تحقیق حاضر با عنوان «بررسی جامعه شناختی نگرش مردم نسبت به جهان پس از مرگ» با هدف بررسی عوامل مؤثر بر نگرش مردم به جهان پس از مرگ انجام شده و به روش پیمایشی صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل 170 هزار نفر از جمعیت بیست سال به بالای مردم شهر بابل است و حجم نمونه ای به تعداد سیصد نفر با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و نیز ابزار پرسش نامه محقق ساخته با طیف لیکرت برای گردآوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته است و اطلاعات با آزمون اسپیرمن، آزمون من ویتنی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر، تجزیه و تحلیل شده است.
یافته های تحقیق نشان داد که نگرش 49 درصد از پاسخگویان به جهان پس از مرگ در حدّ متوسط با نگرش اسلام به جهان پس از مرگ همسو بوده و نگرش 35 درصد آنان به طور کامل با نگرش اسلام همسو بوده است. همچنین میان میزان دین داری، سن و احساس محرومیت و متغیر وابسته رابطه معناداری وجود دارد و میان متغیرهای مستقل جنسیت، ریسک پذیری و پایگاه اقتصادی اجتماعی و متغیر وابسته تحقیق رابطه معناداری وجود ندارد. براساس رگرسیون چند متغیره، متغیر های دین داری بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته تحقیق داشته اند.
نتایج تحقیق نشان دادند که هرچه میزان دین داری، احساس محرومیت و سن مردم افزایش می یابد، نگرششان نسبت به جهان پس از مرگ با نگرش اسلام همسوتر می شود. براساس نتایج رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر، بُعد اعتقادی بیشترین اثر مستقیم را بر متغیر وابسته داشته و بُعد پیامدی بیشترین اثر غیرمستقیم را بر نگرش مردم نسبت به جهان پس از مرگ داشته است.
تتبعات نویسنده نشان می دهد عنوان کتب ضلال در منابع فقهی مصداقی است برای هر گونه پیام که تولید وانتشار آن از نظر عقل یا نقل ممنوع باشد. دراین مقاله درصدد آنیم محورهای کلی و یا مصادیق اصلی پیام های ممنوع را از منابع اسلامی شناسایی کرده تا راه تشخیص مصادیق جزیی را هموار نماییم. با استقرایی که انجام شد هشت محور کلی را به عنوان مصادیق اصلی پیام ممنوع معرفی می کنیم: 1. افتراء و کذب بر خدا و پیامبران و امامان (علیهم السلام) افتراء و کذب بر افراد عادی و تحریف کلام هر دو گروه 2. ایجاد یاس و نومیدی از رحمت خدا و نیز اطمینان خاطر بخشیدن نسبت به مکر و عذاب الهی 3. افشای اسرار فردی و جمعی و حکومتی 4. تحریک جنسی و تحریض بر بی بند و باری شهوانی....
حرکت در راستای پیشرفت تعاونی های گلخانه ای نیازمن د شناسایی آسیب های مبتلابه آنهاست. در واقع، شناسایی این آسیب ها سبب افزایش توان رقابتی این واحدهای اشتغال زا خواهد شد . از این رو، هدف کلی مطالعه توصیفی پیمایشی حاضر بررسی و شناسایی آسیب های شرکت های تعاونی محصولات گلخانه ای استان کرمانشاه بود. جامعه آماری تحقیق دربرگیرنده مدیران عامل این شرکت هاست که در 1390 به روش سرشماری بررسی شده اند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، تعاونی های محصولات گلخانه ای استان تا حدودی آسیب پذیرند. آسیب های این شرکت ها با استفاده از تحلیل عاملی در پنج عامل اقتصادی- اعتباری، منابع انسانی، سیاسی - قانونی ، اداری- مدیریتی، و فرهنگ کار تعاونی طبفه بندی می شوند ؛ همچنین، برای مقابله با آسیب های پیش رو، تعاونگران مربوط راهکارهای مدیریت بهینه تعاونی، مشارکت اعضا، رعایت اصول فنی و تخصصی در فرایند تولید، رعایت اصول فنی و تخصصی در فرایند تاسیس گلخانه، بازاریابی محصولات، و راهکارهای قانونی و اداری را پیشنهاد می کنند.
هدف کلی تحقیق حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت تعاونی های تولید کشاورزی در استان ایلام بود. جامعه آماری کلیه مدیران و اعضای تعاونی های تولید کشاورزی این استان در 1391 را دربرمی گرفت (782= N ) که از آن میان، 254 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب به عنوان نمونه آماری با استفاده از رابطه کوکران انتخاب شدند. به منظور توصیف کیفی میزان موفقیت تعاونی های تولید کشاورزی، از روش فاصله انحراف معیار از میانگین استفاده شد. بررسی عوامل مؤثر بر میزان موفقیت تعاونی های تولید کشاورزی نیز با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت. نتایج توصیفی تحقیق نشان داد که میزان موفقیت تعاونی های تولید کشاورزی در استان ایلام در سطح خوب و مناسب قرار دارد. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه خطی، عوامل اقتصادی، نگرشی، مدیریتی، آموزشی، شخصیتی و محیطی 50/52 درصد از تغییرات میزان موفقیت شرکت های تعاونی تولید را تبیین کردند.
آیا دیدگاه علّامه طباطبائی دربارة اعتباریات، به طورکلی، و اعتباریات اجتماعی، به طور خاص، با رئالیسم او سازگار است یا نه؟ مدعای این مقاله، سازگاری اعتباریات اجتماعی با رئالیسم علّامه طباطبائی است. این مقاله برای نخستین بار اعتباریات و رئالیسم را با هم پیوند می دهد و به جنبة وجود شناسی اعتباریات توجه می کند. همچنین توضیح می دهد که رئالیسم علّامه طباطبائی رئالیسم تعاملی است و در این باره با توجه به نسبتی که سازمان وجودی انسان با سیر استکمالی دارد، ضابطة «به کار آمدن یا نیامدن در سیر استکمالی انسان» را برای سنجش انطباق یا عدم انطباق با سازمان وجودی انسان مطرح، و به موضوع کارآمدی و ناکارآمدی اعتباریات در رساندن به مقاصد توجه می کند. این مقاله از روش های استقرایی و تحلیلی بهره می گیرد.
بهره برداران محصولات کشاورزی می توانند با انتخاب محصولات متناسب با شرایط طبیعی، اقتصادی و اجتماعی خود، به اشتغال و درآمدی پایدار دست یابند. پژوهش حاضر به بررسی اثرات کشت زعفران بر درآمد و اشتغال بهره برداران پرداخته است. طرح پژوهشی حاضر از روش پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه (در دو زمان متفاوت) سود جست که بر این مبنا، اثرات کشت زعفران بر میزان درآمد و اشتغال از طریق مقایسه این متغیرها قبل و بعد از کشت زعفران بررسی شد. جامعه آماری پژوهش، از طریق سرشماری، شامل کلیه تولیدکنندگان و بهره برداران کشت زعفران در استان لرستان (به تعداد 196 نمونه) در سال 1391 بود. به منظور آزمون فرضیات، از آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون بهره گیری شد. نتایج پژوهش نشان داد که با وجود کم بودن وسعت مزارع زعفران و میزان برداشت از آنها, در مقایسه با کشت سایر محصولات کشاورزی, میزان درآمد و اشتغال بهره برداران، قبل و بعد از کشت زعفران، تفاوت هایی دارد که در سطح 99 درصد معنی دار است.
عقلانیت، یا مبتنی بودن گفتار، کردار و پندار بر تعقل (به کارگیری عقل)، یکی از مهم ترین مشخصه های فردی، اجتماعی و تمدنی است. هدف این پژوهش نقد و بررسی ابعاد و مؤلفه های ادبیات رایج عقلانیت مبتنی بر روایات معصومانbاست. در این راستا با مطالعه اسناد و مدارک موجود، نخست ادبیات موضوع شامل تعریف ها و طبقه بندی های گوناگون بیان شده برای مفهوم عقلانیت در حوزه علوم اجتماعی و اسلامی بررسی شده و در پایان چارچوبی از این مفهوم ارائه گردیده است. پس از آن با بررسی کتب روایی مشهور، روایات موجود پیرامون عقل و مشتقات آن گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شده اند که نتیجه تجزیه و تحلیل داده ها شکل گیری چارچوبی از ابعاد و مؤلفه های عقلانیت از منظر روایات معصومانbاست. در آخر چارچوب های به دست آمده از تحلیل مضمون روایات و نیز ادبیات موضوع به صورت توأمان تحلیل و بررسی گردیده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند که بنابر روایات معصومانb، شاکله و اساس عقلانیت در انواع مختلفش، چیزی جز نگرش صحیح، گرایشات و صفات متعادل و کنش عادلانه نیست.
"سازهانگاری constructivism از جدیترین مکاتب معرفتشناسی است که علیرغم ریشههای فلسفی دیرینه، در نیمه دوم دهه پایانی قرن بیستم و نیمه اول دهه نخستین قرن بیست و یکم، با رویآوری مجدد فیلسوفان، اهل تأویل و سایر اندیشمندان حیاتی دوباره یافته است. احیای مجدد این مکتب، بیش از هر چیز مدیون آشفتگیهایی است که در نتیجه هجمههای پست مدرنیستی به مدرنیسم و جوهره معرفتشناسانه آن یعنی پوزیتویسم به وجود آمد. در واقع پست مدرنیسم به نحوی بنیانهای فلسفی و علمی دانش مدرن را مورد تردید قرار داد و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که هر گونه نقطه اتکا برای ابتنای انواع دانش بشری اعم از علم، فلسفه و عرفان را مورد انکار قرار داد. سازهانگاران به سادهترین بیان گروهی از اندیشمندانند که کوشیدهاند به نوعی برخی بنیانهای فلسفی علم را از تعرض اندیشههای پست مدرنیستی مصون بدارند و آنها را به نحوی احیا کنند. از همین رو، سازهانگاری و تحلیلهای سازهانگارانه، در سالهای اخیر به شدت مورد توجه شاخههای گوناگون علوم انسانی اعم از علوم اجتماعی، تربیتی، سیاسی و مطالعات فرهنگی قرار گرفته است. این مقاله ضمن معرفی سازهانگاری، تأثیرات تلویحی این گونه اندیشه را بر نظام تعلیم و تربیت مورد ارزیابی قرار میدهد و در این مسیر هشت اصل تعلیم و تربیت سازهانگارانه را ارائه میکند. آنگاه میکوشد نشان دهد که آموزش Online تا چه حد از استعداد تأمین و تضمین این اصول یا توصیههای سازهانگارانه برخوردار است.
نقش نوین رسانهها در ارتقای سطح آموزشی مدارس
این مقاله به بررسی جایگاه نوین رسانهها در برنامهها و فعالیتهای آموزشی مدارس میپردازد و چگونگی بهرهگیری از رسانهها را برای ارتقای سطح آموزشی مدارس تشریح میکند. در سالهای اخیر رسانهها به عنوان ابزارهای نوین آموزشی مورد توجه دستاندرکاران آموزش قرار گرفتهاند و از آنها به عنوان مکمل فرایند یادگیری انفرادی و گروهی یاد شده است. استفاده بهینه از این ابزارها مستلزم تجهیز مدارس به مراکز رسانهای و در صورت امکانپذیر نبودن دسترسی مدارس منفرد به این مراکز، استفاده از مراکز رسانهای منطقهای است. خدماتی که در این مدارس عرضه میشود فراتر از ارائه وسایل کمک آموزشی سنتی و یا کتابخانههای معمولی است که اکثر مدارس به آنها مجهز هستند.
"
گرچه پدیده های بزرگ و تأثیرگذار از چشم هیچ صاحب تأملی پوشیده نمی مانند، با این حال نباید چنین پنداشت که همه به یک نحو و در یک شکل و قامت پدیده مورد نظر را به نظاره می نشینند. در واقع دیدن، چیزی است و درست دیدن چیزی دیگر. این که در بهمن پنجاه و هفت پدیده ای در ایران رخ نموده و بسیاری در باب آن نوشته اند و سخن رانده اند، نباید به این معنا پنداشته شود که آن ها همه دیده اند و صحیح دیده اند. در واقع بسیاری از کسانی که در باب انقلاب اسلامی ایران قلم زده اند، به دلایلی متفاوت از جمله عدم هم زبانی آنان با انقلاب اسلامی تفاسیری صحیح و صائب از انقلاب ارائه نداده اند. این امر را تجربه های محقق پس از انقلاب اسلامی مؤید است. بسیاری کسان از اثرات عمیق و فراگیر انقلاب، پی به عظمت و بزرگی آن برده اند. اما «این انقلاب چه بوده و اثرات آن کدام اند؟» سوالی است که متن پیش رو ـ که به همت مرکز آینده پژوهی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران تدوین شده است ـ سعی در پاسخ دادن اجمالی به آن دارد.