در امنیت اجتماعی نگاه ایجابی در مقابل نگاه سلبی در برقرای امنیت در جامعه قرار دارد به طوری که برخلاف نگاه سلبی که برقراری امنیت در جامعه را فقط از جانب دولت می بیند، نگاه ایجابی علاوه بر دولت برای جامعه و گروه های متشکل از آن نیز نقش قائل است. ایجاد امنیت مطلوب اجتماعی در یک مقصد گردشگری علاوه بر نقش حمایتی دولت ها از جامعه محلی، نیازمند تعامل جامعه میزبان گردشگر با دولت و تعامل گروههای هویتی جامعه است. بر اساس گفتمان ایجابی، شاخص های بومی امنیت اجتماعی در مقاصد گردشگری جمهوری اسلامی ایران شناسایی و استخراج شده است. تحقیق حاضر کاربردی بوده و دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی است. برای گردآوری داده ها از تکنیک اسنادی-کتابخانه ای استفاده شده است و برای تحلیل داده ها نیز از نظرسنجی خبرگی با استفاده از پرسشنامه خبرگی بهره برده شده است. به طوری که در این پژوهش پس از شناسایی نظریه های سه گانه ایجابی امنیت اجتماعی شده (تأمین اجتماعی، فرهنگ اجتماعی و هویت اجتماعی) شاخص های مرتبط با این ابعاد از مفاهیم و نظریه های جامعه شناسی گردشگری و امنیت اجتماعی استخراج و در ابعاد سه گانه جانمایی گردید. پس از مطالعه و بررسی اسناد، فهرستی از گزاره های مرتبط شناسایی، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند که سرانجام 8 مؤلفه و 18 شاخص از سه بُعد تأمین اجتماعی، فرهنگ اجتماعی و هویت اجتماعی احصا گردید. شاخص های استخراجی می توانند ابزاری برای سنجش ظرفیت ها و تدوین پیش ران ها برای آینده امنیت اجتماعی در مقاصد گردشگری ایران باشند.
این مقاله با هدف بازنمایی و تفسیر گفتمان های بدن در آگهی های بازرگانی شبکه یک سیمای ملی؛ به بازخوانی و طبقه بندی متون برآمده از آگهی ها پرداخته است. برای دست یافتن به هدف، 72 آگهی به صورت هدفمند در بازه زمانی سال 95 انتخاب و تحلیل شد. به نحوی که با بهره گیری از قابلیت های روش تحلیل گفتمان و چارچوب نظری جامعه شناسی تفسیری، سه گفتمان «لذت و خوشایندی»، «سلامت» و «منزلتِ» بدن، در تبلیغات بازنمایی شده است. در گفتمان لذت و خوشایندی، «حس و حال خوب»، در گفتمان سلامت، «عافیت جسم» و در گفتمان منزلتِ بدن، «شأن برتر یا پرستیژ» به عنوان دال مرکزی شناسایی شد. در برآیند کلی مطالعه گفتمان تبلیغات بازرگانی در حوزه بدن، مشخص گردید این گفتمان ها تحت گفتمان بزرگ تر «جسمی یا بیولوژیکی» برساخت می شود و دال مرکزی مجموع این گفتمان ها «انسان مصرفی» است. برحسب نتایج به نظر می رسد، هر یک از گفتمان ها متأثر از خاستگاه های متنوع و نظریه هایی هستند؛ که متناسب با سیاست های حاکم بر رسانه ظهور یافته اند.
اگرچه بعد از انقلاب اسلامی ایران تغییرات فرهنگی زیادی در دانشگاه ایجاد شده، اما نمی توان ادعا کرد که تحول کامل فرهنگی صورت گرفته است. از نظر فکری، مادی گرایی، رسوخ نرم تفکرات پست مدرنیسم و رویکرد پوزیتویستی می کوشد بر فرهنگ دانشگاهی غلبه کند. این مسئله از یک سو به نظام معنایی ترویج یافته از جانب نظام سلطه بازمی گردد؛ و از سوی دیگر، به نگرش نخبگان، برنامه ریزان و اساتید مرتبط است. در این راستا، علم زدگی و تعهد به منابع غربی و ناآگاهی اساتید از مبانی فلسفی اسلام و نظریه های دینی، و تلقی جدایی دین از علم با وجود تعهد به هر دو به این مسئله دامن می زند. برخی سیاست های نادرست حاکم بر فرهنگ دانشگاهی سبب ادامه این روند شده است. ازاین رو توجه به شگردهای نفوذ فرهنگ غیرخودی و جلوگیری از آن، ارتباط منطقی بین علم و دین، آینده نگری، ترویج روحیه مسئولیت پذیری، تصحیح قوانین نادرست، شناخت نیازهای جامعه و ارتباط بین صنعت و دانش، تعالی بخشی و تلاش برای گنجاندن آموزه های مورد نیاز فرهنگی از مواردی است که باید برای ترمیم کاستی های فرهنگ دانشگاهی مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس در این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی، اسنادی، به بررسی کاستی ها و بایسته های فرهنگ دانشگاهی پرداخته ایم.
نوشتار پیش رو تلاشی است در جهت توصیف زندگی روزمره مدرن ایرانی و همچنین نقد آن. در این راستا به مطالعه زندگی روزمره نوجوانان و جوانان ایرانی در یکی از شکل های معمول و گسترده گذران اوقات فراغتشان یعنی پرسه زنی در خیابان های خرید پرداخته شده است. میدان مورد نظر، خیابان گلسار شهر رشت و نظریه مورد استفاده برای مطالعه آن، نظریه انتقادی زندگی روزمره است. اطلاعات از دو روش مشاهده و همچنین مصاحبه عمیق انتقادی با 30 نفر از افراد 44-16 ساله ساکن شهر رشت که به شکل هدفمند انتخاب شده اند به دست آمده است و یافته های حاصل از آن نیز با روش تیپ بندی بر اساس رابطه اقشار اقتصادی متفاوت با یکدیگر طبقه بندی شده است. نتایج حاصل از طبقه بندی فوق حاکی از آن است که رگه هایی از اندیشه انتقادی در میان برخی از نمونه ها که از سرمایه فرهنگی نسبتا بالایی برخوردار بودند و به لحاظ تعداد اقلیت نمونه ها را تشکیل می دادند، قابل مشاهده است. همچنین می توان گفت که میزان تحصیلات یا جایگاه اقتصادی، تبیین کننده نگرش انتقادی موجود در میان نمونه ها نسبت به وضعیت زندگی روزمره جاری در خیابان خرید به شمار نمی رود. بنابراین با فرض صحت ادعاهای فوق، می توان گفت که تنها راه تغییر وضعیت موجود تلاش برای هژمونیک شدن نوعی از آگاهی انتقادی است که توأمان هم وجوه سنتی زندگی روزمره هم وجوه شی واره روابط انسانی را مورد پرسش و نقد قرار دهد.
امروزه اهمیت نفت بر کسی پوشیده نیست و پیامدهای ناشی از درآمدهای حاصل از آن در همه حوزه های مختلف زندگی اجتماعی کشورهای صادر کننده تأثیر می گذارد، بررسی این پیامدها بدون در نظر گرفتن شرایط سیاسی- اجتماعی مرتبط با دولت بیهوده می باشد. ایران کشوری است که اقتصاد آن همواره متکی به نفت بوده و از همین رو در این پژوهش سعی شده است با یک روش دلفی به بررسی رانتیریسم و توسعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران با چهار هدف شناسایی تهدیدها، فرصت ها، نقاط ضعف و نقاط قوت پرداخته شود که با استفاده از روش دلفی به میدان تحقیق رفته و از صاحبنظران طی مراحل دلفی سوالاتی پرسیده شد تا توافق نظر صورت پذیرد، که اهم نتایج این تحقیق بدین شرح می باشد: فرصت های رانتیریسم: تقویت بنیه نظامی، فراهم شدن راه های خروج از وابستگی سیاسی و اقتصادی و امکان برقراری روابط بین المللی مناسب از طریق درآمدهای ناشی از فروش نفت، تهدیدهای رانتیریسم: مداخله گسترده کشورهای خارجی،کاهش امنیت ملی و عدم تعامل با اقتصاد جهانی نقاط قوت رانتیریسم: شکل گیری طبقه متوسط، نهاد سازی اجتماعی، نظم و دولت مدرن، نقاط ضعف رانتیریسم: عدم جدیت در دریافت مالیات، تمرکز منابع در دست دولت، عدم تشکیل گروه های مستقل.
گردشگریِ رویداد به عنوان یکی از عوامل انگیزشی مهم در گردشگری است که در برنامه های توسعه و بازاریابی اکثر مناطق، عاملی مهم به شمار می رود. در صورتی که مدیران و برنامه ریزان در تمامی سطوح و تمامی اشکال گردشگری، توسعه ای تک بعدی را مد نظر قرار دهند و بدون توجه به ذینفعان درون نسلی و بین نسلی و تمامی ارکان توسعه اقدام به توسعه کنند، قادر نخواهند بود جاذبه ای پایدار ایجاد نمایند و دستیابی به اهداف متنوع توسعه رویداد امکان پذیر نخواهد بود.<br /> در این مقاله با مطالعه و تحلیل ابعاد مختلف موفقیت رویداد، ابعادی که به بهترین وجه بر ادراک جامعه ذینفعان مؤثر و موفقیت رویدادها را تضمین می کند، ارائه شد. بدین منظور ابعاد مختلف ارائه شده توسط پژوهشگران بررسی و به وسیله پنل خبرگان دسته بندی و هم مفهوم سازی گردید. در این فرایند از ضریب کندال در قالب نرم افزار SPSS 22 استفاده شد. بدین ترتیب ابعاد و شاخص هایی مورد تأیید قرار گرفت که در فرایند اجماع نهایی ضریب کندال آنها بیش از 7/0 بود. نتایج حاکی از این است که عوامل مؤثر بر انتظار و ادراک سه گروه ذینفع مردم محلی، گردشگران و سازمان دهندگان رویداد در پنج بُعد فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و توسعه فردی دستیابی به موفقیت برگزاری یک رویداد فرهنگی را ممکن خواهد کرد.
عصر آهن به دوره ای اطلاق می گردد که در آن تکاپوی مهاجرت در بین اقوام مختلف شدت گرفت. بهترین اثر باستان شناختی از این اقوام مهاجر، ساختارهای تدفینی آنهاست. به گونه ای که این ساختارها در بسیاری از حوزه های باستان شناختی که آنها اشغال نموده اند، دیده می شود. شاخص ترین ویژگی تدفینی این اقوام که در غالب سرزمین های وارد شده به آن قابل مشاهده است، وجود یک ساختار مدور سنگی بر سطح گور است که فضای مرکزی یا محل قرار گرفتن مرده را احاطه نموده است که گاهی بواسطه چیدن یک ردیف قلوه سنگ یا قطعه سنگ ساخته می شده و یا گاهی با ساختاری چند ردیفه از سنگ های کوچک و بزرگ و با نظمی خاص انجام می گرفته است. منطقه ی مورد مطالعه، حوضه یکی از رودخانه های پر آب شهرستان مشگین شهر است که یکی از مهمترین عوامل شکل گیری محوطه های باستانی این بخش از استان اردبیل به شمار می آید. در بررسی های میدانی، گورستان های عصر آهن بسیاری در این حوضه مورد مطالعه قرار گرفت که یکی از ویژگی های بارز آنها، ساختارهای جالب توجه دایره ای شکلی است که فضای داخلی گور و محل قرار گرفتن جایگاه مرده را احاطه نموده است. پژوهش حاضر با پیش زمینه ای مختصر از نحوه پراکنش چنین ساختارهایی در قبور هزاره دوم و اول ق.م، با نگاهی به مطالعات اسطوره شناختی و نمادشناختی، به چرایی و چگونگی وجود ساختارهای مدور در تدفین های باستانی عصر آهن حوزه مشگین چایی پرداخته است. نگاهی جامعه شناختی به این موضوع، نشانگر وجود باورهای خاصی در بین جوامع عصر آهن بوده که اعتقاد به آنها سبب پیدایش و تداوم شیوه های خاصی در تدفین مردگان شده است.
پاندمی کووید-19 نه تنها یک بیماری محسوب شده بلکه، تمامی ویژگی های تعریف مسئله ای اجتماعی را در خود دارد. در ابعاد جهانی هم، 8 میلیارد انسان را در سرتاسر جهان در برمی گیرد و انسان ها احساس ناامنی زیادی تجربه می کنند. هدف این پژوهش، بررسی رابطه ی شیوع پاندمی ویروس کرونا با احساس ناامنی اجتماعی در شهر تهران است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه ی استاندارد بوده است. یافته های این پژوهش، حاکی از آن است که میانگین احساس ناامنی اجتماعی ناشی از شیوع کووید-19 در نمونه ی مورد مطالعه (28/3) به طور معنی داری از میانگین نظری (3) بیشتر است و در بین ابعاد احساس ناامنی اجتماعی، به ترتیب احساس ناامنی جانی، اقتصادی، عمومی، روانی، احساسی و جمعی بیشترین میانگین را داشتند و بیشترین تأثیر را از کووید-19 پذیرفته اند. یافته ها نشان داد که بین سن و احساس ناامنی اجتماعی ناشی از شیوع کرونا رابطه معنی داری وجود ندارد و احساس ناامنی اجتماعی ناشی از شیوع کووید-19 برحسب تحصیلات، به طور معنی داری متفاوت است. همچنین زنان بیشتر از مردان احساس ناامنی داشته اند. بنابراین، براساس یافته های پژوهش حاضر می توان اینگونه تبیین کرد که با شیوع کووید-19 میزان احساس ناامنی اجتماعی در میان افراد مورد مطالعه افزایش یافته است.
زمینه و هدف: اعتماد اجتماعی به عنوان شرط اصلی ایجاد یک جامعه سالم و نظم اجتماعی و نیز متغیر امنیت اجتماعی به مثابه نیاز اساسی انسان مورد توجه اندیشمندان و صاحب نظران علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه امنیت اجتماعی و اعتماد اجتماعی در میان ساکنان شهر بندرعباس انجام شده است.<br /> روش شناسی: این پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسش نامه انجام گرفت. جامعه آماری، شهروندان بالای 18 سال ساکن شهر بندرعباس بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 375 نفر به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل اطلاعات از طریق نرم افراز spss انجام گرفت. اعتبار پرسش نامه به روش صوری و پایایی آن به کمک آماره آلفای کرونباخ سنجیده شد.<br /> یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد میان متغیرهای ابعاد پنج گانه امنیت اجتماعی (سیاسی، مالی، جانی، عمومی، قضایی) با اعتماد اجتماعی رابطه معنادار وجود دارد. در تحلیل رگرسیون چندمتغیره، پس از وارد شدن همه متغیرها، درنهایت چهار بعد امنیت اجتماعی (امنیت جانی، مالی، عمومی، سیاسی) وارد معادله شد و با توجه به مقدار ضریب تعیین (R<sup>2</sup>)، این متغیرها 2/20 درصد از تغییرهای متغیر وابسته را تبیین کردند.<br /> نتیجه گیری: یافته های حاصل از این مطالعه نشان می دهد که هر چه اعتماد اجتماعی در بین افراد جامعه بیشتر باشد، احساس امنیت اجتماعی نیز ارتقاء خواهد یافت؛ بنابراین، برای ایجاد اعتماد اجتماعی باید شرایطی فراهم شود تا مردم کنار یکدیگر احساس امنیت کنند.
قباله های ازدواج، نکاح نامه هایی هستند که هویّت ملّی و تاریخی هر ملّت را نشان می دهند. آثار ارزشمندی که به شناخت فرهنگ یا تاریخ ما کمک قابل توجهی می کنند؛ زیرا عقدنامه بیانگر مهمترین رکن زندگی ایرانیان یعنی خانواده و امر ازدواج را جنبه حقوقی می بخشد. تنوع و زیاد بودن این اسناد به دلیل گستردگی امر ازدواج و محیط مذهبی دوره قاجار، که بر ازدواج به عنوان سنّت الهی و مقدّس و سفارش پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) تأکید داشتند. دین اسلام بر تمام جنبه های حقوقی این عقدنامه ها حاکم بوده است و مسلمانان اعتقاد دارند که ازدواج به عنوان نعمتی خداداد زمینه ساز تکامل انسان است. بررسی این عقدنامه ها در شناخت تاریخ دوره قاجار مؤثر است و تحلیلی درست وآشکار از جنبه های مختلف تاریخ این دوره از نظر فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، حقوقی و وجه رایج ایران می دهد. عقدنامه سند حقوقی است و از سنّت های مهمّ ایرانیان بوده که هنوز در میان ایرانیان رواج دارد. برای پررنگ کردن یا طراحی با استفاده از رنگ و نقش عقدنامه ها می توان به سیر تطوّر هنر تذهیب در عهد قاجار پی برد. در این نکاح نامه ها هنر خطّاطی و نقّاشی و تذهیب و نویسندگی با باورها و اعتقادات دینی و مذهبی مردم عجین شده و با توجّه به وضع مالی خانواده طرفین ازدواج به شکل های متفاوتی تولید می شده است.
فهم حاکمیت از پایه های ضروری فهم تاریخ ایران است و نیازمند پژوهش از سطوح زیرین واحدهای اجتماعی-سیاسی ایران. این تحقیق با رویکرد نقادانه و در فردیت تاریخی پدیده، با ترکیبی از روش های کمی و کیفی در ارجاع به واقعیت، به وضعیت تناسب قوا در درون واحدهای حکومت محلی در مناطق اسیر، علامرودشت، بیرم، گله دار، گاوبندی، مالکی و تمیمی از ایالت فارس می پردازد. نتایج آن نشان می دهد که از یک طرف، مردم در این مناطق عموماً مسلح و برخوردار از ابزار قوه قهریه بوده و از طرف دیگر، حکام محلی نیز نیازمند حمایت مردم بوده اند. پیامد آن توازن قوا میان رعایا و حکام محلی و پیدایش هسته های قدرت مسلح محلی بوده است. همچنین، وجود این اجتماعات منطقه ای مسلح، در کنار دیگر داده های مربوط به سطح کلان کشور و حکومت مرکزی نشان از ساختار متکثر حاکمیتی در ایران پیشادولت مدرن دارد.
Purpose: The purpose of the present study was Analysis of the Internationalization of Iran's Higher Education Curriculum; requirements & obstacles. Methodology: This research was applied in terms of the purpose and, in terms of the type of data collected, is quantitative. Also a descriptive survey type was used based on the data collection method. The statistical population of this research includes all faculty members of comprehensive universities of Tehran which was 4429 people. The sample was 384 people based on Cochran formula and selected by simple random sampling method. The main tool used for measuring and collecting data.in this research is a researcher-made questionnaire. To create the questionnaire, the components were extracted from the literature review and theoretical foundations and the researches carried out in the field. Then, after the modification, they were classified and arranged in a form. Finally, in the first section, in order to identify the current status of the university in terms of internationalization of the curriculum of higher education with 29 items and in the second section, to identify the obstacles to the internationalization of higher education curriculum with 8 grades on a 5-point Likert scale Low, very low, moderate, high, very high), was developed and answered to the professor. In this research, we used SPSS software and Cronbach's alpha test to obtain the reliability of the questionnaire. Cronbach's alpha for the questionnaire, "Identifying the barriers to internationalization of higher education curriculum" was equal to 0/74 and for the questionnaire "Reviewing the current status of curriculum internationalization" was calculated to be 0/76.Due to the fact that reliability is generally more than 0 70, the researcher-made questionnaire has a relatively high reliability. Findings: The Result showed that the “Lack of motivational and incentive factors for professors” with 6/909 T test and with 0/000 Significant was the most important obstacles that this research was Identified and the “Lack of financial support from professors in traveling abroad in line with international research” with 6/718 T test and with 0/000 Significant was second obstacles are Identified. Conclusion: The present status of internationalization of curriculum at the comprehensive universities of Tehran has been studied. Then the barriers were identified and finally solutions were presented. In the following, a comparison between the comprehensive universities of Tehran in relation to the internationalization of the curriculum was carried out and, finally, a comparison was made between the different faculties.
Purpose: It has been well established that personality traits and self-compassion are associated with psychological well-being, thus, the current research aimed to investigate the underlying mechanisms in a collectivist culture. Methodology: The present study was a descriptive correlational one in terms of purpose and in terms of data collection. Quantitative research approach was used. Male and female University students of Ahvaz Farhangian University were considered as a studies population. For the purpose of the research, 150 students were selected as a sample using voluntary-available sampling method. for measurement Ryff Psychological Well-Being Scale, the NEO Personality Inventory, and Neff's Self-Compassion Scale. Findings: The results of correlation analysis showed that there were significant relationships between the personality traits (neuroticism, extraversion, agreeableness, and conscientiousness) and self-compassion (self-kindness, isolation, mindfulness, and the total score of self-compassion) with psychological well-being. The regression analysis showed that neuroticism, extraversion, and conscientiousness significantly predicted psychological well-being. Discussion: The current research was one of the first Iranian studies which addressed to the issues with a cultural point of view. Also, this research tried to direct attention to other social factors influencing gender differences (e.g., traditional socialization) as well which are not discussed in other similar studies. The cultural implications and future orientations have been discussed.
در سال های اخیر (دهه نود شمسی) که کشور دچار بحران های متعددی همچون سیل، زلزله، ترور ، برخی اعتراضات و بحران کرونا بوده، پوشش اخبار بحران در صدا وسیما همواره محل انتقاد بسیاری از اهالی رسانه و مسئولین قرار گرفته است. این تحقیق سعی کرده به روش تحلیل محتوای کمی، همه نظرات انتقادی کارشناسان و مسئولین پیرامون موضوع پوشش اخبار بحران در صدا وسیما را تحلیل کند. نظرات منتشرشده کارشناسان، استادان و مسئولین در بستر فضای مجازی در قالب های مختلف، شامل: فیلم، خبر، مقاله، اظهارنظر در صفحات شخصی و... به عنوان واحد مشاهده (304 واحد) و انتقادات ایشان به عنوان واحد تحلیل (440 واحد) مورد مطالعه قرار گرفته است. با دسته بندی و تحلیل انتقادات مشخص شد که ضعف پوشش اخبار بحران در صدا وسیما در 5 حوزه بوده است: راهبردی، ساختاری، محتوا، ناهماهنگی و برون سازمانی. براساس یافته ها، کارشناسان نسبت به رویکرد و راهبرد صدا وسیما در پوشش بحران، بیشترین میزان انتقاد (46.6 درصد) را داشته اند، سپس آسیب های برون رسانه ای را که بر عملکرد رسانه مؤثر بوده با 34.3 درصد مورد نقد قرار داده اند؛ در مجموع ریز مقوله های احصاشده، بالاترین میزان انتقاد کارشناسان به تعلل، سکوت و تأخیر در پوشش اخبار بحران بوده و پس از آن، حاکمیت نگاه سیاسی، درک نادرست از جایگاه رسانه، تأثیر رقبا، فشار نهادهای خارج از رسانه و نبود روایت رسمی در رتبه های بعدی قرار گرفته است.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر قاچاق کالا بر امنیت اقتصادی کشور انجام پذبرفت. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ طرح و روش پژوهش، توصیفی – همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کارکنان پلیس آگاهی نیروی انتظامی و دانشجویان دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه علوم انتظامی امین بودند که با استفاده از جدول کوکران 120 نفر به عنوان نمونه و به شیوه تصادفی ساده انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که برای بررسی روایی پرسشنامه موردنظر از روایی محتوایی استفاده شد و پایایی ابزار توسط آزمون آلفای کرونباخ بررسی و 88/0 محاسبه گردید. در این پژوهش، جهت آزمون فرضیه ها از شاخص های آمار توصیفی نظیر میانگین، فراوانی و پیرسون بهره گرفته شده است. نتایج نشان داد که قاچاق کالا بر ابعاد امنیت اقتصادی تأثیرگذار است به نحوی که با افزایش قاچاق کالا میزان مشارکت مردمی، ثبات سیاسی، سلامت نظام حقوقی، سلامت نظام اداری، دسترسی سریع کشورها به کالاهای ضروری و راهبردی کشور و میزان رشد اقتصادی کشور کاهش می یابد. از طرفی با افزایش قاچاق کالا، میزان خشونت سیاسی کشور افزایش می یابد.
لوطی ها در شهر خرم آباد در حاشیه ها و محلات پایین سکونت دارند و به مشاغل و فعالیت های فرودستانه مشغول اند. فرهنگ کلیِ جامعه با به-حاشیه راندن این خرده فرهنگ از آن یک دیگریِ فرودست ساخته است که توان انطباق خود با تحولات جامعه مدرن را ندارد. پرسش این است که لوطی ها این طردشدگی اجتماعی را چگونه در متن خرده فرهنگ خود تجربه می کنند. پژوهش حاضر با اتکا به نظریه خرده فرهنگ مکتب بیرمنگام و با به کارگیری روش مردم نگاری انتقادی کوشیده است تا تجربه طرد اجتماعی نزد لوطی های شهر خرم آباد را تحلیل کند. از طریق مصاحبه فردی روایت های بیست نفر از لوطی های این شهر از تجربه طرد اجتماعی گزارش و از طریق تحلیل مضمونی تفسیر شده است. طبق روایت لوطی ها، آن ها بیش از هر چیز از روابط همسایگی، مشارکت اجتماعی، میدان های آموزشی و ورزشی و از قلمرو سبک زندگیِ مدرن طرد شده اند. و علل این طرد بسته به موقعیت می تواند اصرار بر تداوم پیشه مطربی، فقر بین نسلی، تحقیر اجتماعی، تلقی ذات گرایانه از لوطی بودن، تابوی ناپاکی، کلیشه های رایج، نداشتن اصالت عشیره ای و نوع بازنمایی رسانه ای باشد. این طردشدگی در زندگی لوطی ها واجد پیامدهای گوناگون است، از جمله فرودستی اقتصادی، منع ازدواج های برون گروهی، مهاجرت به شهرهای دیگر، سرخوردگی از پیشه نوازندگی، انزجار از فرهنگ کلیِ جامعه، کتمان هویت خویش و احساس زائد بودن. در چنین وضعیتی، لوطی ها راه چاره را در مقاومت های خرده فرهنگی می بینند،