هدف مطالعه همبستگی حاضر، بررسی نقش سبک های دفاعی و خودپنداره بر قصه عشق زنان و مردان متاهل بود. 350 نفر از دانشجویان متاهل واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1395 که بین سنین 20-45 سال بودند بر اساس نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش که عبارت بودند از پرسشنامه سبک های دفاعی اندروز و همکاران (1993)، پرسشنامه قصه عشق استرنبرگ (1998) و پرسشنامه 6 عاملی خودپنداره استک (1994) پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که بین خرده مقیاس های خودپنداره و قصه های عشق افراد، ارتباط مثبت معنادار وجود دارد. همچنین بین سبک های دفاعی با قصه های عشق افراد، رابطه وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نیز بیان داشت که قصه های عشق افراد از طریق سبک های دفاعی و خودپنداره آنان قابل پیش بینی است. از این نتایج می توان در حوزه مشاوره زوجین استفاده نمود. کلید واژه ها : قصه عشق، خودپنداره، سبک های دفاعی
یکی از عوامل مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روحی افراد هر جامعه ای میزان گرایش جوانان آن جامعه به سمت ازدواج است. گرایش به تجرد و بالارفتن سن ازدواج می تواند در مسیر سلامت جامعه اختلال ایجاد کند. این مطالعه با هدف بررسی"گرایش دانشجویان مرد 26 سال به بالا به تجرد نسبی و عوامل مؤثر برآن در دانشگاه آزاد شهر اسلام آباد غرب" انجام شد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه دانشجویان مرد (مجرد) بالای 26 سال بود، که در سال تحصیلی 95-1394 در دانشگاه آزاد شهر اسلام آباد غرب مشغول به تحصیل بودند. جامعه مورد مطالعه 470 نفر بود، که با استفاده از فرمول کوکران و در نظر گرفتن خطای 05/0 ، حجم نمونه به تعداد 212 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد اما به علت معیوب بودن تعدادی از پرسش نامه ها (بی جوابی، پاسخ های ناقص و...) تعداد 199 نفر از آنها در تجزیه و تحلیل نهایی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار (SPSS)، داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.برای بدست آوردن روایی از روایی صوری و جهت پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد.برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی، آزمون T وF و برای آزمون مدل تجربی از رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام استفاده شد. نتایج نشان میدهد که بین متغیرهای سن، بی اعتمادی به جنس مخالف، تماس با جنس مخالف ارتباط معنی داری وجود دارد.
Purpose: This aim of this study was investigate the model of organizational culture with psychological well-being with mediating of communication skills. Methodology: Present study was cross-sectional from type of correlation. The research population was education staff of Marvdasht County in 2019 years. The research sample was 400 people who were selected by multi-stage cluster random sampling method. Data were collected by the questionnaires of organizational culture (Glaser & et al, 1987), psychological well-being (Ryff, 1989) and communication skills (Burton, 1990) and analyzed by structural equation modeling method with using path analysis in SPSS-25 and AMOS-23 software. Findings: The findings showed that organizational culture had a direct and significant effect on communication skills and psychological well-being, communication skills had a direct and significant effect on psychological well-being and organizational culture had an indirect and significant effect on psychological well-being with mediating of communication skills (P<0.01). Also, the model of organizational culture with psychological well-being with mediating of communication skills had a good fit. Conclusion: Regarded to the proper fit of the model and direct and indirect relationships of variables, it is recommended to promote the psychological well-being of education staff by improving their organizational culture and communication skills through improving the status of staff and workshops
کار، یک منبع بسیار مهم برای امرار معاش و احراز موقعیت های اجتماعی است، که در عین حال می تواند به نارضایتی، تحلیل رفتن قوای جسمی و روانی نیز منجر شود، در سالهای اخیر یکی از مهمترین مسائل، در سیستم های اداری که توجه روانشناسان را به خود معطوف کرده است، بی رمقی شغلی است. بنابراین، در تحقیق حاضر عوامل اجتماعی موثر در بی رمقی کارکنان دانشگاه مازندران و آموزش و پرورش شهرستان بابلسر مورد بررسی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر در مجموع 248 پرسشنامه در بین کارکنان دانشگاه مازندران و آموزش و پرورش شهرستان بابلسر توزیع گردید. نتایج در مورد کارکنان دانشگاه مازندران نشان داد از بین 5 متغیر مستقل (استقلال شغلی، عدالت توزیعی، عدالت رویه ای، نوع سازمان و حمایت اجتماعی همکاران) تنها 3 متغیر عدالت رویه ای، نوع سازمان و حمایت اجتماعی همکاران بر روی بی رمقی شغلی تأثیر دارند. در مورد کارکنان آموزش و پرورش تنها متغیر عدالت رویه ای بر بی رمقی شغلی تأثیر دارد. همچنین نتایج آزمون تی گروه های مستقل نشان داد هیچ تفاوتی میان زنان و مردان از نظر بی رمقی شغلی وجود نداشت. نتایج تحلیل واریانس یکراهه نشان داد گروههایی که از نظر سطح تحصیلات و سوابق خدمت با یکدیگر متفاوت بودند، در متغیر بی رمقی شغلی هیچ تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند.
مطابق تئوری گذار دوم جمعیت شناختی، تحولات وسیع و عمیق الگوهای مرتبط با شکل بندی خانواده، از جمله روندهای فزاینده طلاق بعنوان ویژگی های بنیادین خانواده ی معاصر و جمعیت شناسی نوین محسوب می شوند. در همین چارچوب، تحقیق حاضر به بررسی برخی از مهمترین الگوها و تعیین کننده های نگرش به طلاق پرداخته است. جمعیت نمونه تحقیق را 2787 نفر زنان و مردان 15 سال به بالای نقاط شهری و نقاط روستایی شهرستان های اهواز، بابلسر، بجنورد، گنبدکاووس، محمودآباد و همدان تشکیل می دهند. یافته ها نشان داد که درحدود یک سوم افراد مورد مطالعه دارای نگرش مثبت به طلاق هستند و این الگوی کلی نیز بطور معنی داری، تحت تأثیر تعیین کننده های سه گانه اعم از متغیرهای جمعیت شناختی (مانند: سن، جنس، محل سکونت، تحصیلات)، متغیرهای مرتبط با نقش های جنسیتی و متغیرهای مرتبط با دینداری است. در مجموع، یافته های این تحقیق را می توان درچارچوب تئوری های نوگرایی و تغییرات بنیادین در نظام ارزش های جامعه تبیین کرد؛ بدین معنا که نگرش به طلاق بطور مستقیم و مثبت تحت تأثیر رویکردهای نوگرایانه و لیبرالی است.
Purpose: Investigating the cultural content of EFL textbooks is significant in critical discourse studies. The effect of cultural values on EFL learners’ social identity has been less investigated in the Iranian context. This study aimed at identifying type of cultural values embedded in New Interchange and Passages textbooks in terms of being global, local or glocal and the impact of these textbooks’ cultural values on Iranian EFL learners’ social identity. Methodology: 90 upper-intermediate EFL learners at 2 private language institutes and high schools in the city of Gilanegharb were selected among a population of 120 EFL learners based on taking an Oxford Placement Test (OPT). They were randomly divided into an experimental group (45 learners) and a control group (45 learners). The experimental group received global cultural teaching through exposure to private institute textbooks’ cultural values while the control group was taught through local cultural values embedded in the local textbooks. A Student Identity Questionnaire (SIQ) was used as both pre-test and posttest. Data were analyzed through Independent Sample T-tests using SPSS 21 software. Findings: The results indicated that the most frequent textbook cultural values were social power through the U.S. superiority, social relation through friendship and party, and accomplishments through success. Further analysis showed that the textbook cultural values had a significant impact on social identity scores of Iranian EFL learners showing stronger agreement with global cultural values promoted in the imported textbooks. Discussion: Results had implications for EFL teachers, learners, policy makers and material developers.
خانواده مهم ترین نهاد در رشد و شکوفایی افراد جامعه است. توجه به این نهاد و بررسی راهکار های مدیریتی آن در رشد شخصیت فردی و اجتماعی افراد و سلامت جامعه مؤثر است. بروز تفکرات متفاوت مانند فمنیسم باعث تغییر نگرش در ساختار و مدیریت خانواده و بروز انواع نابسامانی ها در این نهاد در برخی از جوامع شده است. پژوهش حاضر سعی دارد با توجه به آیات قرآن کارکرد های مدیریتی دین در خانواده را بیان و در مقایسه با فمنیسم بررسی کند. آنچه از این پژوهش به دست آمده، بیانگر آن است که قرآن کریم با توجه به نگاه همه جانبه، به جهت نظم امور خانواده، مدیریت اخلاق مدار بدون سلطه بر اعضای خانواده را با اختیارات و وظایف مشخص معرفی و وظایف هریک از اعضای خانواده را بیان کرده است. در فمنیسم با طرح مسئله مساوات در خانواده و نادیده گرفتن استعدادهای افراد، باعث بروز نابسامانی ها در خانواده و اجتماع شده است. توجه به دستورالعمل های دین می تواند در سامان بخشیدن به خانواده و نحوه مدیریت آن و سلامت خانواده و جامعه مؤثر باشد.
در پژوهش حاضر به آزمون مدل علی سبک نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی با میانجی گری شکاف نسلی پرداخته شده است. این پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بوده است. ابزار آن نیز از 5 پرسشنامه استاندارد؛ سبک های نظارتی اسمال و کرنز (1993)؛ پرسشنامه جو عاطفی خانواده جعفری هرندی و رجایی موسوی (1395)؛ پرسشنامه شکاف نسلی اولسون (1999)؛ پرسشنامه کارکرد خانواده مک ماستر (2002) و یک پرسشنامه محقق ساخته (اعتیاد به شبکه های اجتماعی) تشکیل شده است. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم دوره دوم دبیرستان های منطقه 5 شهر تهران را که حدود 6000 نفر بوده اند، در برگرفته و تعداد نمونه بر اساس قاعده کلاین (2010) بیست نفر برای هر مؤلفه (در مجموع 7 مؤلفه) یعنی 140 نفر نمونه بوده که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. نتایج نشان داده است که انواع سبک های نظارتی ادراک شده والدین با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات فرزندان بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی رابطه مستقیم دارد و رابطه جو عاطفی خانواده، کارکرد خانواده و شکاف نسلی، با سبک های نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، غیرمستقیم است؛ همچنین جو عاطفی خانواده، با کارکرد خانواده رابطه مستقیم و کارکرد خانواده با شکاف نسلی نیز رابطه دارد.
در این مقاله، بررسی و ارزیابی صحت داده های جمعیتی در دو سرشماری شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان در سال های 1385 و 1395 و همچنین اصلاح و هموار سازی گزارش سن در این دو سرشماری مطمح نظر بوده است. برای ارزیابی داده های جمعیتی، از تعدادی از روش های غیرمستقیم مانند مقایسه میان رشد جمعیت، نسبت سنی، نسبت جنسی، نسبت بازماندگی، شاخص ویپل، شاخص مایرز و شاخص تلفیقی سازمان ملل متحد استفاده شده است. عدد بدست آمده برای شاخص ویپل در سال 1385، برابر با 65/ 107 است که نشان میدهد داده های مربوط به سن در سرشماری این سال، به لحاظ میزان گرد کردن سن به اعداد مختوم به صفر یا پنج، نسبتا دقیق بوده اند و در سال 1395، برابر با 05/104 است که بیانگر بسیار دقیق بودن داده های سنی در این سال است. عدد محاسبه شده برای شاخص مایرز در سال 1395، برابر با 33/3 می باشد که نمایانگر آن است که ترجیح رقمی چشمگیری وجود ندارد. علیرغم نتایج بدست آمده از شاخص های ویپل و مایرز، مبنی بر نبود تمایل زیاد به گرد کردن عدد سن و همچنین نبود ترجیح رقمی بالا، ارقام بدست آمده برای شاخص تلفیقی سازمان ملل در سال های 1385 و 1395، به ترتیب برابراند با 14/48 و 1/41 که نتیجه می شود که، به طور کلی کیفیت داده های سنی و جنسی در هر دو این سرشماری ها بسیار ناقص است. علت این نقص میتواند مربوط به داده های جنسی باشد و یا به علت مواردی از قبیل جابجا گزارش نمودن سن، اشتباهات پوششی و محتوایی، بیش شماری یا کم شماری باشد. همچنین برای اصلاح و همواری سازی گزارش سن از روش میانگین های متحرک برای سه سن متوالی، روش سازمان ملل و جداول اسپراگ بهره جسته ایم.
شهر از جمله موضوعات مورد توجه اندیشمندان بوده است. از آنجایی که اسلام، دین اجتماعی است و برای سعادت بشر، راهبرد و برنامه دارد، در پژوهش حاضر برای تحلیل شهر از دیدگاه اسلام و احصای ویژگی ها و مؤلفه های شهر اسلامی، نظریه های سه تن از متفکران مسلمان شامل ابن خلدون و فارابی از متقدمین و خانم ابراهیم از متفکران مسلمان معاصر بررسی شده است. در چارچوب نظری مورد توجه در اسلام، بر سه مؤلفه انسان (مسلمان)، فضای اجتماعی (فضای مسلمانی) و فضای کالبدی (سیمای اسلامی) شهر تأکید شده است. مؤلفه های شهر اسلامی، شامل مسجد، خانه، بازار، محله و میدان می شود که این عناصر در ساختاری ترکیبی، فضای شهر اسلامی را ترسیم می کنند. از این رو، ظاهراً در شرایط حاضر که نظریه های موجود شهری با تأکید افراطی بر تمایز کاربری، آن گونه که برای مثال در مکتب شیکاگو وجود دارد، با انتقاد جدی مواجه شده است، نظریه اسلامی شهر می تواند در حوزه نظری داعیه دار باشد.
فعالیت و حضور مؤثر در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تابع قواعد و ویژگی های آن است. امروزه با انقلاب ارتباطات تغییر تغییر نقش مخاطب به کاربر یعنی حضور هر فرد برحسب توان در فضای مجازی برای تولید محتوا و عرضه آن به دیگران، بسیاری از معادلات گذشته در ارتباطات را تغییر داده است. هر کاربر برای حضور اثرگذارش باید عناصری که در این فرایند نقش دارند مدیریت نماید. لذا این پرسش وجود دارد: آیا ارزش و اعتبار همه افراد در این فضا یکسان است؟ آیا راه هایی برای تشخص سازی فردی(personal branding) و یا جمعی وجود دارد تا بتوان از آن ها استفاده کرد؟ افراد چگونه خود را به دیگران در شبکه های اجتماعی می نمایانند یا چگونه با تشخص سازی هویت خود را شکل داده و بروز می دهند؟ افراد چگونه هویت خود را می توانند بهبود بخشند؟ این گونه پرسش ها در رابطة میان هویت فرد و هویتی که ناشی از حضورش در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است، امری طبیعی و قابل انتظار به نظر می رسد. این مقاله سعی دارد ضمن نشان دادن اهمیت هویت های واقعی فردی در شبکه های اجتماعی چگونگی برساخت هویت در فضای مجازی و ارتقاء آن را نیز با روشی توصیفی و تحلیلی بیان نماید. نتایج حاکی از اهمیت چندین عنصر از قبیل پروفایل، نوع مطلب یا پست، میزان اظهار علاقه، میزان تفسیر، تعداد دنبال کنندگان و .. در ساخت این هویت بسیار اثرگذار هستند.
Purpose: The aim of this research was predicting the family function based on early maladaptive schemas and couple’s communication patterns. Methodology: Present study was descriptive from type of correlation. The research population was married female employees working in public and non-public schools of Tehran city and their spouses in 2017-2018 academic years. The research sample was 482 people (241 couples) who were selected by multi-stage cluster random sampling method. The research instruments were the questionnaires of family function (Epstein and et all, 1983), early maladaptive schemas (Young, 1998) and couple’s communication patterns (Christensen and Sullaway, 1984). Data were analyzed by Pearson correlation coefficients and multivariate regression methods in SPSS software version 24. Findings: The results showed that the schemas of disconnection and rejection, impaired autonomy and performance, impaired limits, other directedness and excessive vigilance and inhibition, constructive communication pattern, avoidance communication pattern and demand/retiring communication pattern had a significant relationship with family function. Also, early maladaptive schemas and couple’s communication patterns significantly could predict 52.9 percent of variance of family function (P<0.05). Conclusion: Based on the results of the present study, to promote the family function can be decrease the rate of their early maladaptive schemas and improve the rate of couple’s communication patterns, who for this purpose the use of psychological interventions include schema therapy can be useful.