پدیده های انسانی واجد معنایند و تمامی آثاری که توسط انسان خلق می شوند، معنایی را با خود حمل می نمایند. این معناها ساختارهای فرهنگی هستند. فهم این معناها، وظیفه ی جامعه شناسی فرهنگی است. سؤال اصلی در این مقاله این است که معنای فرهنگی رایانه، از دیدگاه جفری الکساندر چیست؟ این پژوهش به دنبال آن است که به کمک دانش و روش جامعه شناسی فرهنگی، معنای فرهنگی رایانه را روشن کند. همچنین نمادها، رمزگان ها و روایت های مربوط به رایانه را از منظر الکساندر استخراج کند. طبق دیدگاه الکساندر، رایانه از روزهای ورود به عرصه ی عمومی غرب، به عنوان نماد خیر شناخته شد و روایت هایی از آن ارائه گردید، از جمله روایت رستگاری، روایت معاد شناسانه و روایت آخرالزمانی. اما به تدریج روزگار خوش رایانه به پایان رسید و جنبه ی تاریک آن بر سر بشر خراب شد. کم کم معنای فرهنگی رایانه در زندگی اجتماعی غرب، متفاوت شد و حتی به عنوان جنبه ای از شر کدگذاری گردید. افراد جامعه به تدریج، روی نامقدس آن را که تهدید ویرانی بود، دیدند. کم کم، رایانه ها در غرب به هیولای فرانکشتاین تبدیل شدند.
این تحقیق با هدف بررسی نقش مهارت های زندگی شهروندان تهرانی بر سواد رسانه ای آنان انجام شد. در این تحقیق از نظریه های سواد رسانه ای پاتر و مهارت های زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. روش انجام این تحقیق، روش پیمایشی و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه مهارت های زندگی ساعتچی و همکاران (1389) و پرسشنامه سواد رسانه ای محقق ساخته بود. جامعه آماری شامل شهروندان شهر تهران بود و با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 385 نفر به دست آمد. در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که مهارت های زندگی و مؤلفه های ده گانه آن که شامل مهارت خودآگاهی، مهارت همدلی، ارتباط مؤثر، مهارت روابط بین فردی، مهارت تصمیم گیری، مهارت توانایی حل مسأله، مهارت تفکر خلاق، مهارت تفکر انتقادی و مهارت توانایی مقابله با استرس است بر سواد رسانه ای شهروندان تهرانی تأثیر دارد. همچنین مهارت های زندگی بر ابعاد سواد رسانه ای که شامل بعد شناختی، بعد زیبایی شناختی، بعد احساسی و بعد اخلاقی است نیز تأثیر دارد.
ارتقای سطح سواد رسانه ای از عوامل کلیدی در نحوه استفاده از ابزار رسانه است که در سیاستگذاری های معطوف به توسعه رسانه ای جزء ملزومات اساسی قلمداد می شود و بسیار اهمیت دارد. آثار ناشی از ضعف در سواد رسانه ای در عرصه های فرهنگی و تربیتی آحاد جامعه، از حساسیت بالایی برخوردار است و از این حیث، پژوهش به منظور شناخت آینده این حوزه و سیاستگذاری های مبتنی بر این شناخت بسیار ضرورت دارد. در پژوهش حاضر، ابتدا وضعیت مصرف رسانه ای کشور مورد بررسی قرار گرفته و سپس در ادامه، مبتنی بر چارچوب های جامع بین المللی، محورها و مؤلفه های حاکمیتی در سیاستگذاری سواد رسانه ای احصا شده است. در گام بعد نیز با تحلیل راهبردی مقتضی و با رویکردی آینده پژوهانه، پیشران ها و مؤلفه های تأثیرگذار حاکمیتی در شکل گیری مسئولیت اجتماعی متناظر با سواد رسانه ای در کشور استخراج شده و با تأکید بر روش سناریونویسی، سناریوهای با احتمال بیشتر مورد تحلیل قرار گرفته است. در نهایت نیز سیاستگذاری مرتبط با سواد رسانه ای در کشور، بر این اساس طرح شده است.
از جمله نگرانی ها پیرامون سیاست افزایش باروری در ایران، آینده شغلی نسلی است که به دنیا خواهد آمد. باور عمومی این است که با افزایش زادوولد، نسلی که جمعیت آن بیش از نسل های گذشته است، در آینده دچار معضل بی کاری خواهد شد. پرسش پژوهش آن است که آیا واقعاً اگر جمعیت یک نسل بیش تر باشد، هنگامی که به سن اشتغال می رسند، بی کاری در میان آن ها بیش تر از نسل های قبلی است؟ آیا این یک گزاره عام و جهان شمول است؟ برای پاسخ به سؤال، تحقیقات تجربی پیرامون جمعیت نسل و بی کاری در همان نسل را در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار داده و روی آن ها با استفاده از روش شمارش قاعده مند تحلیل انجام شد. تحقیقات موردیِ کشورهای مختلف نتایج متنوعی را نشان می دهد، به گونه ای که نمی توان گفت گزاره فوق قاعده ای عام است. همچنین تحقیقات آماری روی کل کشورهای جهان درباره رابطه جمعیت نسل و بی کاری نیز هیچ گونه رابطه معناداری میان این دو متغیر نشان نمی دهد و یافته تحقیقات موردی را تأیید می کند. آنچه در تبیین این یافته بدست آمد آن است که رابطه جمعیت نسل و بی کاری تحت تأثیر عوامل سومی است که وضعیت آن ها در کشورهای مختلف متفاوت است؛ از جمله انعطاف پذیری نهاد بازار کار، آموزش و کارایی فرایند تطبیق میان موقعیت شغلی و افراد جویای شغل. وجود عوامل واسط، به سیاست گذاران نشان می دهد که با افزایش جمعیت جوان در یک کشور، از طریق برنامه ریزی پیرامون این متغیرها، نه تنها ممکن است بی کاری افزایش پیدا نکند، بلکه امکان کاهش آن نیز وجود دارد.
در هزاره ی سوم، اینترنت نقش مهم و روزافزونی در زندگی نوجوانان و جوانان ایفا می کند. جاذبه ی اینترنت باعث شده تا بسیاری از جوانان و نوجوانان به جای تعامل با همسالان و والدین، اینترنت را برگزینند. این همنشینی با اینترنت به مرور زمان تجربه ی شیرین در جمع بودن را از فرد می گیرد و می تواند به انزوای اجتماعی منجر شود. مطالعه ی حاضر به منظور تعیین ارتباط میان میزان استفاده از اینترنت و انزوای اجتماعی طراحی شده است. روش تحقیق مورد استفاده ی این پژوهش پیمایشی و شیوه ی تحقیق همبستگی است. جامعه ی آماری این تحقیق کلیه ی کاربران 29-15 ساله ی کافی نت های شهر تبریز در مرداد و شهریور ماه 1394 هستند. نتیجه ی حاصل از آزمون فرضیه ها نشان دهنده ی وجود رابطه ی معنادار بین متغیر های وضعیت تأهل، پایگاه اقتصادی – اجتماعی، میزان استفاده از اینترنت، میزان استفاده ی اجتماعی از اینترنت و جامعه پذیری مجازی به عنوان متغیر های مستقل و انزوای اجتماعی به عنوان متغیر وابسته ی تحقیق است. به علاوه نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره ی تحقیق نشان می دهد که 21 درصد از تغییرات متغیر وابسته، توسط متغیر های مستقل باقی مانده در مدل (وضعیت تأهل، میزان استفاده از اینترنت، جامعه پذیری مجازی و پایگاه اقتصادی – اجتماعی) تبیین می شود.
پیشرفت انسان و جامعه، حاصل تعامل مطلوب انسان با ابعاد گوناگون جهان پیرامون است که آموزه های هر مکتبی از طریق نهادهای اجتماعی این تعامل را جهت می دهند. از نظر اسلام، جامعه پیشرفته جامعه ای است که افراد آن با استفاده از دانش و فناوری، در پرتو رشد اقتصادی، به رفاه نسبی دست یافته و با به کارگیری آن در مسیر عبودیت و اطاعت از خداوند، به کرامت و آزادگی، معرفت و بصیرت و به تعبیر قرآن به حیات طیبه رسیده اند. ازاین رو، ویژگی ها و شاخص های جامعه پیشرفته اسلامی متمایز از جامعه توسعه یافته غربی است. برای دستیابی به پیشرفت مورد نظر اسلام، لازم است علاوه بر تأمین نیازهای مادی به نیازهای معنوی افراد نیز توجه شود و جامعه اسلامی باید مستقل، عزتمند و مقتدر باشد. این مقاله، با استناد به آموزه های اسلامی متخذ از آیات و روایات؛ حاکمیت فضای عبودیت و توحیدمداری، روابط فردی و جمعی بر محور عدالت اجتماعی، اتحاد و همبستگی، آزادی همراه با آزادگی، شکل گیری فضای علم افزایی، تفکر و معرفت، امنیت، نیروی انسانی متعهد و متخصص، فرهنگ اصیل و پویا، رفاه نسبی، سلامتی و بهداشت، ولایت پذیری، اصالت و استحکام نهاد خانواده را از ویژگی های مهم جامعه پیشرفته اسلامی دانسته و برای ارزیابی میزان پیشرفت آن، شاخص هایی را مطرح کرده است.
در این مقاله، تحلیل تطبیقی تاریخی با رویکرد تحلیل بولی مورد بحث قرار گرفته است. مساله اصلی آن است که روش شناسی سنتی به تنهایی از کفایت لازم برای توسعه دانش علمی برخوردار نیست. روش شناسی سنتی عضویت یا عدم عضویت در یک مجموعه قطعی استوار است که در آن ""یای منطقی"" نقش اصلی را ایفا می کند.تفسیر تاریخی یا تبیینقانونی، شاهدی از روش شناسی سنتی است. پس از بحث انتقادی درباب روش شناسی سنتی، روش شناسی ترکیب گرایانه را فرموله کرده ایم. روش شناسی ترکیب گرایانه مبتنی بر و منطقی است که در آن و نقش مهمی دارد. تحلیل تطبیقی تاریخی به عنوان مصداقی از روش شناسی ترکیب گرایانه مطرح شده است. در مقاله حاضر، بنیان های معرفت شناسی، هستی شناسی و روش شناسی تحلیل تطبیقی تاریخی به شرح زیر ارایه شده است:
روش شناسی → هستی شناسی ترکیب گرایانه → معرفت شناسی ترکیب گرایانه
روش تحلیل تطبیقی تاریخی → تحلیل ترکیب گرایانه →ترکیب گرایانه
درروش تحلیل تطبیقی تاریخی تبیینقانونی و تفسیر تاریخی حضور همزمان دارند. الزامات تکنیکی تحلیل تطبیقی تاریخی بر تحلیل تاریخی - روایتی و تحلیل بولی استوار است.
تحلیل تاریخی- روایتی به عنوان تکنیک تفسیر تاریخی و تحلیل بولی به عنوان تکنیک تبیین قانونی مطرح شده است. در پایان به یک نتیجه، گفته شده است که تحلیل تطبیقی تاریخی می تواند به تایید و اصلاح تئوری و برساختن گزاره های تاریخی منجر شود.
پهنه فرهنگی محدوده ای جغرافیایی است که در آن گروهی تقریباً گسترده با مشخصات فرهنگی مشترک وجود داشته باشند. شهر نیشابور در دوران اسلامی- که بقایای آن امروزه در جنوب شرق شهر کنونی نیشابور قرار دارد- در سده های نخست تا هجوم مغولان همراه بلخ، مرو و هرات جزء چهار ربع خراسان بزرگ بوده که فقط نیشابور در ایران امروزی باقی مانده است. بر اساس منابع تاریخی و جغرافیایی سده های نخست و میانی اسلامی، نیشابور به لحاظ پهنه فرهنگی وسعت بسیاری داشته و در تقسیمات اداری، دارای دوازده ولایت، ارباع (ربع نام واحدی جغرافیایی است) متعدد، مدینه ها و روستاهای بسیاری بوده است. بوژگان که یکی از شرقی ترین ولایات دوازده گانه نیشابور است، در میان دشت نیل آباد به فاصلة 17 کیلومتری جنوب شرق تربت جام قرار گرفته و نتیجه برهم کنش شرایط اقلیمی با مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بستر زمانی قرن اول تا هفتم هجری قمری و ارتباط نزدیکش با مرکز یعنی نیشابور بوده است. در این مقاله، با روی کرد تحلیل تاریخی به شناسایی متن شناختی بوژگان پرداخته شده است. ارزیابی منابع مکتوب نشان می دهد نیشابور همواره یکی از مهم ترین ولایت های شرقی شناخته شده و در مسیر جاده ربع نیشابور به هرات اهمیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ویژه ای داشته است.