This paper aims to show the status of digital art in Iran and explain how the meaning of an artist has transformed in the digital age. The primary assumption of this paper is that the experience of digital art has again revived the collective experience in creating arts. Although, interactivity is considered to be the most important quality of digital art, their collective, collaborative and progressive qualities should as well be emphasized. These qualities have transformed all aspects of art. The present study focuses on the audience’s part in the foundation of producing art in new media art or digital art. Using Howard Becker’s idea of ‘the sociology of art’ we can show the process of change, that the notion of crowd production of art has undergone and almost reached its exact meaning. The current study is applying a qualitative approach using participation and interview techniques. The research was carried out during the Tehran Annual Digital Arts Exhibition (TADAX). The research data were obtained based on interviews with artists and participators in the four TADAX exhibitions from 2013 to 2016.
تولید فیلم های مستند با موضوع حیات وحش و طبیعت در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به جایگاهی از کمیت، کیفیت و رقابت رسیده، که باید از اساس با دیدی کاملاً متفاوت، به پی ریزی و طراحی بنای آن اقدام کرد. جدا از خود موضوع که جذابیت خاص خودش را باید داشته باشد، ترکیب تکنیک و هنر در کنار هم، باید به جذابیت این فیلم ها کمک کند.
آن چه در این مقاله بررسی می شود، جنبه ها و مقوله های فنی برنامه سازی مستند است که پایه واساس تکنیکی استانداردهای جهانی، این گونه از مستندها را معرفی و تشریح می کند. فناوری نوین فیلم سازی باعث شده که جهان طبیعی و محیط زیست انسان، حیوانات و گیاهان از زوایای جدید و صحنه هایی که پیش از آن دیده نشده اند، ارائه شود. روش های گوناگون تصویربرداری، ابزارهای جدید تصویربرداری و پژوهش های خاص مستندهای حیات وحش چون رادیو تله متری و حتی ابزارهای جدید زنده گیری
حیوانات که با اتصال به سامانه های ماهواره ای جهانی، در نوع خود انقلابی در برنامه سازی مستند به وجود آورده اند، در این مقاله معرفی شده اند.
تعامل انسان با محیط زیست در ایران به هزاران سال قبل بر می گردد، اما بحران محیط زیست پدیده بسیار متاخری است که محصول بی توجهی انسان به ظرفیت محیط زیست بوده است. در ایران نیز مانند سایر نقاط جهان برخی گفتمان ها در ایجاد این بحران نقش مثبت و منفی داشته اند. گفتمان محیط زیست گرایی نیز در ایران مانند دیگر نقاط دنیا در پاسخ به این بحران پا گرفت. این گفتمان به شیوه های مختلف تلاش نموده خود را هژمونیک نموده و وارد فضایی کارزار گفتمانی شود. هدف این تحقیق بررسی و تحلیل این گفتمان در ایران است. در این راستا محیط زیست گرایی را به منزله یک مفصل بندی در نظر می گیریم و به روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موف به تحلیل آن می پردازیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که اگرچه گفتمان محیط زیست گرایی دارای تاریخی طولانی است، اما با توجه به مدرن بودن بحران محیط زیست که به طور مشخص از زمان پهلوی دوم آغاز شده و با پر رنگ تر شدن پیامدهای توسعه افراطی، این گفتمان امروزه در مواجهه با چنین مسئله ای در منازعه گفتمانی از موقعیت بهتری برخوردار است. بعد از انقلاب نیز با ادامه سیاست های توسعه ای از سوی دولت های مختلف این گفتمان در تقابل با گفتمان توسعه خود را مفصل بندی نموده و به شیوه های مختلف سعی در هژمونیک شدن دارد.
طبقات اجتماعی مختلفی در جنبش مشروطه شرکت داشتند که هر کدام با انگیزه های متفاوتی به این حرکت پیوستند. کارگران یکی از این طبقات بودند که به تازگی در جامعه ایران رشد می یافتند. آنان به لحاظ نوع مشارکت در شیوه تولید و مالکیت ابزار کار با پیشه وران و اصناف قدیمی متفاوت بودند و به سبب زیستن در بافت عشیره ای و جامعه مبتنی بر اقتصاد کشاورزی و دامداری، به طبقه کارگر اروپایی شباهتی نداشتند. بسیاری از این کارگران به دلیل فشار طبقه حاکم و وجود فقر، ناگزیر کار و کاشانه خود را ترک و به مناطق آبادتر یا کشورهای همجوار مهاجرت می کردند. آنان با مشاهده وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این نواحی تحت تأثیر قرار می گرفتند و چون بیشترشان کارگران فصلی بودند، پس از بازگشت به ایران، دیده ها و شنیده های خود را برای هم وطنانشان بازگو می کردند. هدف این مقاله شناسایی سهم کارگران در زمینه سازی و شکل بخشیدن به جنبش مشروطه ایران است که نویسنده می کوشد با روش «توصیف تاریخی» و «اسنادی»، به این سؤال پاسخ دهد که طبقه کارگر چگونه در جامعه ایران شکل گرفت و کارگران چه نقشی در بروز اندیشه های نوسازی اجتماعی داشتند؟ چنین فرض می شود که طبقه کارگر بسیار دیرتر از جوامع اروپایی در ایران شکل گرفت و قشری اندک از نیروهای تولیدی را تشکیل می داد. آگاهی کارگران ایرانی از حقوق سیاسی و اجتماعی شان نیز بیشتر از آنکه درون زا و برخاسته از توسعه صنعتی باشد، از افکار چپ گرایانه مناطق قفقاز تأثیر پذیرفت و به همین دلیل با وجود مشارکت آنان در موج نوگرایی و نهضت مشروطه، این طیف از جامعه نتوانست آن گونه که در انقلاب های بزرگ اروپایی نظیر انگلستان، فرانسه و روسیه اثرگذار بود، نقش تاریخی خود را ایفا کند. این بررسی نشان می دهد که پیش از شکل گیری جنبش مشروطه برخی از کارگران در انقلاب های حوزه قفقاز شرکت داشتند و با افکار انقلابی آن سامان آشنایی یافتند. این کارگران هم صدا با سایر هم وطنانشان به نهضت آزادی خواهی ایران پیوستند و با پخش اعلامیه ها، شرکت در اجتماعات و نیز حضور در صحنه های نبرد مسلحانه، به مبارزه با استبداد برخاستند و پایه گذار حرکت های انقلابی آتی شدند.
ارتباطات میان فرهنگی، اگرچه همزاد بشر است، اما امروزه به یکی از مشخصه های بارز حیات اجتماعی مبدل گشته و پرسش های فراوانی را برای بشر امروز مطرح ساخته است که توجه به آنها، مدیریت ارتباط در محیط های چندفرهنگی را تسهیل می کند. این پژوهش، با هدف بررسی مهم ترین مسائل عرصه ارتباطات میان فرهنگی و با تکیه بر منابع مکتوب و روش توصیفی اسنادی، به مسئله شناسی در این خصوص می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد علاوه بر تعریف ارتباطات میان فرهنگی، که از نظر گستره و مصادیق مورد اختلاف جدی است، ملاک میان فرهنگیت، تفاوت های فرهنگی، هوش فرهنگی، درک متقابل و سوء تفاهم و تلقی از «دیگری»، پاره ای از مهم ترین مسائلی است که موفقیت و ناکامی ارتباطات میان فرهنگی به آنها وابسته است. این مسائل، به ویژه هنگامی برجسته می شوند که از نگاه اسلامی و هنجاری مورد بررسی قرار گیرند. رویکرد اسلامی، به ویژه در ملاک میان فرهنگیت، تفاوت فرهنگی، تغییر فرهنگی، تلقی از دیگری و بی خانمانی ذهن، با نگاه های رایج متفاوت است؛ یعنی مسئله بودن پاره ای از موضوعات میان فرهنگی، ناشی از نگاه هنجاری است. ویژگی این پژوهش نیز در همین نکته نهفته است.
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش عزت نفس و ادراک از سبک های فرزندپروری والدین در پیش بینی سبک های مراقبت گری دانشجویان متأهل بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مرد متأهل دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال 1395 است که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 245 نفر از آن ها انتخاب شده و به ابزارهای مراقبت گری، مقیاس عزت نفس و سبک های فرزندپروری والدینی ادراک شده پاسخ دادند. پس از اجرای پرسش نامه ها، اطلاعات جمع آوری شده به وسیله شاخص های آمار توصیفی و هم چنین روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که عزت نفس و صمیمیت عاطفی، ابعاد مجاورت و حساسیت را به صورت مثبت و معنادار، و طرد، ابعاد مجاورت و حساسیت را به صورت منفی و معناداری پیش بینی می کنند (05/0P<). هم چنین نتایج نشان داد که عزت نفس، فزون حمایتگری و صمیمیت عاطفی، بعد کنترل را به صورت منفی و معنادار و طرد، بعد کنترل را به صورت مثبت و معناداری پیش بینی می کنند (05/0P<). هم چنین نتایج نشان داد که عزت نفس و صمیمیت عاطفی، بعد وسواس را به صورت منفی و معناداری پیش بینی می کنند (05/0P<). یافته ها مورد بحث قرار گرفته است.
پژوهش حاضر تلاش می کند تا به عنوان یکی از نخستین گام ها در این مسیر، به آینده شناسی نسبت دولت و رسانه در بستر تحولات تکنولوژیک و فرهنگی پیش رو بپردازد. با توجه به تغییراتی که طلیعة آن از هم اکنون به وضوح آشکار است، سرشت و سرنوشت رسانه به طور کلی، در حال دگردیسی است. این پژوهش با رویکرد و روش شناسی آینده پژوهانه احتمالات ممکن در باب آیندة رسانه را بررسی کرده و توضیح می دهد در هر یک از سناریوهای پیش رو دولت چه نسبتی با رسانه خواهد داشت و از چه میزان توان کنترل رسانه برخوردار خواهد بود. برای انجام این مهم پژوهشگران حاضر ابتدا چارچوب مفهومی و روش شناسی انتخابی خود (روش سناریو نویسی ) را تشریح کرده و سپس به تدوین سه سناریو از آیندة دولت و رسانه خواهند پرداخت. این سه سناریو عبارت اند از: 1. رقابت بین بازیگران دولتی و غیردولتی برای تسلط بر رسانه، 2. جامعة شبکه ای سلسله مراتبی؛ ورود به دوران تاریک کنترل اطلاعات و 3. جامعة شبکه ای باز؛ شروع دوران برابری اطلاعاتی و عصر روشنگری. در پایان نیز این سه سناریو بر اساس آینده های ممکن، محتمل و مطلوب بررسی می شوند.
"سازمان علمی ـ فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در تعریف آموزش آورده است: «تمام کنشها و اثرات، راهها و روشهایی را که برای رشد و تکامل تواناییهای مغزی و معرفتی و همچنین مهارتها، نگرشها و رفتار انسان به کار میرود (البته به طریقی که شخصیت انسان را تا حد ممکن به تعالی برساند) تعلیم و تربیت و یا آموزش و پرورش میگویند».
بر این اساس میتوان گفت آموزش یک فرایند متوالی و پیگیر است که تداوم آن تمامی ابعاد حیات انسانها را در بر میگیرد. آموزش از جمله اجزای جداییناپذیر زندگی انسان است.
در قرن حاضر وسایل ارتباط جمعی همانند مطبوعات، رادیو و تلویزیون، ماهواره و اینترنت جانشین ارتباطات رو در رو و چهره به چهره شدهاند و تأثیر بسزایی بر تکتک افراد یک جامعه به جا گذاشتهاند. این تأثیرات منجر به آموزش مستقیم و غیرمستقیم تمامی افراد میشوند.
این وسایل ارتباط جمعی با انتشار اطلاعات و آگاهیها، افزون بر نقش تکمیلی آموزش مؤسسات آموزشی و دانشگاهی بدون هیچ محدودیت زمانی، مکانی، سنی و جنسی، آموزش افراد جامعه را بر عهده دارند.
مقاله حاضر با بررسی یکی از وظایف مهم وسایل ارتباط جمعی، یعنی نقش آموزشی و تأکید بر تأثیر شدید آنها در عصر کنونی، مزایای آموزش از طریق این گونه وسایل را بیان میکند. این نوشتار به بررسی عناصر تأثیرگذار بر روند آموزشی رسانهها در فرایند جهانی شدن و همچنین نقش حواس در فرایندهای یادگیری و استفاده از فناوریهای نوین پرداخته شده است.
"
پژوهش حاضر به بازنمایی کلیشه های منتسب به اقوام در سریال های تلویزیونی می پردازد. سؤال اصلی عبارتست از این که شخصیت های قومی به لحاظ به ابعاد شخصیتی و اجتماعی چگونه به تصویر کشیده می شوند. روش تحلیل محتوای کیفی برای پاسخ به این سوال مورد استفاده قرار گرفت. مروری بر توصیف نمودهای متنی حاکی از آن است که بر خلاف ادعای برخی پیشینه های تجربی مبنی بر این که به نظر گروه های قومی بازنمایی کلیشه ای اقوام معمولاً بر تصورات قالبی موجود در فرهنگ عامیانه استوار است وهرکدام از اقوام به گونه ای خاص بازنمایی می شوند؛ در یافته های تحقیق حاضر، تفاوت چندانی در شخصیت پردازی این افراد به چشم نمی خورد. فقط در یک مورد این پیش فرض با نتایج منطبق بود؛ مردان قومیت کرد و عرب، در نمونه موردبررسی «متعصب» بازنمایی شده اند که این ویژگی با تصورات قالبی در فرهنگ عامه همسانی دارد. در سایر موارد، از ابعاد ظاهری گرفته تا اخلاقی وجوه تعمیمی شخصیت پردازی ها بسیار بالاست. ویژگی هایی نظیر ساده دل، فرودست، غیر متجدد از یک سو و کارکرد کمیک در مجموعه های مورد بررسی از اصلی ترین درون مایه متنی هستند. سپس براساس توصیفات چهارتیپ شخصیتی از هویت های قومی تعریف شدند که عبارتند از:تیپ مهاجر، تیپ مستحیل، تیپ مجاور و تیپ متعادل