باشد. از این رو شناخت علمی این آثار می تواند در برنامه ریزی های منطقه مؤثر افتد. هدف مقاله حاضر شناسایی و تعیین وضعیت معناداری پیوند های روستا- شهری سطوح توسعه روستایی منطقه و نقش زایا یا انگلی بودن شهر درخصوص آن است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و بر مبنای استفاده از داده های میدانی و اسنادی استوار است. جامعه آماری شامل روستاهای 20 خانوار و بالاتر شهرستان و حجم نمونه 90 روستا یا حدود 37 درصد روستاهای منطقه است. به منظور تعیین سطح توسعه یافتگی روستایی از 42 شاخص توسعه و روش موریس استفاده شده و در سه سطح روستاهای توسعه یافته، در حال توسعه و محروم دسته بندی شده اند. اثر شهر به وسیلة سه عامل اصلی: اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و سیاسی- اداری با 15 شاخص یا پیوند روستا با شهر اندازه گیری شده و رابطة معناداری بین آنها با سطوح توسعه روستایی مورد محاسبه قرار گرفته است. نرم افزار مورد استفاده، Spss16 بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که از مجموع 15 مورد پیوند روستایی- شهری مورد بررسی در این منطقه، 10 مورد آن در قالب سه عامل اثرگذار مورد اشاره شهر، دارای رابطه معنادار و از نوع مثبت با سطوح توسعه روستایی بوده اند.
زمینه و هدف: خشونت جزئی از آسیب های اجتماعی عصر مدرن بوده که منجر به فروپاشی اخلاقی در مناسبات اجتماعی شد است. ورزش فوتبال، نیز یکی از فعالیت های مورد توجه شهروندان و عنصری هیجان زاست که با تهییج احساسات اجتماعی و بروز خشونت همراه است، به موازات تغییر و تحولات در عرصه های ورزشی، مسئله پرخاشگری و خشونت نیز به چه به صورت گروهی و چه فردی فراگیر شده و منجر به بروز اختلال در سیستم کارکردی روابط اجتماعی و زندگی شهروندی شده است که تجلی آن را می توان در میان تماشاگران، طرفداران و گاه بازیکنان فوتبال مشاهده کرد. در این راستا، پژوهش حاضر نیز، با هدف بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر رفتارهای پرخاش جویانه در بین هواداران فوتبال نگاشته شده است. <br /> روش شناسی: روش پژوهش، پژوهش حاضر پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش بالغ بر 70000 نفر تماشاگران حاضر در یکی از ورزشگاه های فوتبال کشور می باشد، که از این تعداد 400 نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه برآورد گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزار spss استفاده گردیده است.<br /> یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که همبستگی بین متغیرهای سن، کنترل پلیس، یادگیری پرخاشگری، ناکامی، تحریک رسانه های جمعی، با متغیر وابسته پرخاشگری تماشاگران به تأیید رسید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیونی نیز حاکی از آن است که متغیرهای مستقل پژوهش، 29 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند. <br /> نتیجه گیری: کاهش خشونت و پرخاشگری در بستر خانواده و رسانه های جمعی و از طرفی، افزایش کنترل اجتماعی رسمی و غیررسمی نقشی اساسی در جلوگیری و کاهش پدیده پرخاشگری در بین تماشاگران فوتبال ایفا می نماید.